دیروز، تاریخ در تقویم نجف اشرف و کربلای معلی، با خطی از نور و خون بازنویسی شد. نجف اشرف و کربلای معلی شاهد رخدادی بودند که نه تنها در حافظه معاصر امت و آزادگان، که در تار و پود تاریخ مقاومت به عنوان «روز بیعت بزرگ» ثبت خواهد شد.
رصدخبر | سیاست؛ پیکر مطهر رهبر مجاهد شهید و اعضای شهید خانواده مکرمشان بر شانههای دریایی از عاشقانی تشییع شد که مرزهای جغرافیایی را در جوار حرم اهل بیت(ع) و کشور برادر عراق ذوب کرده بودند.
اولین زائر اربعین، بر شانههای خادمان اربعین
روایتها از این تشییع، با یک کلیدواژه سوزناک آغاز شد: «بازگشت عاشق به آستان معشوق». همگان به یاد دارند که امام شهید، همواره پیشقراول دعوت و اهمیت به زیارت اربعین بود و پیش از هر زائر دیگری، عطر حسینی را در فضای این مسیر نورانی میپراکند. گویی تقدیر، اینگونه رقم خورده بود که آخرین زیارت او نه به عنوان یک زائر معمولی، بلکه در قامت پدری باشد که فرزندان معنویاش در عراق، چشمانتظار میزبانی از پیکر مطهر اویند. بسیاری از موکبداران عراقی که سالها خاطره تماشای سیمای نورانی تصاویر رهبر شهید انقلاب در مسیر نجف به کربلا را در سینه دارند، دیروز میگفتند: «او اولین زائر راهپیمایی جهانی اربعین بود و حالا کربلا آمده تا از او استقبال کند، هله بالزوار.»
حماسه نجف؛ وداع در جوار مرقد حیدر کرار
نجف اشرف از ساعات اولیه بامداد به خروشی حماسی تبدیل شد که شهر را به لرزه درآورد. حرم امیرالمؤمنین(ع) نه فقط میعادگاه زائران، که تماشاگر صحنهای بود که قلب امت را متصل به یکدیگر میدید. مردم و عشایر غیور عراق با لباسهای سنتی و چفیههایی که بوی جبهههای مقاومت میداد، پیشاپیش دستههای عزاداری، نام «شهید خامنهای» را با سوز و گداز فریاد میزدند. در نجف، همه از نقش بیبدیل رهبر شهید در قدرتمند شدن مقاومت و شکست طرحهای آمریکایی و صهیونیستی و ایجاد خودباوری برای امت سخن میگفتند. جوانانی که شاید تنها از طریق رسانهها با او آشنا شده بودند، امروز با چنان شوری از او یاد میکردند که گویی سالها در محضرش تلمذ کردهاند. یکی از جوانان عراقی که پرچمی منقش به تصویر رهبر شهید و شهید سلیمانی را در دست داشت، با چشمانی اشکبار گفت: «او به ما آموخت که چگونه در برابر استکبار، قد خم نکنیم. او نه فقط رهبر ایران که رهبر مستضعفان و آزادگان جهان بود.»
