<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نادر انتصار &#8211; سایت خبری تحلیلی رصد خبر</title>
	<atom:link href="https://rasadkhabar.ir/tag/%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://rasadkhabar.ir</link>
	<description>سایت خبری تحلیلی رصد خبر</description>
	<lastBuildDate>Wed, 18 Feb 2026 04:19:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.1.15</generator>

<image>
	<url>https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/12/cropped-رصد-32x32.png</url>
	<title>نادر انتصار &#8211; سایت خبری تحلیلی رصد خبر</title>
	<link>https://rasadkhabar.ir</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>انتصار: ورود به مرحله بعدی مذاکرات اجتناب‌ناپذیر است</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%86/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Feb 2026 04:19:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیپلماسی]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اتاق اصناف ایران]]></category>
		<category><![CDATA[حمله آمریکا به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خط قرمز در مذاکرات]]></category>
		<category><![CDATA[دونالد ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[مذاکرات ایران و آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[نادر انتصار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=27369</guid>

					<description><![CDATA[<p>نادر انتصار، استاد بازنشسته دانشگاه آلابامای جنوبی معتقد است که « اگر مدل غنی‌سازی نزدیک به صفر در موضوع هسته‌ای ایران شکل بگیرد، طبیعتا مسیر برای طرح سایر مطالبات امریکا در مراحل بعدی مذاکرات باز خواهد شد، اما نباید فراموش کنیم که هدف اصلی امریکا تضعیف ایران به عنوان یک [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%86/">انتصار: ورود به مرحله بعدی مذاکرات اجتناب‌ناپذیر است</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نادر انتصار، استاد بازنشسته دانشگاه آلابامای جنوبی معتقد است که « اگر مدل غنی‌سازی نزدیک به صفر در موضوع هسته‌ای ایران شکل بگیرد، طبیعتا مسیر برای طرح سایر مطالبات امریکا در مراحل بعدی مذاکرات باز خواهد شد، اما نباید فراموش کنیم که هدف اصلی امریکا تضعیف ایران به عنوان یک قدرت اثرگذار در منطقه است».<br />
<span id="more-27369"></span></p>
<p><span style="color: #993300;"><strong>رصدخبر | دیپلماسی ؛</strong></span> نادر انتصار، استاد سابق دانشگاه آلابامای جنوبی آمریکا در گفت‌وگو با <em>روزنامه اعتماد</em> و در پاسخ به سوالی در خصوص چرایی بازگشت تهران به میز مذاکره با واشنگتن بعد از رویارویی تهران و تل‌آویو تشریح کرد: ایران هیچگاه میز مذاکره را ترک نکرد. در مقطعی که گفت‌وگوها در جریان بود، به ایران حمله شد؛ طبیعی است در شرایطی که کشور در میانه یک درگیری نظامی قرار دارد، امکان ادامه مذاکرات به همان روال سابق وجود ندارد. بنابراین توقف گفت‌وگوها در آن مقطع، تصمیمی قابل درک بود. با این حال، از همان ابتدا هم روشن بود که ایران مایل است اختلافات خود با امریکا را تا حد امکان از مسیر غیرنظامی مدیریت کند. حتی اگر همه اختلافات قابل رفع نباشد، دست‌کم می‌توان درباره برخی موضوعات به تفاهم‌های حداقلی دست یافت. مهم‌ترین موضوع برای ایران در این میان، مساله هسته‌ای است.</p>
<p>به باور انتصار به نظر می‌رسد ایران مدت‌هاست حتی پیش از حمله اخیر آمریکا به تاسیسات هسته‌ای به این جمع‌بندی رسیده که باید درباره ساختار و وضعیت برنامه هسته‌ای خود بازنگری جدی انجام بدهد. گزارش‌ها و اخباری هم مطرح شد مبنی بر اینکه ایران ممکن است سطح غنی‌سازی را به زیر یک درصد کاهش بدهد. البته از نظر فنی چیزی به نام «صفر مطلق» در غنی‌سازی وجود ندارد. بنابراین وقتی از غنی‌سازی صفر صحبت می‌شود، منظور در واقع کاهش میزان غنی‌سازی به پایین‌ترین سطح ممکن است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>اگر ایران غنی سازی پایین را بپذیرد&#8230;</strong></span></p>
<p>این استاد دانشگاه گفت: اگر ایران حتی غنی‌سازی در حد ۰.۱ درصد را بپذیرد، می‌تواند در داخل کشور استدلال کند که «حق غنی‌سازی» همچنان محفوظ است، در حالی که در عمل سطح غنی‌سازی به نزدیک صفر رسیده است. چنین مدلی می‌تواند راه‌حلی میانه باشد؛ بدان معنا که امریکا نیز بپذیرد ایران در سطح حقوقی اعلام کرده از حق غنی‌سازی برخوردار است، اما در عمل اقدام به غنی‌سازی موثر نکند. به اعتقاد من، اگر چنین چارچوبی مورد توافق قرار بگیرد، یکی از مهم‌ترین موانع اولیه در مسیر گفت‌وگوها برداشته خواهد شد و امکان حرکت به سمت تفاهم‌های گسترده‌تر فراهم می‌شود.</p>
