<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>محسن آرمین &#8211; سایت خبری تحلیلی رصد خبر</title>
	<atom:link href="https://rasadkhabar.ir/tag/%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://rasadkhabar.ir</link>
	<description>سایت خبری تحلیلی رصد خبر</description>
	<lastBuildDate>Mon, 03 Mar 2025 11:46:35 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.1.15</generator>

<image>
	<url>https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/12/cropped-رصد-32x32.png</url>
	<title>محسن آرمین &#8211; سایت خبری تحلیلی رصد خبر</title>
	<link>https://rasadkhabar.ir</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>آرمین: پزشکیان باید با مردم حرف بزند و گزارش بدهد</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%af/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Mar 2025 05:16:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خبرهای مهم]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح‌طلبان]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه اصلاحات]]></category>
		<category><![CDATA[محسن آرمین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود پزشکیان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=24697</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; محسن آرمین فعال سیاسی اصلاح‌طلب معتقد است: جامعه ایران طی دهه‌های اخیر دستخوش تحولات بسیار عمیقی شده که در سه سطح خودش را نشان می‌دهد و سه نشانه بارز از عمق تحولات به ما خبر می‌دهد؛ که یکی از آنها گسترش نارضایتی‌ها است. محسن آرمین، نایب‌رئیس جبهه [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%af/">آرمین: پزشکیان باید با مردم حرف بزند و گزارش بدهد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | محسن آرمین فعال سیاسی اصلاح‌طلب معتقد است: جامعه ایران طی دهه‌های اخیر دستخوش تحولات بسیار عمیقی شده که در سه سطح خودش را نشان می‌دهد و سه نشانه بارز از عمق تحولات به ما خبر می‌دهد؛ که یکی از آنها گسترش نارضایتی‌ها است.<br />
<span id="more-24697"></span></p>
<p>محسن آرمین، نایب‌رئیس جبهه اصلاحات در نشست تشکیلاتی حزب توسعه ملی ایران اسلامی، گفت: «جامعه ایران طی دهه‌های اخیر دستخوش تحولات بسیار عمیقی شده که در سه سطح خودش را نشان می‌دهد و سه نشانه بارز از عمق تحولات به ما خبر می‌دهد؛ که یکی از آنها گسترش نارضایتی‌ها است. پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی به تدریج از قشر متوسط به مناطق محروم تغییر کرد و در سال‌های اخیر متأسفانه پایگاه اجتماعی نظام در بخش‌های محروم هم تضعیف شده است. به نظر من این یک هشدار جدی است.</p>
<p>به گزارش <a href="https://rasadkhabar.ir/">رصد</a>، نکته دوم قهر مردم با صندوق رأی و پیدایش کاندیدای متفاوت است. مردم به کسی رأی می‌دهند که هیچ نقشی در وضعیت موجود ندارد. نشانه سوم این است که جامعه ما دارد به سمت یک نوع تکثر میل می‌کند؛ به‌طوری که نیروهایی وجود دارد که ارزش‌ها و آرمان‌های خود را در دو جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب نمی‌بیند و البته نماینده‌ای هم در سیاست ندارد. یعنی جامعه ایران دستخوش تحولاتی شده و نیروهای جدیدی به تدریج دارند شکل می‌گیرند. من فکر می‌کنم جامعه متکثر ایران نیازمند یک سامان سیاسی جدید است.</p>
<p>کم‌ظرفیتی و عدم فهم این تحول را در صداوسیما می‌توانید ببینید که چقدر تفاوت دارد با آنچه در لایه‌های مختلف جامعه جاری است. یا اینکه این نشانه‌ها را می‌توانید در مقولاتی مثل حجاب و فیلترینگ ببینید که چقدر مقاومت می‌شود در برابر آنچه که در جامعه می‌گذرد؛ ضرر آن هم متوجه حاکمیت است. البته در این انتخابات دیدید که حاکمیت تا حدودی وضعیت را درک کرد و انعطافی به خرج داده شد. اگر قرار بود روندی که از سال ۹۶ شروع شده بود ادامه پیدا کند، چنین انتخاباتی هم برگزار نمی‌شد؛ اما وضعیت جامعه نیازمند انعطاف‌های بیشتر است.»</p>
<p>آرمین با اشاره به اینکه اصلاح‌طلبان هم در انتخابات اخیر از این انعطاف حاکمیت استفاده کردند، گفت: «در مسائل داخلی و خارجی به یک مرحله‌ای رسیده‌ایم که دیگر کشور فرصت اشتباه ندارد و یک اشتباه می‌تواند خیلی اثرگذار باشد. کاری که اصلاح‌طلبان کردند این بود که ضمن اینکه راهبرد متفاوتی داشته باشند و کاندیدای نیابتی را قبول نکنند، ظرفیت نظام را هم در نظر گرفتند. بنای ما بر این بود که از این فرصت استفاده کنیم. هرچند باید هزینه‌های این انتخاب را هم بدهیم، ولی فکر می‌کنم کار بسیار خوبی انجام دادیم. یعنی از موضع مسئولیت اجتماعی برای منافع ملی عمل کردیم.»</p>
<p>او همچنین گفت: «دولت پزشکیان را به‌رغم گرایش‌های قابل توجه اصلاح‌طلبانه نمی‌توانیم یک دولت تراز اصلاحات بدانیم و از ابتدا هم خود ایشان چنین ادعایی نداشته است. پزشکیان محصول انتخاباتی است که در مقایسه با رؤسای‌جمهور گذشته کمترین تعداد آراء را داشته و طبیعی است که با مشکلاتی بیشتر از آقای خاتمی مواجه باشد. بنابراین، باید انتظارات خودمان را منطقی کنیم و نمی‌توانیم انتظارات حداکثری داشته باشیم. انصافاً هم دولت ایشان دستاوردهایی داشته است. مطمئن باشید اگر رئیس دانشگاه تهران، رئیس دوره رئیسی بود، مسئله اخیر کوی دانشگاه به یک فاجعه تبدیل می‌شد.»</p>
<p>نایب‌رئیس جبهه اصلاحات با بیان اینکه متأسفانه نظام ما در بحران‌آفرینی تخصص دارد، اظهار داشت: «بالأخره رئیس‌جمهوری آمده که در مسائل سیاست داخلی و خارجی نگاهش به ما نزدیک است و البته دیدگاه‌های خودش را هم دارد. وضعیت مطلوب نیست و دولت برنامه ندارد و یک مجموعه تخصصی یا در کنارش نیست یا اولویت ندارد. مثلاً رئیس‌جمهور بارها روی مدرسه‌سازی تأکید دارد.</p>
<p>آیا اولویتی بالاتر از این نیست؟! مهمترین مشکل دولت این است که گفتمان ندارد. «وفاق» گفتمان نیست؛ نتیجه یک گفتمان است. حاکمیت آمادگی برای هرگونه تغییری ندارد؛ ما باید ظرفیت حاکمیت را ببینیم و متناسب با آن، مطالبات‌مان را از دولت تنظیم کنیم؛ ما نمی‌توانیم مطالبات حداکثری داشته باشیم. به هر حال اصلاح‌طلبان باید مطالبات جامعه را داشته باشند و جامعه احساس کند که اصلاح‌طلبان صدای آنها هستند. جامعه باید احساس کند که اصلاح‌طلبان فقط به حاکمیت نگاه ندارند و به مردم هم نگاه دارند.»</p>
<p>آرمین با اشاره به شعارهای انتخاباتی پزشکیان، گفت: «آقای پزشکیان باید با مردم حرف بزند و گزارش بدهد. مردم نباید بر اساس شایعات و جوّسازی‌های مخالفان و موافقان در مورد دولت فکر کنند. محور دیگر دفاع از دولت است. ما از مردم خواسته‌ایم به ایشان رأی بدهند و باید در قبال مردم پاسخگو باشیم. بنابراین، باید برای کاهش کمبودها تلاش کنیم تا دولت عملکرد بهتری داشته باشد.»</p>
<p>هم‌میهن</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%af/">آرمین: پزشکیان باید با مردم حرف بزند و گزارش بدهد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آرمین: تقسیم قدرت در واقعیت سیاسی ایران بی‌معناست</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%82%d8%b3%db%8c%d9%85-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%82%d8%b3%db%8c%d9%85-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Jul 2024 12:42:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح‌طلبان]]></category>
		<category><![CDATA[خالص سازی]]></category>
		<category><![CDATA[دولت چهاردهم]]></category>
		<category><![CDATA[محسن آرمین]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود پزشکیان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=23222</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; محسن آرمین در نشست مجمع جبهه اصلاحات با مسعود پزشکیان رئیس‌جمهو منتخب ، نقش اصلاح‌طلبان را در پیروزی او یادآور شد و درباره تعامل هم گفت که این شعار بهمعنای دولت ائتلافی نیست و تقسیم قدرت در واقعیت سیاسی ایران بی‌معناست. متن سخنرانی محسن آرمین نایب رئیس [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%82%d8%b3%db%8c%d9%85-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/">آرمین: تقسیم قدرت در واقعیت سیاسی ایران بی‌معناست</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | محسن آرمین در نشست مجمع جبهه اصلاحات با مسعود پزشکیان رئیس‌جمهو منتخب ، نقش اصلاح‌طلبان را در پیروزی او یادآور شد و درباره تعامل هم گفت که این شعار بهمعنای دولت ائتلافی نیست و تقسیم قدرت در واقعیت سیاسی ایران بی‌معناست.<br />
<span id="more-23222"></span><br />
متن سخنرانی محسن آرمین نایب رئیس جبهه اصلاحات در نشست با مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور منتخب را می‌خوانید.</p>
<p>ضمن تبریک انتخاب شما به عنوان رئیس جمهور از این که فرصتی دست داده است در جمع مجمع عمومی جبهه اصلاحات با شما دیدار می‌کنیم خوشوقتم.</p>
<p>یکی از شعارهای شما لزوم گفت و گو و تعامل و کنار گذاشتن اختلافات و همکاری برای نجات ایران و حل بحران‌هایی است که گریبانگیر کشور است.</p>
<p>این شعار که درست نقطه مقابل سیاست یکدست سازی و خالص دولت قبل و طرفدارانش بود که از استاد دانشگاه و دانشجو گرفته تا مدیران دولت و نهادها و شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی و فرهنگی هیچ شخصی را که کمترین زاویه‌ای با او داشت تحمل نمی‌کرد،‌ به گمان من یکی از شاخص‌هایی بود که شما را از رقبایتان متمایز می‌کرد.</p>
<p>اکنون پس از پیروزی باید معنای تعامل و همراهی تدقیق شود. خطای در فهم این اصل می‌تواند به اختلاف نظر در نیروهای حامی شما و نیز اشتباهاتی بینجامد که شما را در تحقق اهدافی که مطرح کرده‌اید و موجب دلگرمی مردم شده است، ناکام سازد<br />
تعامل به معنای تشکیل دولت ائتلافی نیست.</p>
<p>دولت ائتلاف در نظام‌های انتخاباتی حزبی معنا می‌دهد. وقتی حزبی اکثریت کرسی‌های پارلمان را به دست نمی‌آورد ناگزیر در ازای دادن چند وزارتخانه با برخی احزاب ائتلاف می‌کند تا بتواند دولت تشکیل دهد. در نظام سیاسی ما و نظام انتخاباتی ما این مفهوم بی معناست. براین اساس تقسیم قدرت هرجا مجاز باشد در دولت مجاز نیست زیرا رئیس جمهور با رأی مستقیم و غیر مستقیم مردم به دیدگاه‌ها و برنامه‌هایش انتخاب می‌شود.</p>
<p>همچنین تعامل به معنای تقسیم قدرت هم نمی‌تواند باشد. البته اقتدار گرایان وقتی در قدرتند دم از خالص سازی می‌زنند و وقتی انتخابات را می‌بازند شعار تقسیم قدرت سر می‌دهند. من فی نفسه با تقسیم قدرت مخالف نیستم اما این شعار در واقعیت سیاسی و عرصه قدرت در ایران بسیار بی معناست . در این عرصه حداکثر و با تسامح بیست درصد قدرت در اختیار دولت منتخب مردم است.  اگر قرار بر تقسیم قدرت باشد باید این اصل در تمامی سطوح قدرت در کشور انجام شود. نه فقط در دولت.</p>
<p>تعامل غیر از سهم خواهی یا تقسیم گوشت قربانی است . هدف از تعامل نه دولت ائتلافی است و نه تقسیم قدرت بلکه استفاده بهینه از همه ظرفیت‌های کشور برای حل بحران‌های خطرناکی که کشور با آن درگیر است. این هدف جز با تشکیل دولت ملی محقق نخواهد شد. دولت ملی دولت مرکب از مدیران متخصص،‌کارآمد،‌متعهد به مصالح کشور،‌پاکدست،‌و متعهد به اهداف و برنامه‌های رئیس جمهور است. افرادی که ملی بیندیشند و منافع ملی را بر منافع شخصی و حزبی مقدم بدارند و صرفنظر از عقیده و گرایش سیاسی و جناحی برای رفع تورم،‌ افزایش تولید،قطع دست دزدان و چپاولگران و رانت‌خواران،‌ حل مشکلات خارجی، تأمین مطالبات زنان و جوانان و اقوام و مذاهب کشور باشما همراه باشند.</p>
<p>بر این اساس شما که برای حل مشکلات کشور آوردن متخصص از خارج متخصص را توصیه می‌کنید به طریق اولی دولتتان باید برخلاف دولت مرحوم رئیسی دولت مدیران کارآمد و پاکدست صرفنظر از گرایش فکری و اعتقادی و قومی باشد.</p>
<p>آقای پزشکیان برخلاف تبلیغات مخالفان افراطی،‌ پشتوانه اجتماعی شما ۲۷ درصدی نیستند که به شما رأی داده‌اند. بخش وسیعی از پنجاه درصدی هم که رأی ندادند از پیروزی شما خوشحال شدند و موفقیت شما را آرزو می‌کنند و متقابلاً ۸۰ درصد مردم از عدم توفیق رقیب ۲۰ درصدی شما شادمانند.</p>
<p>در عین حال همواره به این حقیقت باید توجه داشته باشید پیروزی شما در شرایط قهر اجتماعی صورت گرفت و شما به کمک حامیان سیاسی‌تان به ویژه جبهه اصلاحات نه در یک انتخابات بلکه در یک رفراندم پیروز شدید. رفراندمی که علاوه بر رأی ۲۷ درصد مردم، عدم رأی آن پنجاه درصد هم رأی منفی به وضع موجود بود. اگر این واقعیت هم دیده نشود،‌شما رئیس جمهور مردم ایران یعنی آن پنجاه درصد هم هستید لذا مسؤلیت تاریخی دشواری بر عهده شماست. هدف شما باید این باشد که با تحقق هرچه بیشتر اهدافی که مطرح کرده‌اید، با حل مشکلات معیشت مردم، با فراهم آوردن شرایطی بهتر برای یک زندگی معمولی، با کم کردن محدودیت‌ها و تضییقاتی که زندگی را برای بخش وسیعی از مردم ایران دشوار کرده است، با کم کردن مداخلات و دست اندازی‌های دولت در زندگی مردم،‌ با ساختن ایرانی که جای بهتری برای زندگی باشد، در پایان دوره ریاست جمهوریتان از شمارمرددانی که به شما رأی ندادندکاسته شود .</p>