کربلا؛ تکرار تاریخ در بینالحرمین
وقتی پیکر مطهر به کربلای معلی رسید، گویی زمان متوقف شد. بینالحرمین شاهد شکوهمندترین تشییعی بود که تا به حال به خود دیده است. سیل جمعیت از تمامی شهرهای عراق؛ از بصره و ناصریه تا بغداد و کرکوک و موصل و اربیل و… خود را به حریم حسینی رسانده بودند تا در کنار ضریح سید و سالار شهیدان امام حسین(ع) و سالار وفاداری حضرت ابوالفضل(ع) و سالار شهیدان، با رهبر خود وداع کنند. فریادهای «لبیک یا سید مجتبی» که در فضای کربلا و نجف طنینانداز بود، نشان از یک بیعت بزرگ با رهبر انقلاب اسلامی و ادامه راه امام شهید داشت. آنچه در این روز تاریخی بیش از هر چیز خودنمایی میکرد، پیوند ناگسستنی دو ملت ایران و عراق بود. امام شهید در طول دهههای گذشته، بزرگترین معمار این پیوند عمیق برادرانه بود. او بود که با بصیرت عمیق و درک صحیح از توطئههای دشمن، ایران و عراق را به دو بازوی یک پیکر تبدیل کرد. مردم عراق با حضور میلیونی خود به این معمار بزرگ وحدت، ادای احترام کردند و نشان دادند که قدردان حمایتهای او از مقاومت در برابر تروریسم تکفیری و دخالتهای خارجی هستند. آنچه دیروز پررنگ بود، نقش جوانان عراقی در این حماسه است؛ نسلی که در بطن حوادث سالهای اخیر عراق بالیده، آیتالله خامنهای را نه یک سیاستمدار، که یک «مرجع فکری » میداند. در موکبهایی که در مسیر تشییع برپا شده بود، جوانان با حرارت خاصی از «مکتب امام شهید» حرف میزدند. در میان جمعیت، کمتر کسی بود که اشکی در چشم نداشته باشد؛ نه فقط برای فقدان یک رهبر، بلکه برای غیرتی که امام شهید در جانهای آنها کاشته بود.
روزی که تاریخ شد
خورشید در کربلای معلی غروب میکرد، پیکر رهبر شهید که صبح نزد حیدر کرار(ع) بود، در سیل جمعیت عاشقان در بینالحرمین شریفین در موج دریای عاشقان عراقی در حرکت بود تا سپس به مشهد مقدس برسد، اما آن چیزی که در کربلا و نجف باقی ماند، یک عزم راسخ بود. این حضور میلیونی، نه پایان یک مراسم، بلکه آغازی بود بر ادامه راه رهبر شهید. بیعت مردم عراق با رهبری معظم انقلاب و تأکید بر ادامه راه رهبر شهید به معنای این است که ستون خیمه مقاومت، استوارتر از همیشه باقی مانده است. این تنها توصیفی کوتاه بود از اقیانوسی که دیروز در عراق به تلاطم درآمده بود.
پیوند ناگسستنی دو ملت
رضا میرابیان
کارشناس مسائل غرب آسیا
تشییع رهبر شهید در عراق، بیتردید پدیدهای استثنایی، کمسابقه و قابل تأمل در تاریخ روابط دو کشور به شمار میرود. اگر تنها چند دهه به عقب بازگردیم، خواهیم دید که ایران و عراق هشت سال جنگی سنگین را پشت سر گذاشتند. جنگی که هزاران کشته، شهید و خسارت برای هر دو ملت بر جای گذاشت. در آن مقطع، هیچکس تصور نمیکرد روزی فرا برسد که همین ملت عراق با اصرار و استقبال گسترده، خواستار حضور پیکر رهبر جمهوری اسلامی ایران در سرزمین خود باشد تا در جوار مراقد مطهر برای او نماز اقامه کنند و با شکوهی کمنظیر او را بدرقه کنند.
این رخداد را به دشواری میتوان با نمونهای در تاریخ معاصر مقایسه کرد. در واقع، با پدیدهای کاملاً استثنایی روبهرو هستیم که بسیاری از ناظران، بویژه تحلیلگران غربی و آمریکایی را غافلگیر کرد. نباید فراموش کرد که عراق بیش از دو دهه تحت اشغال و سپس تحت فشار و نفوذ آمریکا قرار داشته و طبیعی بود که واشنگتن تمایلی به برگزاری چنین مراسمی نداشته باشد. از همین رو، این استقبال باشکوه را میتوان «نه» بزرگی از سوی ملت عراق به سیاستهای آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران دانست. پیامی روشن مبنی بر اینکه ایران را کشوری همسایه، برادر، همدین و هممذهب میدانند و حاضر نیستند تحت فشارهای سیاسی آمریکا علیه جمهوری اسلامی اقدام کنند.
