<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>محمود احمدی نژاد &#8211; سایت خبری تحلیلی رصد خبر</title>
	<atom:link href="https://rasadkhabar.ir/tag/%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://rasadkhabar.ir</link>
	<description>سایت خبری تحلیلی رصد خبر</description>
	<lastBuildDate>Thu, 13 Jun 2024 10:04:54 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.1.12</generator>

<image>
	<url>https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/12/cropped-رصد-32x32.png</url>
	<title>محمود احمدی نژاد &#8211; سایت خبری تحلیلی رصد خبر</title>
	<link>https://rasadkhabar.ir</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>کدام چهره‌های سیاسی از انتخابات چهاردهم باز ماندند؟</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Jun 2024 06:27:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خبرهای مهم]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اسحاق جهانگيرى]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات ریاست جمهوری]]></category>
		<category><![CDATA[علی لاریجانی]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=22759</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; با اعلام اسامی کاندیداهای تایید صلاحیت شده چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ ، اسامی چهره‌ها و اشخاصی که از حضور در رقابت ها باز ماندند نیز مشخص شد. براساس اسامی که وزارت کشور به عنوان نامزدهای نهایی انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ اعلام کرده است، صلاحیت محمدباقر [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af/">کدام چهره‌های سیاسی از انتخابات چهاردهم باز ماندند؟</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | با اعلام اسامی کاندیداهای تایید صلاحیت شده چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ ، اسامی چهره‌ها و اشخاصی که از حضور در رقابت ها باز ماندند نیز مشخص شد.<br />
<span id="more-22759"></span></p>
<p>براساس اسامی که وزارت کشور به عنوان نامزدهای نهایی انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ اعلام کرده است، صلاحیت محمدباقر قالیباف، علیرضا زاکانی، مسعود پزشکیان، سیدامیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، سعید جلیلی و مصطفی پورمحمدی احراز شد.</p>
<p>علاوه بر این افرادی همچون محمود احمدی‌نژاد، علی اردشیر لاریجانی، اسحاق جهانگیری، محمد شریعتمداری، محمد مهدی اسماعیلی، مهرداد بذرپاش، سید صولت مرتضوی، عباس آخوندی، وحید حقانیان، عبدالناصر همتی، سید شمس‌الدین حسینی، علی و اکبر نیکزاد و مصطفی کواکبیان از حضور در رقابت های انتخابات ۱۴۰۳ باز ماندند.</p>
<p>به گزارش ایرنا، ثبت‌نام داوطلبان چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، از ساعت ۸ صبح روز پنجشنبه &#8211; ۱۰ خرداد ۱۴۰۳ &#8211; آغاز و ساعت ۱۸ روز یکشنبه &#8211; ۱۴ خرداد &#8211; به پایان رسید و در نهایت از میان ۲۷۸ مراجعه‌کننده به ستاد انتخابات واقع در وزارت کشور، ۸۰ داوطلب نام‌نویسی کردند.</p>
<p>براساس اعلام وزارت کشور، پس از اعلام اسامی کاندیداهای احراز صلاحیت شده، نامزدها به مدت ۱۵ روز فرصت تبلیغات دارند و در نهایت رای گیری برای انتخابات ریاست جمهوری ۸ تیرماه انجام خواهد شد.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af/">کدام چهره‌های سیاسی از انتخابات چهاردهم باز ماندند؟</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>واله: روحانی تنها رئیس‌جمهوری بود که برای سیاست خارجی آمد</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87-%d8%a8/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Mar 2024 08:29:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح‌طلبان]]></category>
		<category><![CDATA[حسن روحانی]]></category>
		<category><![CDATA[روحانیت]]></category>
		<category><![CDATA[سید محمد خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=21617</guid>

					<description><![CDATA[<p>‌رصد خبر &#124; حسین واله معاون سیاسی دفتر سیدمحمد خاتمی در زمان ریاست‌جمهوری در مصاحبه‌ای گفته است که حسن روحانی قصد نداشت زیر همه‌چیز بزند. خاتمی هم همین طور ولی احمدی‌نژاددیر فهمید که نمی‌توان زیر همه‌چیز زد. مشروح گفت‌وگوی واله را می‌خوانید. ‌وقتی درباره «امر اجتماعی» صحبت می‌کنیم مقصودمان چیست؟ [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87-%d8%a8/">واله: روحانی تنها رئیس‌جمهوری بود که برای سیاست خارجی آمد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>‌رصد خبر | حسین واله معاون سیاسی دفتر سیدمحمد خاتمی در زمان ریاست‌جمهوری در مصاحبه‌ای گفته است که حسن روحانی قصد نداشت زیر همه‌چیز بزند. خاتمی هم همین طور ولی احمدی‌نژاددیر فهمید که نمی‌توان زیر همه‌چیز زد.<br />
<span id="more-21617"></span></p>
<p>مشروح گفت‌وگوی واله را می‌خوانید.</p>
<p><strong> ‌وقتی درباره «امر اجتماعی» صحبت می‌کنیم مقصودمان چیست؟</strong></p>
<p>جامعه‌شناسان و فیلسوفان سیاست به‌خصوص متأخران مثل رالز، دیدگاه سنتی ارسطویی در مورد انسان و جامعه و ارتباط آن دو را اندکی توسعه داده‌اند. فیلسوفان قدیمی‌ به تعبیر ارسطو می‌گفتند انسان «مدنی بالطبع» است. اما فیلسوفانی مانند رالز می‌گویند انسان شخص می‌شود به‌ موجب جامعه. یعنی شخص‌شدگی بستگی به وجود جامعه دارد؛ بدون جامعه، انسان شخص نیست بلکه تبدیل به شیء می‌شود، چیزی مثل همه ‌چیزها. انگار هویت انسانیِ انسان به روابط اجتماعی بستگی دارد. بنابراین، «امر اجتماعی» یعنی آنچه هویت انسانی را تعریف می‌کند.</p>
<p><strong>‌ اگر بخواهیم رابطۀ امر اجتماعی با سیاست به معنای پراگماتیستی آن را معلوم کنیم، چه تعریفی ارائه می‌دهید؟</strong></p>
<p>از ابداعات جدید و نظریات تازه یکی این است که برای سیاست، نقش حیاتی‌تر در تحقق امر اجتماعی قائل است. متقدمان بیشتر فکر می‌کردند انسان‌هایی که در یک‌‌جا زندگی می‌کنند، از خود هویتی دارند و البته نیاز به‌ نوعی تربیت هم دارند و سیاست یعنی برآوردن آن نیاز تربیتی. به همین خاطر کلمۀ «سیاست» در زبان فارسی به معنی ادب‌کردن هم هست؛ یعنی کسی را که کار بدی کرده مجازات کنند. متقدمان چنین نگاهی داشتند. رابطۀ سیاست با جامعه اگرچه مهم بود، اما اهمیت ثانویه داشت. به‌این‌ترتیب که خود آدم‌ها هویت دارند اما چون یک‌جا جمع می‌شوند، این جمع‌شدگی‌ نیاز به انتظام را ایجاد می‌کند و آن انتظام هم نیاز به سیاست‌ و حاکم را ایجاد می‌کند. تئوری‌های متفاوتی در‌این‌باره هست که حاکم و جامعه چرا و چگونه به تعامل می‌رسند. اما امروزه نقش سیاست بسیار گسترده‌تر دیده می‌شود. اگر قرار است جامعه به هویت انسانی ربط داشته باشد و انسان‌بودنِ انسان در پرتو اجتماعی‌بودنِ انسان باشد، تا اطلاع ثانوی، یک رکن اساسی و ذاتی‌ِ جامعه حکومت است؛ یعنی معیار یا عیاری برای انتظام در جامعه. اینجا نقش سیاست و نحوۀ سیاست‌ورزی و چگونگی ساختارهای سیاسی اهمیت زیادی پیدا می‌کنند. به همین خاطر تفاوت بین مکاتب مختلف فلسفه سیاست به‌شدت تأثیرگذار می‌شود. آیا می‌توانید جامعه‌ای را بدون سیاست و حکومت تصور کنید؟ دیدگاهی می‌گوید شاید نمونه‌های اندکی داشته باشیم، مثل جامعۀ امبوتی‌ها در آفریقا که در اقلیمی زندگی می‌کنند که به لحاظ امکانات طبیعی وفور نعمت است و کمبود منابع وجود ندارد و می‌گویند این جامعه‌ به‌کل فاقد حکومت است، یعنی عناصر اصلی حکومت در آنجا وجود ندارد، چون موردنیاز نیست. اما حتی اگر این مطلب به‌عنوان فکت تاریخی درست باشد، قابل تعمیم نیست. دست‌کم در بسیاری از جوامع، همین که آدم‌ها در یک‌جا جمع شدند و هویت انسانی و اجتماعی پیدا کردند، مسئلۀ تضاد خواسته‌ها و انتظام برای حل‌کردن این تضادها پیش می‌آید و تا انتظام پدید آمد، سیاست و حکومت هم به وجود می‌آید. بنابراین، انگار نیاز به سیاست و حکومت حالا حالاها ذاتیِ افراد بشر است.</p>
<p><strong>‌ در جامعۀ ما همواره دو تفکر دست‌به‌دست شده است. زمانی امر اجتماعی بر امر سیاسی غلبه کرده و خواسته‌ها و مطالبات اجتماعی مردم بر امر سیاسی تفوق پیدا کرده و زمانی مسائل سیاسی و دولت به معنای نیاز به عدالت و آزادی برتری پیدا کرده‌اند. شما شرایط اکنون را چگونه تبیین می‌کنید؟ به نظر شما در حال حاضر آنچه برای جامعه اولویت دارد، مطالبات اجتماعی است یا سیاسی،‌ یا مطالبات اجتماعی با عقبۀ سیاسی؟</strong></p>
<p>من در این زمینه مطالعۀ کامل میدانی نکرده‌ام اما حدس می‌زنم دوگانه‌ای که اشاره کردید ناشی از فرایند تاریخی تحولات کلان در جامعۀ ایران است. ریشه‌اش بیشتر تاریخی-اقلیمی است. ایران هزاران سال است که یک کشور است. البته اول بسیار بزرگ بوده و بعدها کوچک‌تر و تکه‌پاره شده، اما عناصری وجود داشته که وحدت‌بخش بوده و ایران درست می‌کرده. حتی زمانی که نام ایران وجود نداشته، هویتی وجود داشته، ولو نتوان به آن هویت به معنای دقیق و امروزی کلمه، ملت (Nation) گفت.‌ اما از حدود سه چهار هزار سال پیش، هویتی یگانه بوده که ایران را می‌ساخته و آن هویت حکومتی داشته است. در طول قرون، ساختار حکومت‌ها عمدتاً به خاطر تغییرات بسیار اساسی در اقلیم و در مناسبات با واحدهای دیگر سیاسی، تغییر کرده است. مثلاً بلاهایی که در دوره‌های مختلف، از شرق، غرب یا جنوب بر سر این واحد سیاسی می‌آوردند، بحران درست می‌کرده و آن بحران‌ها راه‌حل می‌طلبیده که سبب می‌شده مسیر سیاست به نوع خاصی تعریف شود. این فرازوفرودها ناشی از این بوده است. اگر این راه دراز را کوتاه کنیم و بیاییم به سده اخیر، یعنی از مشروطه به این ‌طرف، می‌بینیم ایران وارد جهان مدرن شده ولی هنوز ورودش ناقص و نیم‌بند است و پر از معضلات. بسته به اینکه در یک دوره چه پارامترهایی در حیات اجتماعی اولویت پیدا ‌کند، ساختار سیاسی نیز شکل خاصی متناسب با آن اولویت به خود می‌گیرد. شکافِ اجتماعی و سیاسی از اینجا شکل گرفته. لذا دوران قاجار به‌خصوص نیمۀ دوم قاجار را می‌توانید نقطۀ آغاز پررنگ‌شدن شکاف عینی بین مسئلۀ اجتماعی و سیاسی بدانید. انگار در یک‌سو برج عاجی درست می‌شود که از امر سیاست نمایندگی می‌کند و در سوی دیگر پهنایی بسیار گسترده امر اجتماعی را شکل می‌دهد که در آن‌ طرف دیگر است و از قبل وجود داشته و ادامه پیدا کرده و این دو دچار چالش با هم می‌شوند. اصطلاح جدیدی که در این باب به کار می‌بریم شکافِ دولت-ملت است که البته معنای آن در گذشته فرق دارد، اما به همان‌جا برمی‌گردد. حالا شکافِ دولت-‌ملت، امروز در چه وضعیتی است؟ به نظرم خیلی بهتر از پنجاه سال پیش نیست، یعنی تفاوت زیادی ندارد. مظاهرش متفاوت است، هویتش خیلی متفاوت نیست. هنوز ساختار اجتماعی هست، ساختار انتظام سیاسی هست و مسائل عینی و واقعی بیرونی خارج از کنترل این‌ها‌ست و اثر می‌گذارد و این شکاف را ایجاد یا تعمیق می‌کند. از یک طرف قدرت سیاسی، طرح و ایده و خط‌مشی خودش را تعریف می‌کند و از طرف دیگر ساختار اجتماعی، مطالبات و خواسته‌ها و نگاه‌های خودش را دارد. یک جایی این‌ دو با هم نمی‌خوانند و به تعارض می‌رسند. عین همین در دهۀ چهل و پنجاه هم بوده است، الان هم متأسفانه هست.</p>
<p><strong>‌ پیش از اینکه به دوران معاصر برگردیم، مایلم نظر شما را در مورد مشروطه بدانم. به نظر می‌رسد در دوره مشروطه، قشر نخبه و روشنفکری وجود دارد که شرایط و بستر اجتماعی مستعد حرف‌های آنان نیست. برای اولین بار در تاریخ ایران از قانون صحبت می‌شود، اما مطالبه قانون در بستر اجتماعی ایران هنوز دیده نمی‌شود و آن بستر اجتماعی بسیار عقب‌مانده‌تر از طیف روشنفکران است. از طرف دیگر می‌بینیم که کسانی ازجمله بخشی از روحانیون نقش مؤثری در مانع‌تراشی برای این تفکر قانون‌گرا دارد و دست آخر تا حد بسیاری موفق می‌شود مانع پدیده‌ای شود که به‌نوعی از دل جامعه بیرون آمده اما اکثریت جامعه را نمایندگی نمی‌کند.</strong></p>
<p>مشروطه دو بُعد مختلف دارد. بعد تاریخی آن قصۀ بسیار طولانی دارد. بعد دیگر، اجتماعی-سیاسی است. اگر تمام عناصر دیگر را کنار بگذاریم و فقط به ساختار اجتماعی و ساختار سیاسی ایران آن روز بپردازیم، می‌توان گفت رخداد مشروطه محصول بازآرایی یا بازسازی آرایش سه رکن قدرت در جامعه ایران است. ساختار قدرت در جامعه ایران از زمان سامانیان و حتی شاید قبل از آن، سه تکه بوده است: ۱- نظامیان و دربار ۲- بازاریان و صاحبان ثروت اعم از ملاک و کشاورز و صنعتگر و بازرگان ۳- نهاد روحانیت. این سه رکن، پکتی با هم داشتند که قدرت را در ایران باثبات می‌کرده. هر جا این پکت (میثاق یا عهد) به هم خورده، بی‌ثباتی پیدا شده؛ یا رژیمی رفته و رژیم دیگری جایگزین شده یا دست‌کم بحران بروز کرده. در دوران صفویه، بازسازی این ساختار را داریم با عنصری به نام تشیع در واکنش به امپراتوری عثمانی که بحث تاریخی‌ آن مفصل است. نخست بین دربار و ارتش پکتی صورت می‌گیرد. دو ارتش وجود داشت؛ یکی نظامیان وابسته به دربار و دیگری نظامیان مربوط به قبایل مختلف. این‌ها با هم هویتی می‌سازند. دربار با این نظامیان به پکتی دست می‌یابد. روحانیتی به‌عنوان روحانیت شیعی شکل می‌گیرد؛ از علمای جبل عامل دعوت می‌کنند تا به ایران بیایند و برای این جامعۀ جدید که در این ساختار سیاسی شکل می‌گیرد، هنجار بسازند. بازار هم کار خودش را می‌کند. این سه رکن با هم تقسیم کار می‌کنند. بخشی از مسئولیت‌ها به عهدۀ دربار بود؛ حفظ امنیت و دفاع از مرزها، بخشی از مسئولیت به عهدۀ روحانیت بود؛ هنجارسازی، ثبت و ضبط مناسبات اجتماعی بین افراد، تعلیم و تربیت بر اساس دین. آن زمان مجلس و پارلمان و قانون اساسی نبود، اما هنجارهایی وجود داشت. مثلاً کارگری که روی زمین کار می‌کرد، نباید بیل صاحب‌کار را بدزدد. این هنجارها را در ایران طبقۀ روحانیت درست می‌کرد. البته کلمۀ «طبقه» را اینجا با مسامحه به کار بردم، اما به هر حال یک نهاد اجتماعی و یک رکن از ارکان قدرت بودند. بازار هم هزینه این دو رکن دیگر را تأمین می‌کرد. در اواخر دوران قاجار، این پکت دچار بحران شد. یک علتش این بود که ظاهراً به خشک‌سالی و بحران اقتصادی بر‌خوردند و در نتیجه حکومت و دربار به جان کسبه و پولدارها و بخش تولیدگر ثروت افتاد. آنها هم با روحانیت علیه دربار ائتلاف می‌کنند. محصول ائتلاف روحانیت و بازار علیه دربار، می‌شود مشروطه که می‌خواهد اختیارات، توانایی و رفتار سلطنت را کنترل و قانونمند کند و موفق هم می‌شود. دو رکن اساسی تأثیرگذار در جامعه توانستند اراده‌شان را به دربار یعنی رکن سوم تحمیل کنند. دربار هم خیلی مقاومت نمی‌کند. علامت اینکه دربار به زور تسلیم شده این است که محمدعلی شاه تا توانایی پیدا کرد، زیر مشروطه زد. اگر محمدعلی شاه برای انهدام مشروطه به زور متوسل نمی‌شد، شاید به این قاطعیت نمی‌توانستیم بگوییم که قانون اساسی به دربار قاجار تحمیل شده است. با پایان قاجار، پهلوی اول متأسفانه یک‌بار دیگر آن پکت را به هم زد؛ زمانی که تسلط پیدا کرد، رکن دیگر قدرت را حذف کرد.</p>
<p><strong>‌ یعنی می‌خواست روحانیت را در انزوا قرار دهد.</strong></p>
<p>نهاد روحانیت و کارکردهای آن را محدود ساخت. این حذف قصه‌هایی همراه و پیامدهایی به دنبال داشت. ازجمله اینکه مجددا تحت تأثیر اتفاقاتِ بعضا خارج از ارادۀ جامعۀ ایران، انقلاب ۵۷ از نو آن پکت را طور دیگری به هم می‌زند: عنصر روحانی به قدرت برمی‌گردد، با بازار ائتلاف می‌کند و سلطنت را سرنگون می‌کند.</p>
<p>به نکته‌ مهمی در مورد قانون اشاره کردید، اینکه حرکتی صورت گرفت که مبنایش نخبگان بود، اما برای جامعۀ آن موقع ایران خیلی مفهوم نبود. چون من برخلاف دوستان دیگر، در حوزه سیاست agentگرا نیستم و بیشتر نهادگرا هستم، معتقدم آنچه نقش بسیار مهم‌تری در تحولات سیاسی و ساختارهای اجتماعی بازی می‌کند، نهادها هستند نه اشخاص و روان‌شناسی و نظام باور اشخاص. تحولات کلان را باید بر پایۀ نهادهای دیگر تبیین کرد نه بر پایۀ ذهنیت اشخاص. نهادها هستند که نظام باوری اشخاص را می‌سازند و تغییر می‌دهند؛ یعنی واقعیت‌های خارجی ذهنیت‌ها را تولید می‌کنند. البته این مطلق نیست، ذهنیت‌ها هم روی نهادها تأثیر دارند، اما تأثیر نهادها قوی‌تر است. از این منظر، می‌توان در تبیین رخداد مشروطه گفت عنصری که در سطح جامعه واقعا قدرت داشت، کسانی بودند که پول داشتند و وقتی دهانشان را باز می‌کردند صدها هزار نفر دنبالشان راه می‌افتادند. اینکه این پیروان می‌فهمیدند یا نمی‌فهمیدند مهم نیست، مهم این است که راه می‌افتادند. خود این نیرو به خاطر مسائل درون نهاد خود، با نهاد مقابلش تصفیه‌حساب کرد و موفق هم شد، چون زورش بیشتر بود. لذا نهاد مقابل را مجبور به تابعیت از قانون اساسی کرد. البته نخبگان با اینکه خیلی کم‌ بودند، اما خیلی عاقل و پخته‌ بودند. من شخصاً معتقدم اگر جنگ جهانی رخ نمی‌داد و ایران اشغال نمی‌شد، شاید مشروطه شکست نمی‌خورد. لذا باز در این ماجرا عنصر خیلی مؤثر ولی بیرون از ذهنیت ما ایرانی‌ها را صاحب نقش می‌دانم. قانون و نخبگان، بخش نرم‌افزاری ماجرا است. یعنی وقتی بین نهاد سلطنت با دو نهاد روحانیت و بازار دعوا شد، نشستند فکر کردند و به این ایده رسیدند که نمی‌شود پیش‌بینی کرد کسانی که تفنگ به دست دارند چه تصمیمی می‌گیرند، باید کاری کرد که نتوانند تصمیم بگیرند، پس باید امکان اجرای تصمیم از آنان سلب شود. خوشبختانه زمینه هم مساعد این ایده بود: وضعیت اقتصادی خراب شده، دربار به بازار وابسته‌تر شده، بازار هم می‌تواند مفت پول ندهد و شرط بگذارد. بازاری که تأمین‌کنندۀ ارتش و دربار و روحانیت بوده، به این جمع‌بندی می‌رسد که می‌شود این کار را کرد. روحانیت هم که فرهنگ و ایده می‌سازد و به جامعه هنجار می‌دهد، می‌فهمد که می‌شود چنین کاری کرد. این قضیه در کتاب‌ «تنبیه‌الامه و تنزیه‌الملۀ» مرحوم نائینی خیلی روشن است. این اتفاق به‌صورت تصادفی در مجموع با سازمان فکری و دستگاه ارزشی‌ رایج جور درمی‌آمد. سنت و نگاه‌های اصولی‌ نهاد روحانیت تصادفا این امکان را به آنها ‌داد که از دل همین سنت طرحی را ارائه کنند که پاسخ نظم جدید را بدهد. نظمی که تحت نظارت کسانی است که نمایندگان مردم هستند. اینجا دیگر مهم نیست نمایندگان می‌فهمند چه کنند یا نه، مهم این است که آنان در موقعیتی قرار گرفته‌اند که مطالبات مردم را نمایندگی کنند، یعنی پاسبان نتواند دارایی تو را ببرد یا خان منصوب از طرف اعلی‌حضرت نتواند محصول کشاورزی تو را هر طور که خواست ببرد، نتواند دخترت را به زور بگیرد و به پسرش بدهد. بنابراین مهم این است که عوامل به‌نحوی تصادفی طوری کنار هم قرار بگیرند که بشود این طرح را اجرا کرد. و موفق شدند. الگویی از قانون اساسی فرنگی گرفتند و آن را کمی دست‌کاری کردند و بعد دیدند می‌شود آن را کمی روان‌تر هم کرد، شورای فقهایی درست کردند که مجلس به آن رأی می‌داد، آن‌هم به خاطر اینکه شرع آن را درست کنند. متمم قانون اساسی مشروطه درباره شریعت، خیلی بعد از مجلس اول و اصل مشروطه است. برخلاف تصور رایج در ایران، این تصور که گروهی به نظریه و فکر رسیدند و بر اساس آن الگوی رفتاری جدیدی طراحی کردند و بر مبنای این الگوی رفتاری سازمان سیاسی تازه‌ای ایجاد کردند، شاید چندان واقع‌گرایانه نباشد. برخلاف این تصور، اتفاق دیگری افتاده: عواملی که مدل رفتار سیاسی گذشته را سامان داده بود، فروکش کرد. سوخت آن قطار تمام شد. تا این اتفاق افتاد، بقیۀ خرده‌قدرت‌ها ‌توانستند نفس بکشند. لذا آمدند و تغییر دادند و از دل آن تغییر تئوری تازه‌ای درآمد. اول در «عین» چیزی عوض می‌شود، بعد در «ذهن» برایش تئوری‌پردازی می‌شود. این‌طور نیست که اول در ذهن تئوری بپردازیم، بعد در عمل آن را اجرا کنیم. اول اتفاقی در عین می‌افتد، بعد متناسب با آن در سنت‌مان چیزی را بازخوانی می‌کنیم تا بتوانیم رفع‌و‌رجوعش کنیم.</p>
<p><strong>‌‌ این خرده‌قدرت‌ها چه کسانی هستند؟</strong></p>
<p>در ایران هرکس که زمین، سرمایه، تفنگ و اعتبار اجتماعی دارد، قدرت دارد. تقریباً همه‌جا با کمی تفاوت همین است. برآیند این نیروها یک آرایش خاص می‌سازد که اگر پایدار باشد می‌تواند یک رژیم بسازد. ساختار آن برآیند در جوامع کاستی با جوامع غیرکاستی قدری تفاوت می‌کند. در ایران سهم مؤلفه‌های قدرت خیلی مشابه است. هرکس قدرت دارد می‌تواند اراده‌اش را بر دیگران تحمیل کند. قدرت داشتن یعنی بتواند اراده‌اش را تحمیل کند. حالا گاهی دیگران را قانع می‌کند که از او تبعیت کنند و اگر نتوانست آنها را در محظوری قرار می‌دهد که بین بد و بدتر انتخاب و از او پیروی کنند. این محتوای قدرت است.</p>
<p><strong> «کاست» را مطرح کردید. آیا در ایران می‌توان برای نظامیان،‌ روحانیت یا بازاریان کاست (Caste) قائل شد؟ این بحث را مطرح می‌کنم برای اینکه معتقدم ما کاست روحانیون داریم؛ وقتی دادگاه ویژه برای روحانیت وجود دارد، می‌شود از کاست روحانیون نام برد. حتی در مورد بخشی از نظامیان هم صدق می‌کند و حتی در پهلوی اول کاست نظامی شکل گرفت. البته به نظرم نمی‌توان از کاست بازار با قاطعیت صحبت کرد، چون بسیار متلون و رنگارنگ است. می‌شود آن را در مجموعه‌ای کلی قرار داد و شاید بتوان گفت در دورۀ قاجار یا پهلوی اول کاست بازار داریم، اما هرچه جلوتر آمدیم و خاصه بعد از انقلاب، بازار گسیخته‌تر شد و به خرده‌قدرت‌هایی تبدیل شد که در سیاست اثرگذارند، اما نمی‌توان تعبیر کاست را در موردشان به کار برد.</strong></p>