<p>انتصار درخصوص دیگر شروط ادعایی واشنگتن تشریح کرد: به باور من اگر چنین مدلی یعنی غنی‌سازی نزدیک به صفر در موضوع هسته‌ای ایران شکل بگیرد، طبیعتا مسیر برای طرح سایر مطالبات آمریکا در مراحل بعدی مذاکرات باز خواهد شد. بدان معنا که اگر پرونده هسته‌ای عملا از دستور کار تنش خارج شود، امریکا تمرکز خود را بر موضوعات دیگر خواهد گذاشت. نباید فراموش کنیم که هدف اصلی امریکا، به عنوان یک قدرت بزرگ، صرفا مساله هسته‌ای نیست. مساله اصلی از نگاه واشنگتن، تضعیف ایران به عنوان یک قدرت اثرگذار در منطقه است. حتی برخی در امریکا فراتر از این نیز می‌اندیشند؛ چه در سطح نظری و چه در سطح عملی، ایده مهار حداکثری و حتی تجزیه ایران هم در برخی محافل مطرح است. بنابراین باید توجه داشت که منازعه صرفا بر سر غنی‌سازی نیست.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>فشارها در حوزه موشکی</strong></span></p>
<p>به گفته انتصار در این چارچوب، موضوع توان موشکی برای آمریکا اهمیت بسیار بالایی دارد. کشوری که دارای قدرت موشکی موثر در منطقه باشد، به ‌راحتی به کشوری «ضعیف» به معنایی که آمریکا مدنظر دارد تبدیل نمی‌شود. از این رو، حتی اگر توافق هسته‌ای حاصل شود و سطح غنی‌سازی به‌ طور عملی به حداقل برسد، فشارها در حوزه‌های دیگر، به‌ویژه در زمینه توان موشکی، می‌تواند ادامه پیدا کند. البته دستیابی به توافق در پرونده هسته‌ای می‌تواند تا حدی فضای تنفس در روابط ایران و آمریکا ایجاد کند. به باور من ایران در نهایت با مدلی از کاهش شدید غنی‌سازی موافقت خواهد کرد؛ شاید غنی‌سازی در حد آزمایشگاهی و لابراتواری باقی بماند، همان‌گونه که امروز بیش از صد کشور جهان فعالیت‌های محدود تحقیقاتی هسته‌ای دارند و این موضوع حساسیت‌زا تلقی نمی‌شود. در چنین حالتی، ایران می‌تواند اعلام کند که «حق غنی‌سازی» خود را که طبق معاهده ان‌پی‌تی برایش به رسمیت شناخته شده حفظ کرده است، اما در عمل برنامه هسته‌ای به آن شکلی که محل مناقشه بود، دیگر وجود نخواهد داشت.</p>
<p>این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در داخل کشور نیز احتمالا تأکید اصلی بر همین حفظ این «حق» خواهد بود؛ اینکه گفته شود ما حق غنی‌سازی را حفظ کرده‌ایم و بر اساس اراده خودمان سطح آن را کاهش داده‌ایم. در چنین سناریویی، امریکا نیز می‌تواند بگوید هدف اصلی محقق شده و مسیر را برای طرح مطالبات بعدی باز کند. به این ترتیب، اگرچه پرونده هسته‌ای ممکن است از مرحله بحرانی عبور کند، اما اختلاف و فشارها در سایر حوزه‌ها ادامه خواهد یافت.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>ورود به مرحله بعدی مذاکرات اجتناب‌ناپذیر است</strong></span></p>
<p>انتصار در پاسخ به پرسش دیگر درخصوص واکنش احتمالی تهران به دیگر شروط واشنگتن از جمله مسائل موشکی و منطقه‌ای تشریح کرد: به اعتقاد من در آینده‌ای نه چندان دور تهران در قبال چنین شروطی انعطاف‌هایی از خود نشان خواهد داد. اگر با دقت نگاه کنیم به نظر می‌رسد طی سال‌های گذشته خطوط قرمز اعلامی ایران به‌ تدریج دستخوش تغییر شده‌اند. در مقابل، طرف امریکایی عملا چنین چارچوب ثابتی برای خود تعریف نکرده و این پیام را منتقل کرده که «همه‌ چیز قابل» مذاکره است. لذا وقتی یک طرف می‌گوید خط قرمز مشخصی ندارد و همه موضوعات می‌تواند روی میز گفت‌وگو قرار بگیرد، طبیعی است که دامنه مذاکرات به‌ تدریج گسترش پیدا کند. در چنین شرایطی، اگر مرحله نخست یعنی پرونده هسته‌ای از حالت بحرانی خارج شود و توافقی در آن حوزه شکل بگیرد، ورود به مرحله بعدی مذاکرات تقریبا اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.</p>
<p>به گفته انتصار تجربه گذشته نشان داده است که هرگاه مذاکرات وارد فاز جدیدی شده، بخشی از خطوط قرمز قبلی تعدیل یا بازتعریف شده‌اند. بنابراین، این احتمال وجود دارد که در مراحل بعدی نیز ایران ناچار به نوعی عقب‌نشینی یا انعطاف در برابر مطالبات جدید شود. به بیان ساده، اگر گام اول برداشته شود و مساله هسته‌ای به توافق برسد، گفت‌وگوها متوقف نخواهد شد، بلکه به حوزه‌های دیگر تسری پیدا می‌کند. در آن صورت، چالش اصلی این خواهد بود که ایران تا چه میزان می‌تواند چارچوب‌های مورد نظر خود را حفظ کند و تا چه اندازه وارد مسیر بازتعریف خطوط قرمز خواهد شد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>تلاش برای احیای برجام، شلاق زدن «اسب مرده» است</strong></span></p>
<p>انتصار درخصوص مختصات هر نوع توافق احتمالی که به ادعای ناظران احتمالا مشابه توافق ۲۰۱۵ باشد، توضیح داد: به ‌طور کلی به باور من، به‌ویژه در شرایط فعلی، آمریکا و شخص دونالد ترامپ درک دقیق‌تری از وضعیت و شرایط ایران دارد تا اینکه ایران تصویر روشنی از محدودیت‌ها و خطوط واقعی طرف مقابل داشته باشد. به عبارت دیگر، واشنگتن بهتر می‌داند ایران تا چه اندازه مایل به عقب‌نشینی است و تا کجا امکان انعطاف دارد. در چنین فضایی، بازگشت به چارچوب‌های گذشته، به‌ویژه چارچوب برجام، دیگر واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد. شرایط بین‌المللی و منطقه‌ای به ‌کلی تغییر کرده است. تفکر برجامی، به معنای بازگشت به همان معادلات و همان ساختار توافق، عملا موضوعیتی ندارد.</p>