<p>برای ارزیابی موفقیت شما در پایان دوره ۴ ساله ملاک‌ها و شاخص‌های مختلفی می‌تواند مطرح شود. به نظر من بهترین ملاک و شاخص کمی، شمار آرائی است که در دور دوم ریاست جمهوری خود به دست خواهید آورد. شما باید افزایش ۲۷ درصد به حداقل ۵۰ درصد را در دستور کار خود قرار دهید. این موفقیت یعنی قانع کردن و امیدوارکردن بخش وسیعی از جامعه به کارآمدی و توانمندی نظام در حل مشکلات و تحقق مطالباتشان. و دولت ملی یعنی این. طبعاً برخلاف فرقه‌ها و باندهای مافیایی داخلی و نیز آنان که چشم به اقدام دیگران دوخته‌اند، همه آن‌ها که دل در گروه این مرز و بوم دارند واز موفقیت شما در انجام این هدف خوشحال و راضی خواهند بود.</p>
<p>شما پیش از آن که تأیید صلاحیت شوید کاندیدای اختصاصی جبهه اصلاحات بودید و این جبهه صریحاً اعلام کرد در صورت عدم تأیید صلاحیت نامزدهایش از جمله صلاحیت شما در انتخابات شرکت نمی‌کند. در باره نقش اصلاح طلبان در توفیق شما تردیدی نیست همان گونه که در نقش و تأثیر مواضع،‌کنش‌گری و دیدگاه‌های شما در ارتقاء موقعیت سیاسی اصلاح طلبان تردیدی نیست. ما از شماسهم خواهی نمی کنیم شما شعارهایی دادید و ما از شما تحقق همان شعارها را می‌خواهیم.</p>
<p>موفقیت شما در تحقق شعارهایتان موفقیت ماست و شکست شما شکست ماست. بنابراین خود را موظف می‌دانیم ضمن کمک به شما در تحقق وعده‌هایتان انتظارات و مطالبات جامعه را از دولت شما پیگیری ‌کنیم. صرفنظر از ملاحظات و تأملاتی که در باره ترکیب و عملکرد کمیته‌ها و شورای راهبری وجود دارد جبهه اصلاحات امیدوار است در تشکیل دولت ملی با خصوصیاتی که عرض شد توفیق یابید. شعار ما جامعه توانا و دولت قدرتمند است. شعار شما هم همین است. در همین چارچوب هم با شما تعامل می‌کنیم.</p>
<p>از شما تقویت نهادهای مدنی را می‌خواهیم چون قدرت دولت شما را در گرو قدرت جامعه قدرتمند می‌دانیم.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%82%d8%b3%db%8c%d9%85-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/">آرمین: تقسیم قدرت در واقعیت سیاسی ایران بی‌معناست</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%aa%d9%82%d8%b3%db%8c%d9%85-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آرمین: بیانیه روزنه‌گشایان موضعی مقابل جبهه اصلاحات و خاتمی بود</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d9%87%da%af%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b6%d8%b9%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%a8/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d9%87%da%af%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b6%d8%b9%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Mar 2024 14:19:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[احزاب]]></category>
		<category><![CDATA[احزاب و تشکل ها]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح‌طلبان]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه اصلاحات]]></category>
		<category><![CDATA[روزنه‌گشایان]]></category>
		<category><![CDATA[محسن آرمین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=21453</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; محسن آرمین قائم مقام جبهه اصلاحات معتقد است که بیانیه روزنه‌گشایان برخلاف آنجه که عنوان می‌کردند، یک بیانیه سیاسی است. او این بیانیه را مقابل دیدگاه جبهه اصلاحات و سید محمد خاتمی می‌بیند و استدلال می‌کند که تنها نتیجه این اقدام ، افزایش اختلاف میان اکثریت و [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d9%87%da%af%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b6%d8%b9%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%a8/">آرمین: بیانیه روزنه‌گشایان موضعی مقابل جبهه اصلاحات و خاتمی بود</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | محسن آرمین قائم مقام جبهه اصلاحات معتقد است که بیانیه روزنه‌گشایان برخلاف آنجه که عنوان می‌کردند، یک بیانیه سیاسی است. او این بیانیه را مقابل دیدگاه جبهه اصلاحات و سید محمد خاتمی می‌بیند و استدلال می‌کند که تنها نتیجه این اقدام ، افزایش اختلاف میان اکثریت و اقلیت جبهه اصلاحات است.<br />
<span id="more-21453"></span></p>
<p>مشروح گفت‌وگوی محسن آرمین را می‌خوانید.</p>
<p>‌تحلیل‌تان از مفهوم اصلاح‌طلبی در ایران چیست؟ جایگاه اختلاف‌نظر و تفاوت دیدگاه در یک جبهه سیاسی را چگونه تشریح می‌کنید؟</p>
<p>اصلاح‌طلبی یک طیف گسترده است و وجود اختلاف‌نظر در آن امری بدیهی است. همیشه این اختلاف‌نظرها وجود داشته و درون جبهه اصلاحات هم این اختلاف‌نظرها وجود داشته و دارد. آنچه این مجموعه را با وجود اختلاف‌نظرها حفظ کرده است، مبانی مشترک اصلاح‌طلبی است. در میان اصلاح‌طلبان، همگی بر اینکه صندوق رای و نهاد انتخابات در کانون پروژه اصلاح‌طلبی قرار دارد، مشترک هستند. همگی با براندازی مرزبندی دارند و بنابراین همگی به حاکمیت به مثابه یک واقعیت و تعامل با آن از موضع اصلاح‎طلبانه و حفظ حقوق اساسی جامعه به جای تقابل با حاکمیت باور دارند. همه اصلاح‌طلبان معتقدند که هر تلاشی برای اصلاح و تحول در نهایت باید به صندوق رای منتهی شود و از صندوق رای برآید. همگی اصلاح‎طلبان خواهان مردم‌سالاری در سطح ملی و صلح در سطح بین‌المللی هستند و راه‌حل مشکلات کشور را در مناسبات دموکراتیک برپایه توسعه همه‌جانبه و بهبود روابط با کشورهای جهان و برقراری رابطه همکاری‌های اقتصادی با همه کشورهای جهان براساس منافع ملی می‌دانند. البته ممکن است در تعریف برخی از موارد اشتراک فوق، برای مثال تعامل با حاکمیت، میزان شفافیت و صراحت و&#8230; اختلاف‌نظر داشته باشیم، اما در اصل این موارد اختلاف‌نظری وجود ندارد. لذا اختلاف میان اعضای جبهه اصلاحات را اختلافات بنیادین نمی‌دانم. اگرچه گرایش‌های رادیکال و محافظه‌کار در دو سوی طیف اصلاحات قابل انکار نیست، اما مقصود من از اصلاح‌طلبان، بخش‌های میانی آن است که دامنه بلندی دارند و بخش عمده اصلاح‌طلبان را تشکیل می‌دهند. طبیعتاً یک سوی لاغر این منحنی به اصولگرایان نزدیک است که شرکت در هر انتخاباتی را تحت هر شرایطی توصیه می‌کنند و سوی دیگر آن تا فراهم شدن شرایط دموکراتیک خواهان‌عدم شرکت در هر انتخاباتی است. بنابراین نباید اختلاف موجود را بیش از اندازه بزرگ کرد و یا به آن دامن زد و باید آن را در حد یک اختلاف راهبردی تعریف کرد. این خطای استراتژیک بزرگی است که برخی دانسته یا نادانسته مرتکب آن شده‌اند یا می‌شوند چراکه لازمه عمل مشترک در یک مجموعه سیاسی، داشتن راهبرد مشترک است. اگر مجموعه بپذیرند در استراتژی و راهبرد با هم اختلاف‌نظر دارند، دیگر فعالیت مشترک آن‌ها ممتنع می‌شود و در نهایت به انشعاب منجر می‌شود. پرهیز از بزرگ کردن اختلافات در حد یک اختلاف مبنایی، از موضع مصلحت‌اندیشانه و عملگرایانه نیست، بلکه کاملاً منطبق با واقعیات جاری در جبهه اصلاح‌طلبی است[&#8230;] اصلاح‌طلبان درباره اصل کنشگری در شرایط دسترسی محدود اختلافی ندارند بلکه بر سر اینکه آیا با توجه به تحولات سال‌های اخیر و عزم حاکمیت بر خالص‌سازی و ویژه‌گزینی گسترده و در تمام سطوح، در وضعیت کنونی، در شرایط نظم دسترسی محدود قرار داریم یا خیر؛ که نظرات متفاوتی مطرح است و این یک اختلاف موردی و در تحلیل وضعیت موجود است. اساساً در نظام‌های هیبریدی لزوماً هر انتخاباتی در هر شرایطی فرصتی برای بهبود اوضاع محسوب نمی‌شود. چنین تقریری از نظریه مذکور چندان عالمانه و دقیق نیست.</p>
<p><strong>‌آیا انتخابات در نظام‌های هیبریدی با هر ویژگی‌ای که نظام داشته باشد و با هر مشخصات اجتماعی و سیاسی، می‌تواند به دموکراسی یا بهبود بیشتر و یا تامین خیر آن بی‌انجامد؟</strong></p>
<p>پاسخ نظریه‌پردازانه عرصه دانش سیاسی به این پرسش منفی است. برخی از نظام‌های کاملاً اقتدارگرا مثل حکومت سوریه همه احزاب مطیع و تابع را در قالب یک جبهه فراگیر تحت عنوان جبهه تقدمی-اشتراکی سازمان‌دهی می‌کنند که بازیگر اصلی آن، حزب بعث سوریه است و احزاب دیگر که همگی به هسته اصلی قدرت وفادار هستند، حضوری بی‌اثر در این جبهه دارند. شاه نیز در سال‌های آخر حکومت خود تقریباً همین الگو را برگزید و حزب «رستاخیز» را تاسیس کرد تا دو حزب «ایران نوین» و «مردم» در درون آن به عنوان فراکسیون فعالیت داشته باشند. در حزب رستاخیز محوریت با حزب ایران نوین بود و حزب مردم به‌عنوان یک فراکسیون ضعیف در آن حضور داشت و هر دو به شاه وفادار و مطیع او بودند. طبعاً انتخابات در این گونه نظام‌ها به بهبود شرایط و خیر عمومی نمی‌انجامد. اگر روند تحول حاکمیت اقتدارگرا به‌گونه‌ای باشد که به هر علت یا دلیل مشارکت منتقدان و مخالفان را در ساختار حاکمیت بپذیرند، در چنین شرایطی طبعاً نیروهای منتقد برخوردار از حمایت اجتماعی می‌توانند از فرصت به‌دست‌آمده استفاده کنند و با حضور در حاکمیت برای بهبود شرایط و یا تحقق حداقل‌های لازم نقش‌آفرینی کنند. اما تا زمانی که حکومت به این نتیجه نرسیده و تمامی ابزار انتخابات، نظارت و برگزاری در اختیار خودش است، دایره نخبگان حاضر در قدرت را از سطح وابستگان و حامیان بانفوذ خود گسترده‌تر نمی‌کند و حداکثر به حضور ویترینی لایه‌های بی‌خطر غیرحامی برای نمایش دموکراتیک اکتفا می‌کند. لذا انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا لزوماً ابزاری برای تحول نیست، برای اینکه نهاد انتخابات به ابزاری برای تحول تبدیل شود، شرایطی لازم است و صرف شرکت در هر انتخاباتی نمی‌تواند ما را به تحول و یا وضعیتی بهتر نزدیک کند. دیدگاهی که نفس انتخابات را بدون توجه به شرایط ابزاری برای تحول ارزیابی می‌کند از این نکته غافل است که ماهیت برگزاری انتخابات با اقتدارگرایی تضادی ندارد. به‌راحتی می‌شود شرایطی را تصور کرد که انتخابات به تثبیت اقتدارگرایی منجر شود. نمونه چنین انتخاباتی را می‌توان در نظام‌های روسیه و سوریه مشاهده کرد. جنیفر گاندی، استاد دانشگاه ییل و آلن لاس اوکارد (Ellen Lust-Okar) استاد دانشگاه گوتنبرگ در مقاله انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا، ابزار تثبیت یا وسیله تحول به این موضوع پرداخته‌اند. آن‌ها در این مقاله می‌کوشند به این پرسش‌ها پاسخ دهند که آیا وقتی حکومت‌های اقتدارگرا انتخابات برگزار می‌کنند لزوماً دموکراتیک‌تر می‌شوند؟ آیا بین انتخابات در گونه‌های مختلف حکومت‌های اقتدارگرا تفاوتی وجود دارد؟ [&#8230;]</p>
<p>در نظام‌هایی مانند سوریه و کره شمالی انتخابات موجب تثبیت حکومت اقتدارگرا می‌شود و در ایران و مصر در دوره‌هایی انتخابات آثار بهبود محسوسی داشته و در برخی دوره‌ها نداشته است. نکته مهمی که باید به آن توجه داشت، وضعیت جامعه و مردم است. طبیعتاً کنش سیاسی و اجتماعی برای مثال در ایران و پاکستان بسیار با همدیگر متفاوت است. در جامعه پاکستان تحت تاثیر استعمار انگلیس سنت حزبی جاافتاده‌ای وجود دارد و جامعه رفتار حزبی دارد، فرهنگ جامعه فرهنگ حزبی است و انتخابات به‌صورت حزبی برگزار می‌شود. در انتخابات پاکستان کنشگری از طریق احزاب است. در ایران هیچ‌کدام از این مشخصات وجود ندارد. وقتی اصلاح‌طلب‌ها در یک انتخابات مرتکب خطا می‌شوند و یا حتی خطایی نمی‌کنند اما قادر نیستند که مطالبات مورد انتظار جامعه را محقق کنند، اعتماد جامعه از آن‌ها سلب و یأس و سرخوردگی از آن‌ها گسترش پیدا می‌کند. لذا حضور مؤثر انتخاباتی در چنین نظمی با عنوان کنشگری در شرایط نظم دسترسی محدود بدون پشتوانه حمایت مردمی و یا در شرایط بی‌اعتمادی مردم اساساً ممکن نیست و نه‌تنها به نتیجه مطلوب ختم نمی‌شود، بلکه بر بی‌اعتمادی جامعه از کنشگران اصلاح‌طلب، توسعه‌گرا و دموکراسی‌خواه اضافه می‌کند. در نتیجه این دسته از کنشگران یا با شرکت در انتخابات توفیقی کسب نمی‌کنند و پیروز نمی‌شوند و یا در نهایت استحاله می‌شوند. در مجموع در نظام‌های هیبریدی کنشگری در شرایط نظم دسترسی محدود به معنای کنشگری در هر شرایطی نیست، بلکه شروطی لازم دارد که بخشی از آن به حاکمان نظام هیبریدی بازمی‌گردد و بخشی نیز به جامعه بازمی‌گردد. از جمله شروطی که به جامعه باز می‌گردد اعتماد و حمایت پایگاه اجتماعی نیروهای تحول‌خواه و اصلاح‌طلب است. کسانی که بدون توجه به مختصات جامعه و نظام ایران و جامعه معترض ایران به این نظریه امید بسته‌اند، سخت در اشتباه هستند. اولین گام اصلاح‌طلبان، جلب و بازسازی اعتماد ازدست‌رفته باید باشد. شرکت در انتخابات در شرایط قهر اجتماعی می‌تواند به احساس بی‌پناهی و خشم جامعه و بی‌اعتمادی بیشتر جامعه به اصلاح‌طلب‌ها دامن بزند. اصلاح‌طلب‌ها که نماد آن‌ها سیدمحمد خاتمی است نمی‌توانند با انتخابات قهر کنند، انتخابات در کانون پروژه اصلاح‌طلبی قرار دارد. الان هرگونه تحولی یا تکلیف آن در کف خیابان روشن می‌شود و یا در صندوق‌های رای. اصلاح‌طلبان تحولات برآمده از کف خیابان را برای کشور فاجعه می‌دانند. مقصود من از کف خیابان راهبردهای معطوف به خشونت و نه اعتراضات اجتماعی است وگرنه تا زمانی که خالص‌سازی و ویژه‌گزینی، ناکارآمدی و بی‌کفایتی وجود دارد، مشکلات نیز وجود دارد و مسئول خسارتی که به کشور وارد می‌شود کسی است که حاضر به دست شستن از روش‌های اقتدارگرایانه در اداره کشور نیست. آنچه که به اصلاح‌طلبان مربوط است حمایت از مطالبات بحق جامعه و دفاع صریح و شفاف از حقوق آن‌هاست. اگر اصلاح‌طلبان می‌خواهند از انتخابات به‌عنوان فضایی برای کنشگری در نظم دسترسی محدود استفاده کنند، در اولین گام باید با قرار گرفتن در کنار جامعه اعتماد ازدست‌رفته را بازسازی کنند. به گونه‌ای‌که وقتی خواستند در انتخابات شرکت کنند نه‌تنها پایگاه اجتماعی که دارند آن‌ها را به خیانت متهم نکند، بلکه برای حمایت از آن‌ها به صحنه انتخابات بیاید. اتفاقی که در سال ۸۸، ۹۲، ۹۴ و ۹۶ رخ داد. در غیر این‌صورت هم جامعه را از دست دادند و هم حاکمیت به این دلیل که از پشتوانه اجتماعی برخوردار نیستند. در این‌صورت آن‌ها دو راه بیشتر پیش رو ندارند، یا باید دست از مطالبات اصلاح‌طلبانه بردارند و یا حاکمیت سهمی ناچیز به آن‌ها دهد و یا اینکه به‌طور کامل حذف شوند.</p>