<p>پاسخ به این پرسش دو جنبه دارد. یکی اینکه به لحاظ تئوریک چه عناصری را برای شکل‌گیری کاست لازم می‌دانیم، یعنی روابط کاستی شامل چه سنخ روابطی است. مثلاً می‌دانیم جامعۀ هندوستان کاستی است. اگر آنجا را نمونه قرار دهیم، باید ببینیم کاست چه ویژگی‌هایی دارد که اگر نباشد، آن جامعه دیگر کاستی نیست. بخش دیگر به مطالعات میدانی برمی‌گردد. ببینیم آیا آدم‌ها در مناسباتی حضور دارند که بر آن اصطلاح کاست قابل اطلاق باشد؟ کاست ‌شدن چند رکن دارد. یکی، برخورداری از درجه خاصی از اعتبار اجتماعی است. دوم، روابط فیزیکی عینی فی‌مابین اعضایی که به کاست تعلق دارند. سوم، تصوری که آنها از خودشان و کاست‌های دیگر دارند. چهارم، اعتبار عمومی‌ای که جامعه به کل این نحو آرایش و تقسیم‌بندی گروه‌های اجتماعی ذیل این چتر می‌بخشد. اگر در خیابان‌های هند قدم بزنید، می‌بینید یکی پشت در خانه‌اش نوشته سرهنگ جاناتان، یا خودش را معلم معرفی کرده. یعنی در هند تعلق داشتن به حرفه‌ای خاص مزیتی است که همه به رسمیت می‌شناسند. جامعه این‌طور شکل گرفته و این روند مقبولیت پیدا کرده. عوامل زیادی هم دارد. برای اینکه بفهمیم آیا در ایران می‌توان زمین‌دارها، روحانیون یا کارخانه‌دارها را کاست خواند، باید مطالعۀ میدانی کنیم. باید دید آیا افرادی که معروف به روحانی هستند، واقعاً در چنین مناسباتی حضور دارند؟ در مورد روحانیت تردید دارم که بشود آن را کاست نامید، اما حتماً یک قشر یا یک صنف هستند. یکی از ویژگی‌های کاست این است که هیچ انگیزه‌ای برای توسعۀ خودش ندارد. چون کم‌ و زیاد بودن اعضایش هیچ دخلی به هویتش ندارد، اما رقابت گروه‌های اجتماعی اقتضا می‌کند به لحاظ کَمی رشد کنند. مثلا قبایل در رقابت نیاز به افزایش کمی دارند. در کاست عموماً ازدواج درون‌کاستی می‌بینید. خیلی به‌ندرت فردی از کاستی زنی از کاست دیگر می‌گیرد. آیا در مورد روحانیت در ایران چنین چیزی داریم؟ اینکه چرا یک کاست شکل می‌گیرد و یک طبقه (یا گروه اجتماعی) به کاست تبدیل می‌شود، بستگی به عوامل عینی دارد. مثلاً مدل تولید اقتصادی کالا. مارکس این را خوب فهمیده بود. لذا وجود کاست در جامعه نه بد است نه خوب. فقط نشان می‌دهد اقلیم چگونه است. این مقدمه است برای اینکه راه‌حل عقلانی برای جامعه پیدا کنند. مثلاً نظامیان در هند و پاکستان کاست هستند و به‌صورت نسل‌اندرنسل نظامی هستند. نظامی‌ها از دوران قبل از استعمار انگلیس، برای خودشان یک طبقۀ اجتماعی بودند، ملاک بودند و اعتبار داشتند، حالا که مدرنیسم و ساختار مدرن آمده، همان امکاناتشان را با ابزارهای جدید حفظ کرده‌اند. مانند ملاکانی نبودند که ورشکسته شدند و کارخانه‌ها جایشان را پر کرد. هنوز هم در جایگاه سابق خود هستند. لذا یک نظامی در پاکستان و هندوستان و بنگلادش، شخصیت مقبول اجتماعی و شخص ممتاز است با یک نقش تاریخیِ به رسمیت شناخته‌شده. این منافاتی هم با مذهب، گرایش‌های سیاسی یا احزاب ندارد. شرایط اقلیمی و موقعیت واقعی زندگی به‌گونه‌ای است که آنها می‌توانند این آرایش را داشته باشند و این آرایش کمترین هزینه را برایشان ایجاد می‌کند. خیلی وقت‌ها ما در ایران نیروهای نظامی‌مان را با این‌ها قیاس می‌کنیم. این اشتباه است. اصلاً قابل قیاس نیستند. نظامی‌های ما هرگز نمی‌توانند این نقش را بازی کنند. در ایران این‌قدر استقلال و تقسیم‌بندی بر پایۀ عنصری به نام کاست نداریم.</p>
<p><strong>‌‌ اگر بخواهیم به جنبه سیاسی بحث بپردازیم، از نظر شما آقای خاتمی که به‌عنوان نمادی سیاسی از صنف روحانیت برخاسته است، چطور در جامعه ما ممکن شد؟ آیا تناقضات و تعارضاتی که با ایشان به وجود آمد، تا حدی به سبب حرکت علیه صنف نبود؟</strong></p>
<p>شما آقای خاتمی را به‌عنوان نماد سیاسی در نظر می‌گیرید.</p>
<p><strong>‌‌ نمادی سیاسی که از صنف روحانیت برخاسته، با اقتضائات و منافعی که این صنف دارد. به هر حال، محمد خاتمی تجربۀ زیسته‌ای در روحانیت دارد که نمی‌شود آن را از شخصیت سیاسی او منفک کرد.</strong></p>
<p>‌درست است. منتها اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، روحانیت، دربار و بازار سه رکن قدرت در جامعۀ ایران بوده‌اند. این یعنی افراد را در اردوگاه‌های مختلف می‌گذاریم. هرکدام از اردوگاه‌ها کارکردی معین در سطح اجتماعی دارد. هماهنگ‌شدنِ این کارکردها ساختار درست می‌کند و آن ساختار اگر ادامه پیدا کند، به نظام باثبات سیاسی تبدیل می‌شود. از این منظر، وقتی می‌گوییم روحانیت، منظورمان افرادی هستند که ذیل آن کارکرد اجتماعی عمل می‌کنند. ممکن است یک فرد در مجموعه‌ای به‌صورت فیزیکی قرار بگیرد، اما آن کارکرد را نداشته باشد. فرض کنید آقای تقی‌زاده مربوط به طبقه روحانیت است، اما نقشی در این طبقه ندارد. پس اگر دربارۀ صنف روحانی حرف می‌زنیم، منظورمان مجموعه‌ای است که دارای آن کارکرد است و آن نیاز را برآورده می‌کند. ممکن است فردی در این صنف باشد، اما به خاطر نقش دیگری در سطح اجتماعی اهمیت پیدا کرده باشد. اینجا دیگر نمی‌توانیم این نقش را به آن صنف نسبت دهیم، بلکه باید برگردیم ببینیم در جامعه چه تحولی پیدا شده که نقشی که مربوط به صنف B بود، به‌وسیلۀ فردی ایفا می‌شود که به‌صورت فیزیکی به صنف A تعلق دارد. اتفاقی در بیرون افتاده که سبب شده تمایز نقش‌ها که ذیل صنف تعریف می‌شدند، به هم بخورد. پس صنف‌های قبلی با تفاوتشان دیگر نمی‌توانند کارکرد مناسبی برای امروز داشته باشند. کارکرد جدید پیدا شده یا کارکردهای بین صنفی درست شده است. عوامل مختلفی هم می‌تواند مؤثر باشد؛ عوامل اقتصادی، روحی، روانی یا عوامل بیرونی، به‌این‌ترتیب که یک عنصر خارجی می‌تواند نقش‌ها را کاملا تغییر دهد. الان که در مورد آقای خاتمی حرف می‌زنیم، منظورمان خاتمیِ ۷۶ به بعد است. بنابراین به فانکشن یا کارکرد خاتمی کار داریم و کارکرد او یعنی یک سیاست‌مدار، سیاست‌مداری که وارد قدرت می‌شود، مدتی نقشی بازی می‌کند و در جامعه بازخوردی نسبت به او پدید می‌آید، بعد هم از صحنۀ سیاست رسمی خارج می‌شود، ولی در عین حال از صحنه اجتماعی خارج نمی‌شود. از این منظر، ما در مورد کارکرد فانکشنِ مربوط به سیاست و قدرت حرف می‌زنیم و اینکه ایشان تصادفا آخوند است، خیلی دیگر مهم نیست. می‌توانست روحانی نباشد. مهم این است که چه عواملی دست‌به‌دست هم داده که آن زمینۀ اجتماعی تغییراتی کرد که تقسیم‌بندی صنفی قبلی دیگر جوابگویش نیست. پاسخش روشن است. چه شد که از دل انتخابات ۷۶ خاتمی درآمد، می‌توانست ناطق دربیاید. این برمی‌گردد به اینکه ما از انقلاب اسلامی چه تصوری داریم، جامعه از شعارهایی که خاتمی داد چه فهمی داشت، بعد می‌توانیم به این پرسش پاسخ ‌دهیم که چه شد خاتمی توانست ظرف یک سال، یک سال و نیم با آن حرف‌ها جامعه را بسیج کند. چه شد که وظیفه سیاسی در مدیریت سیاسی اجتماعی کشور در بین کاندیداهای آن زمان روی دوش این آدم نشست؟ اگر بگوییم به خاطر پدر و مادرش بود، باید سراغ پدرسالاری برویم. اگر بگوییم به خاطر کاستش بود، باید سراغ عواملی برویم که کاست را صاحب اقتدار کرد. اما درواقع به سبب حرف‌هایی بود که زد. پس برمی‌گردیم به نیازهای اجتماعی، واقعیت‌ها و کسی که این‌ها را نمایندگی می‌کند.</p>
<p><strong>‌‌ پس به نظر شما شرایط اجتماعی و واقعیت ایران موجب شد آقای خاتمی ممکن شود. بعد از روی کار آمدنِ آقای خاتمی، امر سیاسی بر امر اجتماعی غلبه می‌یابد و انتظار هم این است. آقای خاتمی از دموکراسی و توسعه سیاسی و عدالت اجتماعی حرف می‌زند که ما به‌عنوان امر سیاسی از این مفاهیم نام می‌بریم و جامعه هم پذیرای این مفاهیم بود. چه اتفاقی می‌افتد که جامعه یکباره از چیزهایی که زمانی به آنها اقبال نشان داده بود، پس می‌خورد، دلزده و ناامید می‌شود. درست است که آقای احمدی‌نژاد با شعارهای سیاسی و وعده‌هایی روی کار می‌آید که عمومیت جامعه را در بر نمی‌گیرد. می‌شود گفت طیفی از جامعه که در دورۀ آقای خاتمی نادیده گرفته شده بودند تحولات اجتماعی را دامن می‌زنند. چرا تأکید بر امر سیاسی و گفتمان مدرن اصلاح‌طلبی نتوانست جامعه را به مرتبه‌ای برساند که از دل آن احمدی‌نژاد بیرون نیاید؟</strong></p>
<p>جواب این سؤال بسیار طولانی است و ابعاد مختلفی دارد. اینجا فقط به چند نکته اشاره می‌کنم. اگر از من بپرسید چرا تجربۀ اصلاحات یک روزی مایۀ امید جامعه ایران می‌شود، اما روزی دیگر جذابیت و امیدبخشی ندارد، توضیح من این است که پدیده انقلاب ۵۷ و تفسیری که از انقلاب ۵۷ و جمهوری اسلامیِ بعد از انقلاب ۵۷ داریم این تغییر را رقم می‌زند. فرض من این است که انقلاب ۵۷ خواست عمومی تا حدی گنگ ولی دارای جهت‌گیریِ نسبتاً روشنی را وارد گفتمان جامعه ما کرد. بخش عمده‌اش گنگ بود، تردیدی نیست. نه‌فقط برای مردم کوچه و خیابان، حتی برای رهبران اصلی این انقلاب هم گنگ بود. اما بعد از اینکه این پدیده واقعیتِ عینی پیدا کرد و در معرض دید افراد قرار گرفت، از منظرهای مختلف آن را تفسیر کردند. این تفسیرهای متفاوت، هویتِ معرفتی به آن پدیده بخشید. دو سه تفسیر وجود داشت و برخی از این تفسیرها منجر به درگیری‌های داخلی مارکسیست‌ها و مجاهدین و تجزیه‌طلب‌ها شد. اما بدنۀ اصلی جامعۀ ایران به‌ سمت تغییری می‌رفت که اجمالاً می‌دانست چه می‌خواهد باشد، اما به‌تفصیل نمی‌دانست چطور باید می‌شد. گفتمان خاتمی در آن وضعیت یک تفسیر روی این‌ها گذاشت و گفت مردم از انقلاب چنین چیزی می‌خواهند. روایت تازه‌ای که مهم نیست اشتباه یا درست بود، مهم این است که پذیرش اجتماعی پیدا کرد. واقعیت عینی اجتماعی این است که آن زمان ۷۵ درصد افرادِ واجد رأی این را پذیرفتند. نتیجه‌اش این است که تحولی سیاسی رخ داد. اما از یک چیز غفلت کردیم که سبب شد بعد از آن احمدی‌نژاد روی کار بیاید و با فاصله زمانی، یأس و ناامیدی و بی‌افقی امروز به وجود بیاید. به عقیدۀ من انقلاب ۵۷ نوعی جهت‌گیری داشت و آقای خاتمی هم تفسیری روی آن گذاشت، اما در دل انقلاب ۵۷ نیرویی بسیار قوی و تخریب‌گر هم وجود داشت. انقلاب حذف‌گرا بود. نیرویی جمع یا انباشت شد، اما هویت اصلی‌اش زدودن و پاک‌کردن بود. واقعاً به معنای سیاسی انقلاب بود. یعنی ساختاری را بشکن و ساختاری دیگر را جایگزین کن. وقتی می‌شکنی بسیاری از واقعیت‌های فعلی باید حذف شوند. این گرایش به حذف در ذات انقلاب است و کسانی که اوایل انقلاب مخالف انقلاب بودند با این بخش مخالفت داشتند. با تحول مخالف نبودند، با حذف مخالف بودند. امروز ما این‌ها را بهتر می‌فهمیم. انقلاب به این شکل بود. لذا بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب، خود همین نیروی حذف‌گرا در وجوه مختلف بازتولید شد و خودش را نشان داد. خودِ نیروی انقلابی‌ که انباشت شده بود و رژیم و جامعۀ تربیت‌شدۀ قبل را ترکانده بود، به جان خودش افتاد. بنابراین فرایند تقسیم سلولی و حذف یک بخش بود. ارگانیسمِ ما انسان‌ها سیستم تقسیم سلولی و رشد است. اما در انقلاب اسلامی تقسیم و حذف بود. از همان اول حذف شروع شد تا امروز و هنوز هم ادامه دارد. الان خود آن مجموعۀ یکدست دارند خودشان را حذف می‌کنند و هنوز خیال می‌کنند می‌شود بازی سیاست موفقی را در سطح اجتماعی از طریق حذفِ رقیبی ادامه داد که دیگر چیزی از آن نمانده. اگر به ادبیات رسمی سیاسی نگاه کنید، این رویکرد پیدا است. جنبۀ حذف‌گرای انقلاب قبل از پیروزی انقلاب به یک کانون قدرت خیلی قوی یعنی سلطنت پهلوی معطوف می‌شد. وقتی به این کانون قدرت متمرکز می‌شد، دیگر نیرویش را صرف چیزهای کوچک نمی‌کرد. آن سیبل ‌افتاد. حالا دیگر تخته‌تیری ندارید که همه به آن بزنند، اما همه دارند هنوز تیرها را می‌زنند، پس به جوانب مختلف می‌زنند. با سقوط سلطنت، یک‌دفعه تکثری در سطح اجتماعی بروز می‌کند که طبیعی است، اما این تکثر همراه با حذف است. تکثری است که سازش را ناسزا می‌داند و هیچ‌کدام از کانون‌هایش نمی‌تواند به سازش با دیگری فکر کند. وقتی شکل قومی پیدا می‌کند، می‌‌شود تجزیه‌طلبی. وقتی شکلِ ایدئولوژیک پیدا می‌کند می‌شود تروریسم مجاهدین خلق. در سطوح درون‌جناحی هم می‌شود رد صلاحیت و حذف و&#8230; . اگر نقش این عنصر حذف‌گرا در بطن انقلاب اسلامی را در نظر بگیریم که علتش تاریخی است، می‌توانیم به جمع‌بندی ساده‌ای برسیم: تفسیری که اصلاح‌طلبی و آقای خاتمی روی انقلاب اسلامی گذاشت، در گوش کسانی از همین جامعۀ انقلابی، از بازماندگان انقلاب پیام حذف به آنها داد. این هم علت داشت. شاید آقای خاتمی در فکر حذف‌ کردن نبود. به‌عنوان واقعیت سیاسی مهم نیست چه خیالی داشت، مهم این است که جامعه با همۀ قشرها و تقسیم‌بندی‌هایش، چه برداشتی داشته باشد. بخشی از جامعۀ انقلابی و نیروهایی که در حکومت بودند، احساس حذف کردند. آیا احساس واقعی حذف کردند؟ نمی‌دانم. یا احساس حذف شدن را برای توجیه واکنش سیاسی‌شان عمداً تولید کردند؟ این را هم نمی‌توانم بگویم. از تفسیر اصلاح‌طلبان از انقلاب اسلامی تلقی نشد که جامعۀ ایران امروز به نقطه‌ای رسیده که باید سازش را به‌جای حذف بنشاند. شاید این حرف هنوز زود بود. اما نه‌تنها این تلقی نشد، بلکه این تفسیر در فرایند رقابت سیاسی نیم‌بند رخ داد. و یک جنبۀ تبلیغات انتخاباتی حذف است. این حذف با حذفی که در بطن انقلاب بود، از هم سوا شدند. در سراسر جهان حذف در رقابت‌های انتخاباتی وجود دارد، اما پیام حذف اجتماعی نمی‌دهد. جمهوری‌خواهان که برنده می‌شوند، دموکرات‌ها فقط از رقابت حذف می‌شوند اما از سیاست و جامعه حذف نمی‌شوند، چهار سال دیگر برمی‌گردند. در ایران این‌طور نیست. ملی‌ها و چپ‌ها که حذف شدند دیگر تمام شدند. اصلاح‌طلب‌ها حذف شدند، دیگر تمام شدند. الان که بخشی از محافظه‌کاران حذف شدند، تمام شدند. چراکه حذف در رقابت در حد همان رقابت باقی نمی‌ماند، بلکه به پیشینۀ ماهیت انقلابی گره می‌خورد. بنابراین، انقلاب ادامه پیدا کرد، در حالی که باید در ۵۷ تمام می‌شد و بعد از انقلاب شروع می‌شد. اما هنوز هم دولت و هم مخالفانش انقلابی هستند. یعنی در بر همان پاشنه می‌چرخد. چرا در پی ۷۶ احمدی‌نژاد آمد؟ به نظرم خیلی روشن است و اصلا عجیب نبود. به سبب اینکه پیام حذف، بخشی از جامعۀ سیاسی را بسیج و منسجم کرد و بخشی از جامعه که حمایتگر او بودند، واقعا تحت تأثیر فضا و گفتمان قرار گرفتند. اصلاح‌طلبی با شعاری آمد و نیرویی که بعد از آن می‌خواست بیاید هم باید شعار یا تفسیری می‌داد. اصلاح‌طلبی از آزادی و دموکراسی شروع کرد، آن‌ طرف از عدالت. منتها اصلاح‌طلب‌ها می‌گویند شعار آنها بی‌خود بود، آن طرف هم شعار دموکرات‌ها را بی‌خود می‌دانند. یک دعوای سیاسی بود. اگر از منظر تماشاگر آرمانی یا بیرونی به صحنه نگاه کنیم، به نظرم اتفاقی عادی افتاده است.</p>
<p><strong>‌‌ تلقی شما این است که دولت آقای خاتمی تفکری دموکراتیک داشت که از آن برداشت غیردموکراتیک شد؟</strong></p>
<p>این شکل بسیار روتوش‌شدۀ بحث من است، به این سفت و سختی نیست. اصلاحات تفسیری از انقلاب اسلامی می‌داد که درجه توتالیتاریسم در آن نبود، اما نمی‌توانم بگویم مایه‌های دموکراسی در آن خیلی عمیق بود.</p>
<p><strong>‌‌ بین رؤسای جمهور، دولت احمدی‌نژاد با همه خسارت‌بار بودنش به‌خصوص در مسائل اقتصادی که همه سر آن توافق داریم، توانست جامعۀ ایران را تا حدودی سیاسی نگه دارد. اگر سیاسی بودنِ جامعه را مزیتی بدانیم که موجب تنش‌های سیاسی می‌شود و از درون این تعارضات و تنش‌ها سیاست بیرون می‌آید، دولت روحانی به‌نوعی جامعه را به لحاظ سیاسی عقیم می‌کند و وضعیت کنونی ماحصل سیاست‌زدایی از جامعه است. نظر شما در این باره چیست؟</strong></p>
<p>زاویۀ نگاه من کمی متفاوت است. تفاوتش اینجاست که وقتی دولت‌های رفسنجانی، خاتمی، احمدی‌نژاد و روحانی را در طول زمان پیاپی قیاس می‌کنیم، همه در جمهوری دوم هستند، که تفاوت بنیادی با جمهوری اول دارد. در جمهوری دوم پایه‌های فرادولت یعنی فراقوۀ مجریه ثابت است. این‌ها که باهم قیاس می‌شوند یک تفاوت پررنگ دارند: مأموریتِ دولت رفسنجانی، خاتمی و احمدی‌نژاد سیاست داخلی بود. دوره رفسنجانی سازندگی بود. جنگ شده، مملکت آسیب دیده و باید خرابی‌ها را ساخت. دوره خاتمی توسعۀ همه‌جانبه بود، چون زیان توسعۀ تک‌بعدی بیش از منفعتش است. دوره احمدی‌نژاد بحث عدالت بود، ما از عدالت اجتماعی فاصله گرفتیم و باید به ارزش عدالت برگردیم. همۀ این‌ها داخلی هستند. کاری ندارم نیت هرکدام چه بود، مهم این است که واقعیت‌ها در سطح اجتماعی چطور فهمیده شد. اما روحانی تنها رئیس‌جمهوری بود که برای مأموریت‌های سیاست خارجی آمد و به داخل کاری نداشت. روحانی وعدۀ دموکراسی نداد، وعدۀ او رفع تحریم‌ها بود و اینکه ایران را از خطر جنگ و ویرانی نجات ‌دهد. مثالش هم روشن است، گفت سانتریفیوژ که می‌چرخد چرخ زندگی مردم هم بچرخد. به این معنا حرف شما را قبول دارم. اولویت دوران ریاست‌جمهوری‌ روحانی حل‌وفصل بحران‌های خارجی ایران بود که البته اگر اتفاق می‌افتاد در داخل کشور بسیار اثر می‌گذاشت. به همین دلیل هم به او رأی دادند، نه به خاطر شخصیت کاریزماتیکش، چون روحانی کاریزما نداشت، اما خاتمی کمی کاریزماتیک بود. آقای روحانی تجربه‌ای هم از قبل داشت؛ این‌که اختلاف سلیقه درون هیئت حاکمه بر سر ارزش‌های سیاسی آن‌قدر زیاد و عمیق است که صرفاً با مرجع ‌ساختن صندوق تعیین تکلیف نخواهد شد. لذا از اول بنا را بر این گذاشت که درگیر این دعواها نشود. اما احمدی‌نژاد خیال می‌کرد اختلاف‌نظرهای درون هیئت حاکمه را می‌شود با ارجاع به صندوق رأی نهایی کرد. دیر فهمید که نمی‌شود و وقتی فهمید زیر همه‌چیز زد. روحانی اصلاً وارد این جریان نشد. خاتمی هم زیر همه‌چیز نزد. البته می‌شود به روحانی انتقاد کرد که اگر به این نکته توجه می‌کرد که برای حل‌وفصل مسائل خارجی نیاز به حمایت عمومی نیروهای اجتماعی دارد، حتی بسیار بیشتر از یکپارچگی در درون حکومت و برای حفظ آن کاری می‌کرد، شاید برجام به‌این‌ترتیب از بین نمی‌رفت. البته شاید. خیلی قاطع نمی‌توان گفت. می‌توان به روحانی انتقاد کرد که از نقطه‌ای که مرکز اقتدارت بود غفلت کردی و تصور کردی می‌شود قدرت را از مرکز دیگری گرفت، در حالی آن مرکز منافع و مسائل خاص خود را دارد؛ به همان دلیل که ممکن است به تو امتیازاتی بدهد، ممکن است ندهد! شاید این در محاسباتش نبود. البته من به‌عنوان ناظر بیرونی می‌گویم که اگر جور دیگری عمل می‌کرد شاید از این جهت موفق‌تر می‌شد. اما آیا امر سیاسی در زمان روحانی به حاشیه رانده شد؟ من خیلی با این گزاره موافق نیستم. حتی در دورۀ دوم روحانی امر سیاسی به‌شدت حضور داشت، منتها اینکه حاشیه‌ای به نظر می‌رسد به خاطر مهارت آقای روحانی بود. ایشان مهارت سیاسی داشت در اینکه اجازه ندهد دامنۀ بیرونی‌ تضادهای سیاسی گسترده شود. نمی‌گویم خوب است یا نه، فقط توصیف می‌کنم. آقای روحانی می‌دانست اگر اقدامی کند یا تغییری را مطرح کند، چه کسانی جلوی آن درمی‌آیند و دامنه آن تضادها تا کجا می‌تواند برود و اگر آن مطالبه را نمی‌خواست از ابتدا آن میدان را باز نمی‌کرد. من از تجربه‌های شخصی خودم می‌گویم؛ مثلاً دربارۀ موضوعی از ایشان سؤال کردم که آیا آن را دنبال کنم یا نه؟ قرص و محکم گفت ابدا، گرد آن نگرد. علتش را هم توضیح داد. دیدم چه خوب حلقه‌های بعدی را می‌بیند و همه‌چیز را در نظر می‌گیرد. به نظرم آقای روحانی به‌ویژه در دور دوم که با مشکلات بیشتری در درون هیئت حاکمه مواجه شد، تلاش هوشمندانه‌ای ‌کرد تا قصه‌ای شروع نشود که بعد پیامدهایش آن‌قدر گسترش پیدا کند که هزینۀ گزافی ایجاد کند، ولو اینکه خودش ضرر کند. درواقع آقای روحانی آمده بود تا کاری بکند. او تنها رئیس‌جمهوری بود که مردم ایران می‌دانستند به شکلی ایجابی دارند به او رأی می‌دهند، به بقیه رؤسای جمهور به شکل نفی رأی داده بودند. روحانی آمده بود تا مسئلۀ تحریم‌ها را حل کند و روابط خارجی را درست کند. البته حتی اگر فرد دیگری به‌جای روحانی می‌آمد برجام امضا می‌شد، چون به هر دلیلی تصمیم به انجام این کار گرفته شده بود. اما روحانی این میدان را به دست گرفت و وقتی آمد، دعواهای اساسی‌تری در درون هیئت حاکمه درگرفته بود و داشت به جاهای باریک می‌کشید. در این شرایط روحانی یک‌جورهایی خود را قربانی کرد تا کاری برای کشور بکند. تمام توانش را هم به کار گرفت. بنابراین با اینکه در زمان آقای روحانی امر سیاسی کمرنگ‌ شد، موافق نیستم و معتقدم اتفاقاً بعد از آقای رئیسی واکنشی که جامعه به مجموعۀ حوادث سیاست در داخل ایران نشان داد، قدری تحت تأثیر افقی بود که دولت روحانی گشوده بود. اگر آن افق نبود، این‌قدر امید واهی درست نمی‌شد. علت وجود این امید واهی، افقی از آیندۀ کشور بود که روحانی نشان داد و تا حدی هم توانست آن را محقق کند.</p>
<p><strong>‌‌ به نظر شما اصلاح‌طلبان تا چه حد در وضعیت کنونی نامطلوب جامعه نقش داشتند؟ آیا در مورد نقش مخرب اصلاح‌طلبان اغراق می‌شود؟</strong></p>