<p>به گفته این استاد دانشگاه، برجام متعلق به مقطع خاصی از تحولات جهانی تعلق داشت؛ زمانی که توازن قوا، فضای بین‌المللی، وضعیت منطقه و حتی معادلات داخلی آمریکا و ایران متفاوت از امروز بود. اکنون جهان تغییر کرده، آرایش قدرت‌ها دگرگون شده و اولویت‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی نیز تحول یافته است. در چنین شرایطی، تلاش برای احیای همان الگوی پیشین، شبیه به آن است که بخواهیم یک «اسب مرده» را با شلاق زدن دوباره به حرکت درآوریم؛ امری که طبیعتا ممکن نیست. بنابراین اگر قرار باشد گفت‌وگویی میان ایران و امریکا پیش برود، ناگزیر باید بر مبنای چارچوبی جدید و متناسب با واقعیت‌های امروز طراحی شود، نه با اتکا به مدلی که زمان آن گذشته است. از این منظر، برجام را باید توافقی متعلق به گذشته دانست؛ توافقی که در مقطع خود شاید کارکردی داشت، اما امروز دیگر نمی‌تواند مبنای حرکت آینده روابط ایران و امریکا باشد. به همین دلیل، هرگونه رویکرد در قبال واشنگتن نیازمند بازتعریف مفهومی و خروج کامل از ذهنیت برجامی است؛ چرا که ادامه دادن آن تفکر، با تحولات جاری نظام بین‌الملل و مناسبات فعلی دو کشور همخوانی ندارد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>شرکت‌های آمریکایی وارد بازاری با قوانین نامطمئن نمی‌شوند</strong></span></p>
<p>این تحلیلگر مسائل منطقه در پاسخ به پرسش دیگردرباره احتمال همکاری‌های اقتصادی میان تهران و واشنگتن به عنوان ابتکاری از سوی ایران تشریح کرد: در گذشته نیز تلاش‌هایی برای ایجاد همکاری‌های اقتصادی میان ایران و آمریکا انجام شد. حتی در مقطعی نمایندگان شرکت‌هایی مانند بوئینگ وارد گفت‌وگو شدند، اما در نهایت این تلاش‌ها به نتیجه نرسید. بنابراین صرف طرح موضوع سرمایه‌گذاری یا همکاری اقتصادی، تضمینی برای تحقق آن نیست. البته دونالد ترامپ شخصیتی غیرقابل پیش‌بینی دارد و در برخی موارد تصمیم‌های متفاوت از ساختار سنتی سیاست آمریکا اتخاذ کرده است. نقش نزدیکان او، به‌ویژه جرد کوشنر دامادش، نیز در برخی پرونده‌ها پررنگ بوده و ممکن است در روندهای پشت‌پرده تأثیرگذار باشد؛ هرچند معمولا در سکوت عمل می‌کنند. با این حال، حتی اگر اراده سیاسی در سطح کاخ سفید وجود داشته باشد، این به معنای تحقق سریع و گسترده همکاری‌های اقتصادی نیست.</p>
<p>به گفته انتصار، موضوع فقط این نیست که ایران بخواهد شرکت‌های آمریکایی وارد بازارش شوند. شرکت‌های بزرگ بین‌المللی بر اساس منطق سود و ریسک تصمیم می‌گیرند. آنها به سادگی وارد بازاری نمی‌شوند که نسبت به ثبات قوانین، پایداری توافق‌ها و افق بلندمدت روابط سیاسی آن اطمینان نداشته باشند. سرمایه‌گذاری خارجی نیازمند چارچوب حقوقی شفاف، تضمین‌های اجرایی و اعتماد متقابل در بلندمدت است؛ عناصری که بدون آنها ورود سرمایه جدی شکل نمی‌گیرد.</p>
<p>این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، حتی اگر در سطح دولت آمریکا تمایلی برای گسترش همکاری اقتصادی با ایران وجود داشته باشد، موانع داخلی قابل توجهی در واشنگتن مطرح است. کنگره آمریکا در بسیاری از موارد اختیار تعیین‌کننده دارد و بعید است به‌راحتی با باز شدن گسترده مسیر سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی در ایران موافقت کند. مخالفت‌های سیاسی داخلی می‌تواند دامنه هرگونه توافق اقتصادی را محدود کند.</p>
<p>به گفته انتصار، از طرفی دیگر امتیازاتی که آمریکا در گذشته روی کاغذ مطرح می‌کرد، لزوما به معنای تحقق کامل آنها در عمل نبود. تجربه نشان داده است که میان تعهدات مکتوب و اجرای واقعی آنها فاصله وجود دارد. بنابراین نباید انتظار داشت در چارچوب یک توافق جدید، تحول اقتصادی گسترده و فوری رخ بدهد. در بهترین حالت، ممکن است تخفیف‌هایی محدود و هدفمند در حوزه تحریم‌ها اعمال شود؛ تخفیف‌هایی که بیشتر جنبه مدیریت تنش و ایجاد فضای تنفس داشته باشد تا یک گشایش بنیادین. به بیان دیگر، نباید تصور کرد که با یک توافق، همه موانع اقتصادی برداشته خواهد شد. حتی اگر امریکا بخواهد امتیاز اقتصادی بدهد، احتمالا این امتیازها تدریجی، مشروط و قابل بازگشت خواهند بود. ممکن است در برخی حوزه‌ها کاهش قابل توجهی در فشارها اعمال شود، اما ساختار اصلی تحریم‌ها به‌ طور کامل از میان نخواهد رفت. در چنین شرایطی، اقتصاد ایران شاید از یک فشار حداکثری به وضعیتی با فشار کمتر منتقل شود، اما به معنای رفع کامل محدودیت‌ها نخواهد بود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>واکنش احتمالی اسرائیل به مذاکرات ایران و آمریکا</strong></span></p>
<p>انتصار درخصوص واکنش احتمالی اسراییل به مذاکرات ایران و ایالات متحده و همچنین احتمال شکل‌گیری توافق تشریح کرد: یکی از ابزارهای مهم فشار بر ایران را باید در چارچوب سیاست خارجی امریکا و رابطه راهبردی این کشور با اسراییل تحلیل کرد. ممکن است در آمریکا روسای جمهور تغییر کنند، ترکیب وزارت خارجه دگرگون شده یا اولویت‌های داخلی جابه‌جا شود، اما یک متغیر تقریبا ثابت در سیاست خارجی ایالات متحده وجود دارد و آن، رابطه ویژه واشنگتن با اسراییل است. به نظر من، این رابطه یک اصل ساختاری در سیاست امریکا محسوب می‌شود و به سادگی دستخوش تغییر نخواهد شد.</p>