<p><strong>‌دیدگاه‌تان درباره انتشار بیانیه روزنه‌گشایی چیست؟</strong></p>
<p>در این مورد ابتدا تاکید می‌کنم که هر فردی یا جمعی حق دارد که اعتقادات خود را آزادانه بیان کند و هیچ انتقادی از این جهت به امضاکنندگان این بیانیه نیست و به‌هیچ‌وجه مجاز نیستیم براساس انگیزه و یا نیات درباره امضاکنندگان این بیانیه و یا هر کنش سیاسی دیگری اظهارنظر کنیم. اما این اقدام از چند جهت قابل بررسی است. یک، امضاکنندگان، دو، دلالت سیاسی این اقدام و سه، محتوای این بیانیه است. درباره امضاکنندگان مشکلی که مطرح است این است که بیانیه پس از اعلام موضع جبهه اصلاحات ایران مبنی برعدم امکان ارائه لیست در تهران و حمایت آقای خاتمی که فصل مشترک همه اصلاح‌طلبان است، منتشر شد و مردم را به رای دادن به ۱۰۰ تن از کاندیداها در سراسر کشور دعوت کرد. در میان امضاکنندگان این بیانیه کسانی هستند که عضو حقیقی و حقوقی جبهه اصلاحات هستند و مطابق آیین‌نامه جبهه اصلاحات اعضای جبهه مجاز نیستند برخلاف موضع رسمی جبهه اتخاذ موضع کنند، بنابراین این افراد با امضای خود مرتکب یک تخلف آشکار شدند. همچنین تهیه‌کنندگان بیانیه که با وجود اطلاع از این ضابطه، ضمن تماس با اعضای جبهه از آنها خواستند این بیانیه را امضا کنند، مرتکب عملی غیراخلاقی شدند. اما درباره دلالت‌های سیاسی این بیانیه باید بگویم برخلاف آنچه ادعا می‌شود، این بیانیه صرفاً یک تحلیل و نظریه در قالب بیانیه نبود، در این بیانیه البته یک نظریه علمی هم مطرح شده اما به دلایلی که در ادامه خواهم گفت، کاملاً یک اقدام سیاسی است. اول اینکه قوت و اعتبار یک تحلیل به مبانی و استدلال‌های آن بستگی دارد و هیچ متفکری برای اقناع مخاطب به تحلیل و نظر خود در پی جمع‌آوری امضا بر نمی‌آید چراکه کثرت امضا به تقویت مبانی استدلالی کمکی نمی‌کند. همین موضوع که متنی تهیه شد و برای جلب توجه دیگران امضا جمع‎آوری شد و منتشر شد، یعنی یک کنش سیاسی صورت گرفت. نفس چنین کاری البته اشکالی ندارد و هر کسی می‌تواند دست به کنش سیاسی بزند اما نمی‌شود بیانیه سیاسی صادر و ادعا کرد؛ صرفاً تحلیل و نظریه‌ای علمی است. ممکن است یک اقدام سیاسی براساس نظریه سیاسی سامان پیدا کند، اما با استناد به علمی بودن مبنایی، نمی‌شود ماهیت سیاسی آن را انکار کرد. بنابراین می‌توان این بیانیه را به مثابه یک اقدام سیاسی به شرح زیر نقد کرد: در بسیاری از فروشگاه‌ها تابلویی را می‌بینید که روی آن نوشته شده است حق با مشتری است. در عرصه سیاست نیز می‌توان گفت حق با مخاطبان است. بدین معنی که صحت و یاعدم صحت یک اقدام سیاسی چندان ربطی به نیت صاحبان آن ندارد. مهم این است که مخاطبان از آن چه برداشتی دارند. یک کنشگر سیاسی پیش از اتخاذ هر موضعی به این می‌اندیشد که جامعه از اعلام موضع او یا حرف او چه برداشتی می‌کند. اگر به این نتیجه رسید که برداشت جامعه چیزی غیر از نیت و قصد او خواهد بود یا از آن اقدام صرف‌نظر می‌کند و یا نحوه اقدام و صورت سخن خود را تغییر می‌دهد. از این جهت می‌توان گفت در عرصه سیاست حق با مخاطبان است و نمی‌توان گفت برداشت جامعه از حرف من غلط بوده و نیت من چیز دیگری بوده است. براین اساس برای ارزیابی درستی و یا نادرستی این اقدام باید دید مخاطبان از این بیانیه چه برداشتی داشتند. تا جایی که من می‌دانم، مخاطبان این بیانیه را موضعی دربرابر موضع جبهه اصلاحات و آقای خاتمی درک کردند. این نکته به قدری آشکار است که روزنامه حامی نویسندگان بیانیه ناگزیر شده دست به اقدامی غیراخلاقی بزند و بیانیه را با عکس آقای خاتمی و تیتر درشت همگام با خاتمی منتشر کند تا به مخاطبان القا کند این بیانیه ضدموضع خاتمی نیست بلکه با موضع ایشان همسو نیز هست. نکته دوم اینکه این بیانیه صرفاً تبیین یک نظریه و یا رویکرد نظری در عرصه سیاست نبود، بلکه یک بیانیه در اعلام انتخاباتی بود که در آن اعلام شده بیش از صد نامزد باکیفیت وجود دارد و از مردم خواسته شده با شرکت در انتخابات به این افراد رای دهند. بسیاری از این کاندیداها مربوط به حوزه‌هایی هستند که اصلاح‌طلبان اعلام کردند شرکت نمی‌کنند و یا دست‌کم برخی از آن‌ها کاندیدای حوزه انتخابات تهران هستند که در آن جبهه اصلاحات اعلام کرده در تهران لیستی نداریم و بیانیه مذکور صریحاً مغایر با موضع اعلامی جبهه اصلاحات است.</p>
<p>نکته دیگر اینکه در عالم سیاست تنها کلام نیست که معنا و دلالت سیاسی دارد. اقدامات و اعمال و حتی حرکات نیز دلالت خود را دارند و انتشار این بیانیه بعد از اعلام موضع اصلاحات و حمایت آقای خاتمی در آستانه انتخابات دلالت سیاسی داشت. یعنی انتخاب زمان انتشار این بیانیه خود دلالت سیاسی دارد. اگر این بیانیه پیش از اعلام موضع اصلاحات و اعلام حمایت آقای خاتمی منتشر می‌شد و یا پس از انتخابات منتشر می‌شد، قطعاً از نظر سیاسی معنا و دلالت دیگری داشت. از طرفی امضاکنندگان این بیانیه در حالی از مردم خواستند به ۱۰۰ تن از کاندیداها رای دهند که تقریباً هیچ‌یک از آن‌ها را نمی‌شناسند و از کارنامه آن‌ها اطلاعی ندارند و حتی از امکان رای‌آوری آن‌ها در حوزه انتخابیه نیز مطلع نیستند[&#8230;] نتیجه اینکه انتشار این بیانیه پیش از انتخابات هیچ دستاورد مثبتی نداشت. اما پیامد منفی اعلام اختلاف راهبردی و مبنایی در درون جبهه اصلاحات دارد. البته برخلاف تبلیغات ژورنالیستی به‌عنوان جنبش روزنه‌گشایی و آن را جنبش نامیدن، شعاع این بیانیه از حد الیت نخبگان فراتر نرفته و تاثیری در نتایج از پیش مقرر شده انتخابات ندارد. تنها اثر این بیانیه ایجاد فاصله بیشتر میان بخش‌های اکثریت و اقلیت اصلاح‌طلبان بود. به همین سبب این حرکت در صورت تداوم به انشعاب ختم می‌شود، نه اینکه این بیانیه اعلام انشعاب باشد.</p>
<p><strong>‌استدلال حاکمیت برای حرکت به سمت رقابت حداقلی یا بسیار کنترل‌شده، چیست و این وضعیت را تا کجا ادامه خواهد داد؟</strong></p>
<p>همانگونه که در خود سوال نیز اشاره شده، دست‌کم از انتخابات مجلس یازدهم در سال ۹۸ و انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ شاهد نقطه‌عطفی در عرصه سیاست‌های رسمی کشور هستیم که به سمت انتخابات هرچه محدودشده‌تر و کنترل‌شده‌تر با رقابت حداقلی پیش می‌رود و علت آن را باید در الگوها و ایده‌هایی جست‌وجو کرد که حاکمیت دنبال می‌کند. این الگوها تئوریزه نیز شده است. برای مثال در برخی از محافل تحت عنوان حرکت به سمت تمدن اسلامی و شکل‌گیری جامعه و حکومت اسلامی مطرح شده است. گام‌هایی به سوی تمدن اسلامی از تشکیل دولت اسلامی و پس از آن شکل دادن به جامعه اسلامی شروع و ادامه پیدا می‌کند تا به سمت تمدن اسلامی پیش برود. البته که این ایده سویه‌های خارجی نیز دارد که ضدیت با مدنیت غرب به‌عنوان عامل مخالف و متضاد با تمدن اسلامی که تا زمانی که این تمدن غربی وجود دارد، اجازه شکل‌گیری و پیدایش تمدن اسلامی را نمی‌دهد و این الگوها و ایده‌ها باعث نزدیک شدن اتحاد استراتژیک ایران شده است که به سمت روسیه و چین برود و در جنگ اوکراین در کنار روسیه قرار بگیرد که تا جای ممکن غرب تضعیف شود. همین رویکرد باعث شد برجام به جایی نرسد و متوقف شود؛ با وجود آنکه در آستانه توافق بود، جلوی آن گرفته شد و در دولت کنونی نیز حدود دو سال متوقف شود. در سویه داخلی نیز برای شکل دادن به جامعه اسلامی، خالص‌سازی و ویژه‌گزینی با روندی گسترده ادامه پیدا کرده است. لازمه ویژه‌گزینی و خالص‌سازی نیز طبیعتاً انتخابات محدود با مشارکت محدود است. البته فکر نمی‌کنم این روند زیاد ادامه پیدا کند چراکه روند ویژه‌گزینی و خالص‌سازی موجب ناکارآمدی و روی کار آمدن نیروهای بی‌کفایت و معطل ماندن ظرفیت‌های اجتماعی می‌شود و مشکلات، بحران‌ها و اعتراضات را در کشور دامن می‌زند و کشور را به سمت مسیر خوبی سوق نمی‌دهد. به نظر می‌رسد که این روند در جایی متوقف خواهد شد و جریان‌های حاکم به این نتیجه خواهند رسید که این روند به سمت فروپاشی و انحطاط است و در نتیجه می‌شود امیدوار بود که در جایی این روند متوقف شود. شاید چندان طول نکشد و در انتخابات آینده شاهد گشایش‌های محدودی باشیم که نظم دسترسی محدود را ممکن کند.</p>
<p><strong>‌حداقل‌های لازمی که از آن یاد می‌کنید، آیا در چارچوب قانون اساسی و قانون انتخابات جمهوری اسلامی قابل تحقق است؟ تفاوت‌های این انتخابات مجلس را با انتخابات مثلاً دور دهم &#8211; که اصلاح‌طلب‌ها از آن استقبال کردند &#8211; دقیقاً چه مواردی می‌دانید؟ واکنش شما به تحلیلی که می‌گوید «اصلاح‌طلب‌ها همواره تلاش می‌کنند که مشروعیت هر انتخاباتی که می‌دانند در آن پیروز نخواهند شد را به چالش بکشند و این خلاف اصول مردم‌سالاری است»، چیست؟</strong></p>
<p>طبیعتاً قانون اساسی جمهوری اسلامی دارای اشکالات قابل توجهی است و قانون انتخابات نیز به مراتب اشکالات فوق‌العاده‌ای دارد که نیاز به اصلاح دارد. در عین حال فکر می‌کنم جزو آن دسته از کسانی نیستند که هر گونه فعالیت سیاسی یا امیدی را به توفیق فعالیت سیاسی منوط کنند به تغییر قانون اساسی و فکر می‌کنم قانون اساسی ما ظرفیت‌های دموکراتیک و قابل‌توجهی دارد و در کنار نارسایی‌ها و مشکلاتی که می‌شود از آن‌ها استفاده کرد و در شرایط مقتضی نیز می‌توان اصلاح این قانون را در دستور کار قرار داد. اما با همین قانون اساسی و ظرفیت‌های دموکراتیک نیز می‌توان امیدوار بود که گشایش‌هایی صورت گیرد به‌ویژه اگر به این نکته توجه کنیم که در واقعیت آنچه که تعیین‌کننده است، موازنه واقعی قوا است و نه ساختار حقوقی، بلکه ساختار حقیقی مهم است. لذا اگر موازنه قوا و نیروهای سیاسی و اجتماعی تغییر کند، طبیعتاً در چارچوب همین قانون اساسی نیز حاکمان می‌توانند قانع و وادار شوند تا گشایش‌هایی را ایجاد کنند. کما اینکه در سال ۷۶ شاهد آن بودیم و در سال ۹۲ و ۹۴ نیز در سطح محدودتری رخ داد اما در مورد این انتخابات با انتخابات‌های گذشته، روند اصلاح قانون انتخابات و جهت‌گیری مراجع نظارتی و اجرایی به سمت بسته‌تر شدن و محدودتر شدن قدرت انتخاب مردم، چه در حوزه انتخاب کردن و چه در حوزه انتخاب شدن، پیش رفته است. اصلاح قانون اساسی و پیش‌ثبت‌نام‌ها دست حاکمیت و مراجع نظارت و اجرایی را باز گذاشت تا هر تصمیمی می‌خواهند برای بررسی صلاحیت‌ها بگیرند و این اتفاق نیز رخ داد و آنچه که پس از اعتراضات زیاد شاهد آن بودیم و نظرسنجی‌ها نشان داد که جامعه با انتخابات قهر است و شرکت در انتخابات زیر ۴۰ درصد است، تلاش کردند که به‌نوعی نشان دهند بررسی صلاحیت‌ها با معیارهای منعطف‌تری صورت گرفته است. اما آنچه در واقعیت رخ داده، افزایش بی‌سابقه کمیت تاییدصلاحیت‌ها بدون اینکه کیفیتی داشته باشد، بوده است. یعنی مشاهده می‌کنید که در بین تمامی احزاب منتقد، تقریباً هیچ‌یک از کاندیداهای اختصاصی تاییدصلاحیت نشدند. تفاوت دیگر نیز قهر جامعه با انتخابات است. در چنین شرایطی نمی‌شود اجرای یک انتخابات نسبتاً دموکراتیک را انتظار داشت.</p>