<p>وضعیت بسیار نامناسب کنونی ناشی از عوامل بسیار عمیق‌تر و اساسی‌تر از سبک فکر اصلاح‌طلبی است. این را برای تبرئه اصلاح‌طلبان نمی‌گویم. پیشاپیش بگویم که اصلاح‌طلبان اشتباهات بسیار بزرگی کردند. در دوران اصلاحات متوجه خیلی چیزها نبودیم. با تجربۀ امروز حتما کار دیگری می‌کردیم، اما فروکاستن مسائل به عوامل ثانوی و درجه سوم و چهارم گمراه‌کننده است، از علت اصلی غفلت می‌کنیم و سراغ چیزهای فرعی می‌رویم که علت نیستند. به نظرم یکی دو اشتباه کلان نظری از اول انقلاب داشتیم که ادامه پیدا کرده و یکی دو اشتباه روشی داریم که سبب وضعیت موجود هستند: ۱- ما به‌نوعی اسیر درون‌گرایی افلاطونی هستیم. به باور افلاطون فرد جاهل دست به عمل غیراخلاقی می‌زند و اگر آگاه باشد آن کار را انجام نمی‌دهد. معنایش این است که دلایل باور درست علل کافی رفتار درست هستند. بعدها مشخص شد که این حرف غلط است. ما کماکان همین‌طور فکر می‌کنیم؛ یک مبنای نظری کاملاً غلط که منشأ رفتارها همان دلایل باورها است. دلایل برای باورها یک چیز است، علل برای رفتارها یک چیز دیگر. این دو گاهی باهم تصادم می‌کنند و گاهی در کنار هم قرار می‌گیرند. وقتی تصادم می‌کنند در سطح فردی «آکراسیا» می‌شود، در سطح جمعی آشوب «کی‌آس» (Chaos) می‌شود. آدم‌ها رفتاری انجام می‌دهند برخلاف بهترین داوری اخلاقی خودشان، یعنی بااینکه می‌دانند کارشان غلط است اما آن را انجام می‌دهند. بر اساس این، ما از ۵۷ به بعد داریم اشتباه می‌کنیم؛ رفتار سیاسی آدم‌ها، نهادها و گروه‌ها را بر پایۀ ادله باورها تفسیر می‌‌کنیم. رفتارها را باید بر پایۀ علل عینی آن رفتار تفسیر کرد. وقتی در جامعه افراد کار خلاف می‌کنند، می‌گوییم اخلاق فروریخته! راست می‌گوییم، اما به این معنا نیست که آن شخص به این باور رسیده که دزدی کار خوبی است، در داوری‌اش هنوز می‌گوید دزدی بد است، اما باز دزدی می‌کند. این مثال پیش‌پاافتاده‌اش است. باید علت را یافت و معالجه کرد. عین این در سیاست مصداق دارد. به‌مجرد اینکه فلان تصمیم را در فلان سطح سیاسی اتخاذ می‌کنیم، رقیب ما می‌گوید نمی‌فهمد. دلایلی که یک نظریه دارد ربطی به این عمل ندارد. این عمل علت دارد. تا این اِشکال اساسی را حل نکنیم از این چنبره بیرون نمی‌آییم. باید داوری بر سر باورها و داوری بر سر رفتارها را از هم جدا کنیم. ما به‌عنوان حکومت یا نیروی سیاسی که می‌خواهد تأثیر بگذارد، مسئول رفتارها هستیم. رفتارها باید مطابق قانون باشد. ۲- اشتباه اساسی دیگری که منجر به وضعیت فعلی ما شده این است که حق و باطل را به معنای نظری‌اش، با حق و ناحق به معنای پراگماتیکش، یکی می‌دانیم. مثلا کسی نباید رأی باطلی داشته باشد. یعنی کسی که اعتقاد دارد چون نژاد او برتر است پس حق بیشتری دارد، اشتباه می‌کند و حرفش حق نیست. اما آیا این نتیجه می‌دهد که او حق ندارد این‌طور فکر کند؟ یعنی من وظیفه دارم کاری کنم که این‌طور فکر نکند؟ نه اصلا. من بدترین مثال را زدم؛ نژادپرستی که در همه عالم بدترین باوری است که می‌تواند در مناسبات اجتماعی ویرانگر باشد. حق یا باطل بودن، یک بحث است و حق داشتن یا نداشتن، بحثی دیگر. آیا حق انجام این رفتار را داری؟ حق داشتن فلان نظر را داری؟ این ربطی به درست و غلط بودن باور و اعتقادات ندارد. الان در کشور ما، نمی‌توانند این‌ دو را از هم جدا کنند؛ نه مذهبی‌ها و سنتی‌ها، و نه حتی مدرن‌ها و روشنفکران. بیماری اینجا است. هنوز در جامعۀ ایران نمی‌توانیم برای خودمان جا بیندازیم که من یکسری باورهای درست دارم که خیلی هم عالی است، نسبی هم نیستند، مطلق هم هستند و پای استدلال عقایدم هم می‌ایستم و هویت من با این گره خورده، اما دیگران هم حق دارند در همین موضوعات باوری دیگر داشته باشند. حقی که دیگری در حوزۀ باورش دارد منوط به این است که باورش روش‌مند باشد و حقی که در حوزۀ رفتارش دارد منوط به این است که مطابق با قانون باشد. تمام. غیر از این دیگر نیست. آیا اگر من طبق قانون عمل می‌کنم باید حتماً قانون را قبول داشته باشم؟ ابداً. اگر نمی‌خواهی قانون را اجرا کنی باید از قلمرو قانون خارج شوی. مادامی‌که در قلمرو این قانون هستی، باید آن را اجرا کنی، حق داری قبول نداشته باشی، اما حق نداری قانون را نقض کنی. اما بخش عمدۀ رفتار سیاسی ما چه از ناحیه حکومت و چه از نیروهای سیاسی، ناشی از این نگاه است. این همان حذف است. اگر این‌طور فکر کنم حذف‌گرا می‌شوم. حالا از کجا باید درمان را شروع کنیم؟ هم کار تربیتی و روشنفکری و علمی و فکری لازم است و هم کار سیاسی. اما نکته این است که امروز ظاهرا جامعۀ ایران واقعا نیازمند به قاعدۀ بازی سیاسی تازه است. قاعدۀ بازی تازه‌ای که برای رفتار، قانون مرجعیت داشته باشد و در حوزۀ فکر و اندیشه، منطق و روشمندی مرجع باشد. رساله و مقاله باید به روش درست نوشته شده باشند، محتوای آن مهم نیست. ممکن است من آن را قبول نداشته باشم، اما حق ندارم مقاله را رد کنم. هرکس حق دارد فکر کند و به نتیجه برسد. اگر من داور مقالۀ تو شدم در صورتی اجازه دارم آن را رد کنم که روش‌مند نباشد، برای حرف‌هایت دلیل نداشته باشی، نقل‌قول کرده باشی بی‌آنکه سند داده باشی. البته اگر به لحاظ روشی، باورت عقلانی نیست، من به تو حق نمی‌دهم این کار را بکنی. مانند اینکه بخواهی عملی خلاف قانون انجام بدهی. تا جایی که بتوانم مانع تو می‌شوم. به تو حق نمی‌دهم خلاف قانون عمل کنی. این‌ها هنوز در جامعۀ ایران تثبیت نشده. اما می‌توانیم آن را تثبیت کنیم، چون فکر می‌کنم یکی دو تحول بسیار مثبت در جامعۀ ایران رخ داده است. یکی اینکه در جامعه ایران لایۀ گسترده‌ای از افراد چیزفهم وجود دارد که در گذشته کم بودند. دوم وجدان ملی که در ایران ظاهرا وجود دارد، چیزی شبیه ناخودآگاه جمعی. آدم‌ها انگار یک موجی را می‌گیرند، راه می‌افتند و ناگاه در نقطه‌ای می‌ایستند. انگار حسی می‌گوید اینجا دیگر ریسک نکن! اتفاقات زیادی در ایران افتاده که می‌توانسته مردم را به کارهای خطرناک برانگیزد، اما این اتفاق نیفتاده. این عقلانیت است. الان تعداد افراد چیزفهم و مطلع و جهان‌شناس در ایران خیلی زیاد شده که محل امیدواری است. لذا می‌شود گفت‌وگویی راه انداخت. فقط مانعی بر سر راه این گفت‌وگو وجود دارد که باید آن را معالجه کرد. الان نوعی نفرت، سبب شکاف و ناامیدی و کرشدگی شده است که انگار خیلی به واقعیت کاری ندارد. یعنی تحت تأثیر عواملی، بُعدی از هویت من آن‌قدر بر من غلبه کرده که دیگر نمی‌گذارد هویت مغایر را ببینم. نمونه‌اش، در شکاف دولت-ملتی که از زمستان سال قبل شروع شده و متأسفانه این مشکل بزرگ به وجود آمده که مردم هر دروغی را که محتوایش نقد باشد می‌پذیرند. خیلی وقت‌ها مردم می‌دانند دروغ است، اما باز می‌پذیرند. البته همین نکتۀ مثبتی است که به سیاستمداران پیام می‌دهد که این جامعه خشمگین است، اما هنوز تحریف نشده. عیب این شکاف این است که نمی‌گذارد به شخصی که در موضع خشم قرار گرفته بگویید این موضع خشم به زیان خودت است. بااین‌حال، چون جامعه هنوز آن وجدان یونگی را دارد و پهنای گسترده‌ای از مردمان فهیم در ایران داریم، این شانس منتفی نیست که بشود جامعۀ ایران را به این نقطه رساند که شما خواسته‌های متضاد دارید، سر آنها هم باهم دعوا دارید، ساختار قدرت و سیاست هم در ایران عقلانی نیست، اما برای رسیدن به حداقل خواسته‌هایتان اول باید از خواسته‌های حداکثری‌تان دست بردارید. به نظرم می‌شود این کار را کرد، لذا فکر می‌کنم سیاست در ایران هنوز بسته نشده. کما اینکه فکر می‌کنم فقط می‌شود این کار را کرد و کارهای دیگر ممکن نیست. حس می‌کنم بخشی از نیروهای سیاسی کشور تصور می‌کنند هنوز با همان رویۀ گذشته می‌توان بازی سیاسی را ادامه داد که به نظر من امکان ندارد. نه‌فقط نمی‌شود، حتی اگر بشود، نباید ادامه داد. چون ادامۀ آن بازی سیاسی نه‌فقط قادر نیست تحولی مثبت و فصلی جدید در جامعۀ ایران بگشاید که دست‌کم بخش زیادی از بحران‌های گذشته فراموش شود، بلکه به‌شدت به آن دامن خواهد زد. اگر سیاستی سالم داشتیم با این خطر مواجه نبودیم. اگر گروه‌های رقیب با هویت‌های تعریف‌شده داشتیم که هرکدام مانیفست‌ مشخص داشتند و باهم رقابت می‌کردند و برنامه‌شان را می‌گفتند و در سطح اجتماعی هم بسته به دیدگاه‌ها و منافعشان طرفدارانی می‌داشتند، از دل این رقابت نتیجه‌ای به دست می‌آمد، فصلی جدید باز می‌شد و فصل قبلی بسته می‌شد، مثل همه‌جای دنیا. خیلی از بحران‌ها با انتخابات حل می‌شود، یعنی فراموش می‌شود. مگر برگزیت، بحران کمی در انگلستان بود؟ با انتخابات تمامش کردند. برگزیت حل نشده و هنوز هست، اما زندگی روزمره را به هم نریخته. اما در ایران به‌جای این‌ها، شبه انتخابات، ‌شبه احزاب، شبه پلتفرم داشتیم که متأسفانه بیش از اینکه حاوی گفتمان مثبت و ایجابی باشد و بخشی از جامعۀ ایران را نمایندگی کند، حاوی تخریب رقیب بوده. تابه‌حال به‌این‌ترتیب گذشته، اما دیگر نمی‌شود و حتی اگر بشود نباید. چون الان آن شکاف دولت-‌ملت و حالت روانی یأس و سرخوردگی و گریز و نفرت به حدی تشدید شده که هرگونه بازی سیاسی مبتنی بر تخریب رقیب یعنی ادامۀ مسیر گذشته، یک نتیجه بیشتر ندارد؛ تثبیت باور به فساد سامان سیاسی. اگر برداشت من چندان خطا نباشد، به نظرم همه نیروهای سیاسی باید تجدیدنظر اساسی کنند. اصلاً وقت این نیست که اصلاح‌طلبان با اعتدالی‌ها و هر دو با اصولگراها درگیر شوند، چون محصول چنین دعوایی این نخواهد شد که در سطح جامعۀ ایران اتفاقی سیاسی می‌افتد و بخش قابل‌توجهی از مردم به اردوگاهی می‌روند و اعلام می‌کنند ما این پلتفرم را می‌پذیریم. اگر نمی‌توانیم چنین کاری کنیم، پیشنهاد من این است که اصلاً انتخابات برگزار نکنیم. جمهوری بدون انتخابات نمی‌شود، انتخابات بدون احزاب و سیاست حرفه‌ای نمی‌شود و سیاست حرفه‌ای بدون حزب ممکن نیست. اگر نمی‌خواهیم احزاب، سیاست حرفه‌ای، نمایندگی از اکثریت اجتماعی و بعد رقابت بر سر پلتفرم‌های ایجابی شکل بگیرد، بهتر است عطای انتخابات را به لقایش ببخشیم و مثل عربستان سعودی مجلس مشورتی درست کنیم. زمان قاجار هم بود. نخبگان، عقلا و چیزفهم‌ها را جمع کنیم تا برای مدیریت کشور ایده بدهند. این خیلی بهتر از این است که صحنه‌ای سیاسی درست کنیم، امکانات کشور را در اختیارشان قرار دهیم تا همدیگر را تخریب کنند و آبروی کل سیستم برود. جامعۀ ایران ویژگی دیگری هم دارد: عموم ایرانی‌ها تصور می‌کنند ما روی اقیانوس ثروت هستیم و چون حق ما را خورده‌اند فقیر هستیم. در کشورهای دیگر، مثلاً الجزایری‌ها این حرف را نمی‌زنند. دولت ما از دوران رضاشاه رانتیر بوده، چون پولی دارد که از جامعه نگرفته. زمان شاه هم این ذهنیت بود که ما روی اقیانوس ثروت هستیم، اما اندک امیدی هم بود که اگر فلان کار را کنیم، وضعیت تولید ما و آموزش ما و آموزش عالی‌ و بهداشت و کسب‌وکار و&#8230; باکیفیت‌تر می‌شود، اما الان هیچ امیدی نیست. روزی که اوباما رأی آورد و مک‌کین شکست خورد، سخنان مک‌کین را گوش می‌کردم. به رفقایم زنگ زدم و گفتم، آمریکایی‌ها عیب زیاد دارند، اما در رقابت‌های سیاسی بسیار پخته‌تر از ما هستند. تا ۲۴ ساعت پیش باهم رقابت می‌کردند، اما بعد انتخابات ببینید مک‌کین در مورد طرفداران رقیب چه می‌گوید. ما از اروپا انتخابات آوردیم چنان‌که ماشین آورده‌ایم، اما آداب انتخابات و اخلاق رانندگی را نیاورده‌ایم. با آداب جنگ‌سالارانه انتخابات می‌کنیم و با اخلاق خرسواری پشت ماشین می‌نشینیم. خب این یکی می‌شود هزاران کشته رانندگی در سال و آن یکی تمرین تخریب اعتماد عمومی و پیوند دولت-ملت!</p>
<p>منبع: شرق</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87-%d8%a8/">واله: روحانی تنها رئیس‌جمهوری بود که برای سیاست خارجی آمد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نعیمی‌پور: سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان پای روحانی ذبح شد</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d9%86%d8%b9%db%8c%d9%85%db%8c%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d9%86%d8%b9%db%8c%d9%85%db%8c%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Jun 2023 20:24:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح‌طلبان]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[حسن روحانی]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=15502</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124;  محمد نعیمی پور فعال سیاسی اصلاح طلب و عضو هیات رئیسه مجلس ششم معتقد است که سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان پای روحانی ذبح شد. او نقش اصلاح طلبان در پیروزی روحانی در انتخابات سال ۹۲ را تعیین کننده می داند ولی می گوید روحانی مشی خود را [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%86%d8%b9%db%8c%d9%85%db%8c%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8/">نعیمی‌پور: سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان پای روحانی ذبح شد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر |  محمد نعیمی پور فعال سیاسی اصلاح طلب و عضو هیات رئیسه مجلس ششم معتقد است که سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان پای روحانی ذبح شد. او نقش اصلاح طلبان در پیروزی روحانی در انتخابات سال ۹۲ را تعیین کننده می داند ولی می گوید روحانی مشی خود را داشت. مبارزه نکرد و در نتیجه موفق هم نشد.<br />
<span id="more-15502"></span></p>
<p>مشروح گفت و گوی محمد نعیمی پور که در سایت جماران منتشر شده است را می خوانید.<br />
<strong></p>
<p>به عنوان اولین سوال می خواستم به این نکته بپردازم که اصلاح طلبان هم اکنون با چه شرایطی رو به رو هستند؟ با توجه به این که در انتهای سال، انتخابات داریم و حوادث سال گذشته هم پیش آمده است، چه راهکاری به اصلاح‌طلبان پیشنهاد می‌کنید؟</strong></p>
<p>از دو منظر می‌شود اتفاقات سال گذشته را بررسی کرد. اول اینکه این اتفاقات چه وضعیتی در حاکمیت و حکومت ایجاد کرد؟ آیا توانست تعادل حکومت را به هم بریزد یا نه؟ من معتقدم که چون حکومت وقایع سال ۸۸ موسوم به «جنبش سبز» را از سر گذراند و توانست مسائل را به آرامش برساند، لذا تجربه فوق‌العاده‌ای کسب کرد. ضمن اینکه جنبش سبز یک نوع منازعۀ درون جمهوری اسلامی بود و افرادِ درگیر در موضوع، مهم و مورد توجه بودند، اما حکومت موضوع را به نتیجه رساند. از طرف دیگر وقایع سال ۸۸ باعث سرکوب اصلاح‌طلبان نشد و به خاطر فکرشان و به خصوص مظلومیتی که برای آن‌ها ایجاد شد، همچنان در مرئی و منظر مردم وضعیت مثبتی داشتند.</p>
<p>لذا سال ۹۲ با درایت و سیاستی که به خرج دادند موفق شدند و اگر می‌خواستند مثل سال ۸۴ عمل کنند قطعاً شکست می‌خورند. پس به نظر من وقایعی که به عنوان جنبش مهسا مطرح می‌شود یا اعتراضاتی که به دلیل بنزین و &#8230; روی داد، خیلی کوچک‌تر بودند به همین دلیل توانستند بسیار سریع همه آنها را کنترل کنند.</p>
<p><span style="color: #3366ff;"><strong> وقایع سال ۸۸ سیاسیِ غلیظ بود، بحث مهسا بیشتر اجتماعی بود</strong></span></p>
<p><strong> گستره اعتراضات سال قبل و شهرهایی که در آن حوادثی پیش آمد از نظر تعداد شهرها گسترده تر از حوادث ۸۸ نبود؟</strong></p>
<p>وقایع سال ۸۸ سیاسیِ غلیظ بود اما بحث مهسا بیشتر اجتماعی بود که بسیاری از آن بهره برداری سیاسی کردند. لذا افراد و گروه‌های همدل زیادی داشت اما زمانی که موضوع مقداری حادّ و تند شد فقط تعداد محدودی در صحنه ماندند و از این جهت این دو واقعه تفاوت شکلی و جدّی داشت. جنبش مهسا به لحاظ توان، قدرت و اعمال سیاست و قدرت، تأثیر چندانی بر حکومت نگذاشت اما از موضع اخلاقی و حقوق بشری، امکان تبلیغات علیه حکومت ایجاد شد.</p>
<p><strong>یعنی شما حاکمیت را در کنترل اوضاع موفق می‌دانید؟</strong></p>
<p>بله، حکومت توانست تسلط پیدا کرده و مسائل را حل کند، اما اینکه افکار عمومی قانع شدند یا نه، جای بحث وجود دارد. منتها اعمال قدرت و حکومت با بحث افکار عمومی فرق می‌کند. من زمان شاه بودم و مسائل سیاسی را دنبال می‌کردم. نظر اکثر مردم با شاه همراه نبود و تعداد کمی حامی حکومت بودند، حتی درباره دوره رضا شاه می‌گفتند «یک نفر رضا همه نارضا»، اما اعمال حکومت می‌شد. لذا حکومت ممکن است در افکار عمومی جای کمی داشته باشد اما دلیل نمی‌شود که نتواند اعمال قدرت کند. من معتقدم اعتراضات اخیر نتوانست حکومت را تحت‌الشعاع قرار دهد و ارکان آن را متزلزل کند.</p>
<p><strong>بعد از سال ۸۸، ما شاهد سه اعتراض با بهانه های مختلف بودیم و حکومت در کنترل آن‌ها موفق بود. درباره سبک برخورد با ناآرامی ها، برخی می‌گویند از الگوهای شرقی استفاده شده است. آیا اساسا با الگوگیری در این زمینه مواجه ایم؟</strong></p>
<p>من معتقد نیستم که الگوبرداری شده است، اما چون جریانات روشنفکری و تحصیل‌کرده ما یا الگوی شرق می‌شناسند و یا الگوی غرب، فکر می‌کنند که باید با یکی از این‌ها تطبیق داده شود. الان هم عمده بحث‌ها درباره این است که چرا مشی دمکراسی غربی در کشور اعمال نمی‌شود؟ اما من معتقدم که حاکمیت ایران سبک خاص خود را دارد، البته ممکن است کسی از تجربیات دیگران استفاده کند؛ اما واقعیت این است که اینجا مسائل دینی، فکری و اعتقادی نقش برجسته‌ای دارد، ولی کشورهای اروپای شرقی روش‌های خاص خود را داشتند و شیوه سرکوب‌ آن‌ها بسیار وحشتناک بود.</p>
<p><strong>برخی می‌گویند آتش زیر خاکستر است. شما معتقدید که ماجراهای سال قبل تمام شده است؟ </strong></p>
<p>جریان اعتراضات تابستان و پاییز سال گذشته تحت عنوان جنبش مهسا، فقط تحرّک اعتراض درونی و مردمی نبود، در واقع یک توافق نانوشته‌ای بین نیروهای کثیری که اغلب برانداز بودند، شکل گرفت؛ از سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه در این وقایع حضور داشتند تا جریان برانداز خارج از کشور که بسیاری از آن‌ها حامی قدرتمند خارجی داشتند؛ به همین دلیل دیپلماسی اروپایی &#8211; غربی به گمان خود به طرف ساقط کردن حکومت رفتند. از سوی دیگر مشکلاتی در منطقه داشتیم و فشارهایی از سوی کشورهای منطقه را شاهد بودیم.</p>
<p>در فضای مجازی، بسیاری خوشحال بودند و می‌گفتند کار تمام است، حتی دروغ سازی کردند و گفتند رهبری فوت شده یا بین سپاه و ارتش اختلاف ایجاد شده و&#8230; اتفاقات زیادی افتاد، اما حاصل چه شد؟ به اعتقاد من کشورهای غربی متوجه شدند که حکومت ایران با این روش‌ها فرو نمی‌ریزد و ساقط نمی‌شود. الان مسأله آنها این است که چگونه ارتباط را ترمیم کنند. این کار سابقه دارد و در دوره‌ای همه سفرا رفتند و بعد از مدتی برگشتند. به نظر می‌رسد که آن‌ها در این زمینه مشکل دارند. همین طور برانداز خارجی کار گسترده‌ای انجام داد و باور من این است که یک سازمان اطلاعاتی بزرگ پشت این قضیه بوده است و برخی با طناب براندازان خارجی با تصور این‌که نیرو و نفوذ دارند به تَه چاه رفتند، لذا اعتماد به جریان خارج از کشور سلب شد. ضمن اینکه چون براندازان خارجی بوی کباب شنیده بودند اختلافات‌شان عیان شد و در افکار عمومی ایران، جایگاه آن‌ها بسیار بیش از پیش تنزل کرد.</p>
<p>پس با توجه به کنش سیاسی &#8211; براندازانه کشورهای غربی و گسترده بودن اعتراضات اجتماعی – سیاسی داخل کشور و البته با کنترل و شکست برنامه های براندازانه، حکومت تقویت شد. فی الواقع با این نوع و شکل نمی توان قدرت حاکمیت را در ایران پس و پیش کرد، اما در افکار عمومی همچنان سوالاتی مطرح است و امروزه بعضا بدترین حرف‌ها و نسبت‌ها را درباره حکومت در بین مردم عادی می‌شنوید. اینکه حکومت بتواند روی افکار عمومی تأثیرگذار باشد و افکار عمومی را مثبت کند، جای بحث است. من فکر می‌کنم اگر حاکمیت درباره سیاست‌های اقتصادی مثل تورم و تولید موفق باشد و کارهای مثبتی کند، نظر بخش عمده‌ای از مردم تأمین می‌شود.</p>
<p><span style="color: #3366ff;"><strong> وقتی کنش ها و واکنش ها هیجانی می‌شود عقلانیت حداقلی می‌شود</strong></span></p>
<p><strong>پس در حوادث اخیر، معترضان داخلی که بیشترین آسیب را دیدند بازی خوردند؟</strong></p>
<p>وقتی کنش ها و واکنش ها هیجانی می‌شود عقلانیت حداقلی می‌شود. اینکه عده‌‌ای فکر می‌کنند ما را می‌کشند پس ما هم آن‌ها را می‌کشیم و اتفاقاتی می‌افتد، این‌ها هیجانات و احساسات است و عقلانیت نیست. در حالی که اگر کسی عقلانیت را در تحلیل و کارهای خود به کار برد، می‌داند که این کارها در همه دنیا باعث تیزتر شدن شمشیر حکومت می‌شود و به اندازه کافی برای برخورد توجیه خواهد داشت. این‌ها واکنشی هستند، کنش نیستند و به سرانجام نمی‌رسند، چون قدرت حکومت بسیار فراتر از جریانات اعتراضی است؛ به دلیل اینکه معترضانْ سازماندهی، رهبری و برنامه ندارند و از همه بدتر، درون آن‌ها تزلزل و تفرقه بالقوه زیادی وجود دارد.</p>
<p><span style="color: #3366ff;"><strong> اصلاح طلبان زلف خود را به زلف جریان برانداز بیرون گره نزدند</strong></span></p>
<p><strong> عملکرد اصلاح‌طلبان را چگونه ارزیابی می کنید؟ چون در ماجرای سال گذشته واکنش تندی نشان ندادند و با جریان اعتراضی همراهی نکردند.</strong></p>
<p>البته من معتقدم اصلاح‌طلبان همراهی کردند منتها در سطح سخن و بیان، اما اینکه سازماندهی کنند، این کار را نکردند چون برای آن‌ها ابهام زیادی داشت که سرچشمه قضایا از کجاست. درست است که بسیاری از اصلاح‌طلبان مطرح نکردند که بیگانگان دخیل هستند اما با به کار بردن عقلانیت، زلف خود را به زلف جریان برانداز بیرون گره نزدند.</p>
<p>از سوی دیگر از بزرگترین مشکلات جریان برانداز خارجی، اصلاح‌طلبان هستند و همیشه علیه اصلاح‌طلبان اقدام کرده‌اند. در جریان اخیر و در بین اصلاح‌طلبان دو نگاه می‌توان دید؛ یک نگاه تمایل داشت که هیجاناتی نشان داده و به مسائل دامن بزند، این‌ها اصلاح‌طلبانی هستند که تمایل آن‌ها برای براندازی بیشتر از اصلاحات است. اما حواس جریان غالب‌ جمع بود که ماهیت قضایا چیست و ریشه‌های آن در کجاست؟ بخش دوم اصلاح‌طلبان سعی می‌کردند که در کنار موضوع حرکت کنند.</p>
<p><strong>بین بدنه مردم و اصلاح طلبان این ذهنیت وجود داشت که اگر لیدرهای اصلاح‌طلبان در اعتراضات حضور میدانی داشتند می‌توانستند جریان اعتراض را معقول‌تر و تندی‌های آن را کمتر کنند. از سوی دیگر برخی معتقدند اصلاح‌طلبان در جریان اعتراضی می‌توانستند دستاوردهای بیشتری داشته باشند و در حاکمیت تمایل بیشتری ایجاد می‌شد که به طرف اصلاح برود. شما چه مقدار این ایده را درست می‌دانید؟</strong></p>