<p>به باور انتصار، آمریکا اسراییل را رها نخواهد کرد و اسراییل نیز نفوذ و جایگاه خود در ساختار سیاسی امریکا را از دست نخواهد داد. بنابراین تحلیل‌هایی که بر وجود شکاف عمیق و راهبردی میان دو طرف تأکید می‌کنند، نباید بیش از حد جدی گرفته شوند. در مقاطعی ممکن است اختلاف‌نظرهایی تاکتیکی یا حتی رسانه‌ای میان واشنگتن و تل‌آویو دیده شود، اما این اختلاف‌ها در چارچوب یک همکاری راهبردی تعریف می‌شوند. به بیان دیگر، ما با دو بازیگری مواجهیم که در زمین واحدی بازی می‌کنند. ممکن است نقش خود را تقسیم کنند، ممکن است در شیوه بیان یا زمان‌بندی مواضع تفاوت‌هایی دیده شود، اما هدف کلان مشترک است. اختلاف در تاکتیک به معنای اختلاف در استراتژی نیست. از این رو، بزرگ‌نمایی شکاف میان آمریکا و اسراییل در قبال ایران می‌تواند خطای محاسباتی ایجاد کند. در مجموع، باید این واقعیت را پذیرفت که هماهنگی نزدیک میان آمریکا و اسراییل در موضوع ایران ادامه خواهد داشت. هر تحلیلی که این پیوند ساختاری را نادیده بگیرد، تصویر دقیقی از معادلات فشار بر ایران ارائه نخواهد داد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>مذاکره از نگاه ترامپ بخشی از راهبرد فشار حداکثری است</strong></span></p>
<p>این استاد دانشگاه در پاسخ به سوال دیگر درباره تعیین ضرب‌الاجل یک ماهه از سوی دونالد ترامپ برای رسیدن به توافق با ایران گفت: دونالد ترامپ از همان دوره نخست ریاست‌جمهوری خود نشان داده که در حوزه سیاست خارجی، به‌ویژه در قبال ایران، بیش از آنکه بر الگوهای کلاسیک دیپلماسی تکیه کند، از رویکرد فشار و ارعاب استفاده می‌کند. به نظر من، اگر در واشنگتن و به ‌طور مشخص در تیم ترامپ این جمع‌بندی شکل بگیرد که گفت‌وگو با ایران می‌تواند در نهایت به پذیرش مطالبات اصلی امریکا منجر شود، واشنگتن همچنان مسیر مذاکرات را ادامه خواهند داد. اما شرط کلیدی از نگاه ترامپ این است که اطمینان حاصل شود طرف مقابل در نهایت به همان نقطه‌ای خواهد رسید که او می‌خواهد. اگر چنین برداشتی شکل بگیرد که ایران آماده پذیرش چارچوب‌های مورد نظر امریکاست، احتمال پیشبرد گفت‌وگوها افزایش می‌یابد. در غیر این صورت، ابزار فشار بار دیگر فعال خواهد شد. اساسا یکی از ویژگی‌های رفتاری ترامپ، استفاده همزمان از مذاکره و تهدید است. او معمولا در حالی وارد گفت‌وگو می‌شود که اهرم‌های فشار را نیز به ‌طور علنی پشت سر خود نگه می‌دارد. این رویکرد بیشتر شبیه شیوه یک مذاکره‌کننده تهاجمی است که تلاش می‌کند با نمایش قدرت، طرف مقابل را در موقعیت تدافعی قرار بدهد.</p>
<p>به گفته انتصار ، در این چارچوب، ترامپ تلاش می‌کند این پیام را منتقل کند که هم آماده توافق هستم و هم آماده اعمال فشار بیشتر. به بیان دیگر، مذاکره از نگاه او نه نشانه کاهش فشار، بلکه بخشی از راهبرد فشار حداکثری است. این ترکیب تهدید و پیشنهاد، ابزاری برای واداشتن طرف مقابل به انعطاف بیشتر محسوب می‌شود. بنابراین اگر تیم ترامپ به این نتیجه برسد که ایران در نهایت حاضر به پذیرش مطالبات کلیدی است، مسیر گفت‌وگو را باز نگه می‌دارد؛ اما همزمان همواره این تصویر را حفظ می‌کند که گزینه‌های سختگیرانه‌تر نیز روی میز قرار دارند.</p>
<p>این تحلیلگر مسائل منطقه با اشاره به تحولات داخلی ایالات متحده بالاخص انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره تشریح کرد: در مقطع کنونی، بخش قابل توجهی از پایگاه اجتماعی دونالد ترامپ از نظر فکری با جنگ‌های خارجی گسترده موافق نیستند و به ‌طور سنتی گرایش‌های ضدمداخله‌گرایانه دارند. با این حال، تجربه سال‌های گذشته نشان داده که همان پایگاه رأی که حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد رأی‌دهندگان را شامل می‌شود در نهایت از تصمیم‌های ترامپ حمایت می‌کند، حتی اگر آن تصمیم‌ها با مواضع پیشین اعلامی فاصله داشته باشد. به بیان دیگر، اگر ایالات متحده در شرایطی خاص به اقدام نظامی علیه ایران دست بزند، بخش سرسخت و وفادار هواداران ترامپ احتمالا در کنار او خواهند ایستاد. مخالفان سیاسی او به‌ویژه در میان دموکرات‌ها طبیعتا واکنش نشان خواهند داد، اعتراض خواهند کرد و این اقدام را زیر سوال می‌برند، اما پایگاه اصلی رأی ترامپ به ‌سادگی از او جدا نخواهد شد.</p>
<p>به گفته انتصار از سوی دیگر، در سیاست داخلی آمریکا پدیده‌ای شناخته‌ شده وجود دارد که در شرایط بحران خارجی یا اقدام نظامی، میزان حمایت عمومی از رییس‌جمهور افزایش می‌یابد. در سال‌های اخیر نیز شاهد بودیم که در برخی موارد، حتی اقدامات بحث‌برانگیز یا پرهزینه خارجی لزوما به تضعیف فوری موقعیت سیاسی رییس‌جمهور منجر نشده است. البته یک استثنا وجود دارد، اگر یک اقدام نظامی به شکست آشکار، تلفات سنگین یا درگیری فرسایشی طولانی منجر شود، آن‌گاه پیامدهای سیاسی می‌تواند معکوس باشد. اما اگر سناریو به ‌گونه‌ای طراحی شود که ایالات متحده بدون اعزام گسترده نیروی زمینی و صرفا از طریق حملات محدود یا هوایی اقدام کند، احتمالا هزینه سیاسی داخلی آن برای رییس‌جمهور پایین‌تر خواهد بود. در چنین حالتی، نه‌تنها لزوما به موقعیت انتخاباتی حزب جمهوری‌خواه آسیب جدی وارد نمی‌شود، بلکه حتی ممکن است در کوتاه‌مدت به تقویت انسجام پایگاه رأی آنها بینجامد. بنابراین ارزیابی پیامدهای داخلی هرگونه اقدام نظامی امریکا باید با در نظر گرفتن رفتار رأی‌دهندگان، ساختار دوحزبی و تجربه‌های پیشین انجام شود، نه صرفا بر اساس این فرض که هر درگیری خارجی الزاما به تضعیف حزب حاکم منجر خواهد شد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>سبک ترامپ ترکیبی از تهدید و مذاکره است</strong></span></p>