<p>البته این اتهامات در عرصه سیاست متداول است که اصلاح‌طلب‌ها چون نتوانستند پیروز انتخابات شوند، آن را به چالش کشیدند. اما در انتخابات‌های سال ۹۲ و ۹۴ و ۹۶ که حتی کاندیدای اختصاصی هم نداشتیم سعی کردیم از فضاهای موجود استفاده و در انتخابات شرکت کنیم و خواسته‌ها و اهداف خود را پی بگیریم. در انتخابات سال ۹۴ مجلس آنقدر اصلاح‌طلب‌ها را ردصلاحیت کردند که فراخوان عمومی دادیم یعنی حتی در این شرایط حداقلی نیز اصلاح‌طلب‌ها حاضر شدند در انتخابات شرکت کنند اما وقتی شرایط به‌گونه‌ای پیش می‌رود که این حداقل‌ها نیز دریغ می‌شود، چه در مرحله تاییدصلاحیت‌ها و چه در مرحله انتخابات، آن‌وقت برای شرکت در انتخابات باید ملاحظاتی در نظر گرفته شود و در مورد آن تصمیم‌گیری کرد.</p>
<p><strong>‌مرزی که شما برای امکان و مطلوبیت حضور در انتخابات قائل هستید، آنجایی است که نیروهای نزدیک به اصلاح‌طلبان با تعریف شما و نزدیک به تشکیلات شما در آن حضور داشته باشند. در بدو امر هم این موضوع موضع سیاسی بدی نیست؛ شاید هم تاکتیک درستی باشد.</strong></p>
<p>در پاسخ وجود اختلاف‌نظرها در جبهه اصلاحات و احزاب اصلاح‌طلب انکار نمی‌کنم و اختلافات وجود دارد. طبیعتاً اختلاف اقتصادی و دیدگاهی وجود دارد و از گرایش‌های سوسیال‌دموکراسی تا دموکراسی‌لیبرال در حوزه اقتصاد در جبهه اصلاحات داریم، اما اصلاح‌طلبان نشان دادند که وقتی که در دولت حضور دارند، برای مثال در دولت اصلاحات، توانستند به یک توافق بر فرض مثال در حوزه اقتصاد برسند که هم ضامن توسعه کشور و هم از میزان فقر بکاهد و عدالت هرچه بیشتر حاکم شود. در عرصه سیاست خارجی نیز رویکرد اصلاح‌طلبان واقع‌بینانه بوده است. اصلاح‌طلبان به گمان من همان اصلاح‌طلب‌ها هستند و اختلافات در حدی نیست که باعث انشعاب آن‌ها شود. البته انشعاب را نفی نمی‌کنم و در عالم سیاست این امور پذیرفته شده است که وقتی در یک مجموعه اختلافات بنیادین وجود داشته باشد، آن مجموعه نمی‌تواند به کار ادامه دهد و با تغییر شرایط همکاران و همفکران سابق ممکن است به دیدگاه‌های جدیدی برسند که انشعاب را لازم و ضروری کند که موضوع بدی نیست. ممکن است ما به چنین شرایطی برسیم، اما در شرایط فعلی در چنین موقعیتی قرار نداریم.</p>
<p><strong>سخنگوی جبهه اصلاحات گفتند علت‌عدم شرکت «عدم امکان ارائه لیست» است. این استدلال زمانی قابل دفاع بود که ثبت‌نام می‌کردند و بعد ردصلاحیت می‌شدند. اولاً برای ثبت‌نام تشویق نکردند و ثانیاً هنوز ده‌ها نامزد اصلاح‌گرا و میانه‌رو در کشور حضور دارند.</strong></p>
<p>صحبت‌های سخنگوی جبهه اصلاحات از نظر من دقیق و کماکان قابل دفاع است چراکه از بین انبوه فله‌ای که ردصلاحیت شدند، در سراسر کشور حداکثر با انعطاف و مسامحه‌آمیز می‌توانید حدود ۳۰ نفر را پیدا کنید که شاید بتوانند دیدگاه‌های اصلاح‌طلبانه را نمایندگی کنند. ما در جبهه اصلاحات احزابی که خواهان مشارکت در برخی از حوزه‌ها بودند، مثل کارگزاران، اعلام کردند که در سراسر کشور بیش از ۳۵ نفر نامزد ندارند که بتوانند به‌عنوان کاندیدای اختصاصی خود مطرح کنند. ۱۰۰ نفری که اعلام کردند همگی از جریان اصلاح‌طلب نبودند و دیدگاه‌های متفاوتی داشتند و قطعاً نمی‌توانستند مطالبات اصلاح‌طلبانه یا نزدیک به اصلاح‌طلبانه را اگر موفق شوند به مجلس راه پیدا کنند، دنبال کنند.</p>
<p><strong>‌آیاعدم ارائه فهرست و بیان رئیس جبهه اصلاحات مبنی بر اینکه «کنار مردم می‌مانیم»، مقدمه‌ای برای حضور جدی اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری است؟</strong></p>
<p>قبل از اینکه جبهه در قبال این انتخابات اعلام موضِع کند، بیانیه‌ای تحت عنوان راهبرد انتخاباتی جبهه اصلاحات در قبال انتخابات ۱۱ اسفند را منتشر کرد. تمام بحث ما مربوط به انتخابات ۱۱ اسفند بود. جبهه اصلاحات اساساً نمی‌تواند با انتخابات قهر کند؛ انتخابات در کانون پروژه اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان قرار دارد و لذا تمام تلاش اصلاح‌طلبان این است که به‌گونه‌ای کنشگری کنند که شرایط مطلوبی ایجاد و بتوان در انتخابات شرکت کرد، لذا تمام تلاش اصلاح‌طلبان این خواهد بود که انتخابات آینده در شرایطی برگزار شود که اصلاح‌طلبان بتوانند در آن شرکت کنند و یکی از عوامل مشوق اصلاح‌طلبان برای شرکت در انتخابات ترمیم پایگاه سرمایه اجتماعی‌شان است و باید به این سرمایه اجتماعی توجه داشته باشند و در جهت بازسازی اعتماد ازدست‌رفته تلاش کنند.</p>
<p><strong>‌برخی از تحلیل‌گران در جریان مخالف قائل به دوگانه صندوق یا خیابان هستند و از سوی آقای حجاریان گفته‌اند که میان صندوق و خیابان منزل‌های مختلفی است. اگر معتقد به این گفته ایشان هستید، چه منازلی وجود دارد و برای بازگشت سیاست به صندوق رای چه باید کرد؟</strong></p>
<p>دوگانه‌هایی مثل اصلاحات جامعه‌محوری و اصلاحات صندوق‌محوری یا کنش‌های صندوق‌محور و خیابان‌محور، دوگانه‌هایی بسیار کاذب هستند و اساساً این دوگانه‌ها آفت تفکر و اندیشه سیاسی و عمل سیاسی هستند. می‌توانیم بگوییم فرضاً اصلاح‌طلب‌ها بین اصلاحات جامعه‌محور و اصلاحات قدرت‌محور، تمایز قائل شوند اما اصلاحات جامعه‌محور و صندوق‌محور هیچ تعارضی با هم ندارد و اصلاح‌طلب‌ها در واقع نیرویی هستند که به‌دنبال اصلاح نظام و سیستم هستند و معتقدند هرگونه حرکت رادیکال و معطوف به کنش‌های براندازانه و خشونت‌طلبانه نه ممکن است و نه مفید و کشور را با فاجعه مواجه خواهد کرد. بنابراین اصلاح‌طلبان هم به تعامل با حاکمیت به‌عنوان یک واقعیت واقف هستند و هم پایی در جامعه دارند و جامعه را مخاطب خود می‌دانند و در جهت بسط پایگاه اجتماعی خود تلاش می‌کنند و تمام کنش خود را متمرکز بر صندوق نمی‌کنند. فعالیت‌های زیادی وجود دارد و من هم با آقای حجاریان موافقم که منازل زیادی وجود دارد که برخی از آن‌ها موجود است و برخی از آن‌ها را اصلاح‌طلبان با ابتکاری که به خرج می‌دهند، باید بتوانند خلق کنند. ما در جامعه و نظامی هستیم که راه اصلاحات باریک است و باید بتوانیم خلاقانه ظرفیت‌هایی را برای پیشبرد پروژه اصلاح‌طلبی تامین کنیم.</p>
<p><strong>‌چرا جبهه اصلاحات در زمان پیش‌ثبت‌نام اعلام کرد تصمیم برای مشارکت ندارد و عملاً تعداد بسیار اندکی از اصلاح‌طلبان کاندیدا شدند؟</strong></p>
<p>اساساً ارزیابی ما از روند اصلاح قانون انتخابات و پیش‌ثبت‌نام و ارزیابی ما از همه اینها این بود که سمت و سوی تحولات به سمت یک مجلس بسته‌تر و خالص‌تر است و کما اینکه در صحبت‌ها و سخنرانی‌ها این موضوع را تصریح می‌کردند که مجلس دوازدهم باید انقلابی‌تر و خالص‌تر از مجلس قبل باشد و با مشخص شدن نتیجه انتخابات بهتر می‌توانید درباره این تصمیم تحلیل و صحبت کنید.</p>
<p><strong>‌آیا ثبت‌نام نکردن در انتخابات و کناره‌گیری عملی از کنشگری انتخاباتی از ماه‌ها قبل مصداق قهر از انتخابات نبود؟</strong></p>
<p>به گمان بنده نه! البته کناره‌گیری عملی از کنشگری انتخابات نداشتیم و درباره این انتخابات اتفاقاً فعال بودیم و موضع‌گیری کردیم. کنشگری درباره انتخابات لزوماً به شرکت در انتخابات ختم نمی‌شود و لزوماً به معنای شرکت در انتخابات نیست، بلکه به معنای استفاده از فضای انتخابات برای بیان دیدگاه‌ها و نظرات است که جبهه اصلاحات این کار را انجام داد. اصلاح‌طلبان تقریباً در زمان اجرای قانون پیش‌ثبت‌نام هم اعلام نکردند که ما شرکت نمی‌کنیم، یک موضع کاملاً محتاطانه گرفتند و موضع نهایی خود را در بهمن‌ماه اعلام کردیم که لیست نمی‌دهیم و اینگونه نبود که از چند ماه قبل اعلام کرده باشیم از انتخابات کناره‌گیری می‌کنیم.</p>
<p><strong>‌آیا اتخاذ رویکردهایی که معتقدید شما را مجبور به‌عدم معرفی کاندیدا کرده است را محدود به بخش‌هایی از نظام نظیر شورای نگهبان می‌دانید یا این سلسله‌اتفاقات به‌ویژه انتخابات ۹۸، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۲ را معلول تغییر ریل کلی در سیاست نظام می‌دانید؟ اگر این تغییر ریل را محصول اراده هسته سخت قدرت می‌دانید چرا مستقیماً با رهبری وارد مکاتبه و دیالوگ نمی‌شوید؟</strong></p>
<p>معتقدم شرایطی که الان بر انتخابات حاکم است، ناشی از تغییر ریل کلی در سیاست‌های نظام است و مختص شورای نگهبان نیست. در این زمینه اتفاقا برخی از احزاب اصلاح‌طلب مستقیماً با مقام رهبری سخن گفتند، نامه نوشتند و سوال کردند و خواهان اصلاح این روند شدند و فکر می‌کنم در این زمینه اصلاح‌طلب‌ها شفاف عمل کردند و چیزی برای پنهان کردن نداشتند. برخی از احزاب اصلاح‌طلب چندین نامه، چه به صورت خصوصی و چه به‌صورت علنی نوشتند. متأسفانه وضعیت موجود معلول تغییر ریل کلی در سیاست‌های نظام است و امیدواریم هرچه زودتر این سیاست تغییر کند؛ چراکه ادامه این سیاست و جهت‌گیری به نفع کشور و جامعه ایران نیست.</p>
<p>منبع: هم‌میهن</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d9%87%da%af%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b6%d8%b9%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%a8/">آرمین: بیانیه روزنه‌گشایان موضعی مقابل جبهه اصلاحات و خاتمی بود</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d9%87%da%af%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b6%d8%b9%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آرمین: جریان اصلاح‌طلب کارنامه روشنی در اداره کشور دارد</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Dec 2023 11:57:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[احزاب و تشکل ها]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح‌طلبان]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[محسن آرمین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=20908</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; «ایران، اصلاح‌طلبان، منافع ملی» عنوان نشستی بود که توسط جبهه اصلاحات استان اصفهان و با سخنرانی محسن آرمین، نایب‌رئیس جبهه اصلاحات ایران برگزار شد. آرمین در این نشست با طرح چند سوال محوری، توضیحاتی درباره شرایط کنونی ایران، جامعه و حاکمیت و اصلاح‌طلب‌ها ارائه کرد که در [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%db%8c/">آرمین: جریان اصلاح‌طلب کارنامه روشنی در اداره کشور دارد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | «ایران، اصلاح‌طلبان، منافع ملی» عنوان نشستی بود که توسط جبهه اصلاحات استان اصفهان و با سخنرانی محسن آرمین، نایب‌رئیس جبهه اصلاحات ایران برگزار شد.<br />
<span id="more-20908"></span></p>
<p>آرمین در این نشست با طرح چند سوال محوری، توضیحاتی درباره شرایط کنونی ایران، جامعه و حاکمیت و اصلاح‌طلب‌ها ارائه کرد که در ادامه می‌خوانید:</p>
<p><strong>تشخیص اشتباه مسئله کلیدی کشور</strong></p>
<p>بحثی که می‌خواهم ارائه دهم بیش از هر چیز طرح مسئله است و ارائه پاره‌ای از ایده‌هاست. اصلاحات به تعبیری دوران عزلت خود را طی می‌کند و در حال حاضر در محافل سیاسی و اصلاح‌طلبان سخن از «چه باید کرد؟» است. البته که این موضوع تنها مختص اصلاح‌طلبان نیست و اوضاع کشور آنقدر نابسامان هست که جریان‌های سیاسی دیگر هم همین سوال را از خود می‌پرسند اما این سوال برای ما اصلاح‌طلب‌ها موضوعیت ویژه‌ای دارد. رسیدن به این نقطه که چه باید کرد، نیازمند همفکری و طوفان فکری و گفت‎وگو در عرصه عمومی و به اشتراک گذاشتن آراء و نظرات است تا از دل آن، راهکارها درآید. اما مشکل کجاست و مسئله چیست؟</p>
<p>پیدا کردن مسئله و تشخیص مسئله خود نیمی از راه‌حل است. تجربه نشان می‌دهد کسانی که در فهم مسئله توفیقی دارند، استعداد کشف مسئله یا طرح درست مسئله را دارند و در حل مشکل و ارائه راه‌حل نیز توفیق بیشتری خواهند داشت. ویژگی یک روشنفکر آگاه و مسئول، تشخیص یا کشف مسئله اصلی جامعه است. این حقیقتی بود که مرحوم شریعتی بر آن تاکید زیادی داشت. اگر هم بخواهیم نقشی برای روشنفکران و کنشگران آگاه سیاسی قائل باشیم، مهمترین آن تشخیص درست مسئله است. بسیاری از روشنفکران ما در طول تاریخ معاصر به علت ‌عدم درک مسئله اصلی به بیراهه رفتند. ممکن است یک پژوهشگر مسائلی را برای خود تعریف کند و به حل آن‌ها نیز بپردازد که هیچ اشکالی هم ندارد، اما آنچه که مهم است، کشف حقیقت است. برای یک کنشگر و روشنفکر فعال در عرصه سیاسی پرداختن به هر مسئله‌ای در هر عرصه‌ای جالب نیست، بلکه باید تشخیص دهد که مسئله (problem، نه به معنی مشکل) جامعه چیست و اگر به این نتیجه برسد، راه‌حل‌ها نیز خود را نشان می‌دهند.</p>
<p>ما در دوران انقلاب فکر می‌کردیم مسئله صرفاً شاه است و اگر او برود و جای او یک فقیه عالم و عادل بیاید، مشکل کشور حل می‌شود. ما مسئله را درست تشخیص نداده بودیم، مسئله در ساختار استبدادی رژیم سابق بود. ما در دوره انقلاب به جای اینکه نگاه‌مان به پایین باشد، به بالا بود و فکر می‌کردیم با یک تغییر مشکل حل خواهد شد و می‌توانیم مطمئن شویم که تمام خواسته‌ها و آرزوها محقق می‌شود. همین‌عدم درک مسئله باعث شد تا بهترین و مغتنم‌ترین فرصت تاریخی ملت ایران یعنی انقلاب اسلامی مغفول واقع شود و یا درست از آن استفاده نشود. امروز اصلاح‌طلب‌ها دقیقاً با این سوال مواجه‌اند که مسئله چیست؟ آیا مسئله ما دوگانه استبداد-آزادی است؟ آیا مسئله ما دوگانه توسعه-عدم توسعه است؟ آیا مسئله اصلی ما نسبت دین و سیاست و نحوه تعامل این دو است؟</p>