<p>من این ایده را اصلاً درست نمی‌دانم. مگر همه اصلاح‌طلبان در سال ۸۸ حضور نداشتند؟ با حضور اصلاح‌طلبان اعتراضات دامنه‌دارتر و برخوردها شدیدتر شد. حتی کسانی که نسبت آنها با جمهوری اسلامی زیر سوال نمی‌رفت، چهار، پنج یا شش سال به زندان افتادند و تا آخر در حبس بودند. لذا اگر جریانات منتقد حکومت که خواهان اصلاح امور هستند و چنین تجربه‌ای را دارند، محور اعتراضات می شدند، قطعاً به نتیجه نمی‌رسیدند و عاقلانه نبود. اگر اصلاح‌طلبان چنین کاری می‌کردند هر چند ممکن بود تعدیل و اعتدالی در اعتراضات ایجاد شود، اما معنا و مفهوم آن این بود که با جریانات خارجی همراهی کردند و این قطعاً به نفع اصلاح‌طلبی نبود و نیست.</p>
<p><strong> بالاخره جامعه‌ نیاز به تغییر و اصلاح دارد. پس چه راهی می‌ماند و چه عملکردی را پیشنهاد می‌دهید؟</strong></p>
<p>چند نکته بگویم. اول اینکه اصلاح‌طلبان با حداقل زحمت به قدرت رسیدند. سال ۷۶ خود اصلاح‌طلبان باور به پیروزی نداشتند. مردم به دلیل اعتراضی که داشتند، آمدند و به فرد دیگری رأی دادند. اصلاح‌طلبان مجانی آمدند و هزینه‌ای نکردند. درست است که از سال ۶۸ به بعد به خاطر تغییرات و پوست‌اندازی که در جمهوری اسلامی شد، بسیاری مغضوب و خانه‌نشین شدند اما در این مسیر هزینه ویژه‌ای ندادند. بنابراین به نظر می‌رسد، اصلاح‌طلبان قدر چیزی را که به دست آوردند، ندانستند یا به طور عمیق متوجه مبانی قدرت و اعمال حاکمیت نشدند. به همین دلیل بود که سال ۸۴ احساس کردند اتفاقات عجیبی می‌تواند بیفتد، پس نحله‌های مختلف اصلاح‌طلبی از هم جدا شدند؛ حتی آقای هاشمی رفسنجانی که باهوش‌ترین سیاستمدار در آن زمان بود، متوجه نبود که چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد.</p>
<p>چون اصلاح‌طلبان به سادگی به قدرت رسیدند و پیچیدگی و ابعاد قضیه را خیلی خوب نمی‌شناختند و آن رقابت عجیب پیش ‌آمد. به همین دلیل اصلاح‌طلبی نتوانست در حد سیاستمداران برجسته، افرادی را به جامعه معرفی کند. چیزی که به جامعه معرفی کرد مبارزه سیاسی و مبارزان سیاسی بود و بنای آنها این بود که با جریان حاکم در درون حاکمیت مبارزه سیاسی کنند. البته اصلاح‌طلبان با حاکمیت اختلاف داشتند و اختلاف نظری آنها از سالها پیشتر بود و هر روز بیشتر و بیشتر می‌شد.</p>
<p>چون مبارزه و معارضه سیاسی در دستور کار اصلاح‌طلب‌ها بود، سیاستمداران بر اساس صلاح و مصلحت کلی و آینده و خصوصاً درباره ایران و ایرانیان و سرنوشت کشور، کمتر با مردم صحبت کردند. چیزی که به مردم گفتند این بود که اگر جریان رقیب بیاید، به شما سخت می‌گذرد، اما اینکه ما باشیم چه کار می‌توانیم انجام دهیم، توضیح ندادند. کما اینکه در دوره اصلاحات نتوانستند برآورد دقیقی از قدرت و حکومت داشته باشند. به همین دلیل ضربات زیادی به آن‌ها وارد شد. اینکه هر روز یک بحران، از یک طرف نشان می‌دهد که با روش‌های قهرآمیز و قلدرانه می‌توان پیش رفت، اما از طرف دیگر نشان می‌دهد که برای رو به رو شدن با چنین مسائلی، اساساً آمادگی و تمهیدی نداشتیم، یا چنین تفکری وجود نداشت که تعادل ایجاد کند و طرف مقابل را در زمینه‌هایی نرم کند تا سازش‌هایی ایجاد شود. پس با رویکرد مبارزه سیاسی درونْ حکومتی، اتفاقاتی که افتاد همین است و اگر قرار است کاری صورت گیرد باید درباره موضوعات، فکر و تجدید نظر کرد، و الّا اگر مشی مبارزه سیاسی با حکومت ادامه پیدا کند و نه سیاست‌ورزی، حکومت حتماً مقابله می‌کند.</p>
<p><strong> <a href="https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/06/1-9.jpg"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter size-large wp-image-15504" src="https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/06/1-9-1024x643.jpg" alt="" width="640" height="402" srcset="https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/06/1-9-1024x643.jpg 1024w, https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/06/1-9-300x188.jpg 300w, https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/06/1-9-768x482.jpg 768w, https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/06/1-9.jpg 1200w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" /></a></p>
<p>تمام تلاش اصلاح‌طلبان در سال ۹۲ این بود که جریان فکری و روشی احمدی‌نژاد ادامه پیدا نکند</strong></p>
<p>سال ۹۲ کاندیدای اصلاح‌طلبان آقای روحانی بود. در حالی که روحانی یک سیاستمدار اصول‌گرا بود و از ابتدای انقلاب جزء نیروهای اصلاح‌طلب محسوب نمی‌شد. از سوی دیگر، مشی و عملکرد آقای روحانی همواره با سازش همراه بود، لذا با انتقاد شدید اصلاح‌طلبان مواجه می‌شد. اینکه می‌گویید ما نباید با حاکمیت مبارزه می‌کردیم، خب آقای روحانی که مبارزه نکرد ولی در نهایت جواب نگرفت. انگار حاکمیت دست طرف مقابل را خوانده و به هیچ وجه اجازه نمی‌دهد مسیر باز شود. شما در این فضا چه پیشنهادی دارید؟</p>
<p>تمام تلاش اصلاح‌طلبان در سال ۹۲ این بود که جریان فکری و روشی احمدی‌نژاد ادامه پیدا نکند و ادامه وی را در چهره جلیلی می‌دیدند. لذا معتقد بودند که ادامه پیدا نکردن جریان فکری احمدی‌نژاد اولویت دارد به اینکه یک نفر از اردوگاه اصلاح‌طلبان رئیس جمهور شود. با وجود اینکه آقای عارف ثبت‌نام کرد و تأیید صلاحیت شد، قرار این بود که اصلاح‌طلبان دقیقاً ببینند رأی‌آوری کدام یک بیشتر است. جمع‌بندی این بود که شانس آقای روحانی بیشتر است و اگر همه پشت سر روحانی بیایند وی موفق می‌شود و تحلیل‌شان درست از آب درآمد.</p>
<p>بنابراین، بعد از حمایت اصلاح‌طلبان، رأی آقای روحانی رشد کرد. مردم هم از اتفاقات دوره احمدی‌نژاد راضی نبودند، فقط می‌خواستند ببینند تصمیم صحیح گرفته می‌شود یا نه؟ اصلاح‌طلبان با تصمیم صحیح ادامه آقای احمدی‌نژاد را اجازه ندادند و نگذاشتند امثال آقای جلیلی رئیس جمهور شود.</p>
<p>در پیروزی آقای روحانی، نقش اصلاح‌طلبان مهم و برجسته بود، خصوصاً حمایت آقای خاتمی و کناره‌گیری آقای عارف، چون عارف می‌توانست کنار نرود. اشکال قضیه این بود که وقتی اصلاح‌طلبان پیروز شدند احساس کردند که پس موفقیت دوباره‌ای برای آنان حاصل شده است، لذا تخم مرغ‌هایشان را در سبد آقای روحانی گذاشتند. در حالی که آقای روحانی مشی خود را داشت، چون به لحاظ اخلاقیات و تجربیات سیاسی و شناختی که از جمهوری اسلامی داشت، او برای خود نظراتی داشت و همین باعث شد که در درون حکومت دچار چالش شود.</p>
<p><span style="color: #3366ff;"><strong> سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان پای آقای روحانی ذبح شد</strong></span></p>
<p><strong> یعنی تیپ شخصیتی آقای روحانی باعث شد که &#8230;</strong></p>
<p>هم تیپ شخصیتی و هم تجربیات سیاسی، منظور من هر دو است. آقای روحانی اصول‌گرایِ تابع بی‌چون و چرا در برابر قدرت نبود؛ می‌گفت من حرف کارشناسی دارم. غیر از اینکه از لحاظ شخصیتی، با همه از موضع بالا برخورد می‌کرد. وقتی این اتفاق افتاد همه هم‌کاسه شدند. در حالی که اصلاح‌طلبان باید این برهه را برای تنفس و بازسازی خود فرصت می‌دانستند، اما متأسفانه نه تنها این کار اتفاق نیفتاد؛ بلکه در سال ۹۶ به شکل مدبرانه‌ای عمل نشد و ادامه پیدا کرد. به همین دلیل سرنوشت آقای روحانی و سرنوشت اصلاح‌طلبان به یکدیگر گره خورد و به خاطر مشکلات عظیمی که در دولت دوم روحانی ایجاد شد، مردم آقای روحانی و اصلاح‌طلبان را با هم ‌دیدند و رأی اصلاح‌طلبان بسیار نازل شد. به ویژه در دوره دوم آقای روحانی به شدت مسائل ارزی و تورم برای مردم ملموس بود و به وضعیت وخیمی رسید. به نظر من سال ۹۲ آغازِ اشتباه بود و سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان پای آقای روحانی ذبح شد.</p>
<p><strong>مشخصاً اصلاح‌طلبان چه کار باید می‌کردند که این اتفاق نمی‌افتاد؟</strong></p>
<p>باید خودشان را بازسازی می‌کردند، حرف ایجابی می‌زدند، برای کشورداری راه حل ارائه می‌کردند و درباره روش‌های دولت که با روش‌های اصلاح‌طلبی همخوانی نداشت، واکنش نشان می‌دادند. همواره اصلاح‌طلبان با روش‌های سلبی وارد انتخابات می‌شدند، موج‌آفرینی می‌کردند، این کار برای آنان عادت شده بود و این عادت در اصلاح‌طلبان ماند، در حالی که باید بنیه‌های خود را تقویت می‌کردند. باید می‌گفتند ما از آقای روحانی حمایت کردیم، اما با هم نیستیم و اگر ما بیاییم درباره فرهنگیان، کارگران و مسائل سیاست خارجی برنامه داریم و به نوع دیگری فکر می‌کنیم. یعنی راه‌حل‌هایی که مردم احساس کنند عملی است و وعده دادن های بدون پشتوانه نیست. به ویژه آنکه اصلاح‌طلب‌ها در دوره آقای خاتمی تجربه داشتند و باید راه‌‌حل‌هایی ارائه می‌کردند.‌ اصلاح‌طلبان می‌خواهند به قدرت برسند و با حکومت مبارزه کنند؟ و حکومت با این مبارزه طلبی مقابله کرده و میکند. در این صورت مشکلات آنان در سفره مردم مشخص می‌شود و دود آن به چشم مردم می‌رود. اصلاح‌طلبان این کارها را انجام ندادند و می‌شود گفت احزابی که فضای تنفس پیدا کردند کار عمیقی انجام ندادند و به دنبال مبارزه سیاسی بودند.</p>
<p>همچنین اصلاح‌طلبان تکلیف خود را با آقای روحانی روشن نکردند و حاضر نبودند با حکومت مذاکره و همراهی کنند؛ لذا در وسط ماندند و خود را تقویت نکردند. حتی مصلحت اصلاح‌طلبان این بود که در آن دوره، رابطه آقای خاتمی در جریانات سیاسی کشور و ارتباط وی با قدرت حاکم بازسازی شود، اما اساساً به این موضوعات توجه نشد. به همین دلیل وقتی برخی اصلاح‌طلبان انتخابات مجلس را تحریم کردند و آقای خاتمی به عنوان اعتراض در گوشه‌ای رأی داد دوباره شعار «عبور از خاتمی» راه افتاد. لذا به نظر من ما در آن دوره می‌توانستیم به سامان اصلاح‌طلبان و نگاه ایجابی بسیار عمیق‌تر بپردازیم، اما اسیر سیاست‌های روزانه و روزمره شدیم و نتوانستیم برنامه‌ای داشته باشیم تا ۱۰ یا ۱۵ سال دیگر را ببینیم.</p>
<p><strong> برخی معتقدند حکومت خیلی اهل تعامل با اصلاح‌طلبان نبوده و نیست و از یک جایی به بعد در بسته شد. اگر اصلاح‌طلبان بخواهند تعامل کنند حاکمیت خیلی تمایل ندارد و اصلاح‌‌طلبان به در بسته می‌خورند. حالا که حاکمیت با برپایی انتخابات یکدستی ایجاد کرد، تجربه‌ای دارد و می‌خواهد دوباره آن را تکرار کند، پس تلاش های اصلاح طلبان برای انتخابات بعدی دیگر کارگر نخواهد بود و اگر هم جایگاهی به دست بیاورند تاثیری در روند کلان کشور نخواهند داشت&#8230;</strong></p>
<p>شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا دیگه تمومه ماجرا» را براندازها بسیار دوست دارند. این شعار را دادند اما این شعار در عمل «اصول‌گرا، اصول‌گرا، اصول‌گرا» شد و به نفع اصول‌گرایان تمام شد و کس دیگری نیامد، یعنی تلاش کردند اما نشد. به اسم جنبش مهسا همه نوع تلاش کردند که نه اصول‌گرا و نه اصلاح‌طلب، اما عملاً جریان اصول‌گرایی تقویت شد. علت این بود که پایه‌های قدرت حکومت جمهوری اسلامی خیلی محکم‌ است و با این‌ مسائل متزلزل نمی‌شود، کس دیگری هم نمی‌آید. کس دیگر کجاست؟ سازمان و رهبرش کو؟</p>
<p>مطلب دیگر این است که مبارزه سیاسی وجه همت اصلاح‌طلبان بود و نه سیاستمداری و دیدن افق های دورتر، و حکومت مقابل این، عمل کرد. مسئله اصلی حکومت این بود که در آینده چه اتفاقی می‌افتد و چه طراحی باید انجام دهد؟ و بر این اساس، امروز برای کنترل اصلاح‌طلبان چه اقدامات سیاسی کند؟ یعنی من باور دارم که از سال ۷۸ به بعد، تصمیم گرفته شد که جمهوری اسلامی را به سمتی ببرند که حکومت اسلامی مطابق نظر آقای مصباح شکل بگیرد، اما ۲۰ سال با برنامه‌ریزی، برای آن کار کرد. جزئیات آن مشخص است و اگر فرصتی شود درباره آن گفت‌وگو می‌کنم. اصلا آقای احمدی‌نژاد آمد، و اتفاقات سال ۸۸ رخ داد تا این برنامه نهادینه و قانونی شود.</p>
<p><strong>یعنی اصلاح‌طلبان سال ۸۸ بازی خوردند؟</strong></p>
<p>بازی نخوردند، سال ۸۸ این تحلیل که به هر قیمتی آقای احمدی‌نژاد ادامه پیدا می‌کند، وجود نداشت. تحلیل اصلاح طلبان این بود که اگر اینجا بتوانیم خوب کار کنیم، می‌توانیم موفق شویم. همۀ تلاش اصلاح‌طلبان این بود که روی یک نفر بایستند، چون تجربه سال ۸۴، تجربۀ شکست خورده‌ای بود.</p>
<p>لذا علی‌رغم اختلاف نظرات همه بر آقای مهندس موسوی اجماع کردند. البته اجماع کردن حول آقای مهندس موسوی سخت بود، چون دیدگاه‌ها در سیاست خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد متفاوت بود. اما بالاخره تجربه گفت که هر چه باشد باید متمرکز شویم و احمدی‌نژاد ادامه پیدا نکند.</p>
<p>از سوی دیگر ما اصلاح طلبان این را نخوانده بودیم که این نیاز وجود دارد تا احمدی‌نژاد ادامه پیدا کند و بقیه پروژه‌ای که گفتم به نتیجه برسد. بقیه پروژه این بود که نهادهایی دست برتر را در همه چیز داشته باشند و این کار قانونی باشد. به این‌ها توجه نکردیم و آن اتفاقات افتاد. اگر توجه کرده بودیم شاید ۲۵ خرداد نقطه عطفی برای جریانات سیاسی درون نظام جمهوری اسلامی و نقطه جدایی از روش ها و برنامه های مقابله جوّ و معارض می شد که اصلاح طلبی این است.</p>
<p>اشکال دیگر هم شبیه سازی های تاریخی و مذهبی در شرایط فعلی بود که اشتباه است. کسب و حفظ قدرت برای خود مقتضیات و قواعدی دارد. شما نمی‌توانید با یک نگاه ارزشی رمانتیک به حکومت بگویید این کار را بکن یا این کار را نکن. حاکمیت، حکومت را به سادگی و مفت از دست نمی دهد، می ایستد ومقابله می کند. خب این سیاست هم تا جایی جواب می دهد.</p>
<p>تعارف نداریم، امروز حکومت اسلامی برقرار است. اما حکومت اسلامی با توجه به سابقه‌ای که انقلاب دارد تلاش می‌کند مردم را با خود همراه کند، اینکه گفته می شود در برخی مراسمات و راهپیمایی ها مردم آمدند، تمسک به این نکته است که مردم با ما هستند. حکومت با ده یا پانزده درصد وفادار کار خود را ادامه می‌دهد، کما اینکه از سال ۷۶ به بعد ادامه داده است. این موضوعی است که ما با نحوه تفکر آن‌ها و اینکه چه برنامه‌ای دارند، مأنوس نبودیم و سیاستمدارانه دنبال آن نرفتیم. لذا همه تلاش خود را بر مبنای مبارزه سیاسی و موج‌آفرینی در زمان انتخابات و تخریب یا نادان شمردن طرف مقابل یعنی اصول‌گرا قرار دادیم، خب این سیاست هم این تا جایی جواب می‌دهد و بعد از آن جواب نداد، چون ما با موضوع، سیاست‌مدارانه برخورد نکردیم.</p>
<p><strong> اصلاح‌طلبان وجهی که دارند و آن را به عنوان نقطه قوت می‌شناسند، قدرت تحلیل آنها است به دلیل اینکه بیشترشان از طیف دانشگاهی هستند و نوع سوابق حضورشان در حکومت این ذهنیت را ایجاد می‌کند که این‌ها تحلیل‌های قوی‌تری دارند. شما می‌فرمایید که اصلاح‌طلبان طرف مقابل را خوب تحلیل نکرده بودند. این نقطه ضعف را چگونه می‌شود توجیه کرد؟</strong></p>
<p>اساساً این موضوع در کشور ما تاریخی است. قبل از مشروطه تحصیل‌کرده‌ها، روشنفکران، روحانیت خوش فکر و .. تحلیل‌هایی می‌کردند که این گونه می‌شود اما واقعیت سیاست مسأله دیگری بود. مشروطیت می‌شود اما محمدعلی شاه قاجار می‌آید، آن‌ کارها را می‌کند که در تاریخ موجود است، حتی جریانات چپ بلشویکی اوضاع را بدتر می‌کنند، حیدر عمو اوغلی زیر کالسکه محمدعلی شاه بمب می‌اندازد و وی را بسیار عصبانی می‌کند لذا آن قدر در جامعه هرج و مرج می‌شود که از داخل آن رضاخان بیرون می‌آید و همین روشنفکران و تحصیلکرده‌ها و &#8230; رضایت می‌دهند که رضاخان بهتر است. پس ما چنین سوابقی را داریم. این ضعف تاریخی است، ما خود را محور قرار می‌دهیم و طرف مقابل را نادان یا ناتوان در نظر می‌گیریم و در نهایت به صخره می‌خوریم. به نظر من این ضعف همچنان در مجموعه اصلاح‌طلبی وجود دارد.</p>
<p>من اصلاح‌طلب جدی بودم، هستم و از سال ۶۴ ـ ۶۳ به اصلاح‌طلبی اعتقاد پیدا کرده‌ام. به همین دلیل است که از سال ۶۸ حاضر نشدم منبع درآمد خود را در فعالیت سیاسی قرار دهم. تا امروز هم اینگونه بوده و الان هم به اصلاحات معتقدم اما اصلاحات با مبارزه سیاسی فرق می‌کند. پنج یا شش سال است که مرتب با دوستان در این زمینه صحبت می‌کنم که روش کار نمی‌تواند اینگونه باشد. موارد آن بسیار است و انتخابات سال ۱۴۰۰ را برای تقریب به ذهن به عنوان تجربه ذکر می‌کنم.</p>
<p>بنده معتقد بودم و بارها گفتم که انتخابات سال ۱۴۰۰ نباید چالش دیگری برای مبارزه سیاسی با حکومت می شد و اصلاح‌طلبان هم در این انتخابات موفق نمی شدند. اما دو روش می‌توانست پیش بیاید؛ یک روش مبارزه طلبانه بود که باعث شد ادامه حرکت اصلاح‌طلبان، حداقلی یا حتی محدود شود، باید می‌گفتیم که انتخابات و صندوق را قبول داریم اما روش شما را قبول نداریم، روش شما آمرانه است ولی شرکت می‌کنیم چون اعتقاد داریم که انتخابات باید باشد. این روش به ما اجازه حیات می‌داد تا به شکل بهتری در حکومت باشیم، اما ما چه کار کردیم؟ آقای مصطفی تاج‌زاده در انتخابات کاندیدا شد معلوم است حکومت واکنش شدید نشان می‌دهد. یا برخی می‌گفتند سید حسن آقا خمینی بیاید؛ یعنی خمینی و حاکمیت با هم رقابت کنند؟! معلوم است که این اتفاق نمی افتد. اما چرا این قدر به این قضیه دامن زدند و دنبال کردند؟ یا ما موظف بودیم در انتخابات شرکت کنیم، در این صورت کاندیدای ما آقای جهانگیری بود، وقتی آقای جهانگیری را رد صلاحیت کردند، پس ما کاندیدا نداریم. معنای این سخن این نیست که در انتخابات شرکت نمی‌کنیم. چرا ما سمت آقای همتی شیفت می‌کنیم؟ برای اینکه تحلیل غلط داریم و فکر می‌کنیم مردم هنوز با اصلاح‌طلبان هستند، پس اگر به جای آقای همتی که شخصیت مهمی است، یک چوب خشک هم بگذاریم برمی‌گردیم! این تحلیل از کجا آمده؟ باید بگویید که مردم! ما در انتخابات نیستیم، ممکن است رأی بدهیم اما نیستیم. این پالسی بود که چهار سال بعد می‌شد از آن استفاده کرد.</p>
<p><strong>شما معتقد بودید که سال ۱۴۰۰ کاندیدا معرفی نکنیم؟</strong></p>
<p>معتقد بودم کاندیدایی معرفی کنیم که معنای آن معارضه و مبارزه با حاکمیت نباشد. لذا اعتقاد داشتم آقای جهانگیری کسی است که با حکومت کار کرده و با حکومت زاویه ندارد، اما ایشان را رد کردند و در این حد قبول نداشتند، کسی کاندیدا شود.</p>
<p><strong>اعلام کردید دیگر کاندیدا نداریم و همتی کاندیدای اصلاح طلبان نیست.</strong></p>
<p>بله، یعنی ما حتی در این زمینه نتوانستیم اتفاق‌نظر داشته باشیم. چرا؟ چون تحلیل درستی نداریم. اساساً ما تبعیت از رهبری اصلاحات نداریم، همه ما رهبر اصلاحات هستیم! لذا مثلا اگر آقای خاتمی باب میل من اصلاح طلب سخنی گفت از او و سخنانش استقبال می کنم و اگر باب میل من نبود، ایده عبور از خاتمی! را مطرح می کنم. این‌ نوع رفتارها و نگرش ها از جمله نقطه ضعف‌های متعددی است که باید برطرف شوند.</p>
<p><strong>برای انتخابات بعد چه پیشنهادی دارید؟</strong></p>
<p>چرا حکومت با اصلاح‌طلبان مهربان نمی‌شود؟ چرا مکرر اصلاح‌طلبان را پس می‌زنند؟ دلیل این کار به اتفاقات سال‌های ۷۶ و ۷۸ برمی‌گردد و حاکمیت را به این جمع‌بندی رساند که من به این‌ها نمی‌توانم اتکا کنم؛ این‌ها نهایتاً با من نیستند و هر جا بتوانند با من مخالفت می‌کنند. این کار ادامه و دنباله پیدا کرد و در مسائل مهم بسیار برجسته شد؛ برای نمونه درباره ورود ایران به جنگ سوریه، دو قطب مقابل هم بودند، یک عده می‌گفتند باید برویم و از حرم دفاع کنیم، اما عده دیگری می‌گفتند برای چه رفتید و چرا امکانات و نیروها را آنجا می‌برید؟ هیچ وقت هم کوتاه نیامدند. حکومت به تنهایی این بار را به دوش گرفت و تا به اینجا رساند. حکومت نزد خود فکر می‌کند، به این‌هایی که با من اختلاف داشتند، چرا اعتماد کنم؟</p>
<p>یا همه ما می‌دانیم هدف ترامپ این بود که با فشار اقتصادی می‌تواند کاری کند که مردم ایران به خیابان‌ها بیایند و بتوانند از درون جمهوری اسلامی را ساقط کنند. ما این را می‌دانستیم اما همیشه به میخ و نعل می‌زدیم یا می‌گفتیم، «حکومت چرا مردم را تحت فشار قرار می‌دهد؟» تا اینکه مسیر به اینجا رسیده است، حکومت می‌گوید کسی که با من هیچ وقت همراهی نکرده، چرا او را در جریانات دخیل کنم؟</p>
<p>به نظر من اصلاح‌طلبان باید متوجه شوند که تجربه سال ۱۴۰۰ نشان داد که دو قطبی شکل نمی‌گیرد و اگر لازم باشد با مهندسی جلو آن را می‌گیرند و گرفته خواهد شد. امروزه اصلاح‌طلبان در معرض مسائل مهمی هستند، یعنی یک سر طیف اصلاح‌طبی بیشتر به براندازی تمایل دارد تا اصلاح، یک طرف دیگر همچنان معتقد است که جمهوری اسلامی را به رسمیت می‌شناسم و باید اصلاحات شود. طیف برانداز از الان می‌گوید که نباید در انتخابات شرکت کرد، به صورت کلی می‌گوید و دلیل آن را هم نمی‌گوید. می‌گوید هیچ راهی نیست! هیچ راهی برای چه نیست؟ هیچ راه برای این نیست که اصلاح‌طلب یا منتسب به اصلاح‌طلب به درون حکومت برود؟ یا هیچ راهی نیست برای اینکه ما بتوانیم مسائل و مشکلات کشور را حل و فصل کنیم؟ تا منافعی برای مردم داشته باشد. کدام یک از این دو است؟ باید جواب این سوال را بدهند. جواب این سؤال، قطعاً مبارزه سیاسی نیست.</p>
<p>طیف اصلاح‌طلب غیربرانداز، باید زحمت بکشد و مسائل ایجابی خود را به جامعه توضیح دهد. یک زمان می‌گفتیم ما که هفت سال پیش گفتیم ساختمان‌های دیپلماتیک عربستان را اشغال نکنید، این کار را کردند اما الان دوباره روابط دیپلماتیک برقرار می‌کنند! این سخنان به چه درد مملکت می‌خورد؟ شما می‌توانی بگویی الان که روابط دیپلماتیک برقرار شده، ما چگونه از این شرائط بهترین استفاده را کنیم. یا زمانی می‌گفتند که این همه بودجه برای کارهای نظامی و فربه کردن ارتش و سپاه چه ضرورتی دارد؟ مردم گرفتارند. لذا پول هزینه‌های نظامی را به مردم بدهید. اما امروزه وضعیت چگونه است؟ امروزه نیروهای نظامی بازدارنده است و به سادگی کشوری نمی‌تواند ما را تهدید کند. امنیت اولین موضوع هر کشوری است و اگر جنگ و اختلال شود همه مردم آسیب می‌بینند. باید این‌ها را تعریف کنند، حالا که ما به اینجا رسیدیم چه کار کنیم؟ باید حرف ایجابی بزنیم. نفی هر چیز، خیلی راحت است و همه همراهی می‌کنند اما اثبات اینگونه نیست.</p>