<p>انتصار درباره سناریوهای احتمالی درباره ادامه مذاکرات طی روزها و هفته‌های آینده گفت: دونالد ترامپ در سال‌های اخیر نشان داده که یکی از جنگ‌طلب‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین روسای جمهور آمریکا است. تجربه این سال‌ها نشان می‌دهد که تقریبا هیچ محدودیتی در استفاده او از ابزارهای نظامی وجود نداشته و کسی نتوانسته جلوی تصمیم‌گیری‌هایش در این حوزه را بگیرد. به همین دلیل به نظر می‌رسد اگر اراده کند، اقدام نظامی را در دستور کار قرار خواهد داد. با این حال، سبک ترامپ ترکیبی از تهدید و مذاکره است. او تمایل دارد هم گفت‌وگوها ادامه یابد و هم از اهرم نظامی برای تأثیرگذاری استفاده کند. به بیان دیگر، اگر گفت‌وگوها نتیجه‌بخش نباشد، ممکن است پس از گذشت چند ماه، اقدام محدود دیگری انجام بدهد و از طریق آن پیام قدرت منتقل کند و مدعی شود که من آماده‌ام و توان اقدام دارم، بیایید بنشینیم و مذاکره کنیم. به این ترتیب، او هم گفت‌وگو را زنده نگه می‌دارد و هم از تهدید نظامی برای فشار استفاده می‌کند.</p>
<p>به گفته انتصار هدف ترامپ از این اقدامات محدود، ایجاد ضعف یا اختلال در سیستم دولت مقابل است، بدون آنکه منجر به تغییر ساختاری کامل شود. تاکنون هیچ نشانه‌ای وجود نداشته که او بخواهد یک حمله گسترده و تمام‌عیار انجام بدهد. حتی اگر روزی شرایط مهیا شود تا گروه یا فردی که مورد نظر دونالد ترامپ باشد در ایران قدرت را به دست بگیرد که با اهداف امریکا هماهنگ باشد، آن زمان ممکن است اقدامات وسیع‌تری در دستور کار قرار بگیرد. در چارچوب همین تحلیل، دلیل عمده اینکه تاکنون حمله گسترده‌ای به ایران رخ نداده، این است که امریکا هنوز نتوانسته نقطه یا فردی را در داخل ایران شناسایی کند که بتواند جایگزین مناسبی برای دولت فعلی باشد و اهداف آنها را پیش ببرد. بنابراین تاکنون تصمیم به حمله کامل گرفته نشده و احتمالا تا زمانی که این شرایط مهیا نشود، اقدامات محدود و کنترل‌ شده ادامه خواهد داشت. مانند شرایطی که اخیرا در ونزوئلا شاهد بودیم و معاون رییس‌جمهور سابق و فردی از درون ساختار سیاسی این کشور را در راس کار قرار داد.</p>
<p><em><strong>اعتماد</strong></em></p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%86/">انتصار: ورود به مرحله بعدی مذاکرات اجتناب‌ناپذیر است</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انتصار: توقف غنی‌سازی در ایران ،تسلیم کامل در برابر خواسته‌های طرف مقابل است</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d9%82%d9%81-%d8%ba%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%8c%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d9%82%d9%81-%d8%ba%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%8c%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 25 May 2025 14:06:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیپلماسی]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دونالد ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[غنی‌سازی اورانیوم]]></category>
		<category><![CDATA[کنسرسیوم هسته‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[مذاکرات ایران و آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[نادر انتصار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=26250</guid>

					<description><![CDATA[<p>نادر انتصار ضمن اشاره به زیاده‌خواهی واشنگتن در مذاکرات با تهران و نقش پررنگ لابی یهود، معتقد است تا زمانی که طرف امریکایی بر خطوط قرمز ایران متمرکز باشد، مذاکرات به نتایج قابل قبولی نخواهد رسید. رصدخبر &#124; دیپلماسی ؛ به باور نادرانتصار استاد برجسته و بازنشسته دانشگاه آلابامای جنوبی، [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d9%82%d9%81-%d8%ba%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%8c%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85/">انتصار: توقف غنی‌سازی در ایران ،تسلیم کامل در برابر خواسته‌های طرف مقابل است</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نادر انتصار ضمن اشاره به زیاده‌خواهی واشنگتن در مذاکرات با تهران و نقش پررنگ لابی یهود، معتقد است تا زمانی که طرف امریکایی بر خطوط قرمز ایران متمرکز باشد، مذاکرات به نتایج قابل قبولی نخواهد رسید.<br />
<span id="more-26250"></span></p>
<p><strong><span style="color: #993300;">رصدخبر | دیپلماسی ؛</span></strong> به باور نادرانتصار استاد برجسته و بازنشسته دانشگاه آلابامای جنوبی، هر راهکاری به جز پذیرش غنی‌سازی صلح‌آمیز تهران از سوی واشنگتن، نمی‌تواند رایزنی‌ها را به نقطه مطلوب برساند؛ چرا که منطقی نیست ایران بخواهد با پذیرش از بین رفتن برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای‌اش خود را تسلیم خواسته‌های زیاده‎خواهانه امریکا نماید. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:</p>
<p><strong>دور پنجم مذاکرات ایران و امریکا، در شرایطی به پایان رسید که بنا به گفته میانجیگر عمانی این دور از رایزنی‌ها بدون نتیجه‌ای ملموس با کمی پیشرفت به پایان رسید.حال با توجه به موضع‌گیری‌های مقام‌های ایرانی و امریکایی پیش از گفت‌وگو‌ها در باب فرآیند غنی‌سازی در ایران، برآورد و ارزیابی شما از روند دیپلماسی حاکم میان تهران و واشنگتن چیست؟ بالاخص آنکه امیدها درباب دستیابی به توافق نسبت به ادوار پیشین کمرنگ‌تر شده آیا همچنان می‌توان امیدوار بود دو بازیگر در نشست‌های احتمالی پیش رو به توافق نسبی دست یابند؟</strong></p>