<p>البته که ما راجع به همه این مسائل فکر کرده‌ایم، گفت‌وگو هم داشتیم اما هیچ‌وقت تشخیص ندادیم و به نتیجه‌ای نرسیدیم. الان در محافل مختلف سیاسی وقتی سوال می‌پرسند مشکل و مسئله چیست دقیقاً به یک نتیجه روشن نرسیده‌ایم. این سوالات ممکن است جاهایی با همدیگر همپوشانی داشته باشند، اما عین هم نیستند. البته پاسخ به این سوال نیز نیازمند کارزار واقعی و بحث و گفت‌وگوهای گسترده عمومی و مشارکت و تضارب افکار است تا در نهایت بتوانیم به نتیجه و پاسخ روشن‌تری برسیم. دشواری در اینجاست که احتمالاً ما با پاسخ‌هایی روبه‌رو می‌شویم که لزوماً غلط نیستند و عموماً درست هم هستند. اما عرصه سیاسی تابع منطق عملی است. درستی و نادرستی پاسخ‌ها تابع فرصت‌ها، تهدیدها، محدودیت‌ها و امکانات، هزینه‌ها و فایده‌ها، موانع و… است. ممکن است پاسخ‌های خوبی هم باشند اما هیچ تاثیری در عرصه عمل ندارند. اگر هم در عرصه سیاست از صحیح، ناصحیح، درست و غلط سخن می‌گوییم، مقصود ما این است که کدام‌یک از این سرمشق‌هایی که شاید همگی هم درست به نظر برسند، به نتیجه خواهند رسید. البته تلاش نظری لازم است اما این تلاش باید معطوف به فهم و درک همین فرصت‌ها و تهدیدها باشد و این کار ساده‌ای نیست و دشواری عرصه سیاست نیز همین‌جاست. چراکه می‌شود پاسخ صحیح و نظری به مسائل مطرح کرد درحالی‌که هیچ‌وقت هیچ نسبتی هم با واقعیات ما نداشته باشند. از این منظر باید به مسئله سرمشق‌ها و راهبردها نگاه کرد. راه صحیح این است که ابتدا تحلیل روشنی از وضعیت کشور داشته باشیم و بعد از آن ببینیم اصلی‌ترین ریشه‌های این وضعیت چیست. پس قبل از اینکه به این موضوع بپردازیم که چه برنامه‌ای داشته باشیم، باید مشخص کنیم اولاً مسئله ما چیست و ثانیاً این راهبردهای کلان و یا گفتمان ما براساس تشخیص مسئله باید چه باشند.</p>
<p>در این گفتار در تحلیل وضعیت موجود به دو بخش ساختار سیاسی و جامعه مرور مختصری خواهم داشت. ایران طی سال‌های اخیر چه در سطح حاکمیت و چه در سطح جامعه دستخوش تغییرات و تحولات بنیادین شده است. نقطه عطف تحول در سطح حاکمیت را می‌شود از انتخابات مجلس یازدهم دانست که تحت عنوان اسلامی کردن به‌سوی حاکمیت و ساختن جامعه با تمدن نوین اسلامی که لازمه آن ستیز با تمدن غربی است و با وعده سقوط قریب‌الوقوع تمدن غربی همراه بوده است. این یکپارچه‌سازی و یکدست‌سازی قدرت، ویژه‌گزینی، بی‌معنا کردن انتخابات و… همگی با شعار اسلامی کردن حاکمیت در حال انجام است. متحد شدن و در کنار روسیه قرار گرفتن در طی جنگ اوکراین و در برابر غرب نیز که طرف مقابل آن غرب و آمریکا هستند، تعلل در امضای توافقات انجام‌شده برجامی دولت قبل همگی در جهت وجه دیگر این گفتمان حاکم یعنی مبارزه با تمدن غرب است چراکه تصور این است که غرب و تمدن غربی عامل اصلی جلوگیری از ایجاد تمدن اسلامی است. اما با توجه به قدرت غیرقابل انکار تکنولوژی غرب و وجه غالب این رویارویی، در حال حاضر مسئله ساختار، مقاومت در برابر غرب است نه تهاجم. در نتیجه مبارزه با غرب و طرح اقتصاد مقاومتی و عدم موافقت با برقراری روابط با کشورهای پیشرفته به منظور توانمندسازی اقتصاد کشور در چارچوب مقاومت در برابر غرب و در صورت امکان ضربه زدن به غرب تعریف می‌شود.</p>
<p><strong>استراتژی بقا و فساد سیستمی</strong></p>
<p>بر این اساس سرمشق حاکم بر مدیریت کشور تا رسیدن به موازنه واقعی قوا سرمشق مقاومت و راهبرد بقا است. برای اینکه عمق این راهبرد را بفهمیم، می‌توانیم به برخی از اظهارنظرها توجه کنیم. زمانی که آن آقای روحانی با قاطعیت می‌گوید، برای حفظ نظام جان امام زمان را هم می‌شود فدا کرد[حسین جلالی، نماینده مردم در مجلس خطاب به شمخانی گفت:«حفظ نظام از اوجب واجبات است حتی از حفظ جان امام‌زمان(عج) هم مقدم‌تر است.»] این حرف چه مضمون و پیامی دارد؟ وقتی مسئله اصلی دغدغه ما بقا می‌شود، همه چیز حتی ایدئولوژی هم رنگ می‌بازد چراکه موضوعِ بقا مطرح است. این نگرانی برای بقا تنها چیزی است که می‌فهمیم، مواجه و مقابله با غرب با شعارهای ایدئولوژیک شروع می‌شود اما چون این موازنه در رویارویی وجود ندارد و طرف مقابل دارای برتری تکنولوژیک، علمی و نظامی است و تولیدات فرهنگی بیشتری دارد، بنابراین در ادامه به مسئله بقا تبدیل می‌شود. البته شعارهایی هم داده می‌شود که مثلاً غرب در حال سقوط است تا انگیزه مبارزه در بدنه وفادار تقویت شود، اما واقعیت این است که غرب هم قدرت نظامی برتر دارد و هم قدرت اقتصادی و هم تولیدات کالاهای فکری و فرهنگی بالایی دارد. در نتیجه مبارزه با غرب به دفاع در برابر تهاجم غرب تبدیل می‌شود. البته این ادعای ما هم نیست و به صراحت می‌گویند غرب دیگر نمی‌تواند به ما حمله نظامی کند اما صحنه رویارویی نفوذ‌ غرب به صف‌های نفوذ انقلاب و ایجاد بحران در کشور برای ضربه زدن و ایجاد بحران هر چند سال یکبار شیفت شده است. به صراحت می‌گویند غرب کاری کرده است که ما هر چند سال یکبار با بحران روبه‌رو شویم. اگر این را بخواهیم در یک کلمه خلاصه کنیم، باید بگوییم نگرانی و دغدغه بقا! لازمه راهبرد بقا حساسیت نسبت به هر حرکت و جریانی است که می‌تواند به‌نوعی به تضعیف وضع موجود در این رویارویی ختم شود. البته برخورد سخت با هر حرکت و جریان اعتراضی به‌دنبال آن در اولویت قرار می‌گیرد. یکی از مدافعان ادامه این وضعیت می‌گفت که جریان حاکم بدنه‎ای از طرفدار برخی دیدگاه‌های خاص دارد که اگر اجرای این دیدگاه‎ها مثلاً درباره حجاب را حفظ نکند این هسته و بخش محدود و وفادار را از دست خواهد داد. لازمه استراتژی بقا البته یکپارچه‌سازی بستن همه مجاری حضور نیروهایی است که به این راهبرد در حاکمیت اعتقادی ندارند. در سطح امنیتی رویکرد توطئه‌نگر به این نیروها مطرح است و می‌گوید باید از حضور و نفوذ نیروهایی که باوری به این اصول ندارند کاملاً جلوگیری شود و با وجود شرایط بحرانی اقتصادی بخش مهمی از بودجه کشور صرف نهادهای امنیتی و نظامی می‌شود. باقی ماندن و برقرار بودن علی‌القاعده دستاورد نیست اما برای آن ذهنیتی که دغدغه‌اش مسئله بقا است، باقی ماندن دستاورد حساب می‌شود. اما این یکپارچه‌سازی قدرت که از تبعات استراتژی و راهبرد بقا است، پیامدها و تبعات اجتناب‌ناپذیری هم برای کشور به همراه دارد. از جمله ناکارآمدی نظام در حل بحران‌ها و حل مشکلات، فسادهای بی‌سابقه در تاریخ کشور که نمونه آن فساد چای دبش است. سخنگوی قوه قضائیه بعد از کشف این اختلاس گفت: «گرچه نفس پدیدار شدن این فساد در تخصیص ارز و منابع ملی امری نگران‌کننده است، اما اهتمام قوه قضائیه و سایر دستگاه‌ها در کشف و جلوگیری از ادامه آن و بستن گلوگاه‌های دیگر، امری پسندیده است، مقابله با فساد در کشور به صورت سیستمی و همه‌جانبه صورت خواهد گرفت.» این صحبت ایشان که دیگر گلوگاه‌های فساد و سیستمی را می‌بندیم من را یاد دوره ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد می‌اندازد. آن زمان در مجلس هفتم یا هشتم بود فکر می‌کنم که مدیرکل ریاست‌جمهوری پول‌هایی را به نماینده‌ها داده بود که این موضوع افشا شد و سروصدای زیادی هم کرد. آقای احمدی‌نژاد مصاحبه‌ای کرد و گفت، ما تمام راه‌های سوءاستفاده را بستیم و یک منفذ کوچک باز بود که جلوی آن منفذ را هم گرفتیم. الان آن اختلاس‌های کوچک تبدیل به این اختلاس‌های بزرگ شده است و باز از سخنگوی قوه قضائیه می‌شنویم که جلوی این گلوگاه‌ها را می‌گیریم و می‌بندیم. ایشان نمی‌توانند به این وعده عمل کنند، نه اینکه نخواهند، بلکه نمی‌توانند اینگونه عمل کنند چراکه آنچه رخ داده واقعیت این امر است که ما با یک فساد سیستمی مواجه هستیم. این یک فساد فردی نیست که بگوییم سوءاستفاده شده و بتوانیم جلوی آن را بگیریم. سیستمی که راهبرد آن بقا است و فکر می‌کند باید خالص‌سازی و یکپارچه‌سازی کند، مسئله‌اش نمی‌تواند این باشد که افراد کارآمد را باید سرکار بیاورم. اینکه اولویت اول و برترین شاخص‌ها چقدر می‌شود مسئله نیست، استراتژی و راهبرد فرد را قبول دارد و اینکه چقدر وفادار است. در واقع وفاداری جای کارآمدی و تخصص را می‌گیرد. نتیجه می‌شود همین که زمینه برای حضور فرصت‌طلب‌ها فراهم می‌شود و بعد سیستم به جایی می‌رسد که فساد در آن، سیستمی می‌شود. فساد سیستمی محصول سیستم ناکارآمد و رویکردهای غلط کلان در اداره کشور، استقبال از تحریم، مقاومت در امضای FATF و آتش زدن برجام، سیاست‌های تنش‌آفرین در سیاست خارجی و قرار گرفتن در کنار روسیه در مقابل غرب است. تا اینجا شمایی از تحولی که در سطح حاکمیت با آن مواجه هستیم را گفتم. به هر حال مشکل ما الان در سطح کلان به دلیل رویکردهای موجود است. الان همه دوربین‌ها در خیابان فعال هستند تا موضوع حجاب را مورد پیگرد قرار دهند اما در مناسبات و ساختارهای دولتی هیچ دوربینی وجود ندارد که جلوی اختلاس را بگیرد، اختلاس چای را داشتیم، منتظر مسایل مشابه در حوزه‌های دیگر هم باشید.</p>
<p><strong><br />
<a href="https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/12/انتخابات.jpg"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter size-full wp-image-20909" src="https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/12/انتخابات.jpg" alt="" width="1012" height="681" srcset="https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/12/انتخابات.jpg 1012w, https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/12/انتخابات-300x202.jpg 300w, https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/12/انتخابات-768x517.jpg 768w" sizes="(max-width: 1012px) 100vw, 1012px" /></a><br />
شکست بازتولید ایدئولوژی رسمی در جامعه</strong></p>
<p>سوی دیگر این نامعادله یا معادله یا موازنه جامعه است که فاقد نهاد توانمند و در نتیجه ناتوان از استیفای حقوق خود است و فکر می‌کنم ما در این اشتراک نظر داریم. اما این ناتوانی به معنای تسلیم بودن مطلق نیست. جامعه ایران قادر به تحقق مطالبات خود نیست، اما از قدرت کافی برخوردار است که امکان تحمیل اراده غیر به خود را بگیرد. ناتوانی در تعریف سبک زندگی در اقشار مختلف، ناتوانی در جذب بخش اعظم جامعه به‌عنوان پشتوانه اجتماعی، فاصله روزافزون به‌ویژه طبقات متوسط از جریان حاکم، اینها همه نشان می‌دهد که مسئولان در بازتولید ایدئولوژی مدنظر سیستم در سطح جامعه با شکست‌هایی مواجه شده و بخش عمده جامعه آن را نمی‌پذیرد. یعنی اگر جامعه قدرت مثبت ندارد که مطالبات خود را محقق کند این قدرت منفی را دارد که در برابر آنچه نمی‎خواهد، مقاومت کند و آن را نپذیرد. همچنین دست‌کم یکی از علل محرومیت جامعه از نهادهای مدنیِ توانمند همان نگرانی‌ای است که در قالب استراتژی بقا خود را نشان می‌دهد. وقتی دست‌اندرکاران راهبرد و نگرانی‌شان این است، نمی‌توانند نهادهای قدرتمند اجتماعی را حتی در سطح نهادهای عام‌المنفعه و خیریه تحمل کنند. به هر حال نهادهای اجتماعی را رقیب خود می‌دانند و کاملاً نمونه‌های آن را در جامعه خود می‌بینیم. الان هم در سطح مقامات با چنین واقعیتی مواجه هستیم. ما سال گذشته با حرکت اعتراضی روبه‌رو شدیم. این حرکت، یک حرکت مدنی بود. ‌حرکت‌‌های مدنی اهداف محدود و مشخصی را دنبال می‌کنند و معمولا هم به آن اهداف یا در کوتاه‌مدت و یا در بلندمدت دست پیدا می‌کنند. مشکل اینجاست که اگر شما بخواهید حرکت مدنی که دارای ظرفیت‌ها و امکانات محدودی است، اهدافی را به آن تحمیل و پمپاژ کنید که فراتر از توان این حرکت است؛ آن‌وقت تبعات آن بسیار ناگوار خواهد بود. بارزترین و مهمترین تبعات چنین کاری این است که حرکت اجتماعی ولو اینکه به اهداف مدنی خود هم دست پیدا کند، چون از اهدافی که به آن تحمیل شده فراتر است، آن‌ها تحقق پیدا نمی‌کند درحالی‌که همه فعالان آن حرکت اجتماعی، امیدوارند که اهداف محقق شوند. چراکه فراتر از توان و امکانات است. آن‌وقت به جای احساس موفقیت احساس شکست می‌کند و احساس می‌کند به نتیجه نرسیده است. این مشکلی است که ما در اتفاقات سال گذشته با آن مواجه بودیم. یعنی وضعیتی که در پایان اعتراضات پیش آمد نوعی احساس یأس و سرخوردگی بود که چرا آنچه شعار داده می‌شد، محقق نشد. البته اشاره کردم که اینها جزو طبیعت آن حرکت نبود و به آن تحمیل شده بود. اما بالاخره این اتفاق رخ داد. در عین حال اتفاقات سال گذشته جنبه‌های دیگری هم داشت و آن فرصتی است که برای کنشگران سیاسی پیش آمد. یعنی در آن جریان و اتفاقات آن رویکرد رادیکال خشونت‌محور و خشونت‌گرا تجربه خود را به آزمون گذاشت و در این آزمون ناموفق هم بود. بنابراین به نظر می‌رسد که جامعه ما در واقع در سال گذشته تجربه گفتمان خشونت‌محور و خشونت‌گرا را هم پشت سر گذاشته است.</p>
<p><strong>گوش شنوا برای رویکردهای اصلاح‎طلبانه</strong></p>