<p>در اوائل انقلاب برخی معتقد بودند که شاه کشور را میلیتاریزه کرده و چون انقلاب ما مردمی است به ادوات نظامی نیاز نداریم. لذا بدون توجه به اینکه ممکن است کشور دچار تهاجم شود، برخی از اسلحه‌هایی که خریداری شده را پس دادند و درباره برخی سلاح‌ها گفتند پولش را بدهید چون ادوات نظامی نمی‌خواهیم و به دنبال عمران و آبادانی در کشور هستیم. صدام در زمان شاه هم اراده کرد تا شط العرب را بگیرد، اما زورش نرسید. ارتش از هم پاشیده بود، نیروهای جدید شکل نگرفته بودند و سلاح و مهمات هم نداشتیم. ارتش بعث سه روزه می‌توانست ایران را بگیرد، چرا سه روزه نگرفت؟ به خاطر اینکه رهبری کاریزمای ما را حساب نکرده بودند. رهبری کاریزما می‌تواند بگوید و مردم چهل روز با حداقل امکانات در خرمشهر بتوانند دفاع کنند یا اجازه ندهند آبادان سقوط کند.</p>
<p><span style="color: #3366ff;"><strong>صحبت کردن از عدم شرکت در انتخابات، خیلی ناشیانه است</strong></span></p>
<p>لذا اگر اصلاح‌طلبان بخواهند خود را احیاء کنند، صحبت کردن از عدم شرکت در انتخابات، خیلی ناشیانه است. باید بگویند که ما می‌خواهیم در انتخابات شرکت کنیم، حرف ایجابی و اصولی بزنند، چون شنونده‌هایی دارند. اگر به نقطه انتهایی رسیدیم و ما را رد کردند، معارضه و مبارزه نمی‌کنیم چون زورمان نمی‌رسد. بله مختاریم از شدت ناراحتی سرمان را به دیوار بکوبیم اما آیا این کار پاسخگو است؟ اگر روزی توانستیم خودمان را احیاء کنیم، قدرت ما باید در افکار عمومی مردم، در سیاست و سیاست‌مداری و در آموزش جامعه باشد، قدرت ما در این باشد که بتوانیم کنار هم بنشینم و اجماع کنیم، نه فقط برای انتخابات، چون انتخابات ساده است و یک نفر یا یک لیست را می‌خواهیم انتخاب کنیم، بلکه مهم این است که اتفاق نظر ما در مسائل پزشکی چه باید باشد؟ مسائل بهداشت، درمان و سلامت ما چه باشد؟ درباره این مباحث ده‌ها نقطه نظر وجود دارد، در بین اصلاح‌طلبان هم اختلاف نظر و دیدگاه وجود دارد. درباره این مسائل کار می‌کنیم؟ نکردیم و حداقل من ندیده‌ام.</p>
<p><strong>آیا اصلاح‌طلبان مانیفست منسجمی دارند که قابل عرضه به جامعه باشد؟</strong></p>
<p>به هیچ وجه ندارند و درباره این موضوع کار نکرده‌اند، مانیفست مشترک اصلاح‌طلبان این است که جریان اصول‌گرایی عقب‌مانده، واپسگر و نادان است. مسئله دیگر هم وجود دارد که «ما» باید باشیم. اصلاح‌طلبان درباره این دو توافق دارند. به اعتقاد من معنای این دو جمله این نیست که ایران را برای ایرانیان بدانیم، ما ایران را برای اصلاح‌طلبان می‌دانیم، این دو جمله با هم فرق می‌کند.</p>
<p><strong> شما در جبهه مشارکت روی مانیفست کار کردید؟</strong></p>
<p>به نظر من جبهه مشارکت قوی‌ترین حزبی بود که ایران به چشم دید و به مراتب قوی‌تر از حزب توده بود.</p>
<p><strong>ادعای بزرگی است.</strong></p>
<p>بله، من این ادعا را سال‌هاست که می‌گویم. حزب توده کاملاً وابسته و قمرِ مسکو بود، مرتب تدارک می‌شد، نیروهای مخفی داشت و دست به اقدامات مخفیانه می‌زد اما حزب مشارکت از صفر شروع کرد، توانست نیروهای بسیاری جمع کند و در این مدت کارهای زیادی کرد. ما در مجلس ششم نگاه و دیدگاه داشتیم، فقط هیاهوهای سیاسی مجلس ششم را نبینید. مجلس ششم تشکیلات، سازماندهی، استراتژی و دیدگاه داشت و می‌دانست که چه کار می‌کند.</p>
<p>من به عنوان رئیس فراکسیون مشارکت مصاحبه کردم و با آمار و ارقام گفتم که به لحاظ تقنینی و نظارتی، به هفتاد درصد وعده‌ها و برنامه‌های خود عمل کردیم، در سی درصد از وعده‌ها و برنامه‌های خود موفق نشدیم. چون عمل به آن برنامه‌ها به مبارزات سیاسی بین مجلس، شورای نگهبان و حاکمیت تبدیل می‌شد و برنامه‌هی دیگر ما را تحت‌الشعاع قرار می‌داد. پس ما در مشارکت به یک نقاط قوت خوبی رسیده بودیم. حتی به این نقطه رسیدیم که باید «دولت سایه» تشکیل دهیم چون به اندازه کافی نیروهای توانمند و جدی داشتیم. اما حوادث سال ۸۸ و برخی از اشتباهات باعث شد که مشارکت ادامه پیدا نکند و این برای کشور مضر است.</p>
<p><strong>مشارکت را به تندروی متهم می‌کردند و می‌گفتند که طیف تندرو جریان اصلاح طلب است. این اتهام را چه قدر می‌پذیرید؟</strong></p>
<p>من معتقدم تا حدودی می‌شد ملایم‌تر حرکت کرد و می‌‌شد در مجلس کارهایی که خیلی تیز بود را انجام ندهیم. این را قبول دارم.</p>
<p><strong>مثل تحصن؟</strong></p>
<p>بله مثل تحصن مثل بحث اصلاح قانون مطبوعات و موارد دیگر، اصلاح قانون مطبوعات می‌توانست با یک نگاه سیاست‌مدارانه عقب‌تر بیفتد.</p>
<p><strong>یا به شیوه دیگر اجرا شود.</strong></p>
<p>یا به شیوه دیگر عمل شود. برای نمونه می‌توانستیم پنج یا شش ماه دیگر صبر کنیم. اما واقعیت اصلی این بود که ـ تا جایی که می‌دانم ـ گروهی غیر از مشارکت در آن دوره برنامه آماده‌ای نداشت و نیروی کافی برای اینکه بتوانند مشی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دنبال کنند نداشتند. به همین دلیل احزاب دیگر عقب می‌افتادند لذا گرفتاری‌هایی ایجاد می‌شد لذا در روابط بین دوم خردادی‌ها و مشارکتی‌ها مشکلاتی پیش آمد، هر چند هیچ‌وقت منجر به موضع‌گیری و درگیری نشد. نظر برخی این بود که تندروی شده اما بنیه‌ها متفاوت بود.</p>
<p><span style="color: #3366ff;"><strong>حکومت و اصلاح‌طلبان سابقه بدی نسبت به هم دارند</strong></span></p>
<p><strong>آیا اصلاح‌طلبان به شرطی اینکه سر تخاصم با حکومت نداشته نباشند، می‌توانند در بدنه سازمان‌ها وارد شوند و اصلاحات مد نظر خود را انجام دهند؟ آیا حکومت این امکان را به اصلاح‌طلبان می‌دهد؟</strong></p>
<p>حکومت و اصلاح‌طلبان سابقه بدی نسبت به هم دارند، بی‌اعتمادی فوق‌العاده‌ای بین یکدیگر حاکم است و این بی‌اعتمادی می‌تواند ادامه پیدا کند، اما اینجا مسئله مهمی وجود دارد و آن اینکه اصلاح‌طلبان کم رمق‌تر از آن هستند که بتوانند در این ارتباط، منفعل عمل نکنند و کنش داشته باشند. اما حکومت چه؟ حکومت وقتی درگیر کار می‌شود و همه مسائل به دوش آن است، اگر اعتماد حکومت جلب شود، مجبور است نیروهای خوب و شایسته اصلاح‌طلبان را جذب کند.</p>
<p>لذا من این امید را دارم که به مرور زمان نسبت به کسانی که مبارزه نکرده‌اند و صاحب‌نظر هستند، واکنش مثبتی نشان داده شود. به ویژه مسیری که حکومت انتخاب کرده که می‌خواهند در منطقه اول باشند و این هدف، نیروهای متفکر زیادی لازم دارد. در این دوره که آقای رئیسی دولت را در دست گرفته، خلأهایی وجود دارد که این خلأها باید پر شود، اما لازمه حضور این است که اصلاح‌طلب نباید شرط و شروط بگذارد، باید نیت کند که لازم است من به خاطر حل مشکلات کمک و همکاری کنم؛ کما اینکه الان در صنعت، اصلاح‌طلبان زیادی وجود دارند، افرادی هستند که اصول‌گرا نیستند اما کار می‌کنند و حکومت هم این را می‌داند. همه می‌دانند فلانی اصلاح‌طلب است اما اجازه کارکردن را به وی می‌دهند.</p>
<p>لذا اگر شکل و شمایل کار و نگاه ما تغییر کند این امکان وجود دارد، خصوصاً برای نسل جوان‌تر و میانسال‌ها تا جذب کارهای درون دولت و حکومت شوند. افرادی که قدیمی بودند و پیشانی سفید هستند دیگر جایی ندارند، البته سن‌شان به گونه‌ای است که بهتر است نیایند و اصلاح‌طلب جوان آن‌‌ها را حذف می‌کنند. نماینده جوان مجلس دهم، پیشتاز و پرچمدار این حرکت بود که افراد بازنشسته دیگر نباشند. در مجلس درباره این موضوع آن قدر بی‌دقتی شد که اختیار را از دولت گرفتند و به رهبری دادند. حاصل قانون چه بود؟ این بود که همه کسانی که در جریان اصلاح‌طلبی به نظر برخی با حاکمیت مسئله داشتند را به راحتی کنار گذاشتند.</p>
<p><strong> اگر این مقدار فتیله اصلاح‌طلبی پایین بیاید، بدنه چه واکنشی نشان می‌دهد؟ چون اصلاح‌طلبی طرفدارانی در حکومت و جامعه دارد و این‌ها انتظار دارند که نسبت به طرف مقابل، فعالیت سیاسی متمایز دیده شود.</strong></p>
<p>بحث بدنه از سال ۷۶ وبال گردن اصلاح‌طلبان شده و هنوز هم وجود دارد. با اتفاقاتی که افتاد، معتقدم که تمایل بخشی از این بدنه به براندازی به مراتب بیشتر است و اصلاح‌طلبان باید تکلیف خود را با این مسأله روشن کنند و بگویند که مشی براندازی با اسم اصلاح‌طلبی نمی‌شود. اصلاح‌طلبان اگر بخواهند سیاست‌ورزی کنند بخشی از بدنه که هیجان دارد جدا می‌شود؛ مگر اینکه آدم فکوری باشد که بروز ندهد و بخواهد نوع دیگری عمل کند. پس اگر اصلاح‌طلبان بخواهند به مسیری برگردند که بی‌اعتمادی قدرت نسبت به آن‌ها کمتر شود بخشی از آن‌ها از دست می‌روند اما موقعیت اصلاح‌طلبی در این است که چه حرف ایجابی برای گفتن دارد؟ و هر چه سریع‌تر باید مانیفست تهیه کنند.</p>
<p>اگر این کار را کردند نه فقط در انتخابات بعدی بلکه ده سال دیگر هم حرفی برای گفتن دارند. کشور ما هزاران مشکل دارد و باید برای حل مشکلات فکر کرد و راه حل داد. من معتقدم راه حل وجود دارد و باید در انتخابات شرکت کرد اما نه به روش‌های گذشته چون روش‌های گذشته جواب نمی‌دهد و حکومت هم اجازه نمی‌دهد.</p>
<p><strong> مثل روشی که اصول‌گرایان در انتخابات شورای دوم پیش گرفتند و یکسری چهره‌های غیرسرشناس و افرادی که خوشنام و سرشناس بودند را آوردند، شما چیزی شبیه این را پیشنهاد می‌دهید؟</strong></p>
<p>در شیوه‌های انتخاباتی و تبلیغاتی شاید، اما من اعتقاد دارم اکثر مردم اصلاح‌طلب و خواهان تغییر و اصلاح امور هستند. پس ما همۀ مردم را باید اصلاح‌طلب بدانیم و سراغ کسانی برویم که عاقل و فهمیده‌اند و اصلاح را متوجه می‌شوند اما ممکن است در گعده، محفل و حزب ما نباشند. باید این‌ها را شناسایی کرد که آدمی که به مجلس می‌رود فهیم باشد و مسائل کارشناسی را بفهمد. اگر از این حلقه عبور کردیم می‌شود اما کار سختی است حتی می‌شود این‌ها را سامان داد. برای نمونه، جوانی که در صنعت بسیار گل کرده و تمایل به کار سیاسی دارد به او بگوییم برو و برای نمایندگی مجلس ثبت‌نام کن و مکانیزم‌هایی برای بستن لیست‌ها داشته باشیم، کار شدنی است، اما اگر محمد نعیمی‌پور یا آقای عارف برود معلوم است که نمی‌شود.</p>
<p>ما اگر همه مردم را اصلاح‌طلب بدانیم می‌توانیم از بین آنان، افراد خوش‌فکری انتخاب کنیم و تمهیداتی داشته باشیم که به لحاظ سیاسی حمایت شوند؛ این روش‌ها را می‌شود به کار برد. پس کسانی که مؤثر و توانمند هستند اگر در پوزیشن قانون‌گذاری قرار گیرند می‌توانند قوانین خوبی ارائه کنند.</p>
<p><strong> اینجا اشاره‌ای به جریان اصول‌گرایی داشته باشیم. امروزه جریان اصول‌گرایی طیف تندرویی دارد که برخی معتقدند در بین آن‌ها اتفاقاتی شبیه نفوذ اتفاق افتاده و بخش عمده‌ای از سیاست‌های حاکمیت توسط آن‌ها هدایت می‌شود. اگر فرض کنیم که نفوذ وجود دارد شرایط سیاسی ایران پیچیده‌تر می‌شود. چه مقدر بحث نفوذ را در جریان مقابل جدی می‌گیرید؟</strong></p>
<p>نفوذ از طرف سازمان‌های اطلاعاتی بیگانه؟</p>
<p><strong>بله، نفوذ خارجی.</strong></p>
<p>یکی از سوالات شما این بود که دو قطبی شکل می‌گیرد یا نه؟ جواب شما را درباره اصلاح‌طلبان گفتم که اجازه نمی‌دهند. آیا این دو قطبی می‌تواند درون اصول‌گرایان اتفاق بیفتد؟ من معتقدم نمی‌شود. جریان موسوم به پایداری به عنوان تندترین گروه، به صورت جدّی پیرو نظرات و تفکرات آقای مصباح هستند. این‌ها می‌توانند تا یک سطحی تلاش کنند و کارهایی انجام دهند اما اگر از یک سطح بالاتر بیایند، خودشان هم می‌دانند که حیات‌شان به حیات حکومت بند است. آن‌ها قدرتی ندارند، فقط قدرت لابی، صحبت و زیرآب زدن را دارند. بخش عمده‌ای از اصول‌گرایان نظر دارند، اما حاضر نیستند روی نظر حکومت نظر دیگری بدهند. حکومت هم که مسیر جریانات را تا اینجا پیش برده، به هیچ وجه اجازه نمی‌دهد در درون اصول‌گرایی افرادی بیایند و بازی را به هم بزنند. لذا تا یک سطحی این بحث‌ها وجود دارد، اما اینکه تبدیل به دو قطبی شود من چنین تصوری ندارم.</p>
<p><strong>امسال شاهد انتخاباتی کاملاً آرام و با کمترین تنش را خواهیم بود؟</strong></p>
<p>به نظر من اتفاق ویژه‌ای در مجلس نمی‌افتد.</p>
<p><strong>طبعاً اصلاح‌طلبان نیستند؟</strong></p>
<p>اصلاح‌طلبان ممکن است حضور داشته باشند، اما برنده نیستند.</p>
<p><strong>یعنی وزن قابل ذکری در انتخابات نخواهند داشت.</strong></p>
<p>بله، لیست‌های مختلفی که جریان اصول‌گرا دارد باعث دو قطبی نمی‌شود. چون جریان غالب مشخص است. همچنین بعد از انتخابات اگر بخواهند مدعی باشند که فکر خاصی دارند، عملی و محقق نمی‌شود؛ مثل دعوایی که درباره قالیباف وجود داشت و می‌گفتند که پایداری‌ها می‌خواهند قالیباف را بزنند اما قالیباف رئیس مجلس شد، این دوره هم رئیس مجلس است. این گونه نیست که بگویند ما رقابتی می‌کنیم، قالیباف را کنار می گذاریم و فرد دیگری می‌آوریم. من چنین تصوری ندارم.</p>
<p><strong>شرائط اقتصادی کشورمان بغرنج است لذا پیش‌بینی می‌شود که مثلاً افزایش احتمالی قیمت بنزین یا چیزی شبیه این، باعث متلاطم شدن شرایط شود. این پیش‌بینی را شما چه مقدار احتمال می‌دهید که اتفاق بیفتد؟</strong></p>
<p>به نظر من سیاست خارجی ما رو به بهبود است و غرب هم کنار خواهد آمد. بحث منطقه و ارتباط با روسیه و چین که روشن است، خصوصاً در فضای بین‌المللی که نظم جهانی تغییراتی می‌کند، مشکلات ما حداقلی شده است و این نقطه قوت است. اما درباره اروپا و غرب، فکر می‌کنم که ‌یک برجامِ رقیق محقق خواهد شد و مسأله‌ای که تحت عنوان برجام را پاره کردیم و&#8230; برطرف می‌شود. من اطلاعاتی ندارم اما شواهد این را نشان می‌دهد که دوره سخنان شداد و غلاظی که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها درباره ایران می‌گفتند تمام شده است. اینکه همه پشت سر جنبش مهسا آمدند و به نتیجه نرسیدند، بسیار کمک می‌کند تا کارها سرعت بگیرد و بهتر شود.</p>
<p>امروزه تأثیرات سیاست خارجی در مسائل اقتصادی ما به ویژه در تورم و نرخ ارز، خیلی برجسته نیست و تا الان هم تکیه بر توان داخلی اجازه داده تا مملکت بچرخد. تکیه بر توان داخلی مهمترین قصه است که باید ببینیم حکومت به اندازه کافی در این زمینه اقدام کرده است یا نه؟ به نظرم اتفاقاتی افتاده است، برای نمونه در سیاست‌های اقتصادی یکی از ایرادها این بود که یکدست نیست اما عملاً یکدست کردند و به نفع آقای خاندوزی جریان اقتصادی دولت حل و فصل شد.</p>
<p>یعنی الان سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی همسو شدند و همه یک فکر دارند. البته همه آن‌ها از نحله دانشگاه امام صادق(ع) هستند و روی مباحث اقتصادی کار کردند، اما اینکه کارشان چه مقدار قوی یا ضعیف است، نمی‌دانم. اقداماتی هم در این مدت انجام دادند که مهم بوده است و نشان می‌دهد کارآمدی‌هایی دارند. لذا با توجه به اتفاقات اخیر، احتمالاً در داخل بتوانند هم‌افزایی بیشتری ایجاد کنند، اما کار فوق‌العاده سخت است و ربطی هم به اصول‌گرا و اصلاح‌طلب ندارد چون اصلاح‌طلب تنها چیزی که می‌گوید این است که روابط بین‌المللی خود را حل و فصل کنیم تا مشکلات حل شود اما مسائل اقتصادی ما فراتر از این حرف‌ها است و با این اهرم نمی‌شود مسائل اقتصادی را به نتیجه رساند.</p>
<p><strong> یعنی شما پیش‌بینی می‌کند که در حوزه اقتصادی، رو به مثبت شدن شرائط می‌رویم؟</strong></p>
<p>به دلیل اینکه رهبری در این قضیه تمام قد وسط میدان آمده است احتمال اینکه هماهنگی‌های زیادی شود و هم‌افزایی رخ دهد، بیشتر است، لذا باید منتظر بود و دید که چه اتفاقی می‌افتد. مهم این است که رشد تورم متوقف شود یا کاهش پیدا کند. اگر تورم شروع به پایین آمدن کند، نشان می‌دهد که سازوکارها جواب داده است. یا بحث‌هایی که تحت عنوان کسری بودجه، نقدینگی و فشاری که به بانک‌ها وارد می‌کنند، راه‌حل‌های درستی است اما باید دید در عمل چه مقدار موفق است؟ یا برخی آمارها به فرض صحت، دندان‌گیر هستند. مثلاً پایین آوردن حجم نقدینگی تأثیر دارد، ولی بلافاصله نیست و زمان‌بر است.</p>
<p>لذا احتمال دارد موفقیت‌هایی کسب کنند. به ویژه رهبری معتقد است که همه بر بحث‌های اقتصادی و شعار سال تمرکز کنند و کسی به طرف موضوعات حاشیه‌ای نرود تا هدف اصلی تحت‌الشعاع قرار نگیرد. الان نمی‌توانم پیش‌بینی کنم و بدبین هم نیستم که مسیر بدتر می‌شود اما شواهدی وجود دارد که وضعیت حتی در روابط خارجی می‌تواند بهتر شود.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%86%d8%b9%db%8c%d9%85%db%8c%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8/">نعیمی‌پور: سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان پای روحانی ذبح شد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d9%86%d8%b9%db%8c%d9%85%db%8c%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرنوشت چهره‌هایی که از مجلس به دولت رفتند</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b1%d9%81/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b1%d9%81/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 01 May 2023 04:05:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهیم رئیسی]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر هاشمی رفسنجانی]]></category>
		<category><![CDATA[حسن روحانی]]></category>
		<category><![CDATA[سید محمد خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[مجلس‌ شورای‌ اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[هیات دولت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=13448</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; سیدرضا فاطمی‌امین استیضاح شد و مجلس رای اعتماد خود را از او سلب کرد. به بهانه این اتفاق و نیز کنار رفتن سیدجواد ساداتی‌نژاد، وزیر جهاد کشاورزی دولت سیزدهم ، مروری بر وزیرانی دولت‌ها در ایران شده که از مجلس برخاسته بودند. در این گزارش نگاهی به [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b1%d9%81/">سرنوشت چهره‌هایی که از مجلس به دولت رفتند</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | سیدرضا فاطمی‌امین استیضاح شد و مجلس رای اعتماد خود را از او سلب کرد. به بهانه این اتفاق و نیز کنار رفتن سیدجواد ساداتی‌نژاد، وزیر جهاد کشاورزی دولت سیزدهم ، مروری بر وزیرانی دولت‌ها در ایران شده که از مجلس برخاسته بودند.<br />
<span id="more-13448"></span></p>
<p>در این گزارش نگاهی به وزیرانی شده که از سال ۱۳۶۸ تا به امروز از مجلس به‌صورت مستقیم به قوه مجریه رفته‌اند.</p>
<p>در بررسی وزرایی که از مجلس به دولت آمدند، نکات جالب‌توجهی مشخص شده است که ویژه‌ترین آنها به شرح زیر هستند:</p>
<p><strong>۱ </strong>دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی را می‌توان ویژه‌ترین دوران از این حیث تلقی کرد، او هیچ انتخابی در بین نمایندگان مجلس برای حضور در کابینه‌اش طی ۸ سال نداشت.</p>
<p><strong>۲</strong> از سال ۱۳۶۸ تا به امروز ۱۴ بار نماینده‌های مجلس به‌عنوان وزیر وارد کابینه شده‌اند که در این بین مصطفی معین دارای یک ویژگی خاص بوده و تنها فردی است که ۲ بار از مجلس جدا شده و به‌عنوان وزیر به دولت رفته است.</p>
<p><strong>۳</strong> در بررسی ادوار مختلف رکورد در اختیار گرفتن نماینده‌های مجلس به‌عنوان وزیر با محمود احمدی‌نژاد است که طی ۸ سال ریاستش بر دولت، ۵ نماینده مجلس را به پاستور آورد. هاشمی‌رفسنجانی هم با ۴ انتخاب دومین فرد در این مسیر است، البته با این تفاوت که هر ۴ انتخاب هاشمی مربوط به دوره اول ریاست‌جمهوری او بوده‌اند.</p>
<p><strong>۴ </strong>در بین دولت‌های مورد بررسی قرار گرفته، ۴ دولت در کابینه خود وزیری را نداشته‌اند که از مجلس آمده باشد. دولت ششم به ریاست هاشمی‌رفسنجانی، دولت هشتم به ریاست خاتمی و دولت یازدهم و دوازدهم به ریاست حسن روحانی در این لیست قرار دارند.</p>
<p><strong>۵ </strong>در بین نماینده‌های مجلس که به دولت رسیده‌اند، پس از پایان کار وزارت ۳ نفر باز هم به مجلس برگشتند که اولین آنها مصطفی معین بود که البته بازگشت او به مجلس در دوره پنجم کوتاه‌مدت شد و باز هم صندلی وزارت را در اختیار گرفت. دو فرد بعدی که همچنان هم در مجلس حضور دارند از کابینه احمدی‌نژاد هستند. عبدالرضا مصری و حمیدرضا حاجی‌بابایی دو وزیر سابقی هستند که این روزها در مجلس یازدهم حضور دارند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong> عصر هاشمی</strong></span></p>
<p><strong>دولت پنجم (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲)</strong></p>
<p>در این دوره از دولت که همزمان با مجالس سوم و چهارم بود، هاشمی‌رفسنجانی که پیش از این، رئیس مجلس بود و آشنایی کاملی با نماینده‌ها داشت، در همان ابتدای کار ۴ نماینده را به مجلس سوم معرفی کرد و هر ۴ وزیری که از مجلس به دولت رفته بودند، هم رای اعتماد گرفتند و هم تا پایان کار دولت پنجم صندلی وزارت را در اختیار داشتند.</p>
<p><strong>سیدمحسن نوربخش</strong></p>