<p>در مراحل ابتدایی مذاکرات، به‌ویژه در دور اول و دوم، بیشتر بر کلیات تمرکز شده بود. به همین دلیل، انتظار نمی‌رفت در مراحل اولیه، تحول مهمی در سطح جزییات رخ دهد. همین فضای کلی‌گویی باعث شد خوش‌بینی‌هایی از سوی برخی ناظران، به‌ویژه در داخل ایران، ابراز شود. اما این خوش‌بینی‌ها بیش از حد واقعی به نظر می‌رسیدند؛ چرا که وقتی مذاکرات به مسائل اصلی‌تر و جزئی‌تر رسید، این نگاه‌های خوش‌بینانه جای خود را به نوعی واقع‌گرایی داد. اکنون نیز در چنین وضعیتی قرار داریم. از سوی دیگر، ایالات متحده راهبرد مشخصی در پیش گرفته که بخشی از آن به انتقال پیام‌ها از طریق رسانه‌ها مربوط می‌شود؛ خواه رسانه‌های مکتوب و خواه رسانه‌های تصویری. به‌طور خاص، بخشی از مواضع امریکا در رسانه‌هایی چون فاکس‌نیوز که به جناح راست تعلق دارد بازتاب می‌یابد. مصاحبه اخیر آقای ویتکاف در همین راستا قابل ارزیابی است. در این رسانه‌ها بارها تاکید شده که ایران باید به سمت غنی‌سازی صفر‌درصد حرکت کند، و این نشان می‌دهد که ایالات متحده دست‌کم آنگونه که از دیدگاه من برمی‌آید هنوز راهبرد مشخص و یکپارچه‌ای را ارایه نکرده است. به‌ویژه شخص دونالد ترامپ که در حال حاضر تحت فشارهای جدی داخلی قرار دارد، از جمله فشارهایی که از سوی لابی اسراییل اعمال می‌شود؛ لابی‌ای که نباید در سیاست داخلی ایالات متحده نادیده گرفته شود. این لابی از طریق کنگره و سایر نهادهای موثر، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به سیاست خارجی امریکا دارد. از طرفی ترامپ فردی غیرقابل پیش‌بینی است و مواضع او به‌طور مداوم در حال تغییر است: روزی از عدم تمایل به جنگ سخن می‌گوید، روز دیگر تهدید به بمباران می‌کند و سپس از تمایل به صلح حرف می‌زند. این بی‌ثباتی در موضع‌گیری‌ها، به نوعی به سردرگمی‌ها در تیم مذاکره‌کننده امریکا دامن زده است؛ پدیده‌ای که در زمان مذاکرات برجام شاهد آن نبودیم. تیم دولت اوباما در آن بازه زمانی، تیمی حرفه‌ای، منسجم و دقیق بود که از ابتدا می‌دانست چه می‌خواهد و هدف مشخصی را دنبال می‌کرد. آن تیم با رسانه‌ها نیز برخوردی حساب‌شده داشت و از اظهارنظرهای متناقض اجتناب می‌کرد. در واقع، روند مذاکرات برجام نمونه‌ای از یک رویکرد حرفه‌ای اجرا شده توسط تیمی حرفه‌ای بود که در نهایت نیز به دستاوردهایی منتهی شد که تا حد زیادی منافع موردنظر امریکا را تامین کرد. در مقابل، در دوره ترامپ، نه‌تنها راهبرد مشخصی وجود ندارد، بلکه حتی نمی‌توان پیش‌بینی کرد که مسیر آینده چگونه خواهد بود. این سردرگمی باعث شده تحلیل‌گران و ناظران نتوانند ارزیابی دقیقی از رفتار آینده رییس‌جمهوری امریکا ارایه دهند، چرا که هیچ پیشینه قابل اتکایی برای پیش‌بینی تصمیماتش وجود ندارد. نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد، اظهارات اخیر وزیر خارجه عمان است. او به صراحت اعلام کرد که دور پنجم مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و امریکا، دشوارترین دور این گفت‌وگوها بوده است. به نظر می‌رسد در این مرحله، امریکا تاکید بیشتری بر توقف کامل غنی‌سازی در ایران داشته و در مقابل، ایران نیز موضع خود را با شفافیت و صراحت بیشتری بیان کرده است. اکنون، پس از پایان این دور از مذاکرات، به باور من روند گفت‌وگوها در وضعیتی نیمه‌بن‌بست قرار گرفته است.</p>
<p><strong>همان‌گونه که اشاره کردید، اصلی‌ترین گره مذاکرات یعنی موضوع غنی‌سازی، همچنان لاینحل باقی مانده است؛ ایران با قاطعیت تأکید کرده که حتی در صورت پذیرش ایده کنسرسیوم هم همچنان غنی‌سازی باید در خاک کشورمان انجام شود. در چنین شرایطی، اول اینکه این ابتکار عمل اصولا چقدر قابلیت اجرایی دارد و آیا طرف امریکایی به شکل جدی آن را مدنظر قرار داده یا صرفا ابزاری برای انحراف از خواسته‌های ایران است؟ در صورت نپذیرفته شدن چنین راهکاری توسط تهران، چه ابتکارهای جایگزینی برای برون رفت از بن بست کنونی در اختیار است؟</strong></p>
<p>به باور من، طرح کنسرسیومی که اخیرا و احتمالا از سوی برخی کشورهای عربی پیشنهاد شده توانایی حل بن‌بست موجود در مذاکرات را ندارد. ایران از اوایل انقلاب تجربه‌ای تلخ از موضوع کنسرسیوم دارد. هرگاه ایران تقاضای دریافت حتی مقدار بسیار کمی اورانیوم غنی‌شده برای مقاصد پژوهشی و دانشگاهی داشته، با آن مخالفت شده است. اگر ایران امروز بپذیرد که غنی‌سازی داخلی را برچیند یا آن را به کشور دیگری منتقل کند، تصمیم‌گیری درباره میزان و هدف غنی‌سازی اورانیوم چه برای تولید انرژی، چه برای مصارف بهداشتی و کشاورزی را از دست می‌دهد و این به معنای واگذاری حاکمیت فناورانه به دیگر بازیگران است. از این رو، به نظر من طرح کنسرسیوم، در عمل راه‌حلی برای خروج از بن بست نخواهد بود. حتی اگر روزی قرار باشد چنین کنسرسیومی شکل بگیرد، باید در کنار غنی‌سازی داخلی و منطبق با نیازهای مشخص‌شده ایران تعریف گردد. در غیر این صورت، این طرح به‌جای کمک، خود به مانعی در مسیر پیشرفت مذاکرات بدل می‌شود. آنچه وزیر خارجه عمان مطرح کرده یا سایر ابتکارات و پیشنهادات، به نظر من تنها در سطح ایده باقی مانده‌اند.</p>
