<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>محمد قوچانی &#8211; سایت خبری تحلیلی رصد خبر</title>
	<atom:link href="https://rasadkhabar.ir/tag/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%82%D9%88%DA%86%D8%A7%D9%86%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://rasadkhabar.ir</link>
	<description>سایت خبری تحلیلی رصد خبر</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Jun 2026 08:10:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.1.12</generator>

<image>
	<url>https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/12/cropped-رصد-32x32.png</url>
	<title>محمد قوچانی &#8211; سایت خبری تحلیلی رصد خبر</title>
	<link>https://rasadkhabar.ir</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>قوچانی: فرق می‌کند چه کسی رئیس‌جمهور باشد</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d9%82%d9%88%da%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d8%af-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1-%d8%a8/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d9%82%d9%88%da%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d8%af-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Jun 2026 08:10:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[تفاهم‌نامه ایران و آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری سوم]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه سازندگی]]></category>
		<category><![CDATA[سيد عباس عراقچى]]></category>
		<category><![CDATA[محمد قوچانی]]></category>
		<category><![CDATA[مذاکرات ایران و آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود پزشکیان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=27481</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمد قوچانی معتقد است: اینکه به پیشنهاد رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، رئیس گروه مذاکرات می‌شود اما در نهایت رئیس‌جمهور ایران یادداشت تفاهم را امضا می‌کند و رهبری نیز آن را در زمره عهد و پیمان رئیس‌جمهور با نظام و مردم قرار می‌دهند، نشانه یک تحول کیفی در نظام سیاسی کشور است. [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%82%d9%88%da%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d8%af-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1-%d8%a8/">قوچانی: فرق می‌کند چه کسی رئیس‌جمهور باشد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمد قوچانی معتقد است: اینکه به پیشنهاد رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، رئیس گروه مذاکرات می‌شود اما در نهایت رئیس‌جمهور ایران یادداشت تفاهم را امضا می‌کند و رهبری نیز آن را در زمره عهد و پیمان رئیس‌جمهور با نظام و مردم قرار می‌دهند، نشانه یک تحول کیفی در نظام سیاسی کشور است.<br />
<span id="more-27481"></span></p>
<p><span style="color: #993300;"><strong>رصدخبر | سیاست ؛</strong> </span>محمد قوچانی معتقد است: اینکه به پیشنهاد رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، رئیس گروه مذاکرات می‌شود اما در نهایت رئیس‌جمهور ایران یادداشت تفاهم را امضا می‌کند و رهبری نیز آن را در زمره عهد و پیمان رئیس‌جمهور با نظام و مردم قرار می‌دهند، نشانه یک تحول کیفی در نظام سیاسی کشور است.</p>
<p>متن کامل یادداشت محمد قوچانی که در تیتر نخست روزنامه سازندگی شنبه ۳۰ خرداد منتشر شد را می‌خوانید:</p>
<p>شکست پروژه براندازی، این بار حتی با وجود چتر حمایتی ارتش‌های بیگانه، بیش از هر زمان بازگشت به اصلاحات را ثابت می‌کند. اصلاح‌طلبان البته چون صلح‌طلبند، بیش از جنگ در صلح به‌کار می‌آیند و اساساً در هنگامه جنگ، مرز جناح‌های سیاسی در دفاع از میهن در برابر دشمن برداشته می‌شود. اما در صلح است که تمایزها و رقابت‌ها شکل می‌گیرد. ازجمله در همین دوران است که روشن می‌شود که فرق می‌کند چه کسی رئیس‌جمهور باشد و چرا میان اصلاح‌طلب و اصولگرا تفاوت وجود دارد؟ از سال ۱۳۷۶ که رقابت اصلاح‌طلبی و اصولگرایی در انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد، بارها این سخن را از انحلال‌طلبان و براندازان شنیده‌ایم که هیچ فرقی نمی‌کند که چه کسی رئیس‌جمهور باشد و در هر صورت، هسته سخت قدرت جای دیگر است.</p>
<p>متأسفانه برخی اصولگرایان عامدانه برای تضعیف جمهوریت و برخی اصلاح‌طلبان هم ناامیدانه از بسط جمهوریت به این مسئله دامن می‌زنند و رئیس‌جمهور را مقامی منفعل می‌خوانند. اما نهاد ریاست جمهوری به‌عنوان نماد نهاد جمهوریت (که یکی از دو اصل تغییرناپذیر قانون اساسی است) همواره توانسته در مقام منتخب مستقیم اکثریت ملت ایران، در بزنگاه‌های تاریخی، نقش راهبردی ایفا کند که نقش اکبر هاشمی‌رفسنجانی در توسعه ایران، تأثیر سیدمحمد خاتمی در دموکراسی‌خواهی و ابتکار حسن روحانی در احیای دیپلماسی ازجمله آنهاست. اما اینک ما اصلاح‌طلبانی که دو سال قبل در همین روزها از رأی به مسعود پزشکیان در برابر رقیبانش دفاع می‌کردیم، می‌توانیم با وجود نقدها به رئیس‌جمهور با سربلندی از انتخاب خود دفاع کنیم:</p>
<p>۱. رئیس‌جمهوری که مسئله اصلی اعتراضات ۱۴۰۱ را دریافت و از تعمیق شکاف بر سر مسئله حجاب جلوگیری کرد و اشتباه دولت قبل در دامن زدن به این مسئله را تکرار نکرد و توانست، حاکمیت را از شعله‌های آتش در این زمینه دور سازد و با توافق‌سازی با نظام به‌خصوص رهبری، مسئله را حل کند.</p>
<p>۲. پیش از جنگ، با وجود مخالفت‌های موجود، مجوز مذاکره با آمریکا را بگیرد و گرچه استقامت ایران بر سر مواضع خود و بدعهدی دشمن منجر به تحمیل دو جنگ بر ایران شد اما هیچ‌کس ایران را آغازگر جنگ ندانست و این در پایان جنگ به سود ایران شد.</p>
<p>۳. در جریان هر دو جنگ، رئیس‌جمهور تا دل خطر رفت و پس از تهاجم دشمن به شورای امنیت ملی در جنگ ۱۲‌ روزه که رئیس‌جمهور به شکل معجزه‌آسایی از ترور نجات یافت در جنگ ۴۰‌ روزه بارها در خیابان حضور یافت و بنا به شنیده‌ها همواره به‌صورت بی‌واسطه در میان مردم کوچه و خیابان حضور دارد و سخن مردم را می‌شنود.</p>
<p>۴. در جنگ، دولت وفاق ملی به ‌خوبی توانست با حمایت از نیروهای مسلح هم بودجه دفاع از کشور را فراهم کند و هم معیشت مردم را اداره کند به‌گونه‌ای که کشور دچار وضعیت جنگ‌زدگی نشد و این در برابر جنگ‌های روانی مرسوم ازجمله اتهام بی‌دولتی، بهترین دفاع بود که بروکراسی ایران یعنی قوه مجریه‌اش در تأمین زندگی مردم کارآمد است.</p>
<p>۵. اما پس از جنگ، رئیس‌جمهور پزشکیان با شهامتی که از شهادت‌طلبی هم شجاعانه‌تر است از صلح دفاع می‌کند و بدون آنکه بخواهد به‌دنبال حسن‌شهرت خویش باشد، خلاف جریان تبلیغات بدون خوش‌بینی و بدبینی با واقع‌بینی وارد مذاکرات شد و در اوج استغنا، ریاست مذاکرات را به رقیب انتخاباتی خود سپرد.</p>
<p>رئیس‌جمهور در موقعیتی که یادآور نقش اکبر هاشمی‌رفسنجانی به‌عنوان رئیس مجلس ایران در دهه ۶۰ است، توانست مذاکرات را از موضوع رقابت در سیاست داخلی ارتقا دهد و با درک جایگاه ملی و فرا‌قوه‌ای خویش به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی و رئیس شورای دفاع کشور، نیروهای کشوری و لشکری، اصلاح‌طلب و اصولگرا، سرداران و دیپلمات‌ها و میدان و خیابان را به اجماع بر سر یک راهبرد برساند و آن پایان جنگ است.</p>