<p>او یک سال و ۳ ماه سابقه نمایندگی مجلس را داشت که از مجلس سوم به هیئت دولت راه یافت. نوربخش پیش از نمایندگی در سال ۵۹ به مدت ۶ماه سرپرستی وزارت اقتصاد و امور دارایی را برعهده گرفت و سپس راهی بانک مرکزی شد تا در دولت میرحسین موسوی، ریاست بانک مرکزی را به مدت ۵ سال از سال ۶۰ تا ۶۵ بر عهده داشته باشد. در سال ۶۷ کاندیدای حضور در مجلس شد و توانست از حوزه انتخابیه تهران، راهی مجلس سوم شود اما یک سال و ۳ ماه بعد از آغاز به کار مجلس سوم، با تشکیل دولت اکبر هاشمی‌رفسنجانی، او توسط رئیس‌جمهور جدید ایران به‌عنوان گزینه وزارت اقتصاد معرفی شد و توانست رای اعتماد مجلس را با ۱۹۵ رای موافق به‌دست آورد و به صورت کامل در دولت پنجم وزیر شود. با شروع به کار دولت ششم، او به مدت یک سال از سال ۷۲ تا ۷۳ معاونت اقتصادی رئیس‌جمهور (هاشمی‌رفسنجانی) را برعهده داشت تا در سال ۷۳ یک‌بار دیگر راهی بانک مرکزی شود و جای سیدمحمدحسین عادلی را در ریاست این بانک بگیرد؛ جایگاهی که مجموعا ۹ سال و تا آخرین روز عمرش در اختیار او بود (از سال ۷۳ تا ۷۶ دولت ششم به ریاست‌جمهوری هاشمی‌رفسنجانی و از سال ۷۶ تا ۸۲ دولت هفتم‌وهشتم به ریاست سیدمحمد خاتمی) و سرانجام او در تاریخ ۲ فروردین ۱۳۸۲ به علت سکته قلبی در سن ۵۵ سالگی درگذشت.</p>
<p><strong>مصطفی معین</strong></p>
<p>او تنها فردی است که در این گزارش طی دو مقطع مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در سال ۵۹ به‌عنوان نماینده شیراز به اولین دوره مجلس راه یافت و در همین دوره به عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی درآمد؛ جایگاهی که از سال ۶۲ تا ۸۲ به مدت ۲۰ سال در اختیارش بود. در سومین دوره مجلس این‌بار از حوزه تهران نامزد شد و به نمایندگی رسید. البته تنها یک سال و ۳ ماه در مجلس حضور داشت. با تشکیل دولت هاشمی‌رفسنجانی، به‌عنوان وزیر پیشنهادی فرهنگ و آموزش عالی به مجلس معرفی شد و با ۲۳۷ رای موافق به وزارت رسید و به صورت کامل در دولت پنجم وزیر بود، اما در دولت ششم از ترکیب هیئت‌دولت خارج شد تا مقطع دیگری در زندگی‌اش آغاز شود که در بخش مربوط به دولت هفتم ادامه فعالیت او مورد بررسی قرار خواهد گرفت.</p>
<p><strong>حسین کمالی</strong></p>
<p>با سابقه طولانی نمایندگی به دولت پنجم راه یافت و دوران وزارت خود را آغاز کرد. او که در دوره‌های اول، دوم و سوم مجلس نماینده تهران بود، در شهریور ۶۸ پس از ۹ سال و ۳ ماه از مجلس جدا شد و توسط اکبر هاشمی‌رفسنجانی راهی مجلس شد تا با کسب ۲۲۴ رای، به‌عنوان وزیر کار و امور اجتماعی معرفی شود؛ جایگاهی که در دولت‌های ششم و هفتم هم در اختیار او ماند و تجربه ۴ سال کار با سیدمحمد خاتمی هم برایش به ثبت رسید. اما پس از پایان کار دولت هفتم، او در سال ۸۰ پس از ۱۲ سال از ترکیب هیئت دولت خارج شد و پس از آن تنها به فعالیت سیاسی پرداخت و در جریان مستقیم قدرت حضور نداشت.</p>
<p><strong>حسین محلوجی</strong></p>
<p>او که فعالیت خود پس از انقلاب را با استانداری لرستان آغاز کرده بود (از سال ۵۹ تا ۶۰ به‌مدت یک سال و ۴ ماه)، در سال ۶۰ پس از عزل بنی‌صدر به‌عنوان قائم‌مقام وزیر معادن و فلزات معرفی شد تا اینکه در سال ۶۱ محمد امامی‌کاشانی از نمایندگی مردم کاشان در مجلس اول استعفا کرد و محلوجی از طریق انتخابات میان‌دوره‌ای به مجلس اول راه یافت و این جایگاه را به مدت ۸ سال در مجالس اول، دوم و سوم در اختیار داشت تا اینکه او نیز در لیست نماینده‌هایی قرار گرفت که توسط هاشمی‌رفسنجانی برای دریافت رای اعتماد به مجلس سوم معرفی شدند و در نهایت توانست با دریافت رای اعتماد، به‌عنوان وزیر معادن و فلزات معرفی شود. در دولت‌های پنجم و ششم به مدت ۸ سال این جایگاه را در اختیار داشت، اما پس از پایان دوره وزارت، او دیگر در عرصه قدرت حضور نداشت.</p>
<p><strong>دولت ششم</strong></p>
<p>در این دوره که با مجالس چهارم و پنجم همزمان بود، برخلاف دولت پنجم، هاشمی هیچ‌کدام از نماینده‌های مجلس را به ترکیب هیئت دولت اضافه نکرد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong> <a href="https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/05/55.png"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter size-full wp-image-13449" src="https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/05/55.png" alt="" width="905" height="344" srcset="https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/05/55.png 905w, https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/05/55-300x114.png 300w, https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/05/55-768x292.png 768w" sizes="(max-width: 905px) 100vw, 905px" /></a></p>
<p>عصر خاتمی</strong></span></p>
<p><strong>دولت هفتم</strong></p>
<p>در اولین دوره ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی که با مجلس پنجم آغاز و به مجلس ششم منتهی شد، ۳ نماینده مجلس پنجم به‌عنوان وزیر راهی هیئت دولت شدند که از بین آنها تنها مصطفی معین توانست دوره ۴ساله را به پایان برساند و به دولت هشتم هم برود. اما دو نفر بعدی در همان ابتدای راه از دولت جدا شدند و عمر همکاری کوتاهی به‌عنوان وزیر داشتند.</p>
<p><strong>مصطفی معین</strong></p>
<p>وزیر سابق فرهنگ و آموزش عالی که پیش از این سابقه ۵ سال نمایندگی مجلس در دوره‌های اول و سوم را در اختیار داشت، در انتخابات مجلس پنجم از حوزه اصفهان کاندیدا شد و برای سومین بار به مجلس راه یافت، اما این‌بار هم توسط سیدمحمد خاتمی به‌عنوان وزیر فرهنگ و آموزش عالی به مجلس پنجم معرفی شد و با تغییر نام این وزارت‌خانه به وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری در این پست به‌مدت ۶ سال در دولت‌های هفتم و هشتم باقی ماند تا اینکه سرانجام خاتمی در ۲ تیر ۱۳۸۲ استعفای او از وزارت را پذیرفت و با جداشدنش از دولت، به‌عنوان مشاور رئیس‌جمهور انتخاب شد. در سال ۸۴ هم نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شد که نتوانست به پاستور برسد.</p>
<p>قربانعلی دری‌نجف‌آبادی</p>
<p>او که در ابتدای انقلاب به‌عنوان امام‌جمعه شهرکرد انتخاب شده بود، در دوره اول مجلس (سال‌های ۵۹ تا ۶۳) و دوره چهارم (سال‌های ۷۱ تا ۷۵) نماینده مجلس بود. در سال ۷۵ به مجلس پنجم هم راه یافته بود، اما با حضور سیدمحمد خاتمی در دولت، دری نجف‌آبادی به‌عنوان گزینه حضور در وزارت اطلاعات به مجلس معرفی شد و رای اعتماد هم گرفت، اما حضور وی در وزارت اطلاعات کوتاه‌مدت بود و در بهمن ۱۳۷۷ به‌دنبال قتل‌های زنجیره‌ای از سمت خود استعفا کرد و جای خود را به علی یونسی داد. پس از دوره کوتاه وزارت، او از سال ۷۸ تا ۸۳ رئیس دیوان عدالت اداری و از سال ۸۳ تا ۸۸ دادستان کل کشور بود و سرانجام از سال ۸۸ امام‌جمعه اراک شد.</p>
<p><strong>عبدالله نوری</strong></p>
<p>او که فعالیت خود را با سرپرستی صداوسیما در سال ۵۹ آغاز کرده بود، در سال ۶۰ به‌عنوان نماینده ولی‌فقیه در جهاد سازندگی انتخاب شد و تا سال ۶۸ در این سمت حضور داشت. در سال ۶۳ به مجلس دوم راه یافت و ۴ سال نماینده این مجلس بود تا اینکه در سال ۶۸ توسط هاشمی‌رفسنجانی به‌عنوان وزیر کشور معرفی و رای اعتماد گرفت و ۴ سال وزیر بود. پس از آن نماینده مجلس پنجم شد و در رقابتی نزدیک ریاست مجلس را به ناطق نوری واگذار کرد. با سابقه‌ای که داشت، از سوی سیدمحمد خاتمی به‌عنوان وزیر پیشنهادی کشور به مجلس پنجم معرفی شد و رای اعتماد این دوره از مجلس را به‌دست آورد اما درحالی‌که از سال ۷۶ برای دومین بار کارش را در وزارت کشور به‌عنوان وزیر آغاز کرده بود، توسط همین مجلس در تاریخ ۳۰ خرداد ۷۷ استیضاح و از کار برکنار شد. پس از استیضاح، به معاونت رئیس‌جمهور رسید و سپس در اولین دوره شورای شهر تهران، به این نهاد راه یافت و رئیس شد اما حضور او در صندلی ریاست کوتاه بود و تنها ۴ ماه از اردیبهشت تا شهریور ۱۳۷۸ در این سمت حضور داشت و به علت کاندیداتوری در مجلس ششم، از سمت خود استعفا کرد. هر چند به علت منع قانونی ناشی از داشتن پرونده در قوه قضائیه، نتوانست به مجلس راه یابد و پس از آن هم دیگر در جریان قدرت حضور ندارد.</p>
<p><strong>دولت هشتم</strong></p>
<p>در این دوره که مصادف با ایام فعالیت مجلس ششم و هفتم بود، همان رویه دومین دوره ریاست‌جمهوری اکبر هاشمی‌رفسنجانی تکرار شد و هیچ‌یک از نماینده‌های مجلس به ترکیب کابینه سیدمحمد خاتمی راه نیافتند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>عصر احمدی‌ نژاد</strong></span></p>
<p><strong>دولت نهم</strong></p>
<p>در این دوره، محمود احمدی‌نژاد ۴ نماینده از مجلس هفتم را به‌عنوان گزینه پیشنهادی وزارت به مجلس معرفی کرد که از بین این گزینه‌ها ۳ نفر دولت نهم را با احمدی‌نژاد به پایان رساندند و یک نفر هم با او به اختلاف‌نظر خورد و مسیر خود را جدا کرد.</p>
<p><strong>داوود دانش‌جعفری</strong></p>
<p>پس از ۴ سال نمایندگی مجلس در دوره پنجم از سال ۷۵ تا ۷۹، او در دوره هفتم نیز در سال ۸۳ به مجلس راه یافت و از سوی محمود احمدی‌نژاد به‌عنوان گزینه وزارت اقتصاد به مجلس معرفی شد و توانست رای اعتماد بگیرد، اما دوره اول احمدی‌نژاد را به پایان نرساند و در سال ۸۷ به‌دنبال اختلافاتی که با رئیس دولت پیدا کرده بود، از سمت خود استعفا کرد و تا پایان دوره احمدی‌نژاد جایی در دولت نداشت تا حسن روحانی به ریاست‌جمهوری رسید. زمان حضور روحانی با صدور دو حکم برای او همراه شد. ابتدا عنوان مشاور عالی وزیر بهداشت را در سال ۹۲ به‌دست آورد و سپس در سال ۹۳ با دریافت حکمی از سوی علی ربیعی، وزیر کار به‌عنوان عضو هیئت نظارت سازمان بیمه سلامت ایرانیان منصوب شد و اکنون نیز رئیس صندوق توسعه حمل و نقل کشور است.</p>
<p><strong>منوچهر متکی</strong></p>
<p>فعالیتش را با حضور در مجلس اول طی سال‌های ۵۹ تا ۶۳ آغاز کرد و سپس وارد وزارت امور خارجه شد و در سال ۶۴ اولین حکم خود را دریافت کرد تا به‌عنوان سفیر ایران در ترکیه معرفی شود. با آغاز دوره ریاست‌جمهوری هاشمی‌رفسنجانی، او به ایران برگشت و به ترتیب مدیرکل اروپای غربی، معاونت امور بین‌الملل، معاون حقوقی کنسولی و امور مجلس شد تا اینکه در سال ۷۳ دومین حکم سفارت خود را دریافت کرد و این‌بار به ژاپن رفت. حضور او به‌عنوان سفیر در ژاپن تا سال ۷۸ ادامه داشت و با حضور سیدمحمد خاتمی در دولت، او پست مهمی را در وزارت خارجه دریافت نکرد. با نزدیک شدن به انتخابات مجلس هفتم توانست برای دومین بار راهی نهاد قانونگذاری کشور شود، اما این حضور برای او کوتاه بود. درحالی‌که در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۴، ریاست ستاد انتخاباتی علی لاریجانی را در اختیار داشت، با رسیدن احمدی‌نژاد به پاستور، نام او به‌عنوان گزینه وزارت خارجه به مجلس هفتم معرفی شد و ۵ سال وزیر بود تا اینکه در ۲۲ آذر ۸۹ به شکل عجیبی درحالی‌که به ماموریت رفته بود، توسط احمدی‌نژاد از کار برکنار شد. پس از برکناری دیگر در عرصه قدرت حضور نداشت، البته در سال ۹۲ سودای ریاست‌جمهوری به سرش زد و نامزد انتخابات شد، اما تایید صلاحیت شورای نگهبان را دریافت نکرد.</p>
<p><strong>محمد عباسی</strong></p>
<p>بعد از اینکه محمد ناظمی‌اردکانی از وزارت تعاون برکنار شد، محمود احمدی‌نژاد برای جانشینی او، محمد عباسی یکی از نماینده‌های مجلس هفتم را انتخاب کرد و او که اولین تجربه نمایندگی و پست سیاسی بالا را سپری می‌کرد، تنها ۲ سال بعد از آغاز دوره نمایندگی مجلس، در سال ۸۵ به هیئت دولت راه یافت و ۵ سال صندلی این وزارت را در اختیار داشت. در سال ۹۰ به‌دنبال ادغام وزارت تعاون و وزارت کار، او هم موقتا از هیئت دولت جدا شد اما در سال ۹۰ یک‌بار دیگر به‌عنوان وزیر به دولت احمدی‌نژاد برگشت و تا آغاز دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی، وزیر ورزش و جوانان بود. سپس با پایان دوره ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد، در سال ۹۳ با دریافت حکمی عضو هیئت امنای بنیاد مستضعفان شد و با آغاز دوره ریاست دولت ابراهیم رئیسی، به‌عنوان رئیس سازمان امور اجتماعی کشور منصوب شد و فعلا هم در این سمت حضور دارد.</p>
<p><strong>عبدالرضا مصری</strong></p>
<p>او که حضور در قدرت سیاسی را با نمایندگی مجلس هفتم آغاز کرد، ۲ سال بعد از شروع به کار این دوره از مجلس یعنی در سال ۸۵ آماده ورود به دولت شد و پس از استعفای پرویز کاظمی، او توانست از مجلس رای اعتماد بگیرد و تا پایان دولت نهم این صندلی در اختیارش باشد. اما در دوره دوم ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد او که مدرک تحصیلی دکترای زمین‌شناسی دارد، به‌عنوان سفیر ایران در ونزوئلا انتخاب شد. از سال ۸۸ تا ۹۱ دوره سفارت را پشت سر گذاشت، اما با نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس نهم، تصمیم گرفت به مجلس برگردد و از سال ۹۱ تاکنون نماینده مجلس است.</p>
<p><strong>دولت دهم</strong></p>
<p>در این دوره که مجالس هشتم و نهم روی کار بودند، محمود احمدی‌نژاد تنها یک انتخاب از بین نمایندگان مجلس برای حضور در کابینه به‌عنوان وزیر داشت که این گزینه هم تا پایان دوره ریاست‌ احمدی‌نژاد بر دولت، در این سمت حضور داشت.</p>
<p><strong>حمیدرضا حاجی‌بابایی</strong></p>
<p>یکی از باسابقه‌ترین نماینده‌های تاریخ مجلس ایران، پس از اینکه در دوره‌های پنجم تا هشتم از سال ۷۵ تا ۸۸ نماینده شهر همدان در مجلس بود، با آغاز به کار دومین دوره ریاست احمدی‌نژاد بر دولت، به‌عنوان وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش انتخاب و به مجلس معرفی شد تا از مجلس جدا شود. او تا پایان دوره حضور احمدی‌نژاد در پاستور وزیر آموزش و پرورش بود و پس از پایان دوره هم، یک‌بار دیگر در اولین انتخابات مجلس که پیش رویش بود ثبت‌نام کرد و از سال ۹۵ تاکنون در بهارستان حضور دارد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong> عصر روحانی</strong></span></p>
<p><strong>دولت یازدهم</strong></p>
<p>اولین دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی که با مجلس نهم و دهم همراه بود، تفاوتی آشکار با ادوار گذشته داشت. در لیستی که او به مجلس نهم ارائه کرد، نام هیچ‌یک از نماینده‌ها به‌عنوان گزینه پیشنهادی وزارت وجود نداشت.</p>
<p><strong>دولت دوازدهم</strong></p>
<p>در این دوره نیز، حسن روحانی سیاست دوره گذشته خود را دنبال کرد و نامی از بین نمایندگان دوره‌های دهم و یازدهم در بین گزینه‌های حسن روحانی برای حضور در صندلی وزارت دیده نمی‌شد.</p>
<p><strong> عصر رئیسی</strong></p>
<p><strong>دولت سیزدهم</strong></p>
<p>ابراهیم رئیسی کارش را به‌عنوان رئیس قوه مجریه با معرفی دو نماینده مجلس به‌عنوان گزینه‌های وزارت آغاز کرد که فعلا از بین آنها یک نفر را برکنار کرده و یک نفر همچنان در صندلی وزارت حضور دارد.</p>
<p><strong>سیداحسان خاندوزی</strong></p>
<p>بدون کمترین سابقه حضور در عرصه مدیریت، درحالی‌که در سال ۹۹ توانسته بود به مجلس یازدهم راه یابد، در سال ۱۴۰۰ از سوی ابراهیم رئیسی به‌عنوان گزینه پیشنهادی حضور در وزارت اقتصاد، به مجلس یازدهم معرفی شد و توانست از مجلس رای اعتماد گرفته و همچنان در این سمت حضور دارد.</p>
<p><strong>سیدجواد ساداتی‌نژاد</strong></p>
<p>رئیس اسبق دانشگاه کاشان که در دوره ریاست دولت محمود احمدی‌نژاد این سمت را در اختیار داشت، در سال ۹۵ اولین دوره نمایندگی مجلس را در دوره دهم تجربه کرد و درحالی‌که در دوره یازدهم نیز توانسته بود به بهارستان برسد، با رسیدن ابراهیم رئیسی به پاستور، نام او به‌عنوان گزینه پیشنهادی وزارت جهاد کشاورزی مطرح شد و توانست رای اعتماد بگیرد اما چند روز پیش در تاریخ ۲۲ فروردین ۱۴۰۲ از کار برکنار شد.</p>
<p>هم‌میهن</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b1%d9%81/">سرنوشت چهره‌هایی که از مجلس به دولت رفتند</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b1%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زاکانی در مسیر احمدی‌نژاد؟</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%b2%d8%a7%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af%d8%9f/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%b2%d8%a7%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Apr 2023 06:45:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[شهرداری تهران]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا زاکانی]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=13195</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; باز هم راه محمود احمدی‌نژاد در میان است؛ کسی که تا قبل از سمت ریاست‌جمهوری‌اش ناشناخته بود. اما در نهایت مسیری که پیمود و نحوه رسیدن‌اش به پاستور، سودایی شد برای شهرداران بعدی و شهرداری پایتخت و تبدیل شد به جایگاه مهمی در انتخابات مختلف از مجلس [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b2%d8%a7%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af%d8%9f/">زاکانی در مسیر احمدی‌نژاد؟</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | باز هم راه محمود احمدی‌نژاد در میان است؛ کسی که تا قبل از سمت ریاست‌جمهوری‌اش ناشناخته بود. اما در نهایت مسیری که پیمود و نحوه رسیدن‌اش به پاستور، سودایی شد برای شهرداران بعدی و شهرداری پایتخت و تبدیل شد به جایگاه مهمی در انتخابات مختلف از مجلس گرفته تا ریاست‌جمهوری و شورای شهر.<br />
<span id="more-13195"></span></p>
<p>نمونه اخیر آن انتشار خبرهایی مبنی بر اهدای کارت هدیه توسط شهردار تهران به روحانیون در مراسم افطاری شهرداری، آن هم در سال منتهی به انتخابات مجلس است. این خبر از آن جهت که روحانیون در کشور معمولا تریبون‌دار هستند، حائز اهمیت است و برخی از کارشناسان سیاسی بر این عقیده‌اند قشری که پای صندوق‌های رای می‌روند حالا هدف اصولگرایان حاضر در شهرداری قرار گرفته و این دست و دلبازی‌ها برای جذب آرا و تریبون‌های آنهاست.</p>
<p><strong>انتخابات زمستانی در شهرداری تهران</strong></p>
<p>قبل از سال ۱۴۰۲ زمانی که بارش برف، با بی‌تدبیری به یخ‌بندان تبدیل شد و شهروندان تهرانی ساعت‌ها در بزرگراه‌ها ماندند و برخی دیگر موقع لیزخوردن خودروهایشان، خسارت‌های بسیاری دیدند، در میانه توجیهات شهرداری و برخی اعضای شورای شهر، جعفر شربیانی، عضو شورای شهر تهران از سرگرم بودن مدیران به انتخابات در پستوی شهرداری خبر داد و در توئیتر خود نوشت: «ضمن قدردانی از زحمات بی‌وقفه عوامل شهرداری تهران در مواجهه با برف سنگین دیروز یادآور می‌شوم: سرگرم بودن در پستوی پشتی اتاق شهردار تهران برای تقسیم غنائم و پست‌های مدیریتی و انتصاب شهرداران مناطق و کارسازی برای انتخابات سال آتی توسط برخی از افراد منتسب به ایشان، باعث غفلت و ایجاد مسیر انحرافی و نهایتا ناکارآمدی در بخشی از اداره شهر تهران شده است. بدون تردید یکی از دلایل نارضایتی و طمع بیگانگان و دشمنان به نظام مقدس ایران اسلامی مقوله ناکارآمدی اجزای مدیریت اجرایی بوده است.» با آنکه شربیانی این رشته توئیت را پاک کرد، اما این اظهارنظر صحه‌ای می‌گذارد روی این موضوع که علی پیرحسینلو، یکی از مدیران سابق حمل‌ونقل شهری پیشتر به آن اشاره کرده بود: «شهرداری تکه‌ای از کیک قدرت بود که به زاکانی و اطرافیانش رسید.» و برخی تحلیلگران سیاسی در سخنان‌شان به این موضوع اذعان داشتند.</p>
<p>حقیقت پنهان نمی‌ماند و این موضوع از دوره احمدی‌نژاد پایه‌گذاری شد که هر کسی می‌تواند از پست شهرداری تهران به نقش‌آفرینی در تصمیم‌گیری‌های کلان و ایفای نقش‌های اجرایی‌تر برسد و به نوعی شهرداری گذرگاه و دروازه‌ای شد که شهرداران تهران برای پیمودن پله‌های ترقی به سمتش می‌روند و گاه نه پیگیر اهداف خیرخواهانه شهری، بلکه به‌دنبال دست‌یابی به موقعیت‌هایی همچون پست ریاست‌جمهوری و مهره‌چینی در مجلس برای تحقق خواسته‌های خود و جریان متبوع خود هستند و این روزها که علیرضا زاکانی از کاندیداتوری ریاست‌جمهوری به بهشت رفته است، بیش از آنکه نامش با پروژه‌های شهری پیوند بخورد، نامش در میان فعالان سیاسی و تشکل‌هایی شنیده می‌شود؛ مانند «جمعیت اعتلای نهادهای مردمی انقلاب اسلامی» که به نظر می‌رسد به دنبال تصاحب مجلس دوازدهم هستند و مهمان ویژه برنامه‌های آنها شده‌اند.</p>
<p><strong>ناکامی زاکانی در تشکیل دولت کوچک</strong></p>
<p>زاکانی را نمی‌توان در همین رویا و سودای تصاحب اکثریت صندلی‌های مجلس آتی محدود کرد؛ فعالیت‌های او قبل از شهردار شدنش و اقداماتش در شهرداری در راستای رسیدن به ریاست قوه مجریه بوده و هست. مصداق این گفته نیز ارائه طرح «راه‌اندازی سازمان فناوری‌های نوین و نوآوری شهری شهرداری تهران» توسط زاکانی است که به نوعی دولتی کوچک را در آن گنجانده بود. شهردار تهران در این طرح نقشی برای شهرداری از دیپلماسی گرفته تا واردات و صادرات پیش‌بینی کرده بود. اگرچه همین شورای شهر همسو و اصولگرا هم زهر تلاش‌های او را گرفتند. در این میان پربیراه نیست که میان آنچه موجب بالا رفتن موقعیت یک فرد در میان مردم به دلیل حضور در یک موقعیت با استفاده از آن موقعیت و امکانات برای ارتقای سیاسی است، فاصله بگذاریم. چنانچه محمدعلی نجفی معمولا از گزینه‌های مطرح در دوره‌های انتخابات ریاست‌جمهوری پس از احمدی‌نژاد بوده که پس از آن تجربه شهرداری داشته و البته در شهرداری هم به دنبال استفاده از فرصت آن برای ارتقای موقعیت سیاسی و استفاده از امکانات آن نبود. علتش هم فرصت‌های پیشین و تجربیاتش در حوزه اجرا و وزارتخانه بود که این تحلیل و برداشت را بی‌اثر می‌کند. به هر حال این روزها شائبه استفاده از امکانات شهرداری تهران برای انتخابات پیش رو به میان می‌آید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>پیروز حناچی شهردار پیشین تهران مطرح کرد:<br />
شکل‌گیری رانت‌های شهرداری دور از چشم شورای شهر</strong></span></p>