<p>اگر تا پیش از سال گذشته به دلیل اتفاقات سال‌های قبل رویکردهای مسالمت‌جویانه و اصلاح‌طلبانه همیشه با پاسخ و یا ذهنیت منفی روبه‌رو می‌شد، به نظر می‌رسد که بعد از اتفاقات سال گذشته این ظرفیت به وجود آمده که در جامعه گوش شنوایی برای شنیدن رویکردها و راهبردهای مسالمت‌جویانه و اصلاح‌طلبانه فراهم شود. ایسپا یک نظرسنجی انجام داده است؛ (معمولاً نظرسنجی‌های ایسپا تا حدود زیادی درست و قابل اعتنا است) در این نظرسنجی ظاهراً حدود ۷ درصد، موافقان وضع موجود هستند، ۴۸ درصد خواهان اصلاح امور هستند، ۴۵ درصد خواهان اصلاحات اساسی هستند. البته در جریان سوالات مطرح‌شده نیستم، به نظر می‌رسد که اصلاحات اساسی شاید تعریف مشخصی نداشته باشد و می‌تواند از اصلاح قانون اساسی شروع شود و تا اصلاحات ساختاری از جمله ترکیب مجلس خبرگان و بازگشت نیروهای نظامی به پادگان‌ها و سیاست خارجی به‌طور کلی باشد و در این صورت می‌توانیم احتمال دهیم بخشی از آن ۴۵ درصد هم به حساب آن ۴۸ درصد ریخته شوند. در واقع می‌توانیم مطمئن باشیم که حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد جامعه آمادگی شنیدن سخن اصلاح‌طلبانه و رویکردهای اصلاح‌طلبانه را دارد. نمی‌گویم که الان شنونده است چراکه بخشی از این ماجرا به خود ما باز می‌گردد که تا چه حد می‌توانیم از این فرصت استفاده کنیم، گفتمان خود را نوسازی کنیم تا اینکه با این جامعه بتوانیم ارتباط برقرار کنیم. اما به هر حال اصلاح‌طلبان می‌توانند امیدوار باشند که اگر گفتمان خود را اصلاح کنند و اصلاح نوسازی گفتمانی انجام دهند، متناسب با تحولاتی که در جامعه رخ داده، گوش‌های شنوایی پیدا می‌کنند. البته معتقدم اینگونه هم نیست که اتفاق سال ۷۵ یا ۷۶ تکرار شود اما اصلاح‌طلبان به‌عنوان یکی از نیروهای تاثیرگذار در آینده این کشور می‌توانند در کنار نیروهای دیگر مطرح شوند؛ تازه اگر خیلی خوب عمل کنیم. باید ببینیم چه کارهایی را باید انجام دهیم و به گمان من اولین قدم خارج شدن از این حالت انفعالی است که اصلاح‌طلبان دچار آن شده‌اند. ما الان به این دلیل که صدای اصلاح‌طلبان بلند نیست، رسانه‌های محدودی دارند، جامعه‌ای که درصد بسیار بالایی از آن زیر خط فقر رفته و درگیر مسائل و مشکلات زندگی است، دیگر واکنش چندانی نشان نمی‌دهیم و مسئله اول آن نان است و طبیعی است که مسئله اول این جامعه سیاست نباشد و به موضوعات سیاسی حساسیت چندانی نشان ندهد. در بین نیروهایی هم که به مسائل سیاسی توجه دارند وفاق و اتفاق نظری وجود ندارد. فضای مجازی هم عمدتاً دست دو جریان ضداصلاحات در دو طرف ماجرا است. دو طرفی که در واقع اصلاحات را آلترناتیو خود می‌دانند. صدای اصلاح‌طلبان هم خیلی ضعیف است. همه این موارد باعث شده است که به یک نوع خودباختگی، یا انفعال گرفتار شویم. نتیجه چنین حالت انفعالی این است که ما به جز ابراز گله و نگرانی در جمع‌های خود و اظهارنظرهای مأیوسانه و نهایتاً این دست اظهارات که چیزی درست نمی‌شود و از اساس باید همه چیز عوض شود، کلی‌گویی‌هایی می‌کنیم و هیچ نتیجه و اثر عملی ندارد و گرفتار چنین وضعیتی می‌شویم. اولین و ضروری‌ترین مسئله این است که از این حالت خارج شویم و شرایط جامعه و واقعیت‌ها را ببینیم و احساس کنیم آنقدرها هم غریب نیستیم و حداقل می‌توانیم تلاش کنیم و با لایه‌هایی از این جامعه ارتباط برقرار کنیم.</p>
<p><strong>ضرورت ارائه تعریفی روشن از اصلاحات</strong></p>
<p>تداوم این خودکم‌بینی آفت اصلاح‌طلبان است. جریان اصلاح‌طلبی را با تمام جریان‌های رقیب موجود؛ از جریان‌های طرفدار جریان حاکم گرفته تا جریان‌های اپوزیسیون و برانداز هیچ‌کدام از این جریان‌ها، کارنامه‌ای درخشان‌تر از کارنامه اصلاحات ندارند. یک جریان را نشان دهید که به اندازه جریان اصلاح‌طلب کارنامه روشنی در اداره کشور داشته باشد. در طول دوران چهل و اندی سال بعد از انقلاب بهترین شاخص‌ها در حوزه‌های مختلف، از اقتصادی گرفته تا اجتماعی و فرهنگی و سیاست خارجی، همه مختص به همین دوره اصلاحات است. هیچ جریانی را نمی‌توانید سراغ بگیرید که چنین تجربه و کارنامه عملی داشته باشد و توانمندی خود را در عمل نشان دهد. شما هیچ جریانی را نمی‌توانید پیدا کنید که به اندازه اصلاح‌طلبان سند و مانیفست برای حل مشکلات کشور داشته باشد؛ سندی که آقای خاتمی برای مسئله حجاب دادند، سندی که برای مسئله آموزش و پرورش منتشر کردند، سندهایی که مجموعه‌های کارشناسی ماه‌ها روی آن کار کردند، در زمینه‌های مختلف از جمله حجاب و آموزش و پرورش و&#8230; ارائه دادند. الان هم سندی در زمینه آموزش عالی دانشگاه‌ها در دستور دارند که در آینده نزدیک منتشر خواهد شد. هیچ جریانی را پیدا نمی‌کنید که اسناد بالادستی مدون داشته باشند که بگویند مردم، دیدگاه ما این است و مملکت را اینگونه می‌توانیم اداره کنیم. بنابراین خیلی دچار خودکم‌بینی نشویم و فکر نکنیم جریان‌های دیگر حرف‌های خاص دیگری دارند. بله حرف‌های کلی برای گفتن دارند اما همانطور که گفتم عرصه سیاست عرصه حرف‌های کلی نیست. حرف‌هایی که باید به صورت ملموس در جامعه منشأ تحول و تغییر باشد و هم هزینه کمی داشته باشد و هم امکان اجرا داشته باشد. اگر این مجموعه را در نظر بگیریم، من نمی‌خواهم بگویم اصلاح‌طلبان اشکال ندارند، نقص‌هایی هست، فرصت‌طلبی‌ها، فرصت‌سوزی‌ها، همه اینها در اصلاح‌طلبان بوده، اما وقتی در مقایسه با دیگر جریان‌ها نگاه می‌کنید، می‌بینید جریان اصلاح‌طلبی یک سر و گردن بالاتر است. اگر در این تردید دارید در جهان خود فکر کنید و بررسی کنید که آیا واقعاً اینگونه است یا اینکه از خودمان تعریف می‌کنیم؟ به نظر من اینگونه نیست و منصفانه باید گفت که ما در مقایسه با بخش‌های دیگر جامعه حرف بیشتری برای گفتن داریم. ما باید هرچه سریع‌تر برای اینکه بتوانیم از این شرایط تحول‌یافته جدید استفاده کنیم به تعریف روشنی از اصلاحات برسیم. نه اینکه تعاریف وجود نداشته باشند؛ وجود دارند، اما وفاق، اتحاد و اجماع بر آن‌ها مهم است و جریان‌های سیاسی باید بر روی اینها توافق و اجماع داشته باشند.</p>
<p><strong>شکل‌گیری گفتمان اصلاح‌طلبی</strong></p>
<p>ما باید اصول و مشخصات بخش اصلاح‌طلبی را مشخص کنیم و بعد براساس آن اصول گفتمان اصلاح‌طلبی را شکل دهیم. از این جهت البته مشکل هم داریم و به‌ویژه بخش‌هایی در بدنه ما به دلیل فشارها و موانعی که وجود دارد و ضربه‌هایی که خوردند، دچار انفعال هستند و اینها برعهده احزاب اصلاح‌طلب است که بتوانند با بدنه خود صحبت کنند و جلسات و گفت‌وگوهایی را برقرار کنند تا بتوانیم به یک وحدت‌نظر درباره تعریف اصلاحات و اصلاح‌طلبی برسیم. باید ببینیم مرزهای هویت گفتمانی ما با دیگر گفتمان‌ها کجاست و ما در چه محدوده‌ای از مرزهای گفتمانی می‌توانیم حرکت کنیم. نمی‌خواهم قاطعانه سرمشقی ارائه دهم یا از سرمشقی دفاع کنم، اما دست‌کم می‌توان گفت که باید علاوه بر اصول اصلاح‌طلبی بر ملاک‌هایی توافق کنیم و در پرتو آن ملاک‌ها ببینیم کدام‌یک از سرمشق‌ها و راهبردها مفیدتر، ممکن‌تر و کم‌هزینه‌تر است. برای مثال الان صحبت از این می‌شود که تکلیف ما با سیستم چیست؟ باید به این سوال یک جواب دهیم؛ یا می‌گوییم این سیستم را به‌عنوان یک واقعیت باید دید، آن‌وقت طیفی از پاسخ‌ها را خواهیم داشت و یا اینکه می‌گوییم غیر از این است و آن‌وقت باید به نتایج دیگری تن دهیم. اگر سیستم را به‌عنوان یک واقعیت نپذیرفتید، طبیعتاً تعامل با سیستم هم بی‌معنا است و در این صورت طیفی از انتخاب‌ها را خواهیم داشت، برای مثال انجام کارهای خیریه و عام‌المنفعه در جامعه انجام دهیم و یا اینکه سیاست «صبر و انتظار» در پیش بگیریم و از آن طرف اگر بپذیرید که این سیستم واقعیت دارد، باید بپذیرید که باید با آن تعامل کرد. یک سر این تعامل این است که در سیستم باشیم و سر دیگر این است که با سیستم برای تحقق منافع خود گفت‌وگو کنیم و به میزانی که در جامعه تحقق اجتماعی داشته باشیم بیشتر می‌توانیم وارد گفت‌وگو شویم تا سیستم را قانع کنیم و به تعبیر آقای خاتمی یا وادار کنیم و یا قانع کنیم که امتیاز دهد و مطالبات اجتماعی را به رسمیت بشناسد. در مجموع باید تکلیف این مسائل را برای خودمان روشن کنیم. باید پاسخ‌های روشن داشته باشیم تا اگر به این نتیجه رسیدیم که باید با سیستم تعامل کرد، آن‌وقت گفت‌وگو مورد قبول واقع شود و اگر ۴ نفر در جهت تحقق مطالبات مردم گفت‌وگو کردند به‌عنوان خائن به آن‌ها انگ زده نشود. نمی‌گویم کدام را انتخاب کنیم اما این سوالی است که باید به آن جواب روشن داد. ما باید روشن کنیم که منظور ما از جامعه‌محوری چیست. یکی دو سال است که از این واژه سخن می‌گوییم اما تعریف روشنی از آن نداریم. آیا جامعه‌محوری با انتخابات و صندوق رای منافات دارد یا نه؟ باید به این سوال جواب داد. در چه شرایطی اصلاح‌طلبان می‌توانند و باید در انتخابات شرکت کنند و در چه شرایطی نمی‌توانند شرکت کنند؟ آیا جامعه‌محوری با گفت‌وگو منافات دارد یا خیر؟ گفت‌وگو به‌معنای خیانت به آرمان‌های جامعه هست یا خیر؟ آیا جامعه‌محوری به معنای پذیرش همه مطالبات و خواسته‌های جامعه متکثر و دفاع از همه آن‌هاست؟ یا به معنای ایجاد نهادهای مدنی و اتحاد صنفی با آن‌هاست؟ آیا جامعه‌محوری به معنای تعیین پایگاه اجتماعی و طبقاتی است که اصلاح‌طلبان براساس اصول و مبانی خود می‌توانند از طریق بسط و گسترش سازمان حزبی و برقراری ارتباط و تعامل با آنها به شناخت و طبقه‌بندی مطالبات اجتماعی بپردازند؟ باید همه این موارد را روشن کرد. با شعار نمی‌توان کاری کرد. اگر اینها را روشن کردیم، آن‌وقت مرزهای گفتمانی و اصول گفتمانی خودمان را می‌توانیم روشن کنیم و مطمئن باشید اگر به این نقطه برسیم، راهکارها از دل آن به دست خواهد آمد. هنوز ما در این مباحث مهم و استراتژیک مانده‌ایم و کمتر به آن‌ها می‌پردازیم اما اینها موضوعاتی است که باید تکلیف آن‌ها را روشن کرد.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%db%8c/">آرمین: جریان اصلاح‌طلب کارنامه روشنی در اداره کشور دارد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ترکیب هیات رئیسه جبهه اصلاحات ایران مشخص شد</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d8%a8-%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d9%87-%d8%ac%d8%a8%d9%87%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b4/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d8%a8-%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d9%87-%d8%ac%d8%a8%d9%87%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Jul 2023 20:34:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خبرهای مهم]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح‌طلبان]]></category>
		<category><![CDATA[بهزاد نبوی]]></category>
		<category><![CDATA[جبهه اصلاحات]]></category>
		<category><![CDATA[محسن آرمین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=16394</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; اعضای جبهه اصلاحات ایران در نشست عصر یکشنبه «جواد امام» را به عنوان سخنگو، «محسن آرمین» و «طاهره نقی‌ئی» را در جایگاه نایب رئیس اول و دوم این تشکل سیاسی در دوره جدید انتخاب کردند. «احمد شریف» دبیرکل حزب همبستگی دانش آموختگان ایران به ایرنا گفت: در [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d8%a8-%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d9%87-%d8%ac%d8%a8%d9%87%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b4/">ترکیب هیات رئیسه جبهه اصلاحات ایران مشخص شد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | اعضای جبهه اصلاحات ایران در نشست عصر یکشنبه «جواد امام» را به عنوان سخنگو، «محسن آرمین» و «طاهره نقی‌ئی» را در جایگاه نایب رئیس اول و دوم این تشکل سیاسی در دوره جدید انتخاب کردند.<br />
<span id="more-16394"></span></p>
<p>«احمد شریف» دبیرکل حزب همبستگی دانش آموختگان ایران به ایرنا گفت: در نشست امروز علاوه بر انتخاب سخنگو و نواب رئیس، «بدرالسادات مفیدی» هم با رأی اکثریت اعضا به عنوان دبیر جبهه انتخاب شد.</p>
<p>وی افزود: با تکمیل هیات رئیسه و کمیته‌ها در هفته‌های بعد رویکرد و مواضع جبهه اصلاحات درباره انتخابات یازدهم اسفند دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی مشخص می‌شود.</p>
<p>«آذر منصوری» دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی چهارم تیر ۱۴۰۲ با رای اکثریت اعضای جبهه اصلاحات ایران جایگزین بهزاد نبوی رئیس مستعفی این تشکل سیاسی شد.</p>