<p>پیام راهبردی رهبری در تنفیذ و تفویض رأی شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیس‌جمهور و شورای ۶ نفره معین در آن، که در تعامل با شورای دفاع کشور به پایان جنگ انجامید، یک نقطه‌عطف در اعمال مسئولیت و اختیارات مقام/ نهاد ریاست جمهوری است که بهترین تعبیر آن «رئیس جمهوری شدن رئیس‌جمهور» است. یعنی اکنون مسعود پزشکیان هم رئیس ملت (جمهور) است و هم رئیس دولت (جمهوری) که شامل همه قوای کشوری و لشکری و نه فقط قوای اجرایی است. اینکه به پیشنهاد رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، رئیس گروه مذاکرات می‌شود اما در نهایت رئیس‌جمهور ایران یادداشت تفاهم را امضا می‌کند و رهبری نیز آن را در زمره عهد و پیمان رئیس‌جمهور با نظام و مردم قرار می‌دهند، نشانه یک تحول کیفی در نظام سیاسی کشور است. حتی اشاره به نظر علی‌الاصول رهبری (که شاید متفاوت از نتیجه نهایی مذاکرات بود) نشانه توجه نظام به عقل جمعی و مسئولیت و اختیارات نهادهای قانونی کشور و از آن فراتر یک تأسیس اساسی در این عصر جدید است که به رئیس‌جمهور توان و البته مسئولیت‌های تازه‌ای می‌دهد و چه خوب است که رئیس‌جمهور محترم متوجه این جایگاه تاریخی خود باشند.</p>
<p>دیدار روز یک‌شنبه ۲۴ خرداد دکتر مسعود پزشکیان با مدیران رسانه‌ها (که جزئیات آن به درخواست دفتر رئیس‌جمهور منتشر نشد) نشان می‌داد که رئیس‌جمهور از این خودآگاهی تاریخی برخوردار است و نه تدارکاتچی یا کارگزار که کارگردان است. دکتر پزشکیان در آن جلسه تاریخی چهارساعته نشان داد که فراتر از فروتنی اخلاقی به جایگاه نهادی خود دست یافته است و با جنگ، نه فقط اسلامیت که جمهوریت ایران هم تقویت شده و بدون بگم و نگم‌های مرسوم رئیس دولت از ریاست قوه مجریه به ریاست جمهوریت ارتقا یافته است.</p>
<p>محتوای این جلسه تاریخی که خبرنگاران ننوشتند را مورخان باید ثبت و ضبط کنند. اما فراتر از شخص مسعود پزشکیان، نهاد ریاست جمهوری با اختیاراتی که به‌دست آورده، می‌تواند در چارچوب حتی همین قانون اساسی سیاستگذار و اثرگذار باشد و مسعود پزشکیان برعکس رقیبش سعید جلیلی، می‌تواند از دل جنگ به صلح برسد.</p>
<p>۶. نه‌تنها فرق می‌کند چه کسی رئیس‌جمهور باشد بلکه فرق می‌کند چه کسی وزیر امور خارجه باشد، وقتی محمود احمدی‌نژاد، وزیر امور خارجه‌اش را در سفر کاری خارجی عزل می‌کند، روشن است که چه بر سر دیپلماسی کشور می‌آید اما وقتی دیپلمات‌هایی مانند عباس عراقچی، وزیر امور خارجه‌اند که به پشتوانه رئیس‌جمهور ساختمان این توافق ۱۴‌گانه را یک ماه است در میانه همه ناسزاها و ناجوانمردی‌ها تدوین کرده‌اند و بر سر قبض و بسط آن خون دل خورده‌اند.</p>
<p>۷. اداره کشور در همین جنگ ۴۰‌ روزه و مقاومت ۱۰۰‌ روزه ملت ایران می‌تواند، الگویی برای نوسازی نظام سیاسی ایران باشد. جمهوری سوم برخلاف نظر برخی دوستان اصلاح‌طلب نه یک حکومت نظامی که می‌تواند، حکومتی ملی در جمهوری اسلامی باشد که بر موازنه سه نهاد مدنی (دولت)، نظامی (سپاه) و دینی (روحانیت) استوار باشد. سرشت مدنی این حکومت در بروکرات‌ها، تکنوکرات و دیپلمات‌هایی جلوه‌گر می‌شود که هنوز عقل منفصل قدرت هستند و تداوم نهاد وزارت و دبیران و وزیران ایرانشهر هستند و هرگز جمهوری سوم یک جمهوری نظامی نخواهد شد حتی اگر فکر کنیم، حضور افرادی مانند محمد‌باقر قالیباف در آن پررنگ باشند و بخواهند دوباره بخت ریاست جمهوری خود را بیازمایند. اما در نهایت این رئیس‌جمهور است که به‌عنوان رئیس شورای امنیت ملی (مرکب از سیاستمداران و سرداران) که نه‌تنها پای توافق با آمریکا را امضا می‌کند بلکه رأی او و قول او از سوی رهبری تنفیذ می‌شود و مسئولیت تفویض شده از او طلب می‌شود و این جمهوری سوم است؛ نه آنچه برخی سیاسیون با طعنه به گذشته و ناامیدی از آینده جمهوری سوم می‌خوانند. در جمهوری سوم اما از اتفاق باب تازه‌ای برای اصلاحات گشوده می‌شود؛ به‌خصوص وقتی انحلال‌طلبی به‌صورت سلطنت‌طلبی به بن‌بست رسیده است و بنیادگرایی به شیوه جبهه پایداری در آستانه شورش علیه نظام سیاسی قرار گرفته است قطعاً اصولگرایان جوان، رقیبی چون اصلاح‌طلبان جوان می‌خواهند که جمهوریت نظام را تقویت کنند. اما آیا اصلاح‌طلبان قدر این موقعیت تازه را می‌دانند و بر سنت خویش از دوم خرداد ۱۳۷۶ استوارند که «فرق می‌کند چه کسی رئیس‌جمهور باشد؟!»</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%82%d9%88%da%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d8%af-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1-%d8%a8/">قوچانی: فرق می‌کند چه کسی رئیس‌جمهور باشد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d9%82%d9%88%da%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d8%af-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انتقاد جوان از سازندگی: جمله بافی برای تقدیس و تسلیح ظریف</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ac%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%81%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ac%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%81%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 25 Oct 2023 08:31:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[خبرهای مهم]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی]]></category>
		<category><![CDATA[برجام]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه جوان]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه سازندگی]]></category>
		<category><![CDATA[کارگزاران سازندگی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[محمد قوچانی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدجواد ظریف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=20163</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; روزنامه جوان به یادداشت محمد قوچانی در روزنامه سازندگی انتقاد کرده و آن را « جمله‌بافی‌های سازندگی در تقدیس و تسلیح ظریف» خوانده است. قوچانی در سازندگی نوشته بود: تنها گزینه درباره پیر – پسران خارج‌نشین و پیرمردان داخل‌نشین‌ اصلاح‌طلب و اصولگرایانی که فکر می‌کنند، جوان‌گرایی به [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ac%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%81%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa/">انتقاد جوان از سازندگی: جمله بافی برای تقدیس و تسلیح ظریف</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | روزنامه جوان به یادداشت محمد قوچانی در روزنامه سازندگی انتقاد کرده و آن را « جمله‌بافی‌های سازندگی در تقدیس و تسلیح ظریف» خوانده است.<br />
<span id="more-20163"></span></p>
<p><strong><a href="https://rasadkhabar.ir/XOSBL">قوچانی</a></strong> در <strong>سازندگی</strong> نوشته بود: تنها گزینه درباره پیر – پسران خارج‌نشین و پیرمردان داخل‌نشین‌ اصلاح‌طلب و اصولگرایانی که فکر می‌کنند، جوان‌گرایی به معنای تازه به دوران رسیدگی است، سیاستمدار و دیپلمات میانسالی باشد که فرزند انقلاب اسلامی است و قدرت بازدارندگی ایران را در گفتمان اسلامی یعنی استقلال، آزادی، جمهوری و اسلامی بودن نظام سیاسی می‌داند. هنوز ظریف راه‌حل سیاست داخلی ماست و نه تنها سیاست خارجی ایران.</p>