<p><strong>گروهی مدعی‌اند در دوران ریاست اوباما نیز تا حصول برجام چنین فرآیندی طی شده، ارزیابی شما در این باره چیست؟ آیا می‌توان گفت که چنین چالش‌هایی بخشی از ماهیت و ذات رایزنی‌های دیپلماتیک است؟</strong></p>
<p>به باور من در شرایط کنونی اگر قرار باشد راه‌حلی ارایه شود، صرفا می‌توان درباره درصد غنی‌سازی در ایران بحث کرد همانطور که در برجام نیز درباره آن رایزنی‌هایی انجام شده بود. از طرفی اگر تیم ترامپ واقعا به این نتیجه رسیده باشد که ایران باید به‌طور کامل غنی‌سازی را کنار بگذارد، این مذاکرات به نتیجه نخواهد رسید. حتی ممکن است طرح‌هایی مانند کنسرسیوم صرفا برای منحرف کردن مسیر مذاکرات از خواسته‌های ایران ارایه شده باشند. واقعیت این است که تیم فعلی مذاکره‌کننده امریکا، به‌ویژه در دولت ترامپ، فاقد حضور چهره‌های فنی برجسته است. تا آنجا که من اطلاع دارم، نام‌هایی که از تیم مذاکره‌کننده امریکا مطرح شده‌اند، بیشتر چهره‌های حقوقی و سیاسی هستند و جای متخصصان فنی در این تیم خالی است. بدون حضور فعال کارشناسان فنی، نمی‌توان به پیشرفت واقعی در مذاکرات امیدوار بود. در دوره مذاکرات برجام، مسوولیت گفت‌وگوهای فنی با آقای علی‌اکبر صالحی بود و از طرف امریکا نیز ارنست مونیز، وزیر انرژی وقت، شخصا مسوولیت مذاکرات فنی را بر عهده داشت. در آن بازه زمانی مذاکرات فنی همزمان با مذاکرات سیاسی در سطحی بالا انجام می‌شد. اما در پنج دور اخیر مذاکرات، چنین روندی مشاهده نشده است. اکنون، بیشتر کارشناسان حاضر در تیم امریکایی فعال در حوزه‌های حقوقی و سیاسی هستند. ریاست تیم مذاکره‌کننده امریکا نیز برعهده مایکل آنتون است که در حال حاضر رییس اداره برنامه‌ریزی وزارت خارجه امریکاست. او از چهره‌های نزدیک به جریان نئوکان و از زمان دولت بوش در سیاست خارجی حضور داشته است. با چنین ترکیبی، من امید چندانی به این تیم مذاکره‌کننده ندارم. از طرف ایران نیز، چهره‌هایی در کنار آقای عراقچی در مذاکرات حضور دارند که فقط تصاویر آنها را در رسانه مشاهده می‌کنیم. این نشان می‌دهد که مذاکرات هنوز به مراحل نهایی که نیاز به توافقات فنی دقیق دارد، نرسیده است. با این حال، به‌نظر من حتی یک‌درصد غنی‌سازی نمادین باید برای ایران حفظ شود. هرچند آقای عراقچی گفته چنین چیزی را نمی‌پذیرد، اما اگر امریکا حاضر شود، مثلا با غنی‌سازی در حد ۳.۶۷ درصد موافقت کند و ایران نیز متعهد شود اورانیوم غنی‌شده بیش از سقف ۳۰۰ کیلوگرم را به خارج از کشور منتقل کند، اینها گام‌هایی سمبلیک خواهند بود. اگر این اقدامات انجام شود، غنی‌سازی در ایران به یک نماد تبدیل می‌شود. با این حال، اگر امریکا حاضر نشود چنین امتیازات نمادینی را نیز بپذیرد، ما با شرایطی مواجه خواهیم بود که با ۱۲ شرط مایک پمپئو شباهت زیادی دارد. شرایطی که در دوره اول دولت ترامپ مطرح شد. شاید عین جملات پمپئو تکرار نشود، اما ماهیت همان خواسته‌هاست. در هر حال به عنوان کسی که در خارج از ایران زندگی می‌کند، نمی‌توانم بپذیرم که دولت ایران چنین خواسته‌هایی را بپذیرد، چرا که در عمل به معنای تسلیم کامل در برابر خواسته‌های طرف مقابل خواهد بود.</p>
<p><strong>حضور آشکار مقامات ارشد اطلاعاتی و امنیتی اسراییل در رم و ملاقات با رییس هیات امریکایی، پیش از آغاز مذاکرات، نشانه‌ای روشن از افزایش نقش‌آفرینی تل‌آویو در فرآیند تصمیم‌سازی واشنگتن تلقی شده است. به نظر شما، این سطح از دخالت مستقیم، چه پیامدهایی برای مسیر مذاکرات دارد؟ آیا می‌توان گفت که اسراییل عملا در حال دیکته کردن خطوط قرمز جدید به تیم امریکایی است؟ چنانکه پیشتر نیز شاهد تناقضاتی در مواضع امریکایی به واسطه تاثیرگذاری لابی اسراییل و جنگ‌طلبان حلقه اطراف ترامپ بودیم.</strong></p>
<p>این مساله بسیار مهم است. همانطور که اشاره کردید، طبق گزارش‌های معتبر رسانه‌های امریکایی، روز جمعه و همزمان با آغاز رایزنی‌ها حدود شش یا هفت نفر از مقامات بلندپایه اسراییلی به رم سفر کردند و با آقای ویتکاف دیدار داشتند. اینکه هدف‌شان گنجاندن خط قرمزهای اسراییل در خواسته‌های ویتکاف بوده یا خیر، هنوز مشخص نیست. اما آنچه مسلم است، نفوذ روزافزون اسراییل در روند مذاکرات ایران و امریکا طی پنج دور گذشته است. این موضوع می‌تواند تهدید بزرگی برای موفقیت مذاکرات باشد. چون وقتی بازیگری مثل اسراییل وارد فرآیند گفت‌وگوها می‌شود، شانس رسیدن به توافق کاهش می‌یابد. ما در واقع شاهد گفت‌وگوهای غیرمستقیم ایران و امریکا هستیم، اما حضور فعال اسراییل پیچیدگی‌های این روند را بیشتر کرده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمال شکست مذاکرات بالا خواهد رفت. گروهی معتقدند ترامپ و نتانیاهو در موارد مختلف اختلاف نظر دارند. این موضوع ممکن است در برخی حوزه‌ها صحت داشته باشد، اما درباره پرونده هسته‌ای ایران چنین اختلافی به چشم نمی‌خورد. روند مذاکرات اخیر نشان می‌دهد اسراییل در این حوزه نقش پررنگ‌تری ایفا می‌کند، به ویژه با توجه به حضور چهره‌های نئومحافظه‌کار در تیم ترامپ که از دوران بوش تاکنون فعال بوده‌اند.</p>
<p><strong>یکی از نکات برجسته در این دور از مذاکرات، پیوستن قطر به جمع میانجی‌گران بود. مقام‌های قطری به‌صراحت اعلام کرده‌اند که در تلاشند تنش میان ایران و امریکا را مهار کنند. ارزیابی شما از نقش و وزن قطر در کنار عمان چیست؟ آیا این تغییر در معادله میانجی‌گری می‌تواند به ایجاد روزنه‌ای در فضای بسته کنونی کمک کند؟</strong></p>