<p>بهزاد نبوی که ششم اسفند ۱۳۹۹ از سوی مجمع عمومی نهاد اجماع ساز اصلاح‌طلبان برای حضور در انتخابات سیزدهمین دوره ریاست‌جمهوری در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ به عنوان رئیس‌ جبهه اصلاحات ایران انتخاب شده بود، پس از شکست جریان اصلاحات در انتخابات، اسفند ۱۴۰۱ از این سمت کناره گرفت.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d8%a8-%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d9%87-%d8%ac%d8%a8%d9%87%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b4/">ترکیب هیات رئیسه جبهه اصلاحات ایران مشخص شد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d8%a8-%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%d9%87-%d8%ac%d8%a8%d9%87%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چهره‌های سیاسی سابق چگونه روزگار می‌گذرانند؟</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 01 May 2023 04:21:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[بهزاد نبوی]]></category>
		<category><![CDATA[عبدالله نوری]]></category>
		<category><![CDATA[علی لاریجانی]]></category>
		<category><![CDATA[محسن آرمین]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدى نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=13452</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; چهره‌های سیاسی ایران که زمانی در صدر خبرها و تیتر نخست روزنامه‌ها بودند و اکنون در مسند قدرت نیستند، چگونه روزگار می‌گذرانند؟ برخی از آنها به پرسشی در این زمینه پاسخ داده‌اند. بهزاد نبوی: بازنشستگی چریک پیر بهزاد نبوی بیان صمیمی و دوستانه‌ای دارد، با گذشته‌ای که [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c/">چهره‌های سیاسی سابق چگونه روزگار می‌گذرانند؟</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | چهره‌های سیاسی ایران که زمانی در صدر خبرها و تیتر نخست روزنامه‌ها بودند و اکنون در مسند قدرت نیستند، چگونه روزگار می‌گذرانند؟ برخی از آنها به پرسشی در این زمینه پاسخ داده‌اند.<br />
<span id="more-13452"></span></p>
<p><strong>بهزاد نبوی: بازنشستگی چریک پیر</strong></p>
<p>بهزاد نبوی بیان صمیمی و دوستانه‌ای دارد، با گذشته‌ای که چندان دوستانه طی نشده است، با او تماس گرفتم و درباره گذران اقتصادی زندگی‌اش پرسیدم به هر حال او سال‌های تجربه وزارت، نمایندگی مجلس و حضور در مجموعه نخست وزیری و ریاست‌جمهوری را در سابقه دارد؛ وقتی برایش توضیح دادم که ماجرا از چه قرار است درنگ نکرد و گفت همین الان بگویم که تمام شود؟و گفت!<br />
من یک خانه از مادرم در خیابان سعادت آباد داشتم که زمین آن را سال ۳۴ به میزان متری ۹ریال خریده بودیم و در همان زمین در سال ۶۱ یک خانه دو طبقه ساختیم، مادرم یک ویلا هم در دریاکنار داشت که وقتی من پیش از انقلاب زندان رفتم یکی از دوستان من برای‌مان خریده بود، یک خانه هم پدرم از قدیم در زعفرانیه داشت که همه اینها را به دو آپارتمان تبدیل کردیم، کل زندگی ما از این طریق می‌چرخد، ۱۷٫۵حقوق که ده روز هم دوام نمی‌آورد باقی زندگی با اموال پدر و مادرم می‌چرخد که تبدیل به سه آپارتمان شده‌اند که از محل اجاره آنها زندگی می‌کنیم. من بازنشستگی ریاست‌جمهوری را دارم چون کارمند نخست وزیری بودم، بعد از اینکه نخست‌وزیری تبدیل به ریاست‌جمهوری شد کارمند آنجا شدم و باید حقوق وزیر سابق را می‌گرفتم ولی چون در دوره آقای خاتمی حکم مشاور رییس‌جمهور زدند این رده پایین‌تر از وزارت بود و مبنای حقوق من مشاور شد.</p>
<p><strong>محسن آرمین: قرآن‌پژوه قانع</strong></p>
<p>از محسن آرمین نیز همین سوال را پرسیدم که مانند همیشه آرام و متین پاسخ داد: در مورد منابع سازمان مجاهدین انقلاب باید از آقای عرب‌سرخی سوال کنید البته درآمد خاصی نداشتیم و کمک‌های مردمی بیشتر بود.من هم حقوق معلمی می‌گیرم و با همین حقوق زندگی می‌کنم و هیچ محل درآمد دیگری ندارم من بازنشسته هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی هستم و آخر هر ماه دولت این حقوق را از ما دریغ نکرده است.ما چون خیلی کم هزینه هستیم الحمدلله مشکلی هم برای‌مان پیش نمی‌آید و اگر هم پیش بیاید از امداد غیبی استفاده می‌کنیم؛ در ادامه از آرمین درباره امداد‌های غیبی زندگی‌اش پرسیدم که به طنز گفت: یعنی مثلا اینجا را ببین، قبلا یخچال بود الان نیست، غیب شده، فروختیم!</p>
<p><strong>عبدالله نوری: دشواری‌های حقوق بازنشستگی</strong></p>
<p>عبدالله نوری در میان چهره‌های سیاسی چندان در دسترس نیست و یافتن او برای خبرنگاران کار مشکلی است به همین خاطر مصاحبه مطبوعاتی یا یادداشت خاصی نیز از او دیده نمی‌شود، اما به سختی و از طریق دوستی در اصفهان توانستم با برادر او-حبیب نوری-تماس بگیرم و ایشان نیز ضمن پرسش سوال ما از عبدالله نوری از قول ایشان گفت: عبدالله نوری از طریق حقوق بازنشستگی خود روزگار می‌گذراند.عبدالله نوری از گفتن بیش از این درباره منابع مالی خود خودداری کرد.</p>
<p><strong>محمد توسلی: سیاست‌ورز دوستدار کار</strong></p>
<p>محمد توسلی در میان چهره‌های سیاسی، پاسخگو‌تر است و از ایده بحث درباره منابع مالی سیاستمداران و نفس کار کردن در میان آنها استقبال کرد و یادداشتی را درباره منابع مالی خود و نحوه اداره مالی نهضت آزادی برای من ارسال کرد: توسلی در پاسخ به این پرسش که در زندگی شخصی خود چه مشاغلی و از چه طریق کسب درآمد داشته‌اید؟ گفت: «بنده فارغ‌التحصیل دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۰ در رشته راه و ساختمان هستم و سپس در رشته دکترای حمل و نقل و ترافیک در دانشگاه‌های ایلینوی امریکا و اشتوتگارت آلمان، همزمان با فعالیت‌های اجتماعی، تحصیلات خود را ادامه دادم. اما در سال ۱۳۴۶ که برای تهیه پایان‌نامه دکترای خود با موضوع «طرح جامع حمل و نقل شهر تهران» به ایران برگشتم و در شهرداری تهران کار خود را آغاز کردم ممنوع‌الاستخدام و ممنوع‌الخروج شدم. اما در «مهندس مشاور راهور» که با مدیریت آن در شهرداری آشنا شده بودم ابتدا به عنوان کارشناس و سپس مدیریت شرکت اشتغال داشتم. به‌رغم بازداشت در سال ۱۳۵۰ مشاور هزینه‌های خانواده مرا پشتیبانی کردند و پس از یک‌سال آزادی از زندان با روی گشاده از ادامه همکاری من استقبال کردند. این همکاری در زمینه مطالعات و طراحی روسازی راه و ارایه دانش جدید روسازی آسفالتی عمدتا در پروژه‌های وزارت راه و شهرسازی و شهرداری تهران تمرکز داشت. در این مدت در مدیریت و تهیه پروژه‌های آسفالت خیابان‌ها و معابر شهری و بین شهری، آزادراه‌های کمربندی جنوب تهران و همچنین آزادراه‌های تهران &#8211; ساوه، قم -کاشان &#8211; اصفهان، اصفهان &#8211; ذوب آهن و&#8230; همکاری می‌کردم. از محل حقوق و مزایای دریافتی علاوه بر هزینه‌های جاری زندگی توانستم با پس‌انداز در سال ۵۴ خانه مناسب برای زندگی‌ام تهیه کنم.</p>
<p>پس از انقلاب ۵۷، در دولت موقت که مسوولیت مدیریت شهر تهران را بر عهده داشتم، خدماتم در جلد دوم خاطرات آمده است. در این دوره فقط حقوق ماهانه ده هزار تومان، در حالی که قبلا حقوق و مزایای شهردار تهران صد هزار تومان بود، برای تامین هزینه‌های زندگی دریافت ‌کردم . پس از پایان دوره شهرداری به‌رغم درگیری در مسوولیت‌های نهضت آزادی ایران برای تامین هزینه‌های زندگی به عنوان کارشناس طرح‌های جامع و تفصیلی ترافیک شهرهای ساری، خرم‌آباد و بروجرد با مهندسین مشاور طرح و کاوش و به موازات آن با شرکت مهندسین مشاور باوند نیز به عنوان کارشناس ترافیک طرح جامع شهر قم همکاری داشتم. با تاسیس شرکت مهندسین مشاور گذر راه در سال ۱۳۷۱و اخذ صلاحیت و درجه‌بندی در رشته‌های تخصصی حمل و نقل و ترافیک، راه و فرودگاه و همچنین با جذب همکاران متخصص، در جایگاه مدیریت آن به کارهای پژوهشی و مطالعاتی پرداختیم که ثمره آن تهیه طرح‌های پژوهشی و تحقیقاتی و اجرایی بزرگ و ملی بود. در جشنواره مهندسی کشور در سال ۱۳۷۸ موفق به اخذ جایزه ویژه شدیم.<br />
به‌طور خلاصه خدمات مهندسی خود را در مدت نزدیک به ۵۰ سال در قالب ارایه خدمات کارشناسی و مدیریتی و اجرای صدها پروژه بزرگ راهسازی، آسفالت، حمل و نقل و ترافیک، احداث فرودگاه‌ها به ثمر رساندیم و با نظارت بر کلیه مراحل و عملیات تولید و حمل و پخش آسفالت بزرگراه‌های تهران و انجام مطالعات لازم برای ارتقای کیفیت عملیات آسفالتی و آموزش کادرهای فنی شهرداری تهران در دهه‌های ۷۰ تا ۹۰ نقش مثبت خود را در حد توان ایفا کردیم.</p>
<p>از جمله در هفتمین همایش قیر و آسفالت ایران که همه ساله از سوی مرکز تحقیقات راه و مسکن و شهرسازی برگزار می‌شود، لوح تقدیری به من اهدا کردند که در قسمتی از آن چنین آمده است: «شما را به عنوان شخصیت برجسته صنعت قیر و آسفالت در سال ۱۳۹۴ معرفی می‌نماییم و این لوح را به پاس قدردانی از سال‌ها تلاش صادقانه برای اعتلای کشور به جنابعالی تقدیم می‌داریم.» به‌طور خلاصه حضور در بخش خصوصی این امکان را برای کنشگران سیاسی فراهم می‌کند تا با توانمندی و اعتماد به نفس بیشتر بتوانند به خدمات سیاسی خود ادامه دهند و کمتر تحت تاثیر اعمال محدودیت‌های حاکمیت قرار گیرند. تجربه تاریخی هم این فرآیند را به وضوح نشان می‌دهد که شخصیت‌هایی چون زنده‌یادان مهندس بازرگان و دکتر سحابی هم به‌رغم اشتغال و تدریس در دانشگاه برای خود نهادهایی در بخش خصوصی از جمله شرکت یاد (یازده استاد دانشگاه) فراهم کرده بودند که معیشت آنان وابسته کامل به دولت نباشد تا بتوانند با استقلال به خدمات اجتماعی و سیاسی خود بپردازند. در همین راستا هزینه‌ها و مخارج فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی آنان نیز از همین منابع و کمک‌های مردمی تامین می‌شد تا استقلال و تداوم فعالیت‌های خود را تضمین کنند.</p>
<p><strong>مهدی نصیری: حقوق شوخ‌طبعی</strong></p>
<p>شاید بتوان مهدی نصیری و همفکران او را در یک طیف سیاسی جدا از اصولگرایان تصور کرد، منابع مالی و گذران زندگی سران این جریان نزدیک به عدالتخواهان نیز جالب است به خصوص با توجه به سوابقی که پیش از این در کارنامه آنها وجود دارد. مهدی نصیری یکی از چهره‌های مطرح آنهاست که سمت‌های پیشین او همواره محل بحث بوده است.نصیری در گفت‌وگویی تلفنی با اندکی شوخی به سوال منابع مالی‌اش این‌گونه پاسخ داد که عینا شرح مکالمه را در ادامه می‌خوانیم:<br />
من از حوزه علمیه شهریه می‌گیرم، حدود ماهی ۱٫۵میلیون تومان به من شهریه می‌دهند و چون پول امام زمان است بسیار پربرکت است و خط فقر را پاسخ می‌دهد. از او پرسیدیم، دستورالعمل زندگی در تهران با یک میلیون و پانصد چگونه است؟ این‌گونه پاسخ داد: «من قم زندگی می‌کنم؛ شهریه طلبگی هم برکت دارد یا مثلا من هر شب یک کاسه زیر سقف خانه می‌گذارم خدا چون رزاق است روزی آن روز را برای‌مان می‌گذارد؛ البته بستگی به اعتقاد و توکل دارد!»در ادامه این پرسش طرح شد که گویا توکل ما ضعیف است؛ جز حقوق طلبگی تاکنون از چه نهاد‌هایی حقوق گرفته‌اید؟ نصیری این‌طور پاسخ داد: «من کیهان بودم که حقوق می‌گرفتم، روزنامه صبح هم بودم که نشریه درآمدزایی بود و بالاخره زندگی ما را تامین می‌کرد، بعد هم ۹سال کارمند بودم، چند سال در تشکیلات شورای سیاستگذاری ائمه جمعه بودم و بعد هم همکار معاونت نمایندگی رهبری در امارات بودم و تا سال ۸۹ در آنجا خدمت می‌کردم؛ بالاخره قانع شدید شهریه طلبگی برکت دارد؟-خدا زیادش کند!»</p>
<p><strong>محمد مهاجری: روزنامه‌نگار متواضع</strong></p>
<p>پاسخ محمد مهاجری به این پرسش که روزگار خود را از چه طریقی می‌گذرانید، گفت: «ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بریم/با پادشه بگوی که روزی مقدر است.»</p>
<p><strong>مصباحی‌مقدم: روحانی اقتصاددان با اقتصادی کوچک</strong></p>
<p>در حاشیه یک گفت‌وگو پیرامون بافت اقتصادی دولت رییسی از مصباحی‌مقدم که از جلسه مجمع تشخیص مصلحت نیز باز می‌گشت، پرسیدم چگونه روزگار می‌گذراند؛ وی در پاسخ این سوال گفت: «من حقوق دولتی دریافت نمی‌کنم و به عنوان استاد تمام دانشگاه امام صادق حقوق می‌گیرم.در مجمع نیز حقوق مشخصی وجود ندارد شاید برخی مواقع حق‌الجلسه پرداخت شود.»</p>
<p><strong>حمیدرضا ترقی: حقوق اندک یک عضو موتلفه</strong></p>
<p>موتلفه اسلامی در باور عمومی به علت ریشه در بازار همواره با مفاهیم اقتصادی و ثروت‌های بی‌شمار تحلیل می‌شود در حالی که طبق باور اعضای این حزب این برداشت درست نیست و برخی اعضای موتلفه نیز مانند مردم عادی زندگی می‌کنند؛ هرچند صحبت‌های بسیاری درباره ثروت خانواده عسگراولادی وجود داشته است دیگر اعضای این حزب خود را از مسائل اقتصادی کلان جدا می‌کنند؛ به همین جهت با حمیدرضا ترقی گفت‌وگویی داشتیم تا از وضعیت معیشتی او بپرسیم که در پاسخ گفت: «من حقوق بازنشستگی کمیته امداد را دریافت می‌کنم و تاکنون نیز کار اقتصادی دیگری انجام نداده‌ام، زیرا به روحیه من نمی‌خورد و علاقه‌ای نیز به مسائل اقتصادی ندارم و تا زمان بازنشستگی نیز اجاره‌نشین بودم، اما پس از بازنشستگی توانستم خانه‌ای برای خودم برای اولین‌بار تهیه کنم.»</p>
<p><strong>علی لاریجانی: حقوق هیات علمی</strong></p>