<p>یادداشت روزنامه <strong>جوان</strong> که به قلم <strong>علی علوی</strong> نوشته و در شماره روز چهارشنبه ۳ آبان منتشر شده است را می‌خوانید.</p>
<p>نویسنده روزنامه سازندگی با عنوان «رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی» در تمجید توأمان از دموکراسی و محمد جواد ظریف، به دیدگاهی اشاره می‌کند که نه قالب آن در اندیشه‌های سیاسی به‌درستی مشخص است و نه مخاطب این سخنان و نه منظور و مناظر آن. او می‌نویسد: «ظریف سخنانش [در کنگره پنجم حزب سازندگی]را با تقدیس مفهوم انسان به عنوان کانون سیاست خارجی شروع کرد و در واقع همان دکترین سیاسی‌اش را پیگیری کرد که سلاح، امنیت نمی‌آورد». در اینجا مخاطب ناگزیر یاد هجمه‌های آقای ظریف به آزمایش‌های موشکی یا آن سخنان پرحاشیه ایشان در آذر ۹۲ می‌ا‌فتد که «آیا شما فکر کردید امریکا که می‌تواند با یک بمب تمامی سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد، از توان دفاعی ما می‌ترسد؟!» به همین خاطر نویسنده سازندگی که حتماً واکنش مسئولان ارشد و کارشناسان نظامی را به حرف ظریف در یاد دارد و همین حالا می‌بیند که امریکا با ۱۲ هزار بمب نیز هنوز نتوانسته یک گروه کوچک نیمه‌نظامی را در غزه از کار بیندازد، در ادامه می‌نویسد: «گرچه نباید اهمیت تسلیح و تسلیحات را انکار کرد، اما صلح به عنوان فضیلتی اجتماعی و انسانی فقط وقتی پدیدار می‌شود که انسان به عنوان کانون دیپلماسی پشت سر نیرو‌های مسلح باشد و با مشروعیت بخشیدن به دولت و حاکمیت آن را مقتدر سازد. ظریف مهم‌ترین عامل بازدارندگی در برابر تجاوز خارجی به ایران را همین مسئله می‌دانست».</p>
<p>به واقع این سخنی به‌غایت نارسا و پرابهام است. یعنی‌چه که «انسان باید پشت سر نیرو‌های مسلح باشد»؟! اگر نویسنده می‌خواهد دیدگاهی اگزیستانسیالیستی بروز دهد که این حرف با آن دیدگاه فاصله دارد؛ و اگر در عملیاتی وهمی و تخیل‌بافی می‌خواهد برای آقای ظریف وجهه‌ای انسانی و صلح‌طلب و برای منتقدان او وجهه‌ای جنگ‌طلب و غیرانسانی دست‌وپا کند، که این دیگر جز تأسف واکنش دیگری نخواهد داشت.</p>
<p>اگر برای نویسنده سازندگی توضیح دیگری مقدور نیست و حرفش یک کلام همین است، برخی دوستان اصلاح‌طلب او کاش توضیح می‌دادند که «انسان به عنوان کانون دیپلماسی باید پشت نیرو‌های مسلح باشد تا به دولت و حاکمیت مشروعیت ببخشد» دقیقاً یعنی‌چی؟ بازی با کلمات که نیست! نیرو‌های مسلح از نظر ایشان چیستند یا کیستند که باید «انسان» در پشت آن قرار بگیرد؟! اگر فرض کنیم ایشان می‌خواهد بگوید نیرو‌های مسلح باید تحت‌اختیار دیپلماسی باشند و دیپلماسی هم راهش از دموکراسی می‌گذرد، پس باید دموکراسی را رواج داد تا از آن دیپلماسی بیرون بیاید و از دیپلماسی هم پشتوانه‌ای برای نیرو‌های مسلح ساخت تا با همه این سلسله‌مراتب‌ها به صلح که فضیلتی انسانی است دست پیدا کنیم (آن هم نه همیشه فقط در دوران مسئولیت اصلاح‌طلبان و ظریف!)، اینجا مسئله‌پیش‌رو یعنی غزه خودش را نمایان می‌کند: چرا از دل دیپلماسی امریکا و اسرائیل که از دموکراسی‌ها بیرون آمده‌اند، فضیلت انسانی صلح بیرون نمی‌آید و امریکا همزمان در چندین نقطه جهان در حال جنگ مستقیم یا نیابتی و در غزه در حال نسل‌کشی است؟!</p>
<p>متأسفانه با هر مقدار خوش‌بینی به این جملات نویسنده سازندگی نگاه کنیم، باز هم نمی‌شود از این بدبینی خلاص شد که «مسئول برنامه حفظ آثار و جاودانه‌سازی ارزش‌های رئیس‌جمهور سابق» مسئولیت دیگری را هم برعهده گرفته و آن هم «حفظ آثار و ارتقای ارزش‌ها و جاودانه‌سازی نام‌و‌نشان وزیرخارجه دولت سابق» است. چیز دیگری از دل این کلمات نمی‌توان بیرون کشید، نه اگزیستانسیالیسم، نه لیبرالیسم و نه دموکراسی‌خواهی. بیشتر ذوب در شخصیت‌ها و بافتن کلمات برای ارتقای وجود در‌حال فراموشی حضرات است. این هم شغلی و کاری است، اما نه آن کار که جوهر مرد است، بلکه کاری که از آن کار دیگری بیرون می‌آید که «کار از کار خیزد در جهان»!</p>
<p>هنوز زمزمه‌های رئیس‌جمهور سابق که یک سال پس از برجام، در زمانی که اعضای کابینه‌اش در سفر به دور دنیا از «تقریباً هیچ» برجام گله می‌کردند، در گوش است که مؤمنانه و از سر خشوع و تقوا بر «ضرورت بهره‌گیری از فرصت ماه مبارک رمضان به ویژه در فضای پسابرجام»! تأکید می‌کرد و می‌گفت: «پس از برجام هر روز یک گشایش جدید برای مردم حاصل می‌شود و این گشایش‌ها جای شکرگزاری دارد.»! و این ارزش‌های رئیس‌جمهور سابق و ارزش‌های ضدموشکی و ضدتوان دفاعی وزیرخارجه او واقعاً نیازمند حفظ و جاودانه‌سازی است!</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ac%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%81%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa/">انتقاد جوان از سازندگی: جمله بافی برای تقدیس و تسلیح ظریف</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ac%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%81%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قوچانى : راه دیپلماسی از دموکراسی می‌گذرد</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d9%82%d9%88%da%86%d8%a7%d9%86%d9%89-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%85%d9%88%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%da%af/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d9%82%d9%88%da%86%d8%a7%d9%86%d9%89-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%85%d9%88%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%da%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Oct 2023 15:45:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیپلماسی]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[حسن روحانی]]></category>
		<category><![CDATA[کارگزاران سازندگی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[محمد قوچانی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدجواد ظریف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=20159</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; محمد قوچانی، معتقد است: شاید تنها گزینه ، سیاستمدار و دیپلمات میانسالی باشد که فرزند انقلاب اسلامی است و قدرت بازدارندگی ایران را می‌داند. هنوز ظریف راه‌حل سیاست داخلی ماست و نه تنها سیاست خارجی ایران . رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی ایران مى‌نویسد : یک [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%82%d9%88%da%86%d8%a7%d9%86%d9%89-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%85%d9%88%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%da%af/">قوچانى : راه دیپلماسی از دموکراسی می‌گذرد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | محمد قوچانی، معتقد است: شاید تنها گزینه ، سیاستمدار و دیپلمات میانسالی باشد که فرزند انقلاب اسلامی است و قدرت بازدارندگی ایران را می‌داند. هنوز ظریف راه‌حل سیاست داخلی ماست و نه تنها سیاست خارجی ایران .</p>