<p>به‌نظر من، کشورهایی مثل قطر و عمان می‌توانند نقش واسطه‌ای موثری در روند مذاکرات ایفا کنند، اما این به‌معنای تأثیرگذاری قطعی آنها نیست. نقش اسراییل در این مذاکرات بسیار پررنگ‌تر و در سطحی بالاتر است؛ در مقایسه، کشورهای عربی در موقعیتی نیستند که بتوانند تأثیری مشابه یا هم‌سطح بگذارند. من شخصا امید چندانی ندارم که ورود قطر یا سایر کشورهای عربی به روند مذاکرات بتواند تحول عمده‌ای ایجاد کند. این کشورها دغدغه‌ها و روابط تجاری خاص خود را با ایالات متحده دارند، که به‌هیچ‌وجه قابل قیاس با نفوذ اسراییل بر سیاست‌های امریکا نیست. در مورد ایران هم، اگرچه مواضع اعراب نسبت به دوران برجام تغییر کرده و امروز کمتر تمایلی به بروز درگیری یا جنگ در منطقه دارند، چرا که چنین تنشی به منافع اقتصادی آنها لطمه می‌زند؛ اما این رویکرد موضوع تازه‌ای نیست. مثلا در دوران جنگ عراق و امریکا نیز شاهد بودیم که کشورهای عربی نگران بودند و حتی تلاش‌هایی کردند تا از آغاز جنگ جلوگیری کنند، اما در نهایت نتوانستند مانعی ایجاد کنند و عملا به دنبال‌کنندگان تصمیمات واشنگتن تبدیل شدند. در سطح فکری، کشورهای عربی مایل به وقوع جنگ میان ایران و امریکا نیستند. شاید چند سال پیش تصور وقوع چنین درگیری‌ای را داشتند، اما امروز این تمایل در آنها دیده نمی‌شود. با این حال، این بدان معنا نیست که آنها توان جلوگیری از یک درگیری احتمالی را دارند. هدف اصلی پادشاهی‌ها این است که منطقه وارد جنگ نشود، اما اینکه دقیقا این گروه از بازیگران با توسل به چه ابزارهایی می‌خواهند به این هدف برسند، و مهم‌تر از آن، آیا اصلا می‌توانند جلوی تصمیمات سخت‌گیرانه امریکا را بگیرند یا نه، جای پرسش دارد. به‌نظر من، این تصور که کشورهای عربی بتوانند به عنوان وزنه‌ای موثر در جلوگیری از جنگ احتمالی ایفای نقش کنند، چندان واقع‌بینانه نیست.</p>
<p><strong>به گفته آقای عراقچی به نتیجه رسیدن مذاکرات حداقل در کوتاه‌مدت با توجه به فراز و نشیب‌هایی که وجود دارد محتمل به نظر نمی‌رسد، به باور شما سناریوهای محتمل در باب مدیریت تنش‌ها میان تهران و واشنگتن شامل چه مواردی خواهد بود؟ در صورت شکست قطعی رایزنی‌ها آیا واشنگتن بار دیگر به فشار حداکثری بازمی‌گردد، یا به گزینه ادعایی نظامی یعنی همان گزاره‌ای که تل‌آویو از ابتدا دنبال می‌کرد متوسل خواهد شد؟</strong></p>
<p>یکی از سناریوهایی که به نظرم وجود دارد این است که هیچ یک از دو طرف مذاکرات، حتی اگر به بن‌بست کامل برسند، هرگز به‌صورت علنی اعلام نخواهند کرد که رایزنی‌ها شکست خورده و از پشت میز مذاکره کنار بروند. پس از شکست هم معمولا هر دو طرف می‌گویند که دنبال راهکارهای دیپلماتیک جدید هستند، ولی در عمل، امریکا ممکن است فشار حداکثری که در دولت اول ترامپ آغاز شد را همچنان ادامه داده و حتی تشدید کند. در عین حال، ایالات متحده اگر بخواهد از افزایش تنش جلوگیری کند و به رویکرد فشار حداکثری متوسل شود احتمالا راهکاری مشابه آنچه دولت بایدن در دو سال گذشته انجام داده را انتخاب می‌کند؛ یعنی فروش نفت ایران به چین را تا حدی نادیده می‌گیرد، روابط اقتصادی محدود با ایران را تحمل می‌کند و گاهی هم موانعی ایجاد می‌کند. در نتیجه، وضعیت در حالت «نه جنگ، نه صلح» باقی می‌ماند و ادامه پیدا می‌کند تا ببینیم چه تغییر یا اتفاق جدیدی رخ خواهد داد. در مورد گزینه نظامی، به اعتقاد من این آخرین راه‌حلی است که ترامپ ممکن است به آن متوسل شود؛ نه اولین گزینه و نه حتی یکی از گزینه‌های میانی. او وقتی به چنین اهرمی متوسل خواهد شد که مطمئن شود تمام منافع امریکا در خاورمیانه به خطر افتاده است. اما ترامپ شخصی است که نمی‌خواهد جنگی رخ دهد، چون می‌داند در چنین رویارویی برنده‌ای وجود نخواهد داشت. تمام قراردادهای بزرگ که هنوز روی کاغذ است و بین امریکا و کشورهای خلیج فارس امضا شده، در صورت جنگ از بین خواهد رفت. بنابراین، احتمال دارد ترامپ تنها وقتی دست به چنین اقدامی بزند که هیچ راه‌حل دیگری پیش رویش نباشد. ادعاهایی که اخیرا درباره آمادگی اسراییل برای حمله به ایران رسانه‌ای شده هم اغلب تکراری و بدون پشتوانه عملی هستند. اسراییل به تنهایی و بدون اجازه امریکا قادر به چنین حمله‌ای نیست. در پایان، اگر بخواهم جمع‌بندی کنم، به نظر من دور پنجم مذاکرات کمترین پیشرفت را نسبت به دورهای قبلی داشت. دور چهارم تا حدی پیشرفت‌هایی داشت، اما در دور پنجم، واکنش‌های مقامات دو‌طرف نشان می‌دهد که عملا پیشرفت چندانی حاصل نشده است و موضوع غنی‌سازی به‌ویژه عامل اصلی این عدم پیشرفت بوده است.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d9%82%d9%81-%d8%ba%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%8c%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85/">انتصار: توقف غنی‌سازی در ایران ،تسلیم کامل در برابر خواسته‌های طرف مقابل است</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%88%d9%82%d9%81-%d8%ba%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%8c%d8%aa%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