<p>اولین شهردار اصلاح‌طلبان در دوره پنجم شورای شهر تهران، در بدو ورود خود و در راستای مبارزه با فساد در شهرداری راستی‌آزمایی هولوگرام‌ها را در دستور کار قرار داد. درست است که در این حوزه موفق بود، اما استعفایش فرصت رسیدن به دیگر برنامه‌های فسادزدایی را از او ربود. پس از آن محمدعلی افشانی، به‌عنوان شهردار تهران انتخاب شد اما قانون «منع به‌کارگیری بازنشستگان» او را از این مسند پایین کشاند و پس از او پیروز حناچی با تخصص در شهرسازی، خیابان بهشت را از آنِ خود کرد. او درباره آنچه این روزها مطرح می‌شود گفت‌وگویی با هم‌میهن داشته که در ادامه می‌آید:</p>
<p><strong> ‌ادعای امکان سوءاستفاده و بهره‌برداری شهرداران تهران معمولا در آستانه انتخابات به‌ویژه وقتی فردی سودای ترقی سیاسی داشته است، مطرح می‌شود. به‌عنوان شخصی که در این پست قرار داشته‌اید، درباره موقعیت شهردار تهران و امکاناتی که در اختیار است، توضیح دهید؟</strong></p>
<p>بعد از شخص اول کشور، بیشترین اختیارات مالی در یک محدوده معین در دست شهرداری تهران است. گردش مالی مستقیم شهرداری در زمان ما حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان در سال بود و در زمان مدیریت شهری کنونی با توجه به تورم به بالای ۷۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. هیچ دستگاه اجرایی در کشور این گردش مالی بالا را ندارد. اگر شهرداری به سمت انضباط حرکت کرده و شورای شهر روی آن کنترل داشته باشد، مسلما مشکلی پیش نمی‌آید. اما اگر کنترلی روی آن نباشد، شهرداری بدون برنامه حرکت کند و یا کنترل بر عملکرد آن ضعیف باشد، مانند این است که ۷۰هزار میلیارد تومان در اختیار یک نفر قرار گرفته است که می‌تواند در هر جایی از آن استفاده کند.</p>
<p><strong>‌جایگاه نظارتی شورای شهر چگونه است؟</strong></p>
<p>وظیفه شورای شهر این است که باید مو را از ماست بیرون بکشد و ردیف‌های بودجه و درآمد‌ها شفاف، قابل تحقق، سالم و هزینه‌ها نیز مطابق دقیق ردیف‌های بودجه هزینه گردد. همچنین، تفریغ بودجه به‌موقع انجام شود و وزارت کشور، فرمانداری و دستگاه‌های نظارتی وظایف خود را درست و به‌موقع انجام دهند. در صورتی که این مراجع نظارتی به هر دلیلی چشم خود را بر این موارد ببندند، احتمال هر اتفاقی وجود دارد. وقتی نظارتی بر انضباط مالی وجود نداشته باشد، شهرداری‌ها به نظام تولید رانت تبدیل می‌شوند. در این صورت است که شهرداری‌ها عمده کسری درآمد خود را از فروش شهر و فضاهای شهری به‌دست می‌آورند. وظیفه دولت و حاکمیت است که این رویه غلط را کنترل و اصلاح نمایند. بی‌توجهی به این وظایف حاکمیتی تبعات جبران‌ناپذیری دارد و مانند با سر دویدن به سمت بحران‌هایی مانند کمبود آب، افزایش آلودگی هوا، ترافیک و مشکلات زیست‌محیطی و در یک کلام غیرقابل زیست شدن این کلانشهر و حتی مابقی شهرها می‌شود. این روش اداره شهر علاوه بر احاله مشکل برای آیندگان، موجب تولید رانت و فساد شده و افرادی را یک‌شبه صاحب ثروت‌های بی‌حساب و کلان می‌کند و افرادی را در مسائل مالی به شدت فربه می‌کند.</p>
<p><strong>‌چنین قدرت و امکاناتی در هر حوزه از جمله در پیشبرد اهداف سیاسی می‌تواند فسادزا و البته شرایط سوءاستفاده از آن را فراهم کند. شما زمانی در این موقعیت بودید و منتقد آن هستید. برای مهار این قدرت چگونه عمل کرده‌اید؟</strong></p>
<p>اگر شهرداری در چارچوب انضباط مالی، طرح تفصیلی و شهرسازی حرکت نکند، دائما تولید رانت و فساد می‌کند. اگر وابستگی در بودجه شهر از حوزه شهرسازی افزایش یابد، به آن معناست که شهرداری مجددا در حال شهرفروشی است. در صورت وجود این وابستگی، مدیریت شهری یا تراکم‌فروشی می‌کند یا منافع عمومی و فضاهایی مانند باغات و ارزش‌های شهر و&#8230; را معامله می‌کند. با افزایش میزان وابستگی بودجه شهرداری به درآمدهای ناشی از شهرسازی با تایید شورای شهر، مقصد نقشه راه شهرداری به سمت شهرفروشی و به سمت خروج از طرح‌های مصوب و میثاق مشترک شهرداری و دولت ختم می‌شود. همچنین متاسفانه در بند (ت) تبصره ۶ قانون بودجه امسال در توافق بر پرونده‌های ماده۱۰۰ با تشخیص شهرداری صحه گذاشته شده است و به شهرداری اجازه داده که وارد معامله در پرونده‌های کمیسیون ماده۱۰۰ شود. در حقیقت ابزارهایی مانند کمیسیون ماده ۱۰۰ و کمیسیون ماده ۵ در خدمت شهرفروشی درآمده است.</p>
<p><strong>‌بودجه شهرداری تهران در دوره ششم مدیریت شهری خلأهایی داشت که بسیاری به آن اشاره کرده‌اند. به نظر شما خلأیی در بودجه ۱۴۰۲ وجود دارد؟</strong></p>
<p>به‌طور عمومی بودجه شهر تهران شفاف نیست و از طریق تبصره‌ها سه برابر ظرفیت بودجه را در دل خود جای داده است. اسمش این است که یک بودجه ۷۰ هزار میلیاردی تصویب شده، درحالی‌که سه برابر آن بودجه در دل بودجه شهرداری تهران گنجانده شده و چند تبصره موجود در بودجه، ظرفیت این بودجه را تا سه برابر افزایش می‌دهند. در حقیقت امکان هیچ نظارتی روی آن وجود ندارد.</p>
<p><strong>‌شهردار پایتخت واقعا رئیس‌جمهور دوم کشور است؟</strong></p>
<p>شهرداری یک سازمان اجرایی عظیم است. گستره و ارتباط شهرداری تهران، تقریبا معادل چهار یا پنج وزارتخانه در محدوده یک شهرستان است. از جهت عظیم بودن ساختار اجرایی، این حرف شما درست است. البته در کشورهای دیگر مانند کره‌جنوبی، فرانسه و&#8230; هم اینطور است و کسی که در شهرداری خوش بدرخشد، فضا برای رسیدن به مراحل بعدی هم فراهم می‌شود. مسلما هیچ جناح و فعال سیاسی با دستیابی شهردار به سطوح بالاتر مشکل ندارد. زمانی عملکرد یک شهردار با انتقاد و هجمه روبه‌رو می‌شود که شهرداری و منابع آن تبدیل شود به ابزاری برای رسیدن به اهداف و مقاصد شخصی یا جناح سیاسی. در آمریکا بیشتر از سطوح فرمانداری به ریاست‌جمهوری می‌رسند. شاید به این علت است که نظام مدیریت شهری نیز تحت فرمان فرمانداری‌های منتخب رای‌دهندگان است و هر کسی که خوب عمل کند، در سطوح دیگر سیاسی نیز می‌تواند موفق باشد. این یک موضوع مطرح و مرسومی در جهان است. چون شهرداری ارتباط گسترده‌ای با مردم دارد، یک سازمان کاملا اجتماعی است و کسی که با عملکرد خود رضایت شهروندان را به دست آورد، طبیعی است که به مراحل بالاتر هم صعود می‌کند. این تعریف فرق دارد با این موضوع که کسی تمام هم و غم، چارچوب و قدرت این سازمان را به آن هدف تبدیل و معطوف نماید.</p>
<p>فراکسیون شهری مجلس در دوره یازدهم مجلس شکل گرفته است. ۱۹۳ نماینده در این فراکسیون عضو هستند. در حقیقت ۱۹۳ نفر مستقیم یا غیرمستقیم سابقه حضور در حوزه‌های مختلف شهری را دارند و این عقبه و سابقه شهری است که آنها را به پارلمان ملی رسانده است. در دوره‌های اول، دوم و سوم مجلس، مدیران شهری کمتری حضور داشتند و بر این نظریه صحه می‌گذارد که ارتباط مستقیمی بین عالم سیاست و قدرت با شهرداری‌ها به‌وجود آمده است. به اعتقاد من این نظریه قابل اثبات است که ارتباط معنی‌داری بین نظام مدیریت شهری خارج از قاعده و عالم سیاست به‌وجود آمده است.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">محمدجواد حق‌شناس عضو سابق شورای شهر تهران:</span><br />
<span style="color: #ff0000;">نشانه پول‌پاشی‌های انتخاباتی در شهرداری به چشم می‌خورد</span><br />
</strong></p>
<p>طرح موضوع فعالیت انتخاباتی شهرداری علیرضا زاکانی باعث واکنش‌های بسیار شد؛ به‌ویژه پس از آنکه خبر کارت هدیه به روحانیون در مراسم افطار منتشر شد. در این زمینه محمدجواد حق‌شناس، عضو سابق شورای شهر تهران نیز گفت‌وگویی با هم‌میهن انجام داد که در ادامه می‌آید:</p>
<p><strong>‌به نظر شما چرا شهرداری کارت هدیه توزیع کرده است؟ آیا نیت انتخاباتی در این اقدام وجود دارد؟</strong></p>
<p>اساسا این نوع پرداخت‌ها فارغ از قاعده قانون و برخلاف ضابطه و مقررات است. جایی هم ثبت نمی‌شود و در قالب یک نوع فساد اداری و تخلف از مقررات دریافت و پرداخت محسوب می‌شود. شورای شهر تهران، سازمان بازرسی کل کشور و قوه‌قضائیه باید در این رابطه توضیحات لازم را از مسئولان شهرداری بگیرند و گزارش ماوقع را به شهروندان تهرانی بدهند که عوارض می‌پردازند. پرداخت کارت هدیه علل مختلفی دارد و با توجه به نزدیک بودن انتخابات مجلس، می‌تواند کارکرد انتخاباتی هم داشته باشد. چون به نظر می‌رسد سراغ نیروها و چهره‌هایی مانند روحانیون، مداحان، چهره‌های ورزشی و هنری و&#8230; می‌روند که می‌توانند در فضای انتخاباتی نقش ایفا کنند. این پرسش مطرح می‌شود که چنین پول‌پاشی‌هایی چه فایده‌ای دارد که شورای شهر و شهروندان تهرانی از آن بی‎خبرند و هنوز نهادهای نظارتی هم پاسخی درباره این موضوع به افکار عمومی نداده‌اند. نظر محتمل این است که انتخابات مجلس نزدیک بوده و به‌نوعی تمهید مقدمه می‌کنند تا از این پول‌پاشی‌ها مقاصد سیاسی را دنبال کنند و آرای بیشتری را از طریق افرادی که به نظر آنها مرجعیت سیاسی دارند، کسب کرده و از این افراد یارگیری کنند.</p>
<p><strong>‌یکی از اعضای شورای شهر تهران توئیتی زد که در شهرداری پست‌فروشی می‌شود و فعالیت‌های انتخاباتی وجود دارد. چرا به شهرداری با گردش مالی عظیمی که دارد به‌عنوان سکوی پرتاب به پاستور و قلک انتخابات نگاه می‌شود؟</strong></p>
<p>من فکر نمی‌کنم نماینده مردم در شورای شهر تهران نظارت خود را در یک توئیت اعمال کند. درست است که اقدام به بیان این موضوعات پسندیده است، اما کافی نیست. برای پیگیری این تخلف، لازم است نمایندگان شورای شهر تهران در قالب سوال و حتی استیضاح شهردار، به این موضوع پرداخته و آن را شفاف‌سازی کنند و اسناد خود را در صحن شورای شهر به اطلاع عموم برسانند. به نظر من اگر این موضوع به اثبات برسد، ماندن این شهردار با قواعد حقوقی و منافع شهردار سازگار نیست و باید نسبت به جایگزین کردن فردی صالح برای تصدی شهر اقدام کنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ناصر امانی عضو شورای شهر تهران:<br />
مساله عمیق‌تر از توزیع کارت هدیه است</strong></span></p>
<p>چندی پیش جعفر شربیانی، عضو شورای شهر تهران درباره فعالیت‌های انتخاباتی و تقسیم غنائم و پست‌ها در پستوی اتاق شهردار تهران توئیتی منتشر کرد. این هشداری است برای پارلمان شهری تا برای پیشگیری از استفاده‌های نامتعارف از منابع شهرداری در انتخابات راهکاری در پیش بگیرند. ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران در گفت‌وگو با هم‌میهن این موضوع را تشریح کرد.</p>
<p><strong> ‌هشداری که یکی از اعضای شورای شهر تهران درباره فعالیت‌های انتخاباتی در شهرداری داد، پیگیری شد؟</strong></p>
<p>یکی از وظایف جدی ما نظارت بر عملکرد جدی شهرداری است. اگر شهرداری تصمیم داشته باشد خارج از وظایف و چارچوبی که قانون تعیین کرده، اقدامی کند، حتما تذکر خواهیم داد و این موضوع را در درون شهرداری رصد می‌کنیم.</p>
<p><strong>‌تاکنون گزارشی در این مورد به دست‌تان رسیده است؟</strong></p>
<p>فعلا به مورد خاصی دست پیدا نکرده‌ایم.</p>
<p><strong>‌اگر مورد خاصی وجود نداشته، چرا آقای شربیانی آن توئیت را نوشت؟</strong></p>
<p>آن توئیت در ارتباط با توئیتی بود که یکی از نمایندگان مجلس منتشر کرده بود و بلافاصله هم جمع شد. نمایندگان هم متوجه شدند که نباید در وظایف شورای شهر تهران دخالت کنند. همانطور که ما در وظایف مجلس دخالت نمی‌کنیم. امیدواریم که شهرداری به‌هیچ‌عنوان در بحث انتخابات وارد نشود. چون ورود شهرداری به انتخابات قانونی نیست و فعلا هیچ مورد خاصی وجود ندارد.</p>
<p><strong>‌راهکاری که شورای شهر برای رصد شهرداری در نظر دارد چیست؟</strong></p>
<p>آنقدر فضای شهرداری باز است و اخبار و اطلاعات آن به سرعت رد و بدل می‌شود که فکر نمی‌کنم بخواهند دور از دید شورای شهر در این زمینه اقدامی بکنند. ما به‌هیچ‌عنوان اجازه نمی‌دهیم که در این زمینه اتفاقی رخ دهد و به هر خبری که به ما برسد، بلافاصله واکنش نشان می‌دهیم. ابتدا موضوع را به شهرداری منعکس می‌کنیم، اگر جواب قانع‌کننده‌ای نداشته باشند، حتما در صحن شورای شهر تهران تذکر می‌دهیم. انتخابات مجلس یا ریاست‌جمهوری برای ما تفاوتی ندارد. حتی مهم نیست که چه کسی شهردار باشد. در دوره چهارم و سوم مدیریت شهری نیز شورای شهر به‌شدت به فعالیت‌های شهرداری حساسیت داشت. ما هم طبق وظیفه‌ای که قانون و مردم بر عهده ما گذاشته‌اند، این حساسیت را در نظارت خود به کار می‌بندیم تا رضایت مردم را کسب کنیم.</p>
<p><strong>‌شما از رصد شهرداری می‌گویید، درحالی‌که شهرداری در مراسم افطاری خود کارت هدیه پخش کرده و این باعث شده که زمزمه فعالیت‌ شهرداری در انتخابات قوت بگیرد. این موضوع را پیگیری کردید؟</strong></p>
<p>در حال پیگیری این موضوع هستیم و به نظر می‌رسد مسئله عمیق‌تر از این است و در حال کامل کردن اطلاعات خود هستیم.</p>
<p><strong>‌ به نظر شما عملکرد شهرداری در این دو سال آنقدر خوب بوده که بتواند در انتخابات نقش پررنگ ایفا کند؟</strong></p>
<p>نظرسنجی‌ تمام دوره‌ها حاکی از مشکلات زیادی است که مردم به آن اشاره کرده‌اند. اما دو مشکل اساسی ۱) آلودگی هوا ۲) حمل و نقل و ترافیک شهروندان را رنج می‌دهد. اگر این دو مشکل حل شود، به‌معنای آن است که شهرداری عملکرد خوبی داشته است. تا این لحظه شهرداری هم قبول دارد که در مورد این دو موضوع اتفاق خاصی نیفتاده است. از سوی دیگر از وضعیت نگه‌داشت شهر هم رضایتی وجود ندارد. نظافت شهر مطلوب نیست و به آقای زاکانی گفتم که باید سیستم تغییر کند. به‌هیچ‌کدام از وعده‌هایی که داده شده، عمل نشده است. اولین مشکلی که شهروندان در بازدید از محلات مطرح می‌کنند، نظافت محله است. مگر قرار نبود تعداد زباله‌گردها کاهش یابد؟ در حال حاضر بیشتر هم شده‌اند.</p>
<p>هم‌میهن</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b2%d8%a7%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af%d8%9f/">زاکانی در مسیر احمدی‌نژاد؟</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%b2%d8%a7%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>احمدی‌نژاد مریض بود</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b1%db%8c%d8%b6-%d8%a8%d9%88%d8%af/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b1%db%8c%d8%b6-%d8%a8%d9%88%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Apr 2023 06:18:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات شهریور 1401]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=13192</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; انتشار عکس‌هایی از محمود احمدی‌نژاد پس از ۷ماه، از بازگشت دوباره او به فضای خبری کشور حکایت می‌کند. این عکس‌ها درحالی منتشر شده است که درچند ماه گذشته خصوصا پس از انتصاب مجددش در مجمع تشخیص و حوادث اخیر درکشور خبری از او منتشر نشده بود. ازهمین‌رو [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b1%db%8c%d8%b6-%d8%a8%d9%88%d8%af/">احمدی‌نژاد مریض بود</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | انتشار عکس‌هایی از محمود احمدی‌نژاد پس از ۷ماه، از بازگشت دوباره او به فضای خبری کشور حکایت می‌کند.<br />
<span id="more-13192"></span></p>
<p>این عکس‌ها درحالی منتشر شده است که درچند ماه گذشته خصوصا پس از انتصاب مجددش در مجمع تشخیص و حوادث اخیر درکشور خبری از او منتشر نشده بود. ازهمین‌رو شایعات زیادی درباره دلایل غیبتش مطرح بود. داوری از نزدیکان احمدی‌نژاد دلیل این غیبت را بیماری او اعلام کرده است.</p>
<p>محمود احمدی‌نژاد پس از ۷ماه از پس پرده بیرون آمد. ۷ماهی که بسیاری را به دلیل عدم اظهارنظرش در مورد وقایع پس از مرگ مهسا امینی در کشور با این سوال مواجه کرد که او کجاست؟ در چنین شرایطی روز گذشته دولت بهار، رسانه منتسب به محمود احمدی‌نژاد با انتشار تصاویری از احمدی‌نژاد به نوعی از بازگشت او به صحنه خبر داد. براساس عکس‌هایی که رسانه منتسب به رئیس‌جمهوری اسبق دیروز منتشر کرده و اتفاقا تاریخ آن را نیز ۴ اردیبهشت اعلام کرده است، او درحالی که قلمی در دست گرفته و در حال امضای برگه‌های درخواست‌های مردم است، نشان داده شده است.</p>
<p>تصویری که طبق معمول همه این چندسالی که دیگر جامه ریاست‌جمهوری برتن ندارد، او را در حال رتق‌وفتق امور مردمی که همچنان برای رفع گرفتاری‌هایشان در نارمک به او مراجعه می‌کنند، نشان می‌دهد. سایت دولت بهار نیز محل عکس‌های دیروز را میدان ۷۲ نارمک و عنوانش را «سنگ‌صبور مردم» بیان کرده است. این عکس‌ها درحالی روز گذشته ازسوی دولت بهار منتشرشده که طی روزهای گذشته برخی از شایعات از احتمال حصر خانگی احمدی‌نژاد به دلیل اظهارنظرهایش طی سال‌های گذشته حکایت می‌کرد، از همین رو احتمالا انتشار عکس‌های دیروز او را می‌توان به نوعی تکذیب چنین شایعاتی برداشت کرد. بخواهیم یا نخواهیم محمود احمدی‌نژاد یکی از جنجالی‌ترین روسای جمهور ایران است. مردی که سال ۸۴ در میان ناباوری اهل سیاست ردای ریاست‌جمهوری پوشید و راهی پاستور شد. دور دوم ریاست‌جمهوری او نیز در سال ۸۸ از بحث‌برانگیز‌ترین روزهای تاریخ سیاسی کشور شد و سرنوشت سیاسی بسیاری از چهره‌های مطرح کشور را تغییر داد.</p>
<p>در کنار این مسائل آنچه نام او را بیش از روسای جمهور دیگر ایران بحث‌برانگیز کرد، مجموعه اظهارنظرها و عملکردهای او در دولتش طی سال‌های ۸۴تا ۹۲ است. اما پایان دوران ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد هم نتوانست او را که طی ۸سال در متن بود، به حاشیه براند یا شاید بهتر است بگوییم خود او نخواست جامه‌ای که ۸سال برتن داشت، بیرون بیاورد. از همین‌رو شروع به نامه‌نگاری‌های گاه‌وبیگاه با شخصیت‌های سیاسی دنیا در مورد مسائل مختلف کرد و در کنار آن با توییت‌ها و پیام‌هایش به زبان انگلیسی تلاش کرد چهره‌اش را در یادها همچنان زنده نگه دارد. هرچند در این بین ماجرای بازداشت دو یار دیرین و نزدیکش(بقایی و مشایی) نیز خود در نگه داشتن نامش در صدر اخبار کمک زیادی کرد.</p>
<p>آنچه البته درکنار مجموعه این مسائل او را در صدر اخبار سیاسی ایران نگه داشت، تغییر چهره او از یک رئیس‌جمهور سابق و حلال مشکلات مردم، به چهره‌ای منتقد از سیاست‌های حکومت و دولت مستقر بود. اظهارنظرهایی که به باور بسیاری عبور از خط‌قرمزهای نظام بود. با تمام اینها او همچنان به بیان این سخنان که در قالب سخنرانی در جمع‌های هوادارانش در شهرهای کوچک و بزرگ در فضای مجازی منتشر می‌شد، ادامه می‌داد. اینکه تذکری به او در این مدت داده شد یا نه کسی از آن خبری ندارد، از همین‌رو ناپدید شدن و سکوتش پس از حوادث پیش آمده در کشور پس از مرگ مهسا امینی خیلی‌ها را با این سوال مواجه کرد که او در تمام این مدت کجا بوده است؟ سوالی که بسیاری پاسخ آن را حصر خانگی‌اش و برخی نیز انتصاب مجدد او در مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌دانند.</p>
<p>احمدی‌نژاد نخستین بار پس از پایان دوران ریاست‌جمهوری در سال ۹۲ به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمد. با این حال طی این سال‌ها با اینکه عضو مجمع بود، سخنانش بوی اعتراض و نقد به وضعیت موجود می‌داد. ازهمین‌رو بسیاری حضور مجددش در مجمع تشخیص را بعید می‌دانستند. با این حال او برای بار دوم در تاریخ ۲۹شهریور سال گذشته طی حکمی از سوی مقام معظم رهبری به عنوان یکی از اعضای حقیقی مجمع منصوب شد. حکمی که پیش از وقوع ناآرامی‌های سال گذشته کشور صادر شد و پس از آن با وقوع برخی مسائل در کشور، احمدی‌نژاد دیگر نه سخنی گفت، نه توییتی زد نه حتی عکس و خبری از او در حال امضا کردن نامه‌های مردمی منتشر شد. موضوعی که این شائبه را در اذهان ایجاد کرد که شاید به او تذکر داده شده یا از او به صراحت خواسته شده تا در این مسائل دخالتی نداشته باشد. عکس‌های روز گذشته او در چنین حال‌وهوایی از آنچه در این مدت از دلایل سکوتش در عالم سیاست و کوی‌وبرزن شنیده شده و آرام شدن نسبی فضای سیاسی کشور منتشر شده است.</p>
<p><strong>بیماری احمدی‌نژاد؟</strong></p>
<p>اما اینکه چرا پس از این غیبت ۷ماهه مجدد در انظار با همان ژست مردمی بودن ظاهر شده و این مدت کجا بوده است، سوالی است که با عبدالرضا داوری از نزدیکان پیشین او در میان گذاشتیم. داوری در پاسخ به این سوال که او در این مدت کجا بوده از بیماری دوماهه احمدی‌نژاد خبر داد. هرچند او به‌طور مشخص بیماری احمدی‌نژاد را اعلام نکرد، اما گفت که او در این مدت تا جایی که اطلاع دارد به دلیل بیماری در منزل بستری بوده است. به گفته وی نوع بیماری به شکلی بوده که باید در منزل می‌ماند و امکان حضور در مکان‌های اجتماعی را نداشت.</p>
<p>داوری همچنین گفت که اگرچه احمدی‌نژاد در این مدت صحبتی نکرده است، اما در جلسات مجمع حضور داشته است. داوری در این خصوص که چرا احمدی‌نژاد پس از حوادث اخیر در کشور سکوت کرد و موضعی نگرفت نیز گفت: احمدی‌نژاد نمی‌خواهد در مورد این مسائل موضع بگیرد چون به هرحال او عضو مجمع تشخیص است و با توجه به اینکه حکمش از طرف مقام معظم رهبری صادرشده نمی‌خواهد خارج از نظام موضع بگیرد، به همین دلیل ترجیح داده سکوت کند. داوری همچنین تاکید کرد که فیلم‌هایی هم که درحال حاضر در فضای مجازی پخش می‌شود، مربوط به سال‌های قبل از ۱۴۰۰ است.</p>
<p>همین سوال‌ها را با پویا دبیری‌مهر، روزنامه‌نگار مطرح کردیم. او برخلاف داوری معتقد بود که احمدی‌نژاد به هیچ عنوان در این مدت بیمار نبوده است. وی با بیان اینکه احمدی‌نژاد یک سیاستمدار است و براساس صلاحدید خود هر وقت که خواست اظهارنظر می‌کند، گفت: احمدی‌نژاد پیش از این هم که نقد داشت در مجمع بود. به عبارتی او همیشه یا رئیس‌جمهور‌ بوده یا عضو مجمع و به هرحال یک مسوولیتی در نظام داشته و هیچ‌وقت شهروند عادی نبوده است. دبیری‌مهر در ادامه با بیان اینکه همان‌طور که نقدهای او در جای خودش قابل بررسی است، سکوتش هم در جای خودش می‌تواند جالب باشد، به سخنان پیشین احمدی‌نژاد در دوران ریاست‌جمهوری‌اش مبنی بر سکوت الهام‌بخش وحدت اشاره کرد و گفت: احمدی‌نژاد معتقد است ما حرف‌هایمان را زده‌ایم. همچنان‌که فیلمی هم که اخیرا از او منتشرشده اگرچه مربوط به نزدیک به سه سال پیش است، ولی انگار همین امروز صبح این سخنان را مطرح کرده است. دبیری‌مهر همچنین تصریح می‌کند که احمدی‌نژاد همیشه بازی خود را در زمین سیاست دارد.</p>