<p><span id="more-20159"></span></p>
<p>رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی ایران مى‌نویسد :</p>
<p>یک روز پس از اعلام رسمی لغو تحریم‌های تسلیحاتی و موشکی ایران، به‌عنوان ارثیه به جا مانده از برجام، محمدجواد ظریف، وزیر سابق امور خارجه و بنیان‌گذار برجام در پنجمین کنگره ملی حزب کارگزاران سازندگی ایران سخنرانی کرد. این اولین سخنرانی ظریف پس از به ثمر رسیدن یکی از میوه‌های برجام بود؛ اما آنچه اهمیت این گفتار را بیشتر کرد، پایان پرهیز ظریف از سیاست داخلی و حضور در کنگره حزبی سیاسی بود.</p>
<p>محمدجواد ظریف البته قبل از این هم یک‌بار در نشست حزب ندای ایرانیان درباره سیاست خارجی حضور یافته بود اما می‌توان گفت او که پس از پایان دوران خدمت در وزارت امور خارجه دیگر منع حضور دیپلمات‌ها در احزاب سیاسی را پشت سر گذاشته است با سخنرانی در کنگره حزب کارگزاران سازندگی ایران برای اولین بار تمایل خود به سیاست داخلی را هم اعلام کرده است.</p>
<p>متن کامل سخنرانی ظریف روز شنبه در روزنامه سازندگی، ارگان رسمی حزب کارگزاران چاپ شد و رسانه‌های زیادی جسته و گریخته و گاه بریده، بخشی از سخنان او را منتشر کردند اما هیچ کس به این موضوع نپرداخت که ظریف سخنرانی‌اش را با تقدیس مفهوم‌ انسان به عنوان کانون سیاست خارجی شروع کرد و در واقع همان دکترین سیاسی‌اش را پیگیری کرد که سلاح امنیت نمی‌آورد؛ گرچه نباید اهمیت تسلیح و تسلیحات را انکار کرد اما صلح به‌عنوان فضیلتی اجتماعی و انسانی فقط وقتی پدیدار می‌شود که انسان به عنوان کانون دیپلماسی پشت سر نیروهای مسلح باشند و با مشروعیت بخشیدن به دولت و حاکمیت آن را مقتدر سازند. ظریف مهم‌ترین عامل بازدارندگی در برابر تجاوز خارجی به ایران را همین مساله می‌دانست که بر خلاف ملت عراق، ملت ایران مدافع وطن خویش بودند و در برابر تجاوز به خاک خود مقاومت می‌کردند.<br />
سخنرانی ظریف که آکنده از استدلالات و استنادات قرآنی بود، نمونه‌ای از رئالیسم سیاسی و واقع‌گرایی دیپلماتیک بود که‌ آمریکا را نه فراتر و نه فروتر از قدرت واقعی‌اش مفروض می‌گرفت و تسری این دکترین سیاسی به درون ایران هم می‌تواند، راهنمای اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان باشد؛ برخورد رئالیستی با سیاست است که ظریف را به این توصیه رهنمون می‌کند که قهر با صندوق رای و کنار کشیدن از سیاست هیچ کمکی به توسعه و آزادی نمی‌کند. ظریف این حرف را با ظرافت و مهارت لابه‌لای حرف‌های خود قرار داد تا به کارگزارانی که از سراسر ایران آمده بودند، پیام رمز را بدهد که انفعال چاره کار نیست.</p>
<p>گرچه بارها گفته است که سیاست داخلی را نمی‌شناسد اما صبح روز جمعه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۲ نشان داد که سیاست داخلی را به خوبی سیاست خارجی می‌شناسد و می‌داند که بدون حکومتی مشروع، امکان استقرار حکومتی مقتدر وجود ندارد. تکیه او بر رای ۷۳ درصد ملت ایران به حسن روحانی در سال ۱۳۹۲ نشانه این تحلیل در سخن ظریف بود.</p>
<p>به همین سبب است که می‌توان گفت سخنرانی سیاسی و مذهبی دکتر محمدجواد ظریف در صبح روز جمعه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۲ و بازتاب‌های آن نشان داد که با وجود چهره‌سازی‌های راست و چپ و داخل و خارج هنوز این دیپلمات دموکرات، مهم‌ترین آلترناتیو یا جایگزین جناحی حاکم است. در واقع اگر ماجرای فایل صوتی بهار ۱۴۰۰ رخ نمی‌داد و مجلس یازدهم به نحو آشکاری جلوی احیای برجام در پایان دولت روحانی را نمی‌گرفت، شیخ دیپلمات می‌توانست برای دومین بار برجام را احیا و تحریم‌ها را لغو کند و با این برگ برنده، مهم‌ترین شانس انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ بدون تردید محمدجواد ظریف بود.</p>
<p>ظریف و روحانی البته هر دو به صورت جداگانه و مکتوب به حاکمیت این تضمین را داده بودند که در برابر مجوز احیای برجام حاضرند از صحنه رقابت ریاست جمهوری ۱۴۰۰ مستقیم (ظریف) و غیرمستقیم (روحانی) با عدم نامزدی و عدم حمایت از نامزدی دیگر، زمینه انتقال مسالمت‌آمیز قدرت از اعتدالیون به انقلابیون را فراهم کنند؛ پیشنهادی که اسحاق جهانگیری در همین کنگره کارگزاران سازندگی به آن اشاره کرد که در دیدار اول با سیدابراهیم رئیسی در مقام رئیس‌جمهور منتخب به او داده است تا هنوز روحانی &#8211; ظریف هستند، برجام را احیا کنند. گره‌ای که پس از دو سال هنوز کور مانده است.</p>
<p>محمدجواد ظریف اما چه بخواهد و چه نخواهد هنوز در قامت یک نامزد ریاست جمهوری است و حضورش در کنگره‌ کارگزاران معنای روشنی دارد. تحلیل‌های او از آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، اشاره‌هایش به مبانی نظری و قرآنی و طرح دوباره دکترین صلح و اقتدار از راه حاکمیت مردم در برابر دکترین جنگ و امنیت از راه تسلیح در شرایطی بیان شد که دولت سیدابراهیم رئیسی در هر دو حوزه سیاست داخلی و سیاست خارجی، ایران را در آستانه جنگ قرار داده است:</p>
<p>در حوزه سیاست داخلی</p>
<p>اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ گسترده‌ترین اعتراضات داخلی در تاریخ جمهوری اسلامی بود که دشمنان ایران را به طمع یک جنگ داخلی انداخت و تجاوزات پاییز ۱۴۰۲ گسترده‌ترین نقشه رژیم صهیونیستی برای محو جنبش حماس و ملت فلسطین در حمله به غزه است که در صورت تحریک حزب‌الله لبنان می‌تواند آتش یک جنگ منطقه‌ای از کرانه‌های خلیج فارس تا دریای مدیترانه را روشن کند و البته هوشیاری راهبردی رهبری انقلاب اسلامی تاکنون مانع این خواسته صهیونیست‌ها در بسط جنگ شده است.اما هرگونه جنگ‌افروزی صهیونیست‌ها ضمن زمین‌گیر کردن آنان در خاک غزه و ایجاد ویتنامی جدید در نهایت به جای جنگ‌سالاران یهود به سود صلح‌طلبان تمام خواهد شد که ققنوس‌وار از خاکستر جنگ بر می‌خیزند و ملت‌های خاورمیانه را به ضرورت صلح و توسعه برمی‌انگیزند. در روزهای اخیر سیاسیون معتدلی مانند محمدجواد ظریف در نقد صهیونیسم از افراطیون سابق مانند محمود احمدی‌نژاد که هولوکاست را به اسم رمز حمله به ایران بدل کرده بود و افراطیون نوین مانند سعید جلیلی که به طعنه دفاع احزابی مانند «سازندگی» از حقوق ملت فلسطین را بازنگری در شعار «نه غزه، نه لبنان» خوانده بود، بیشتر و بهتر از جنبش فلسطین حمایت کرده‌اند. این واقعیتی است که هیچ اصلاح‌طلبی نمی‌تواند صلح‌طلب نباشد اما گاه جنگ به معنای دفاع یک واقعیت است؛به‌شرط آنکه‌ میهن‌دوستانه، بشردوستانه و خردمندانه باشد و اینک این صدای خاتمی‌ها، روحانی‌ها، ظریف‌ها و سازندگی‌هاست که در دفاع بشردوستانه از جنبش فلسطین بیش از اصولگرایان و بنیادگرایان به گوش می‌رسد و انحلال‌طلبان مدافع اسرائیل را ناراحت کرده است.</p>
