مهدی خراطیان، تحلیلگر سیاسی، با اشاره به جهش شاخص نوسان بازار اوراق قرضه آمریکا (MOVE) گفت: همزمانی این وضعیت با تحولات سفر مسعود پزشکیان به نیویورک و تغییر دقیقهنودی متن سخنرانی او در سازمان ملل، از وجود جریانی در تهران حکایت دارد که به گفته او، با ارسال سیگنال مذاکره به واشنگتن، در مقاطع فشار بر بازارهای مالی آمریکا به کاهش فشار بر دولت ترامپ کمک میکند.
رصد خبر | دیپلماسى؛ مهدی خراطیان در تحلیلی درباره تحولات بازارهای مالی آمریکا و سفر مسعود پزشکیان به نیویورک گفت که برخی جریانها در تهران با ارسال سیگنالهای مذاکره به آمریکا، بهجای تبدیل فشار اقتصادی و مالی واشنگتن به اهرم سیاسی برای ایران، عملاً به کاهش فشار بر دولت دونالد ترامپ کمک میکنند. او این تحلیل را در ارتباط با مصاحبه پزشکیان با فاکسنیوز و تحولات اخیر بازار اوراق قرضه آمریکا مطرح کرده است.
فشار بر رییس جمهور از جانب شاخه وزارت خزانه داری آمریکا در تهران
دیشب نخستین بار پس از ماه مارس (ماه آغازین جنگ) شاخص MOVE (شاخص ناپایداری بازار اوراق قرضه آمریکا) از ۱۰۰ عبور و خط روند مهمی را قطع کرد، که نشان از تغییر فاز بازار اوراق قرضه از رژیم عادی به رژیم تحت فشار دارد. مسلما این وضعیت “بحرانی” نیست، اما سیگنال مهمی را مخابره کرد که اهالی فن در ۲۴ ساعت گذشته در مورد آن سخن بسیار گفته اند و Bank of America در مورد آن هشدار داده است.
در خبر بلومبرگ در اینمورد میخوانیم:
”شاخص MOVE متعلق به ICE BofA، که معیاری برای سنجش نوسان بازار اوراق قرضه است، این هفته حدود ۲۹.۶۹٪ جهش کرده که بزرگترین افزایش آن از زمان موسوم به «روز آزادی» در آوریل پارسال است؛ زمانی که جنگ تعرفه ای رئیسجمهور آمریکا، بازارهای جهانی را متلاطم کرد.
این شاخص اکنون به سطوحی رسیده که آخرین بار در ماه مارس، اندکی پس از آغاز جنگ ایران، مشاهده شده بود.”
نکته جالب در ادامه این گزارش است:
”در مورد شاخص MOVE، حتی یک افزایش جزئی در روز جمعه باعث خواهد شد جهش هفتگی آن از افزایش ثبتشده در آوریل ۲۰۲۵ فراتر برود و به بزرگترین رشد از سال ۲۰۲۲ تاکنون تبدیل شود. با این حال، پس از جهش روز قبل، بازار اوراق قرضه با کاهش قیمت نفت تا حدی آرام گرفته است. با وجود این، قیمتگذاری در بازار سوآپها همچنان حاکی از حدود ۷۰ درصد احتمال افزایش ۲۵ واحد پایهای نرخ بهره در ماه اکتبر است؛ در حالی که در ابتدای ماه، تقریباً هیچ احتمالی برای چنین افزایشی در نظر گرفته نمیشد. همچنین، بازار تقریباً بهطور کامل چهار نوبت افزایش نرخ بهره تا پایان سال آینده را قیمتگذاری کرده است.
بنوآ ژرار، استراتژیست نرخهای بهره در شرکت Natixis SA، گفت:
«دیروز روز تسلیم (capitulation) بود. احتمالاً از زمان افزایش نرخ بهره در این ماه، نوع نگاه بازار تغییر کرده و انکار درباره احتمال افزایشهای بیشتر نرخ بهره نیز به پایان رسیده است.»»
پایان نقل قول از بلومبرگ
اکنون سوال اینجاست که ربط سخنان فوق به تحولات سفر رییس جمهور به نیویورک چیست؟
به نظر میرسد سخنان دیروز پزشکیان و تغییر دقیفه نودی متن سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به مذاق جریانی که پیشتر به آنها و دستور کارشان مکررا اشاره کرده ایم خوش نیامده است، چرا که همان سخنان برای ادامه روند صعودی نفت و ادامه فشار بر اوراق قرضه کافی و افزایش فشار بر ترامپ کافی بود. این جریان که در عمل (آگاهانه یا ناآگاهانه) در نقش شاخه وزارت خزانه داری آمریکا در تهران عمل و هر زمان که بازارهای مالی آمریکا تحت فشار است، سیگنالی دال بر مذاکره و … به بیرون مخابره می نماید، بی انکه آن فشارها را تبدیل به اهرمی در جهت استیفای منافع ملی کشور کند، بلافاصله جهت گرفتن زهر سخنان آتشین پزشکیان از صندوقچه خود دستور کار مصاحبه با فاکس نیوز را بیرون آورد که همان مصاحبه کافی بود تا مجددا فشار روز پنجشنبه به طرز معناداری در آستانه تعطیلی بازارها کاهش یابد. (دقیقا مشابه سیگنال مذاکره با دول عربی در عمان در شب تسلط انصارالله بر باب المندب و حمله به پترولاین و جهش کمسابقه قیمت نفت)
مسلما انداختن رییس جمهور جلوی گرگی چون برت بایر اهداف خاصی را پیگیری میکرده که تنها یکی از آنها سیگنال به شخص ترامپ بوده است. اینجریان هنوز به ایده مهوع و بی مبنای “ترامپ معامله گر” معتقد و ظاهرا با تکیه به ایده هایی کودکانه به دنبال به دست اوردن دل ترامپ است، اما در باطن اهدافی پیچیده تر را پیگیری میکند. بی توجهی عمدی به روانشناسی سیاسی ترامپ -که بارها نشان داده با مشاهده اولین سیگنال ضعف بشدت خشن شده و در جهت امتیازگیری حداکثری اقدام میکند- و نادیدهگیری تعمدی معادلات حزب جمهوریخواه و نقش لابی اسراییل، بارها کشور را به مسلخ جنگ برده است، و جالب اینجاست که همین جریان از مصاحبه رییس جمهور با تاکر کارلسون، که میتوانست تاریخ ساز و در جهت دور کردن جنگ از کشور بسیار تاثیرگذار شود، یک فاجعه رسانه ای ساخت.
مسلما بازی موش و گربه این جریان با منافع ملی ایران، که همواره فرصت تنفس برای طرف مقابل خلق کرده و نقش مهمی در طولانی کردن جنگ و در نهایت هدایت کشور به سمت تسلیم کشور به لابی اسراییل دارد، عاقبت کشور را درگیر تصاعد تنشی خونین، بمبهای سنگرشکن را روانه پایتخت و گروههای مسلح تجزیه طلب را از غرب وارد ایران خواهد کرد.
اینکه عده ای مصرند که از تبعات فاجعه آمیز سفر خالد به تهران، و چرخشهای دقیقه نودی ویتکاف در ادوار مذاکرات و بازیهای پیچیده ترامپ و سیگنال مذاکره وی در شب ۱۳ ژوئن (شب آغاز جنگ ۱۲ روزه) درس نگیرند، و به لابی اسراییل چپ و راست پاس گل بدهند، مساله را از شکل سوء تفاهم خارج و به آن بار امنیتی میدهد.