این همراهی تنها به مراسم تشییع محدود نمیشود. در سالهای اخیر، بویژه در نبردهای جبهه مقاومت، عراق یکی از درخشانترین و اثرگذارترین نقشها را ایفا کرده است. نیروهای مقاومت عراق در کنار جمهوری اسلامی ایران، چه در مقابله با گروههای ضدانقلاب مستقر در اقلیم کردستان عراق و چه در برابر تهدیدها و اقدامات خصمانه برخی کشورهای منطقه، حضوری فعال و تعیینکننده داشتهاند. آنان در عمل نشان دادهاند که در بزنگاههای حساس، تمامقد در کنار جمهوری اسلامی ایران ایستادهاند.
اگر این تحولات را در چارچوب معادلات رایج بینالمللی تحلیل کنیم، شاید نتوان برای آن نمونه مشابهی یافت. آنچه رخ داده، فراتر از محاسبات معمول سیاسی است و به همین دلیل باید این سرمایه ارزشمند را قدر دانست. پیوندهای تاریخی، فرهنگی، مذهبی و اعتقادی میان دو ملت، امروز بیش از هر زمان دیگری خود را آشکار کرده و امید میرود این روابط روزبهروز مستحکمتر شود. حضورگسترده مردم عراق در این مراسم، نشان داد که آنان آینده و سرنوشت خود را با جمهوری اسلامی ایران پیوند خورده میبینند و این همگرایی را در رویارویی با سیاستهای آمریکا در منطقه معنا میکنند.
اگر نگاهی به تاریخ روابط ایران و عراق بیندازیم، درمییابیم که در مقاطع مختلف، بسیاری از حکومتهای حاکم بر عراق تلاش کردهاند این کشور را در تقابل با ایران قرار دهند. این سیاست تنها به دوران صدام محدود نمیشود. حتی در دوره عثمانی و پس از آن نیز جنگها و تحریکات متعددی با هدف ایجاد شکاف میان دو ملت صورت گرفت. در دوران جنگ تحمیلی نیز، با وجود آنکه اکثریت مردم عراق را شیعیان تشکیل میدادند، حاکمان این کشور تلاش میکردند از همین جوانان عراقی در صفوف ارتش علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند. این رویکرد نشان میدهد که همواره قدرتهای خارجی و حکومتهای وابسته، به دنبال ایجاد تقابل میان دو ملت بودهاند.
با این حال، به برکت آگاهی ملتهای منطقه، خون شهدا و رهبری شهید، بسیاری از این مرزهای ذهنی و سیاسی فرو ریخت. اگر سالها پیش به رهبران رژیم بعث گفته میشد روزی مردم عراق با شور و اشتیاق رهبر جمهوری اسلامی ایران را تشییع خواهند کرد، بیتردید چنین سخنی را غیرقابل باور میدانستند. اما امروز این واقعیت تاریخی رخ داده و به نمادی از تحول عمیق در روابط دو ملت تبدیل شده است.
طبیعی است که چنین رخدادی برای آمریکا خوشایند نباشد. حتی پیش از برگزاری مراسم، گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد وزارت خارجه آمریکا با ارسال بخشنامههایی به برخی سفارتخانههای خود در منطقه، دولتها را نسبت به حضور در این مراسم تحت فشار قرار داده و آنان را از مشارکت در سطح بالا برحذر داشته است. با وجود این فشارها، بسیاری از کشورها در مراسم حضور یافتند و مهمتر از آن، مردم عراق با مشارکتی گسترده و کمنظیر نشان دادند که اراده ملتها، فراتر از فشارها و ملاحظات سیاسی قدرتهای خارجی است. همین حضور گسترده، مهمترین پیام این مراسم بود. پیامی که از استحکام پیوندهای تاریخی، مذهبی و راهبردی میان ایران و عراق حکایت دارد و نشان میدهد این روابط، امروز وارد مرحلهای تازه و تعیینکننده شده است.
ایران