<p>به‌همین سبب است که شبکه تلویزیونی اینترنشنال که حامی مالی خود را از رژیم سعودی به رژیم صهیونیستی تغییر داده از ظریف عصبانی است، آری! ظریف در کنگره کارگزاران گفت که خاورمیانه به سپهبد شهید سلیمانی‌ مدیون است چون داعش را از بین برد اما او هنوز مدافع اتحاد میدان و ستاد است. در واقع دشمنان ایران هم قاسم سلیمانی را شهید کردند و هم محمدجواد ظریف را حذف کردند. همان دو تحفه ترازوی تعادل و اعتدال که به قول محمود دولت‌آبادی ما به هر دو نیاز داریم. ظریف هم در سخنرانی روز جمعه خود به حرف‌های رذیلانه ترامپ اشاره کرد که در ترور شهید سلیمانی، بنیامین نتانیاهو پشت او را خالی کرد و ترامپ را یک تنه به مهلکه این ترور انداخت. از آن ترازوی اعتدال اما امروز محمدجواد ظریف با وجود ترور سیاسی و رسانه‌ای هنوز زنده است و با صدایی بلند و رسا در روز لغو تحریم‌های تسلیحاتی و موشکی ایران، رقیبان داخلی و دشمنان خارجی‌اش را عصبانی می‌کند.همانان که می‌گفتند دولت روحانی و دیپلماسی ظریف می‌خواست موشک‌های ایران را از بین ببرد، حالا به همان برجام (به قول مدیر کیهان؛ لاشه متعفن بدبو) استناد می‌کنند که ایران دیگر محدودیت تسلیحاتی و موشکی ندارد! اگر محمود احمدی‌نژاد بر سر کار بود یا سیدابراهیم رئیسی این دستاورد را داشت ۲۷ مهرماه۱۴۰۲ را روز جشن ملی اعلام‌ می‌کردند؛ اما نفرت نومحافظه‌کاران و صهیونیست‌های مسیحی چون مایک پمپئو (که به این عنوان افتخار می‌کند) از ظریف به بنیادگرایان ایران هم تسری کرده است و آنان نیز از روحانی- ظریف نفرت دارند.</p>
<p>اما دور از ذهن نیست در پایان یا نیمه دوران ناکارآمدانی که در دو سال گذشته سایه دو جنگ داخلی و خارجی را بر ایران تحمیل کرده‌اند بار دیگر ققنوس اعتدال در صورت دیپلماسی دموکرات، مردی که ریشه پیروزی در سیاست خارجی را تقویت مردم‌سالاری در سیاست داخلی می‌داند باز هم ظهور کند و از خاک برخیزد و به آسمان پرواز کند.</p>
<p>شاید تنها گزینه درباره پیر &#8211; پسران خارج‌نشین و پیرمردان داخل‌نشین‌ اصلاح‌طلب و اصولگرایانی که فکر می‌کنند، جوان‌گرایی به معنای تازه به دوران رسیدگی است، سیاستمدار و دیپلمات میانسالی باشد که فرزند انقلاب اسلامی است و قدرت بازدارندگی ایران را در گفتمان اسلامی یعنی استقلال، آزادی، جمهوری و اسلامی بودن نظام سیاسی می‌داند. هنوز ظریف راه‌حل سیاست داخلی ماست و نه تنها سیاست خارجی ایران &#8230;</p>
<p>منبع: روزنامه سازندگى</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%82%d9%88%da%86%d8%a7%d9%86%d9%89-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%85%d9%88%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%da%af/">قوچانى : راه دیپلماسی از دموکراسی می‌گذرد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d9%82%d9%88%da%86%d8%a7%d9%86%d9%89-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%85%d9%88%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%da%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بحران نمایندگی در بازار سیاست</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 04 Dec 2022 09:03:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سرخط]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[احمد میدری]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات شهریور 1401]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[حمیدرضا جلایی پور]]></category>
		<category><![CDATA[محمد قوچانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=11777</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر&#124; در حالی که بیش از ۷۰ روز از شروع اعتراضات اخیر می‌گذرد، بررسی کنش و واکنش‌های دولت و مردم نیازمند یک بررسی همه‌جانبه و ۳۶۰ درجه‌ای از زوایای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. حمیدرضا جلایی‌پور استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران، احمد میدری اقتصاددان و معاون سابق وزارت رفاه‌و [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/">بحران نمایندگی در بازار سیاست</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر| در حالی که بیش از ۷۰ روز از شروع اعتراضات اخیر می‌گذرد، بررسی کنش و واکنش‌های دولت و مردم نیازمند یک بررسی همه‌جانبه و ۳۶۰ درجه‌ای از زوایای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است.<br />
<span id="more-11777"></span></p>
<p>حمیدرضا جلایی‌پور استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران، احمد میدری اقتصاددان و معاون سابق وزارت رفاه‌و محمد قوچانی مدیرمسوول و سردبیر مجله «آگاهی‌نو» به عنوان سخنرانان شرکت‌کننده در یک نشست تحلیلی متفق‌القول بودند که برون‌رفت از شرایط فعلی نیازمند یک آسیب‌شناسی کامل از سیاست‌های جاری کشور در دهه‌های اخیر است و اعمال خشونت نه فقط به حل مساله کمکی نخواهد کرد، بلکه به غامض‌تر شدن بحران خواهد انجامید. در پایان هریک از سه کارشناس حاضر در پنل ضمن اعلام توصیه‌های خود به سران سه قوه برای عبور از بحران فعلی، به ترسیم سناریوهای پیش‌رو در آینده پرداختند.</p>
<p><span style="font-size: 14pt;"><strong>جلایی‌پور: تفاوت جنبش و  وضعیت انقلابی</strong></span></p>
<p>حمیدرضا جلایی‌پور سخنان خود را با تفکیک میان واژه «ناآرامی» و «اعتراض» آغاز کرد و توضیح داد: نباید به جنبش اخیر، ناآرامی بگوییم. زیرا این واژه، امنیتی و سیاسی است. این اعتراضات که اکنون شاهد آن هستیم، بعد از انقلاب کم نظیر بوده است. دلیل این نکته دربرگیری شهرهای مرتبط و تداوم روزهای اعتراض است. اعتراضات دانشجویی دو ماه گذشته، علاوه بر دانشگاه‌های مادر، دردانشگاه‌های شهرستان‌ها نیز بوده است و اصلا نباید واژه ناآرامی را به آن نسبت داد. جلایی‌پور اظهار کرد: ما در دل اعتراض هستیم و از آن فاصله نگرفته‌ایم. می‌توانیم دو تعبیر برای تحلیل این‌گونه حرکات استفاده کنیم؛ یکی از اینها جنبش است که نوعی جنبش اجتماعی است و چند لایه دارد. او فرآیند آغاز این حرکت را چنین توصیف کرد: با مرگ مهسا امینی، این جنبش آغاز شد و همزمان با آن، چندین جنبش اجتماعی دیگر نیز شروع شد. معمولا در همه جوامع، جنبش‌ها در حال تغییر هستند، اما چنین نشد. جنبش اصناف مختلف، محیط‌زیست، اقشار گوناگون نیز به آن اضافه شدند. جنبش یک تعبیر است که من آن را می‌پسندم و احساس می‌کنم ما در این وضعیت هستیم. این جامعه‌شناس اضافه کرد: اما مدتی است که افراد با سابقه آکادمیک، از واژه انقلاب استفاده می‌کنند. اگر منظور از این تعبیر این است که معترضان خواهان تغییر اساسی هستند، این حرف درست است. زیرا این خواسته هم در دانشگاه و هم در خیابان مطرح می‌شود. اما ما در وضعیت انقلابی نیستیم. نخستین مولفه وضعیت انقلابی، عموما موقعیتی است که حکومت نتواند از خود در برابر مردم دفاع کند، اما ما می‌بینیم که چنین نیست. او بیان کرد: آنالیز شش انقلاب، نشان می‌دهد وقتی دولت پوشالی شد، انقلاب می‌شود اکنون شاهد چنین وضعیتی نیستیم. معمولا در وضعیت‌های انقلابی، اپوزیسیون‌ها و آلترناتیوها، مورد اعتماد معترضان قرار می‌گیرند، اما ما چنین وضعیتی را نمی‌بینیم. برای وقوع انقلاب، اقشار اصلی شهرها، باید به آلترناتیو بپیوندند و از قدرت سیاسی ناامید شوند، اما هنوز این اتفاق نیفتاده است. گفته می‌شود که ۷۰ درصد مردم از عملکرد حکومت ناراضی هستند، اما به آلترناتیوها هم امیدی ندارند. به همین دلیل، می‌فهمیم که ایران، هنوز وارد وضعیت انقلاب نشده است. البته این به این معنا نیست که این وضعیت در آینده نیز رخ نخواهد داد.</p>