<p>دنیای اقتصاد</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b1%db%8c%d8%b6-%d8%a8%d9%88%d8%af/">احمدی‌نژاد مریض بود</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%b1%db%8c%d8%b6-%d8%a8%d9%88%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دوران خرد و دیپلماسی فرارسیده است</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Mar 2023 09:44:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیپلماسی]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[برجام]]></category>
		<category><![CDATA[حسن روحانی]]></category>
		<category><![CDATA[حسین موسویان]]></category>
		<category><![CDATA[روابط ایران و عربستان]]></category>
		<category><![CDATA[سید محمد خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=12151</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; حسین موسویان دیپلمات پیشین در یادداشتی که در میدل ایست آی منتشر شد از پیشینه توافق ایران و عربستان گفت و خاطرنشان کرد که سالها مذاکره در زمان دولت احمدی نژاد متوقف شد. او اکنون توافق با عربستان را مورد اجماع همه جناح‌های سیاسی در ایران می‌داند. [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/">دوران خرد و دیپلماسی فرارسیده است</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | حسین موسویان دیپلمات پیشین در یادداشتی که در میدل ایست آی منتشر شد از پیشینه توافق ایران و عربستان گفت و خاطرنشان کرد که سالها مذاکره در زمان دولت احمدی نژاد متوقف شد. او اکنون توافق با عربستان را مورد اجماع همه جناح‌های سیاسی در ایران می‌داند.<br />
<span id="more-12151"></span></p>
<p>متن یادداشت موسویان را می‌خوانید:</p>
<p>بعد از مدتها دشمنی خطرناک دوقدرت رقیب درخاورمیانه، اخبارعادیسازی روابط ایران و عربستان موجب شگفتی ناظران بین المللی شد. بعد از دوسال مذاکرات دربغداد، رئیس جمهور چین نقش مهمی دربه نتیجه رساندن این مذاکرات درنشست اخیر پکن داشت. دربخشی از بیانیه سه جانبه پکن آمده است که ایران و عربستان درمورد احیاء قراردادهای اقتصادی،فرهنگی سال ۱۳۷۷ و امنیتی ۱۳۸۰ توافق کردند.</p>
<p>این دو قرارداد براساس توافقاتی است تهران و ریاض از اواسط دهه ۱۳۷۰ بعمل آوردند که تا سال ۱۳۸۴ اجراء شد. چهارچوب و اساس این قراردادها درمذاکرات نیمه دهه ۷۰ بین من بعنوان نماینده ویژه آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور و امیرعبدالله ولیعهد سعودی، حاصل شد.</p>
<p>همانطور که جزئیات این مذاکرات را درکتاب جدیدم تحت عنوان &#8220;ساختارجدید امنیت و همکاری جمعی درخلیج فارس&#8221; توضیح داده ام، آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت و امیرعبدالله ولیعهد وقت عربستان درنیمه دهه ۷۰ توافق کردند که روابط را احیاء کنند.متعاقبا من بعنوان نماینده ویژه رئیس جمهور با امیر عبدالله درجده مذاکره داشتم تا اینکه بعد از چهار دورمذاکرات از نیمه شب تا صبح سحر، به توافق دست یافتیم و یک برنامه اقدام مشترک رانهایی کردیم. سپس همراه با فرزند آقای هاشمی رفسنجانی، با ملک فهد پادشاه عربستان ملاقات و او نیز مجموعه توافقات را تایید کرد. بعد از بازگشت به تهران، توافقات مذکور به تایید آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری و آقای هاشمی رفسنجانی رسید.</p>
<p>مجموعه توافقات دردوران ریاست جمهوری آقای سید محمد خاتمی اجراء شد. براساس آن توافقات، آقای امیرعبدالله ولیعهد عربستان درآذرماه ۱۳۷۶ به ایران سفر کرد و سپس توافقنامه اقتصادی و فرهنگی و سپس توافقنامه امنیتی بین دوکشور به امضاء رسید و اجرای آن تا سال ۱۳۸۴ادامه داشت.</p>
<p>نگرانیهای امنیتی درمذاکراتی که با امیرعبدالله داشتم، موضوعات امنیتی محور نگرانیهای دوطرف بود، نگرانیهای ریاض مواردی همچون حمایت ایران از اقلیت شیعه عربستان، صدور مذهب شیعه و برهم خوردن امنیت حج درجریان تظاهرات حجاج ایرانی درمراسم حج بود و نگرانیهای تهران نیز مواردی همچون صدور وهابیت و حمایت عربستان از اقلیت سنی در ایران بود. توافقنامه امنیتی ایران و عربستان که متعاقبا توسط آقای روحانی امضاء شد، درحدبالایی به نگرانیهای متقابل امنیتی دوطرف پایان داد.</p>
<p>متاسفانه توافقات دردوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد متوقف شد. دراین دوران با آغاز مجدد برنامه غنی سازی اورانیوم، پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع، شش قطعنامه بین المللی علیه ایران تصویب شد و امیرعبدالله که در آن مقطع پادشاه شده بود، آمریکا را برای حمله نظامی به ایران تحت فشارقرارداد و به آمریکاییها میگفت &#8220;زمان آن رسیده که سرمارراقطع کنید&#8221;. درژانویه ۲۰۱۶، عربستان شیخ نمر ازرهبران عالی شیعه عربستان را همراه با ۴۶ شیعه مبارز دیگر اعدام کرد و درتهران هم تظاهراتی برگزارشد که متاسفانه به آتش زدن سفارت عربستان و قطع روابط دیپلماتیک منجرشد.</p>
<p>با افزایش تشنجات، ازیکطرف تقابلات عربستان و ایران دریمن افزایش یافت. حوثیهای یمن تاسیسات نفتی عربستان را باپهبادو موشک مورد حمله قراردادند، قدرت حزب الله درلبنان افزایش یافت،ایران از بشاراسد حمایت کرد که نه تنها مانع تلاشهای خارجی و داخلی برای سقوط او شد بلکه موجب گرایش کشورهای عربی به بهبود روابط با او شد.</p>
<p>ازطرف دیگرعربستان ازخروج ترامپ از برجام و اعمال فشارحداکثری و اعمال مجدد تحریمها علیه ایران حمایت کرد ، ایران سطح غنی سازی خود را تامرز مورد نیاز برای ساخت بمب اتم افزایش داد. سیاست فشارحداکثری ترامپ و گسترش افزایش فشارها و تحریمهای آمریکا، آثارمخرب وسیعی براقتصاد و زندگی روزمره مردم عادی گذاشت، قیمتها افزایش بیسابقه یافت، ارزش پول ایران سقوط سنگین کرد، بعد از فوت مهسا امنینی ناآرامیهای گسترده رخ داد، اتحاد نظامی ایران وروسیه گسترش یافت و موضوع استفاده پهبادهای ایران درجنگ روسیه علیه اکراین به میان آمد.</p>
<p>بی اعتمادی جدی نتیجه روند تنش و خصومت، یک وضعیت باخت-باخت برای ریاض و تهران بود. دوطرف احساس کردند که با ادامه تقابل، برنده ای وجود نخواهد داشت و لذا بهبود روابط گزینه بهتری است. اهمیت توافق اخیر پکن دراین است که &#8220;دولت اصولگرای&#8221; آقای رئیسی، روابط را برمبنای دو توافقنامه ای احیاء کرده که دردوران &#8220;دولت اصلاح طلب&#8221; آقای خاتمی و براساس توافقات اصولی &#8220;دولت اعتدال گرای&#8221; آقای هاشمی انجام شد.</p>
<p>لذا این توافق حاصل اجماع داخلی جناح اصولگرا، اصلاح طلب و اعتدال گرا در ایران است.</p>
<p>اما بی اعتمادی بین ایران وعربستان عمیق و جدی است. بر اساس بیانیه اعلامی پکن، دو کشور متعهد شده اند که به اصول منشور سازمان ملل همچون عدم مداخله درامور داخلی و احترام به حاکمیت ملی یکدیگر احترام بگذارند. این اصول لازم است اما کافی نیست زیر صلح و همکاری پایدار بین دوکشور نیازمند توافق برسر اصول بیشتری است.</p>
<p>ایران وعربستان بعنوان دوقدرت کشورهای اسلامی باید متعهد شوند که:<br />
۱٫ امنیت دیگری را جزء لاینفک امنیت خود بدانند،<br />
۲٫ توهم هژمونی منطقه ای را منتفی کنند،<br />
۳٫ برای ایجاد یک ساختار جدید امنیت و همکاری جمعی توسط کشورهای حاشیه خلیج فارس باهم همکاری کنند،<br />
۴٫ &#8220;رقابتهای ناسالم&#8221; درمنطقه همچون یمن، سوریه، لبنان و عراق را به &#8220;همکاری سازنده&#8221; برای حل بحرانها تبدیل کنند،<br />
۵٫ برای مقابله مشترک با سلاح های کشتار جمعی، تروریسم، فرقه گرایی همکاری مشترک داشته باشند،<br />
۶٫ با اقلیتهای مذهبی خود بعنوان شهروندان کامل رفتار کنند،<br />
۷٫ برای کاهش تشنجات بین واشینگتن و تهران همکاری کنند.</p>
<p>نهایتا اینکه اسرائیل و ایران عملا درشرایط نیمه جنگی بسر میبرند. پکن با هردوطرف رابطه قوی دارد و میتواند برای برقراری &#8220;آتش بس&#8221; بین دوطرف میانجیگری کند.</p>
<p>بعد از توافق پکن، علی شمخانی دبیرشورایعالی امنیت ملی ایران با سران کشورامارات متحده عربی و عراق دیدارکرد، عمان وقطر برای تبادل انسانی بین ایران و آمریکا و احیاء برجام تلاش میکنند، معاون وزیرخارجه ایران به عمان سفرکرد و پکن درصدد است اجلاس بیسابقه سران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و ایران را برگزارکند.</p>
<p>بعد ازمدتها خصومت و تنش درمنطقه، دوران خرد و دیپلماسی فرارسیده است. زمان آن است که هشت کشور حاشیه خلیج فارس شامل ایران، عراق وشش کشورعضوهمکاری های خلیج فارس؛ برای ایجاد یک منطقه قدرتمند، اصل همکاری را ملاک عمل قراردهند.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/">دوران خرد و دیپلماسی فرارسیده است</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا روحانی و ناطق در مجمع تشخیص نیستند؟</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%9f/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Sep 2022 08:07:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[حسن روحانی]]></category>
		<category><![CDATA[رهبر انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[علی اکبر ناطق نوری]]></category>
		<category><![CDATA[مجمع تشخیص مصلحت نظام]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=11689</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; رهبر انقلاب در حکمی اعضای دوره جدید مجمع تشخیص را معرفی کردند. بر همین اساس، محمود احمدی‌نژاد که پیش‌بینی‌ها حاکی از حذف او بود، عضویتش در این نهاد سیاسی تمدید شد و برخی چهره‌ها چون ناطق‌نوری و حسن‌روحانی در دوره جدید حضور ندارند. محمد عطریانفر عضو حزب [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%9f/">چرا روحانی و ناطق در مجمع تشخیص نیستند؟</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | رهبر انقلاب در حکمی اعضای دوره جدید مجمع تشخیص را معرفی کردند. بر همین اساس، محمود احمدی‌نژاد که پیش‌بینی‌ها حاکی از حذف او بود، عضویتش در این نهاد سیاسی تمدید شد و برخی چهره‌ها چون ناطق‌نوری و حسن‌روحانی در دوره جدید حضور ندارند.<br />
<span id="more-11689"></span></p>
<p>محمد عطریانفر عضو حزب کارگزاران در این‌رابطه اظهار داشت: تشخیص من این است که رهبری باور دارند نام آقای احمدی‌نژاد در جدول اعضای مجمع به این منظور باید حفظ شود که ایشان کنترل شود.</p>
<p>محمد عطریانفر در ادامه گفت: آنچه جامعه سیاسی ایران باور داشتند این بود که آقای احمدی نژاد از جدول اسامی اعضای مجمع تشخیص در دوره‌ جدید حذف خواهد شد ولی، بر اساس آنچه اتفاق افتاد حتما نظر رهبری متکی بر دلایل و استدلال‌هایی است که ما نمی‌دانیم. البته، می‌توان گمانه زنی‌ کرد اما، ممکن است این گمانه‌ها با واقعیت ارتباطی نداشته باشد. به دلیل آنکه رویکردهای مثبتی دارم، تشخیص من این است که رهبری باور دارند نام آقای احمدی نژاد در جدول اعضای مجمع به این منظور باید حفظ شود که ایشان کنترل شود.</p>
<p>او با اشاره به غیبت چهره هایی چون ناطق نوری یا حسن روحانی در مجمع تشخیص افزود: نمی‌دانم علت حذف نام آقای ناطق نوری چه بود چرا که ایشان جزو چهره‌های شاخص کشور هستند. انتظار این بود که اقای ناطق‌نوری با سابقه درخشان خود در لیست اعضا باشند، امیدوارم علت عدم درج اسم‌ ایشان ناشی از عدم تمایل خود ایشان باشد ولی اگر غیر از این باشد، خیلی مایه خسارت است.</p>
<p>محمد عطریانفر در پایان گفت: رویکرد رهبری در گذشته به این صورت بود، روسای جمهوری که ماموریتشان به پایان می‌رسید در صورتی که خودشان پذیرای عضویت باشند آنان را در لیست اعضا قرار می‌دادند. اگر تلقی من درست باشد ممکن است عدم فقدان اسم آقای روحانی در جدول، ناشی از عدم تمایل شخص ایشان باشند. علت این احتمال نیز این است که آقای روحانی، به این نگاه می‌کنند که افرادی که دور یک میز نشستند در چه ترازی هستند و قدرت تشخیص مصلحت ملی را تا کجا می‌دانند.</p>
<p>منبع: آرمان امروز</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%9f/">چرا روحانی و ناطق در مجمع تشخیص نیستند؟</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b7%d9%82-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سخنی با رئیس مجلس جناب آقای قالیباف</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%a7%d9%81/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%a7%d9%81/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Dec 2021 05:27:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر هاشمی رفسنجانی]]></category>
		<category><![CDATA[سید محمد خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[مترو]]></category>
		<category><![CDATA[مجلس‌ شورای‌ اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[محسن هاشمی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدباقر قاليباف]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=6516</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; محسن هاشمی رفسنجانی در یادداشتی خطاب به محمدباقر قالیباف نقش دولت های قبلی در توسعه متروی تهران را غیرقابل انکار دانست و به او توصیه کرد اکنون که در کسوت ریاست مجلس است در تنظیم بودجه مترو بکوشد. در یادداشت محسن هاشمی رفسنجانی که در شماره روز [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%a7%d9%81/">سخنی با رئیس مجلس جناب آقای قالیباف</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | محسن هاشمی رفسنجانی در یادداشتی خطاب به محمدباقر قالیباف نقش دولت های قبلی در توسعه متروی تهران را غیرقابل انکار دانست و به او توصیه کرد اکنون که در کسوت ریاست مجلس است در تنظیم بودجه مترو بکوشد.<br />
<span id="more-6516"></span></p>
<p>در یادداشت محسن هاشمی رفسنجانی که در شماره روز ۴ دی روزنامه شرق منتشر شده است، می خوانیم:</p>
<p>چند روز پیش که سخنان جناب‌عالی با سفرا که بخشی از آن مربوط به تلاش شما برای توسعه مترو بود، منتشر شد، من را بر آن داشت تا چند کلمه‌ای بنویسم؛ ولی شرایط سیاسی و مشکلات ناشی از تحریم و سوابق مثبت همکاری با شما و البته حرمت ریاست مجلسی من را باز‌داشت.</p>
<p>با انتشار پیش‌نویس بودجه ۱۴۰۱ دولت و اعتراض اعضای شورای شهر ششم به بخش مربوط به حمل‌ونقل عمومی، چه مترو و چه اتوبوس و البته تصادف در خط ۵ مترو که در طول ۲۳ سال بهره‌برداری بی‌سابقه بود، لزوم این مکتوب سرگشاده را دو‌چندان کرد؛ چرا‌که فرصت تا تصویب بودجه کم است و لزوم حرکت حمایتی جدی از طرف شما را می‌طلبد.</p>
<p>مستحضرید که آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در کسوت ریاست مجلس و رئیس مجمع نمایندگان تهران که هم‌اکنون هر دو موقعیت در اختیار جناب‌عالی است، به بازدید مکرر مترویی رفت که توسط دلواپسان آن زمان به ساخت آن پایان داده شده بود.</p>
<p>با پیگیری‌های مجدانه او از‌جمله خطبه نماز جمعه سال ۶۳، شرکت در جلسه هیئت دولت سال ۶۴ و جلسات پیاپی با مقامات دولت و بانک‌ها پروژه ساخت مترو در سال ۶۵ دوباره در اوج جنگ تحمیلی فعال شد. خود در کسوت ریاست‌جمهوری از آن حمایت جدی‌تری کرد، به‌ صورتی‌ که در طول دوران سازندگی و اصلاحات مجموعا ۱٫۵ میلیارد دلار و ۲۵۰ میلیارد تومان به آن اختصاص داده شده بود که حدود ۷۰۰ واگن برای آن تأمین شد.</p>
<p>طبیعتا در این شرایط سخت اقتصادی که موجب مشکلات معیشتی و نارضایتی عمومی مردم نسبت به تأمین‌نشدن نیازهای اولیه زندگی خود شده است، انتظار افکار عمومی از مسئولان پاسخ‌گویی نسبت به مشکلات و پذیرش مسئولیت کمبودها‌ یا حداقل سکوت است و اینکه مسئولی تمام مشکلات و کمبودها را متوجه دیگران کرده و موفقیت‌ها را ناشی از عملکرد خود بداند، طبیعتا از نظر افکار عمومی پذیرفته نیست.</p>
<p>همان‌گونه که سفیدنمایی کارنامه خود ناپسند است، سیاه‌نمایی عملکرد دیگران هم اخلاقی نیست و از‌ این‌رو توصیه مداوم آشکار و پنهان من به همکارانم در شورای شهر تهران در دوره گذشته این بود که عملکرد مدیریت شهری در دوره جناب‌عالی با دیده انصاف مورد بررسی و نقد قرار گیرد و در کنار پیگیری تخلفات، دستاوردها نیز مورد توجه قرار گیرد.</p>
<p>پروژه متروی تهران با همه نقاط قوت و ضعف‌هایش حاصل عملکرد مسئولان جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته است و نمی‌توان نقاط مثبت را به حساب یک نفر و کاستی‌ها را به حساب دیگران گذاشت، حتی اگر بخواهیم نقش آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را در فعال‌کردن متروی تهران در اوج جنگ و بدون بودجه دولتی و همچنین پیشرفت این پروژه در دولت سازندگی را نادیده بگیریم، نمی‌توانیم کمک‌ها و اقدامات مثبت دولت‌های آقایان خاتمی و احمدی‌نژاد و مدیریت‌های شهری پیشین تهران را انکار کنیم.</p>
<p>هم‌اکنون در تهران حدود ۱۶۰ کیلومتر خط متروی زیرزمینی، ۶۰ کیلومتر خط متروی روزمینی، ۱۳۰۰ واگن فعال و ۱۴۰ ایستگاه مترو وجود دارد. این در مجموع در ۲۳ سال گذشته به افتتاح رسیده است و طبیعتا به دلیل آنکه بیش از نیمی از این مدت در دوران مسئولیت جناب‌عالی در شهرداری تهران سپری شده است، فعالیت انجام‌شده در این دوران نیز بیشتر از سایر مسئولان بوده است و البته این به معنای نقش‌نداشتن دولت‌های گذشته در دستاوردهای مترو نیست. به‌ طور نمونه کارخانه واگن‌سازی تهران که مورد اشاره حضرت‌عالی قرار گرفت، در دوران دولت اصلاحات و شهرداری دکتر احمدی‌نژاد تأسیس شد و اعتبار ارزی قرارداد ۶۰۰ واگن مترو که دو دوران شهرداری جناب‌عالی خریداری و وارد متروی تهران شد، از طرف بانک مرکزی دولت آقای احمدی‌نژاد تأسیس یافت؛ بنابراین نقش همه دولت‌ها و شهرداران تهران در موفقیت به‌دست‌آمده و همچنین مشکلات و کمبودها قابل بررسی است.</p>
<p>امروز انتظار افکار عمومی از مسئولان، پاسخ‌گویی نسبت به عملکرد خود در برابر نقدهای کارشناسی است و طبیعی است که پذیرش مسئولیت و واقع‌بینی و انصاف نسبت به کارنامه خود و دیگر مسئولان زمینه قضاوتی منصفانه مردم نسبت به مسئولان نظام را فراهم می‌کند.از جنابعالی که نقش مثبت و ارزنده ای در توسعه متروی تهران در دوران مسئولیت خود در شهرداری ایفا کردید انتظار می رود در مقام ریاست مجلس، اقدامات لازم مبنی بر اختصاص بودجه ارزی و ریالی لازم جهت تجهیز متروی تهران را صورت دهید تا وضعیت نامناسب ازدحام مسافران مترو در شرایط کرونایی یا سوانح ناشی از فرسودگی و عدم نوسازی تجهیزات را شاهد نباشیم.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%a7%d9%81/">سخنی با رئیس مجلس جناب آقای قالیباف</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%a7%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اخبار خاتمی و احمدی‌نژاد به سایت ریاست جمهوری بازگشت</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b3/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Dec 2021 12:20:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهیم رئیسی]]></category>
		<category><![CDATA[سید محمد خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=6407</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; مدیرکل روابط عمومی دفتر رییس جمهور از احیا و دسترسی به تمام اخبار و تصاویر روسای جمهور دولت‌های هفتم تا دهم در سایت ریاست جمهوری خبر داد. محمد مهدی رحیمی روز یکشنبه در حساب کاربری خود در توییتر نوشت: از امروز تمام اخبار و تصاویر روسای جمهور [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b3/">اخبار خاتمی و احمدی‌نژاد به سایت ریاست جمهوری بازگشت</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | مدیرکل روابط عمومی دفتر رییس جمهور از احیا و دسترسی به تمام اخبار و تصاویر روسای جمهور دولت‌های هفتم تا دهم در سایت ریاست جمهوری خبر داد.<br />
<span id="more-6407"></span></p>
<p>محمد مهدی رحیمی روز یکشنبه در حساب کاربری خود در توییتر نوشت: از امروز تمام اخبار و تصاویر روسای جمهور دولت‌های هفتم تا دهم بر روی سایت ریاست جمهوری (اینجا) احیا شده و در دسترس است.</p>
<p>مدیرکل روابط عمومی ریاست جمهور افزود: در روز تنفیذ آیت‌الله رییسی هم تاکید شد آرشیو رییس جمهور سابق بطور کامل حفظ شود. امیدوارم مورد استفاده مناسب اهالی رسانه و پژوهشگران قرار بگیرد.</p>
<p>اقدام تیم رسانه‌ای‌ دولت در حفظ و نگهداری آرشیو اخبار روسای‌ جمهور سابق حرکتی ارزشمند در بهره‌مندی عموم مردم و تاریخ‌پژوهان از اطلاعات مستند دولت‌ها به حساب می‌آید.</p>
<p>آرشیو اخبار و تصاویر رییس‌ دولت‌های نهم و دهم با روی کار آمدن دولت روحانی از سایت ریاست‌جمهوری حذف شده بود.</p>
<p>دفتر محمود احمدی‌نژاد رییس‌جمهور اسبق در همان ایام درخواست کرده بود اطلاعات موجود در سایت‌ ریاست‌جمهوری در قالب هارد تحویل آنها شود که تیم رسانه‌ای دولت یازدهم از این کار خودداری کرده بود.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b3/">اخبار خاتمی و احمدی‌نژاد به سایت ریاست جمهوری بازگشت</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