<p>جلایی‌پور همچنین تصریح کرد: ما از ۲۰ سال پیش، به حکومت گفتیم که جامعه جنبشی شده است. کتاب‌های زیادی هم در این مورد نوشته شد. جامعه جنبشی، پتانسیل انقلابی شدن دارد. اما چه عوامل مهمی این وضع را دامن زده است؟ چهار عامل به اتفاق یکدیگر، این شرایط را به وجود آورده‌اند. یکی از این عوامل از همه مهم‌تر است و بعد از ۷۰ روز نیز امیدی برای بهبود آن وجود ندارد. برای توضیح این عامل باید توجه داشت که ما با جامعه‌ای روبه‌رو هستیم که نشان از یک دگردیسی اجتماعی- فرهنگی بزرگ در کشور می‌دهد. با این وجود، حکومت در برابر این تغییرات عملکرد قابل توجهی نشان نداده است. او تاکید کرد: حکومت- به خصوص در دوره رئیسی- این دگردیسی را تشدید کرده است. حکومت در این زمان سعی کرده که از بالا اقدام به مهندسی فرهنگی کند. در واقع نهاد حاکم به جای اینکه آغوش خود را باز کرده و به سمت حاکمیت قانون برود، می‌خواهد جامعه را با امکانات حکومتی مهندسی کند. در این شرایط، حکومت باید پاسخ دهد که آیا جامعه واقعا کنترل شده است؟ نتیجه چنین اقدامی، تولید مداوم نارضایتی است. کسانی که در خیابان می‌آیند، همه از تحمیل‌ها خسته شده‌اند. حکومت در ۷۰ روز گذشته تلاش نکرده است که افق جدید و چشم‌اندازی نشان دهد. جلایی‌پور یادآوری کرد: حکومت باید چشم‌اندازی نشان می‌داد که نیروهای مدنی جامعه آن را بپذیرند، اما چنین نکرده است. حالا کار به جایی رسیده که هنرمندان و ورزشکاران نیز وارد میدان شدند. به نظر من راه‌حل این است که حکومت چشم‌انداز امیدبخشی را نشان دهد، اما ممکن است چنین نکند. اگر این اتفاق رخ ندهد، همین افرادی که در رسانه ملی به آنها اغتشاش‌گر می‌گویند به مردم چشم‌انداز می‌دهند. چشم‌انداز آنها هم تغییر است. این‌گونه ما به وضعیت انقلابی نزدیک می‌شویم. حکومت با مهندسی فرهنگی، اقدامی مغایر وضعیت واقعی جامعه انجام داده است و اکنون پس از ۷۰ روز هم افقی امیدبخش نشان نمی‌دهد. این جامعه‌شناس اظهار کرد: وقتی واژه انقلاب را به کار می‌بریم خوب است بین انقلاب و وضعیت انقلابی تفکیک قایل شویم. ما در مورد انقلاب، یک رویکرد‌ انقلابی داریم که می‌گوید تا حکومت هست، مشکلات ما حل نخواهد شد. ما از این رویکرد انقلابی جانبداری نمی‌کنیم، زیرا  بسیار پر‌هزینه است. هر زمان که وارد برهه بی‌دولتی شویم، کشور امنیت خود را از دست خواهد داد. من در صحبت‌های خود، به حکومت هشدار دادم که این وضعیت ممکن است منجر به ناامنی شود. بروز پدیده انقلاب، با رویکرد انقلابی متفاوت است. خط آشوب هم آن چیزی است که کشور را به‌هم می‌زند. اعتراضات ادامه یافته و سرکوب این اعتراضات شدت آنها را افزایش می‌دهد. جلایی‌پور افزود: این اعتراضات، با اعتراضات قبلی متفاوت است و اگر سرکوب شود، بدتر خواهد شد. من در دانشگاه نیز دیدم که برخی روزها کلاس‌های دانشجویان برگزار می‌شد، اما زمانی که دانشگاه ۱۰نفر را ممنوع‌الورود می‌کرد، به ناگهان دانشگاه دوباره شلوغ می‌شد. او اظهار کرد: ۲۰ سال است که گروه‌های سیاسی برنامه نجات می‌دهند، نیروهای سیاسی، منتقدان و اقتصاددانان مختلف بسته‌های پیشنهادی ارائه می‌دادند. اما بلوک قدرت اراده‌ای به تغییر نداشت. او در پایان توضیح داد: از قرن ۱۶ تا اکنون، ۵۰۰ کانون انقلابی در جهان شکل گرفته است. اما تنها ۳۵ مورد آنها منجر به انقلاب شده است. ما باید به تجربه ۴۶۵ کشوری که به مرحله انقلاب نرسیدند توجه کنیم، اما چنین نمی‌کنیم. جامعه مدنی و حکومت باید هر دو انعطاف نشان دهند. کشورهایی هم که در بستر انقلاب بودند، اما در آنها بی‌دولتی و فرآیند پرهزینه رخ نداده است نیز کم نیستند. برای مثال در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی هم شاه اقداماتی انجام داد. اما آن زمان برای اصلاحات دیر شده بود. شاه باید همین اقدامات را در اوایل دهه ۵۰ انجام می‌داد و نه در سال ۵۷.</p>
<h2>خیابانی شدن سیاست</h2>
<p>محمد قوچانی در تحلیل حوادث دو ماه اخیر چهار رویکرد را قابل بررسی دانست و گفت: رویکرد اقتصادی- اجتماعی و تحلیل طبقاتی است. رویکرد دیگر امنیتی و پلیسی است. بحث سوم، سیاسی است که اگر بخواهم در یک کلمه آن را توضیح دهم، بحران نمایندگی در جامعه ایران است. بعد چهارم هم که کاملا مغفول است، نگاه فلسفی- الهیاتی و بحران ارزش‌هاست که در جامعه ما کاملا اتفاق افتاده است. او افزود: آنچه از آن به عنوان بحران نمایندگی صحبت می‌کنم، تعطیلی سیاست در جمهوری اسلامی است. به خصوص با انتخابات ۱۴۰۰ و البته قبل از آن در انتخابات مجلس در سال ۹۸. منظور از سیاست الزاما حکمرانی و دولت‌مردان نیست، اما دولت‌داری هم در اینجا اتفاق نمی‌افتد. منظورم نسبت حضور جامعه در سیاست است. جمهوری اسلامی تقریبا در سال ۱۳۹۸ و تحقیقا در ۱۴۰۰ این ارتباط را قطع کرده است. نتیجه این اتفاق، خیابانی شدن سیاست است. سیاسی شدن خیابان اتفاقا رویداد خوبی است، به این معنا که شهروندان آگاهی داشته باشند که راجع به مسائل سیاسی اظهارنظر کنند و حرف بزنند و این اتفاق مثبت است. چرا که روشنفکران تا کنون تصور می‌کردند که جامعه ما مرده است و دیدگاهی در مورد مسائل روز ندارد. نگاهی که حاکمیت نیز داشت و در تمام این سال‌ها اصرار داشت که سیاسی کردن جامعه غلط است و مطالبات مردم معیشتی است. به نظر قوچانی در تمام این سال‌ها اگر حکومت کارآمدی سر کار بیاید که پاسخ معیشت و شغل مردم را بدهد، جنبش اداره می‌شود و مشکلی نیست. در اصل خیابانی شدن سیاست پاسخی به این موضوع است. مردم اعلام می‌کنند که ما متوجه بلایی که بر سرمان می‌آید، هستیم. او گفت: ایراد خیابانی شدن سیاست این است که ادبیات و زبان خیابانی در سیاست رسوخ می‌کند. در شعارها، تحلیل‌ها و در ساده‌انگاری سیاست این موضوع دیده می‌شود. بسیاری تصور می‌کنند اگر این حکومت برود و دیگری جایگزین آن شود، همه‌چیز خوب خواهد شد. این بحرانی است که در عمده انقلاب‌ها رخ می‌دهد. به گفته او، در کل نظام‌های سیاسی دنیا یک مدل دوقطبی دارند که در جامعه ما منفی تلقی می‌شود. اما در حقیقت در این روش،به جامعه فرصت انتخاب میان دو جریان داده می‌شود. البته در دیدگاه‌های جدید سیاسی همین دوقطبی نیز نقد می‌شود و آن را یک نوع دیکتاتوری جدید می‌دانند. سیاست اساسا جمع ثبات و تغییر است. یعنی جامعه می‌تواند تغییر ایجاد کند و در عین حال در دولت یک ثبات وجود داشته باشد تا بتواند تصمیم‌ بگیرد و جامعه را اداره کند.</p>
<p>قوچانی با بیان اینکه جمهوری اسلامی به صورت خودکار در حال شکل دادن مدل سیاسی منظمی بود، گفت: احزاب جمهوری اسلامی و نهضت آزادی در ابتدای انقلاب نمونه آن هستند و به تدریج مجمع روحانیون و روحانیت مبارز به آن افزوده شدند. جامعه چنان متکثر بود که از همه اینها عبور کرد و به تدریج تبدیل به دو جبهه اصلاح‌طلب و اصولگرا شد.</p>
<p>او با اشاره به شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمام ماجرا» در سال ۹۶ و ۹۸ که بخش‌هایی از حاکمیت هم از آن حمایت می‌کردند، گفت: این شعار توسط شورای نگهبان تایید شد که رقابت و دوقطبی وجود ندارد. یعنی در این جامعه، اصولگرایان به حزب حاکم بدل شده‌اند. اما در واقع آنها نیز حاکم نیستند و جریان دیگری پشت سر قرار دارد که در حال اداره امور است. همه اصولگرایان نیز جریان ریشه‌داری در حکومت نیستند. سقف اصلاح‌طلبان را نیز تعیین کردند که در یک محدوده خاصی می‌توانید فعالیت کنید.</p>
<p>قوچانی با بیان اینکه فروپاشی چنین نظم سیاسی، به معنای فروپاشی نظم اجتماعی نیز است، گفت: در سال ۹۶ و ۹۸ این ماجرا اتفاق افتاد و بخشی از ریشه اتفاقات سال جاری را می‌توان در آنجا پیدا کرد. اما جامعه با آن همدلی نکرد. به این معنا که جامعه ضمن آنکه دردهای خود را تشخیص می‌داد، احساس می‌کرد دولتی وجود دارد که درصدی از مردم به آن رای دادند. این موضوع را می‌توان از آمار انتخابات نیز متوجه شد. در سال ۷۶ حدود ۷۹ درصد، در سال ۸۰ معادل ۶۷ درصد، سال ۸۴ حدود ۶۲ درصد و در سال ۸۸ معادل ۸۵ درصد جامعه در رای‌گیری شرکت کرده است. اما در سال ۹۲ معادل ۷۲ درصد، سال ۹۶ حدود ۷۳ درصد و در سال ۱۴۰۰ تنها ۴۸ درصد از مردم واجد شرایط در انتخابات شرکت کردند. قوچانی‌ افزود: در گذشته گفته می‌شد که دولتی را برای ۱۰ سال بر سر کار می‌آوریم و چنان جامعه را اداره می‌کند که مردم پس از آن دوباره به ما رای می‌دهند. اما هم‌پوشانی جنبش‌های متعدد اتفاق افتاد، به این معنا که موضوع تنها حجاب نیست و بعد از آن نوبت به کرامت، معیشت، حق انتخاب و روابط با جهان رسید. او تصریح ‌کرد: نمی‌توان همه مشکلات را بر عهده حاکمیت انداخت. اصلاحات به عنوان دیرپاترین جنبش در ایران، گفتمان غالب در نقد سیاسی و اجتماعی در کشور بوده است. حتی در شرایطی که از قدرت بیرون می‌رفت، به عنوان یک آلترناتیو جنبشی ادامه حیات می‌داد. یعنی در سال ۸۸ رای نمی‌آورد، اما بی‌اعتبار نمی‌شود، اما در این حوادث، اصلاحات دچار سردرگمی شده است. اتفاقاتی که در درون جنبش اصلاحات روی داد، در ایجاد وضعیت فعلی نقش دارد. کسانی که شخصیت‌های مرجع جامعه بودند، کنار رفتند و فرد دیگری جایگزین آنها نشد. بخشی از آن را حکومت از بین برده و خروج بخش دیگر به واسطه انفعال اصلاح‌طلبان رخ داده است.</p>
<p>او در مورد رویکرد فلسفی- الهیاتی گفت: در جامعه ما قرار بوده ارزش‌های دینی ترویج شود، اما متاسفانه نه فقط به اندازه کافی از نظر کیفی تقویت نشده است، بلکه ارزش‌های مدنی و ملی نیز تضعیف شده است. نتیجه این اتفاق آن است که با جریانی مواجه هستیم که هیچ یک از ارزش‌های اصلاح‌طلب، اصولگرا و حتی برانداز را قبول ندارد و به بحرانی رسیده است که من از آن به عنوان نیهیلیسم سیاسی‌(هیچ‌انگاری) یاد می‌کنم. یعنی احساس می‌کنند که خوب و بد، ملیت و وابستگی، برایشان بی‌معنا است. اکنون نئو لیبرالیسمی در جامعه قدرت گرفته که هیچ ارزشی برایش ارزش نیست. این موضوع را می‌توان در جریان جام جهانی مشاهده کرد. این اتفاق جامعه را به سمت یک بحران سوق می‌دهد که آنچه در خیابان روی می‌دهد تحلیل‌ناپذیر می‌شود.</p>
<p>قوچانی در مورد واژه «وسط‌باز» که در رسانه‌ها‌ مطرح شده است و انتقال مرجعیت رسانه‌ای از خارج به داخل گفت: برای ریشه‌یابی باید در مورد سیاست خارجی صحبت کرد، به این معنا که به همان اندازه که سیاست داخلی ما در ایجاد شرایط فعلی موثر بوده، نوع نگاهی که به ایرانیان خارج کشور و دنیا داریم و رابطه ما با دنیا نیز نقش مهمی در این ماجرا دارد. غیر از مرجعیت رسانه‌ای، مرجعیت فرهنگی و سیاسی را نیز به خارج از کشور منتقل کرده‌ایم. به این معنا که از میان سیاسیونی که در سال‌های گذشته مورد اقبال قرار گرفته‌اند، آقایان خاتمی و روحانی و از میان اصولگرایان تنها موفقیت که در عرصه سیاسی داشتند از سوی آقای احمدی‌نژاد بوده است، که هیچ یک از این افراد را حکومت قبول ندارد. این افراد و همه نخبگان سیاسی هیچ کدام حتی در نیمکت ذخیره هم جایی ندارند و از سوی دیگر جامعه‌ای را درست کرده‌ایم که ۴ تا ۷ میلیون نفر از آن در خارج از کشور هستند و کیفیت زندگی قابل توجهی دارند. این اپوزیسیونی است که به دست خودمان به وجود آورده‌ایم.</p>
<p>او با اشاره به تجمعات ایرانیان در کانادا و آلمان گفت: این محصول کار چه کسانی است؟ در سال‌های گذشته خیلی از نیروهای سیاسی وقتی توسط نیروهای امنیتی احضار می‌شدند، یکی از نخستین سوالات این بود که چرا نمی‌روید؟ ترکیب بی‌بی‌سی و ایران اینترنشنال افرادی بوده‌اند که اغلب در رسانه‌های داخلی کار می‌کردند.</p>
<p>او با اشاره به مراسم تشییع سردار سلیمانی گفت: اجتماعی خود‌جوش در آن مراسم تشکیل شد، چطور آن را تبدیل به اتفاقات و تجمعاتی کردیم که چندی پیش در جریان مسابقات جام‌جهانی شکل گرفت؟ سه نکته در اینجا قابل تامل است. اول تضعیف مفهوم ملت و ملیت در کشور است. کار به جایی رسیده است که معاون آقای رئیسی گفته است ما می‌خواهیم امت- امامت باشیم. موضوع دوم، زبان فارسی است. افغانستان، هندوستان و پاکستان را رها کردیم، در حالی که مردم آنجا نیز مسلمان هستند، اما افغانستان را در دامان طالبان رها می‌کنیم. این مساله برای مردم ایران تضعیف‌کننده مفهوم منافع ملی و ملت است حتی با تعریف شیعی آن. نکته دوم، دکترین تاریخی از زمان امیرکبیر در سیاست خارجی است به نام موازنه قوا. گاهی مثبت بوده است و زمانی منفی. گاهی تصور می‌کردیم باید به روس و انگلیس به‌طور یکسان امتیاز دهیم و گاهی مانند دوره دکتر مصدق منفی بود و نه به این امتیاز می‌داد و نه به آن. برای نخستین بار در طول ۱۵۰ سال گذشته، سیاست گرایش به شرق را ترویج می‌کنیم و اروپا را علیه خود متحد کردیم و جشن یخ‌بندان اروپا برگزار می‌کنیم. در این شرایط به جای آنکه بتوان خط لوله گازی را راه‌اندازی کنیم که امروز به عنوان اقدام استراتژیک، گاز به اروپا صادر کنیم، پشت سر روسیه‌ای قرار گرفته‌ایم که خود به دنبال حل مشکل خود در اوکراین است. قوچانی ادامه داد: جابه‌جایی نخبگان و ارزش‌ها شرایطی ایجاد کرده است که نیروهای خارجی برای شما تصمیم‌گیرنده شوند. بخشی از جامعه می‌گوید چه اشکالی دارد، این جغرافیا، کوچک باشد، اما خوشبخت باشیم. کل ارزش‌ها و مفاهیم در حال نابودی است. تلویزیون هم زمانش را آن طور که می‌خواهد تقسیم می‌کند و ساعت‌ها وقتش را به سلبریتی‌هایی می‌دهد که اکنون دامن‌گیرش شده است. قوچانی تصریح‌کرد: زمانی علی کریمی، هشتگ من پشیمانم را در سال ۹۶ منتشر کرد، حاکمیت از آن خوشحال شد، چرا که تصور می‌کرد منظور او رای دادن به روحانی بوده است. جامعه اتمیزه در حال رخ دادن است، چرا که تمام مرجعیت‌های جامعه را از بین برده‌اند، اجازه ایجاد یک شبکه خصوصی داده نشد، چرا مردم اجازه ندارند یک صدای متفاوت را بشنوند؟ زمانی زن ایرانی بدون اجبار و به خاطر آقای شریعتی و آیت‌الله خمینی حجاب بر سر گذاشت، چه بر سر این جامعه آمده است که در اعتراض حجاب از سر بر می‌دارد؟ با از بین رفتن مرجعیت‌ها، مردم خبر، سرگرمی و سیاست را دیگر از داخل کشور پیگیری نمی‌کنند. او افزود: برآمدن سلبریتی‌ها محصول قهری اتفاقاتی است که در ۴۰ سال گذشته رخ داده است. وقتی همه‌چیز سیاسی می‌شود، از فوتبالیست انتظار داریم که با گل زدن یک کنش سیاسی را انجام دهد. وقتی از عدم خشونت حرف می‌زدیم، می‌گفتند شما طرفدار انقلاب مخملی هستید، اکنون به جایی رسیده‌ایم که باید خواهش کنند که عدم خشونت را در جامعه ترویج کنیم.</p>
<p><span style="font-size: 14pt;"><strong>فقدان تشکل، عامل بحران کنونی</strong></span></p>
<p>احمد میدری که دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه علامه طباطبایی دریافت کرده است و سابقه نمایندگی مجلس ششم و معاونت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در دولت روحانی را در کارنامه خود دارد، سخنان خود را با این نکته آغاز کرد که مطالعات در رشته علوم انسانی را نمی‌توان به‌طور دقیق از منظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تفکیک کرد و بررسی آثار بزرگان نیز بر این نکته صحه می‌گذارد. او افزود: با این حال نگاه اقتصادی می‌تواند به ما کمک کند تا به این سوال پاسخ دهیم، چرا به اینجا رسیدیم و راه عبور از آن چیست. میدری در ادامه با اشاره به آرای جوزف شومپیتر و به نقل از این متفکر گفت آنچه بشر را به پیشرفت‌های امروزی رسانده است، سازمان‌دهی سیاسی و اقتصادی است. او ادامه داد: این تعریف یک نقطه عطف به شمار می‌رود؛ چرا که او سازمان‌ها را به عنوان نهادی معرفی کرد که نوآوری‌ و خلاقیت‌های بزرگ از دل آنها پدید می‌آید. میدری افزود: این مساله هم درباره سازمان‌های سیاسی، در قالب احزاب و هم درباره سازمان‌های اقتصادی در قالب شرکت‌های بزرگ، اتاق‌های بازرگانی و اتحادیه‌های کارگری صدق می‌کند. این اقتصاددان با بیان این مقدمه به این توضیح پرداخت که مساله‌ای که ما را به این نقطه در جامعه رسانده است، تمرکز قدرت در دست دولت، نه به صورت یک سازمان، بلکه به صورت مجموعه‌ای از روابط شخصی است. میدری افزود: در چنین ساختار سیاسی و اجتماعی، حکومت‌ها غافلگیر شده و با پدیده‌هایی روبه‌رو می‌شوند که تصوری از آن ندارند. او گفت: مطالعات تطبیقی در اندونزی و ایران این پرسش را مطرح می‌کند که «عملکرد اقتصادی شاه به مراتب بهتر از سوهارتو، حاکم اندونزی بود، اما چرا حاکمیت شاه تداوم نیافت، اما سوهارتو ۳۰سال پس از شاه همچنان بر اندونزی حاکم بود؟». میدری در ادامه گفت: این مطالعه، یکی از عوامل وقوع این پدیده را از بین بردن تمام تشکل‌ها و سازمان‌ها از سوی شاه ذکر می‌کند؛ درحالی که سوهارتو در حل مشکلات جامعه با تشکل‌های اجتماعی موجود وارد مذاکره می‌شد، اما شاه در موقعیت مشابه باید با چه کسی مذاکره می‌کرد؟ در واقع باید پرسید چرا جامعه ایران به سمت تشکل‌زدایی رفته است، در حالی که از نظر تاریخی جامعه‌ای سازمان‌یافته به شمار می‌رود؟ میدری افزود: در واقع ما پس از انقلاب مشروطه وارد یک جامعه بی‌تشکل شدیم؛ انقلاب مشروطه نوعی مصالحه میان روحانیت، اصناف بازار و شاه بود که در آن شاه، مشروطه و تشکیل مجلس را می‌پذیرد. او ادامه داد: با این حال می‌بینیم با تضعیف قدرت مرکزی در کشور، جامعه وارد نوعی تشتت سیاسی می‌شود که به تعبیر طالبوف، گاو دوشاخ به گاو هزارشاخ تبدیل شد؛ در این دوران طی ۹ سال، شاهد برآمدن ۵۱ دولت در کشور هستیم. میدری افزود: در این شرایط پهلوی اول با اجماع بر سر کار می‌آید؛ او که مورد تایید تمام روحانیون به جز مدرس و تمام ترقی‌خواهان به جز مصدق است، از وضعیت آشوبناک فضای سیاسی ایران در دوران پیش از خود یک درس اساسی می‌گیرد که تا به امروز دکترین حکمرانی در کشور ماست: اینکه وجود هرگونه تشکل به معنای به خطر افتادن حکومت مرکزی است. به گفته این اقتصاددان بر همین اساس دستورالعمل امنیتی پهلوی اول مبنی بر قلع و قمع تشکل‌های موجود و جلوگیری از برآمدن‌ تشکل‌های تازه در دستور کار قرار می‌گیرد. میدری در ادامه صحبت‌های خود این سوال را طرح می‌کند که «چرا بازار سیاست در ایران به سمت انحصاری شدن پیش می‌رود؟» این اقتصاددان در توضیح سوال خود افزود: انحصار در بازار سیاست‌ ایران برخلاف آمریکای لاتین در انحصار یک سازمان نیست، بلکه از جنس دیگری است. میدری ادامه داد: گاهی تصور می‌شود این رفتار خواسته افراد در مسند قدرت است، اما باید پرسید چرا فرد دموکراتی چون مصدق نیز هنگام قرار گرفتن در مسند قدرت رفتارهای مشابهی از خود نشان می‌دهد و مجلس را منحل می‌کند؟ این پدیده پیچیده‌ای است و نمی‌توان صرفا آن را به افراد در مسند قدرت نسبت داد. میدری افزود: در ایران امروز اصلاح‌طلبان بیش از ۳۷ حزب دارند، در حالی که در کشورهای توسعه یافته این اعداد به مراتب کمتر است؛ در واقع باید پرسید چرا بازار سیاسی در ایران تا این حد آشفته‌ است؟ در واقع شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران، حاکم را پس از استقرار به سوی تمرکز قدرت می‌برد و او درصدد اجرای مصلحت‌هایی برمی‌آید که جامعه آنها را برنمی‌تابد. در واقع حاکمیت سعی می‌کند با تکیه بر اقشار محدودی در جامعه برنامه‌ خاص خود را پیش ببرد تا بحران مشروعیت را حل کند. میدری سخنان خود را به این صورت خلاصه کرد که در حالی که جامعه اتمیزه نمی‌تواند خواسته‌های خود را به طبقه حاکم منتقل کند، حاکم نیز در تکاپوی اجرای طرح جدید خود در جامعه است؛ در چنین شرایطی، تجدیدنظر در نگرش سیاسی و ارائه راه‌حل، اقدامی پیچیده است و نباید تصور کنیم راه‌حل ساده‌ای برای این مساله وجود دارد.</p>
<p>سناریوهای پیش‌رو کدامند؟</p>
<p>میدری در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه «چه توصیه کوتاه‌مدتی برای سران قوا دارید و چه سناریوهایی را برای آینده اعتراضات پیش‌بینی می‌کنید؟» گفت: دو دیدگاه در این زمینه وجود دارد؛ یک دیدگاه براین باور است که دولت و نظام سیاسی باید اصلاحات اساسی در ساختار سیاسی را بررسی و به اجرا درآورد، دیدگاه دوم معتقد است که بخشی از مشکل به نیروهای اجتماعی بر می‌گردد. دولت و نیروهای اجتماعی اسیر میثاق‌های پیشین سیاسی و اجتماعی هستند و در این میان تجدیدنظر در دیدگاه نیروهای اجتماعی حداقل به اندازه تجدید‌نظر دولت اهمیت دارد. به‌طور مثال دعوت از عادل فردوسی‌پور برای گزارش فوتبال جام‌جهانی نوعی تجدید‌نظر حکومت بود، اما طرف مقابل این دعوت را رد کرد. عزل فرماندار و فرمانده نیروهای انتظامی زاهدان، تماس تلفنی رئیس‌جمهور با خانواده مرحوم مهسا امینی و اعزام نماینده حکومت برای ملاقات با مولوی عبدالحمید نوعی تجدید نظر بوده است که هیچ یک از آنها به عنوان قدم مثبت حکومت تلقی نشد. نه تنها در شرایط کنونی، بلکه تجارب تاریخی ایران نشان می‌دهد که میثاق جدید سیاسی بدون تجدید نظر نیروهای اجتماعی و ایجاد یک میثاق جدید اجتماعی در عمل به شکست می‌انجامد. هر چند بدون تردید تجدیدنظر هر حکومتی برای حفظ بقای خود است، اما می‌تواند گامی به سوی بهبود وضعیت سیاسی و اقتصادی باشد. نیروهای اجتماعی حاضر به همکاری نمی‌شوند، زیرا می‌ترسند که پایگاه اجتماعی خود را از دست بدهند. در واقع نیروهای اجتماعی نیز اسیر روابط پیشین بودند و اجازه ندادند میثاق جدید سیاسی شکل بگیرد. دولت واهمه دارد که اقتدار حکومت بشکند و دیگری می‌ترسد پایگاه اجتماعی خود را از دست بدهد. ما در شرایط بدی قرار گرفته‌ایم و در این شرایط تنها یک توافق سیاسی است که می‌تواند چشم‌انداز مثبتی را برای آینده رقم بزند؛ کاندیداهای این توافق سیاسی می‌توانند تغییراتی را در بر بگیرند که تغییر قانون حجاب، اصلاح قانون اساسی و لیست بلندبالایی از اصلاحات دیگر، از آن جمله است. در موقعیت پیچیده‌ای قرار گرفته‌ایم که تغییر حکومت مشکل ما را حل نمی‌کند و از سوی دیگر حکومت نیز اصلاحات پیشنهاد شده را تا به امروز نپذیرفته است؛ در این شرایط باید به سمت توافق سیاسی حرکت کنیم. میدری سناریوهای پیش‌روی جامعه ایران را این‌گونه طبقه‌بندی کرد که ناآرامی‌های امروز جامعه ایران یا توسط دستگاه‌های امنیتی حکومت سرکوب می‌شود یا جریان سیاسی میانی موفق خواهد شد از توان خود برای ایجاد همراهی در مردم بهره ببرد و به این وضعیت پایان دهد. اگر ما به این جمع‌بندی رسیده‌ایم که تنها راه برون‌رفت از این شرایط، انجام اصلاحات بدون براندازی است، باید تغییراتی در نحوه برخورد ما با حاکمیت رخ دهد که توافق سیاسی میان نیروهای اجتماعی و سیاسی حاضر در صحنه را ممکن کند.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/">بحران نمایندگی در بازار سیاست</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