<p>اگرچه بحث‌های زیادی پیرامون علی لاریجانی به خصوص در دوران انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ پیش آمد و برخی رقبای او موضوع مهاجرت فرزندانش به خارج از کشور و برخی موضوعات مالی را مطرح کردند، اما خبر پر سر و صدا و جدی درباره منابع مالی او تاکنون منتشر نشده یا دامنه وسیعی پیدا نکرده است.از منصور حقیقت‌پور، نماینده سابق و مجلس و از نزدیکان علی لاریجانی درباره منابع مالی رییس سابق مجلس پرسیدم که گفت مطمئن است لاریجانی حقوق هیات علمی دانشگاه را دریافت می‌کند و تورم بر زندگی او نیز تاثیر دارد و از مجلس هم طی ۱۲سال فعالیت حقوقی دریافت نکرده است.حقیقت‌پور درباره وضعیت مسکن لاریجانی و دیگر منابع مالی او اطلاعی نداشت و نمی‌دانست لاریجانی صاحب خانه است یا خیر، اما قرار شد اگر روزی لاریجانی را ملاقات کرد این سوال ما را نیز از او بپرسد!</p>
<p><strong>محمود احمدی‌نژاد: فعلا سکوت تا بعد&#8230;</strong></p>
<p>یافتن احمدی‌نژاد در نارمک شاید امکان‌پذیر باشد که حوصله و وقت دیدار دست نداد البته او در نوبت‌های مختلف نیز نسبت به اموال و درآمد‌های خود صحبت‌هایی کرده است، اما از علی‌اکبر جوانفکر به عنوان یک چهره نزدیک به احمدی‌نژاد در این باره سوالی پرسیدم که گویا به دفتر احمدی‌نژاد ارسال شده، اما هنوز پاسخ مشخصی در این باره دریافت نشده است.</p>
<p>(این گفت‌و‌گوها از سال ۱۴۰۱ آغاز شده است)</p>
<p>اعتماد</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c/">چهره‌های سیاسی سابق چگونه روزگار می‌گذرانند؟</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آرمین: اسیر افسوس نمی‌شویم</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d9%88%d8%b3-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b4%d9%88%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d9%88%d8%b3-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b4%d9%88%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Feb 2022 12:59:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه شرق]]></category>
		<category><![CDATA[محسن آرمین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=8189</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; محسن آرمین می گوید : نگاه به گذشته به جای «اگر» و «شاید» که هیچ حاصلی جز افسوس و تشدید منفی‌گرایی ندارد، باید از آن پشتوانه‌ای محکم برای اکنون و آینده ساخت. او بر این اساس ۱۰ سال گذشته را هم نقد می کند. روزنامه شرق در [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d9%88%d8%b3-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b4%d9%88%db%8c%d9%85/">آرمین: اسیر افسوس نمی‌شویم</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | محسن آرمین می گوید : <em>نگاه به گذشته به جای «اگر» و «شاید» که هیچ حاصلی جز افسوس و تشدید منفی‌گرایی ندارد، باید از آن پشتوانه‌ای محکم برای اکنون و آینده ساخت. </em> او بر این اساس ۱۰ سال گذشته را هم نقد می کند.</p>
<p><span id="more-8189"></span>روزنامه شرق در شماره روز یکشنبه ۱۷ بهمن خود گفت و گویی مبسوط به محسن آرمین انجام داده است که می خوانیم:</p>
<p><strong>‌ایجاد ناامیدی سیاسی و دلزدگی از سیاست‌ورزی ناشی از چه عواملی است؟</strong></p>
<p>‌عوامل زیادی در یأس و ناامیدی از سیاست‌ورزی نقش دارند. عدم صداقت مسئولان، پنهان‌کاری،‌ بالا‌رفتن هزینه سیاست‌ورزی و&#8230; از‌جمله این عوامل هستند؛ اما به گمان من همه این عوامل به دو عامل اصلی باز‌می‌گردد. ۱-عدم اعتماد به کارآمدی سیستم در حل مشکلات و بحران‌ها و ۲- فقدان چشم‌اندازی روشن در افق آینده.<br />
به عبارت دیگر ناکامی تلاش‌‌ها برای اصلاح در سطح نخبگان و مشارکت در سطح مردم دو دلیل می‌تواند داشته باشد : ۱- دولت به معنای عام نمی‌خواهد و اراده اصلاح ندارد؛ بلکه بر ادامه راه گذشته اصرار می‌ورزد. ۲-یا می‌خواهد اما سیستم به مرحله‌ای رسیده است که با وجود عزم و اراده قادر به اصلاح نیست. البته ممکن است این دو فرض در عالم واقع به صورت مطلق رخ نداده باشد. مهم این است که جامعه و کنشگران سیاسی که به دنبال اصلاح هستند، چنین احساس و دریافتی داشته باشند.<br />
هریک از این دو عامل آثار و نتایج زیان‌باری در پی دارد که به نوبه خود به تقویت آن دو عامل می‌انجامد. برای مثال اگر دولتمردان اراده اصلاح نداشته باشند، طبیعتا در برابر کنشگران خواهان اصلاح و مطالبات معطوف به اصلاح جامعه مقاومت می‌کنند و طبیعتا برای کنترل اوضاع به ایجاد محدودیت، برخورد، تحمیل هزینه‌های سنگین به منتقدان وضع موجود و جامعه و&#8230; روی می‌آورند. این روند نهایتا به تقویت عاملی می‌انجامد که خود منشأ این روند است؛ یعنی تقویت این احساس که دولت نه‌تنها خواهان اصلاح نیست؛ بلکه عزم مقابله با آن را دارد. همچنین است احساس ناکارآمدی سیستم در حل بحران‌ها و مشکلات، زیرا اصرار بر ادامه روش‌های ناکارآمد در سطح روش‌ها باقی نمی‌ماند؛ بلکه آثار محتوم خود را بر کل سیستم تحمیل می‌کند، نهادها مناسبات و عاملان و کادرها و مناسبات خود را می‌سازد، اهداف و ارزش‌های خود را خلق می‌کند؛ ارزش‌ها و اهداف و مناسباتی که گاه تابو هم می‌شوند و به تله‌ای تبدیل می‌شوند که بیش و پیش از همه دولتمردان را در خود گرفتار می‌کنند. وقتی کار به اینجا رسید سیستم حتی اگر بخواهد دیگر قادر به تصمیم‌گیری‌های سرنوشت‌ساز و تغییرات شگرف و حل مشکلات و بحران‌های فرا‌رو نخواهد بود. این امور البته صفر و صد نیستند. ما در عالم نسبیات زندگی می‌کنیم؛ اما به هر حال واقعیت‌اند؛ اما نکته حائز اهمیت دیگری که تجربه زیسته ما آن را تأیید می‌کند، این است که اگرچه ممکن است کنشگران سیاسی زودتر از جامعه به این دو عامل پی ببرند؛ اما یأس و ناامیدی ابتدا در جامعه ایجاد می‌شود و سپس به کنشگران سیاسی سرایت می‌کند.<br />
‌اگر از من بپرسید که چرا این احساس در جامعه ایجاد شده است که سیستم در حل بحران‌ها و مشکلات کارآمد نیست و نتوانسته است جامعه را به آینده‌ای روشن قانع و امیدوار نگه دارد. به شما عرض می‌کنم به یک علت روشن و آن اینکه رویکرد غالب در اداره کشور رویکردی ضد توسعه است. و دولت به هر علت یا دلیلی حاضر به تغییر روش اداره کشور به نفع توسعه پایدار و همه‌جانبه نیست؛ بلکه احتمالا نتایج چنین رویکردی را برای خود زیان‌بار ارزیابی می‌کند. رویکرد توسعه پایدار و همه‌جانبه سیاست‌های داخلی و خارجی متناسب با خود و کاملا متضاد با سیاست‌های داخلی و خارجی کنونی را اقتضا می‌کند. طبیعتا سیاست‌ داخلی که سمت و سوی آن یکدست‌کردن هرچه بیشتر حاکمیت است و سیاست خارجی که در تنش تعریف می‌شود کشور را همواره در شرایط تعلیق نگاه می‌دارد، نه می‌تواند شرایط مناسبی برای جلب مشارکت جامعه و استفاده از ظرفیت‌های عظیم داخلی برای حل مشکلات مختلف فراهم بیاورد و نه می‌تواند در جذب سرمایه‌ها و همکاری‌های خارجی برای تقویت بنیادهای اقتصادی کشور موفق باشد. چنین رویکردی در اداره کشور در مواجهه با مشکلات و معضلات ناگزیر به تبلیغات حجیم و گسترده و نیز اتخاذ راهکارهای کلیشه‌ای برای کنترل روی می‌آورد در نتیجه بدون آنکه بحران‌ها را حل کند از آنها عبور می‌کند. انباشت بحران‌ها و مشکلات که به‌مرور به سبب هم‌افزایی به پیدایش ابر‌بحران‌ها می‌انجامند، به‌تدریج جامعه را به این نتیجه می‌رساند که سیستم ناتوان از حل مشکلات است و هیچ چشم‌انداز امیدبخشی در افق آینده مشاهده نمی‌شود.</p>
<p>‌‌<strong>در ادوار مختلف تاریخ سیاسی صد سال اخیر، در مقاطعی از‌جمله دولت اول هاشمی، میانه دهه ۴۰ و شرایط فعلی، جامعه به نظر می‌رسد در چنین ناامیدی و دلزدگی از سیاست به سر می‌برد. نسبت به ادوار مختلف این مسئله را چگونه ارزیابی می‌کنید؟</strong></p>
<p>‌درست می‌گویید ناامیدی و یأس چیزی نیست که یکباره به وجود بیاید؛ انباشتی از تجارب شکست‌خورده گذشته است که می‌تواند به این احساس بینجامد که دولتمردان نه می‌خواهند و نه می‌توانند. در واقع جامعه و کنشگران سیاسی پس از ناکامی در هر تجربه‌ای، به تکرار آن یا کشف راه‌های جدید برای اصلاح می‌پردازند. طبعا وقتی از اصلاح صحبت می‌کنیم، مقصودمان رویکردی قانونی، مسالمت‌آمیز و تدریجی برای اصلاح روندهای خطاست. به عبارت دیگر، پشتوانه و نقطه امید اصلاح، ظرفیت‌های موجود در خود سیستم است. اگر چنین ظرفیت‌هایی وجود نداشت، دیگر رویکرد قانونی، مسالمت‌آمیز و تدریجی معنا نداشت. بنابراین جامعه و کنشگران سیاسیِ خواهان اصلاح، پس از هر ناکامی به بازنگری در نحوه استفاده خود از یک ظرفیت و تکرار آن در سطحی بالاتر یا به استفاده از ظرفیت‌های دیگر موجود در درون سیستم روی می‌آورند. بگذارید یک مثال بزنم. در دوران اصلاحات یکی از مطالبات آزادی بیان بود. کنشگران مطبوعاتی و سیاسی اصلاح‌طلب با استفاده از ظرفیت‌های قانونی موجود، اقدام به انتشار روزنامه کردند. متقابلا جریان‌هایی که این مطالبه را مخالف مصالح خود می‌دیدند، اقدام به ایجاد محدودیت‌هایی از‌جمله توقیف روزنامه‌ها کردند؛ اما قانون همچنان اجازه انتشار روزنامه را می‌داد، بنابراین با توقیف هر روزنامه، روزنامه دیگری منتشر می‌شد. این روند تا آنجا ادامه پیدا کرد که با ایجاد محدودیت‌های روزافزون، دیگر آن ظرفیت قانونی برای انتشار روزنامه‌های مستقل و آزاد وجود نداشت، عمر انتشار روزنامه حتی به یک هفته کاهش و هزینه سیاسی آن فوق‌العاده افزایش یافت. پس از مدتی با ورود تکنولوژی‌های جدید ارتباطاتی، کنشگران سیاسی و مطبوعاتی برای پیگیری این مطالبه به استفاده از فضای مجازی روی آوردند. این روند همچنان ادامه دارد. عین این مثال را می‌توانیم در حوزه انتخابات مثلا مجلس یا ریاست‌جمهوری بزنیم. در سه دهه اخیر شاهد توفیقات درخور توجه و درخشانی در این زمینه بودیم. متقابلا نیروهای ضد اصلاحات هزینه‌های زیادی از جیب کشور برای مهار و مقابله با این توفیقات صرف کردند و شعارشان این بود که همگان باید بفهمند در این کشور هیچ چیز عوض نشده است. انتخاب یک رئیس‌جمهور به معنای آن نیست که او حق دارد یا می‌تواند برنامه‌های خود را که به خاطر آن از مردم رأی گرفته، عملی کند. به هر حال پس از هر تجربه ناکام، تجربه‌ای دیگر یا استفاده از ظرفیت موجود دیگری تجربه و امتحان می‌شود؛ اما در صورت تصلب، این روند به جایی می‌رسد که چنان که گفتم جامعه به این نتیجه می‌رسد که دیگر ظرفیت مؤثری برای اصلاح وجود ندارد.</p>
<p><strong>‌هانا آرنت به‌عنوان یک فیلسوف که در این زمینه صحبت‌های مفصلی داشته، معتقد است امید ما را از لحظه کنونی بیرون می‌کشد و به نوعی ضد بشر است؛ نظر شما در‌این‌باره چیست؟ آیا امید جامعه را از واقع‌گرایی و پذیرش آن دور می‌کند؟</strong></p>
<p>من این جمله از هانا آرنت را نخوانده‌ام و نمی‌دانم در چه کانتکس و زمینه‌ای این سخن را گفته یا مقصود او از امید چه بوده است. گمان نمی‌کنم مقصود او از این کلمه همان باشد که ما در این بحث داریم از آن صحبت می‌کنیم؛ زیرا امید به معنایی که ما از آن بحث می‌کنیم، شرط ادامه حیات و کنشگری سیاسی و امکان تغییر و اصلاح است. به این معنا شاید به نتیجه‌ای معکوس برسیم؛ یعنی آنجا که امید رخت بر‌می‌بندد، نوبت به راهکارهای غیر‌واقع‌گرایانه می‌رسد. وقتی امید به حل مشکلات از طرق معقول، قانونی و ضابطه‌مند از بین می‌رود، نوبت به عصیان و شورش‌های خیابانی می‌رسد که نتیجه‌اش چیزی جز تخریب و زیان برای همه و کشور نیست.</p>
<p><strong>‌اساسا امید در سیاست یک ارزش است یا ضد ارزش؟ به این معنا که همواره در حال پنهان‌شدن پشت امید یا چهره‌های سیاسی نمادین هستیم؟ آیا باید تلاش کرد جامعه ایران به جریانات مرسوم سیاسی امید داشته باشد یا در یک ناامیدی محض به راهکارهای دیگر فکر کند؟</strong></p>
<p>باید میان رؤیاپردازی، خیال‌انگیزی و امید تفاوت قائل شد. به نظر امید با واقع‌گرایی تعارضی ندارد. همچنان که نه‌تنها با خلاقیت، ابتکار و جست‌وجوی راه‌های جدید تعارضی ندارد، بلکه خود عامل و برانگیزاننده آن است. ظاهرا مقصود شما از امید، دل‌بستن به یک شخص یا یک حزب به‌رغم تجربه ناتوانی یا امید‌بستن به یک راهکار به‌رغم عقیم‌بودن و سترون‌بودن آن است. این دیگر امید نیست، بلکه جمود و فاصله‌گرفتن از واقع‌گرایی است. نکته مهم‌تر در پاسخ به پرسش شما، این است که این امور در عالم واقع استعلایی و دستوری نیستند. برای درک بهتر این مسئله از مدل لاکاتوش، فیلسوف علم، استفاده کنیم. به نظر لاکاتوش علم عرصه رقابت نظریه‌ها و برنامه‌های پژوهشی است. هر برنامه پژوهشی مادامی که قادر به تبیین پدیده‌های حوزه خود و قدرت پیش‌بینی‌کنندگی باشد، به حیات خود ادامه می‌دهد؛ اما آنجا که این دو ویژگی را از دست بدهد، به تدریج جای خود را به برنامه دیگری خواهد داد که در این دو ویژگی از او قوی‌تر و کارآمدتر هستند. کسی تصمیم نمی‌گیرد این نظریه از بین برود و جای خود را به نظریه دیگری بدهد. این روند به‌طور طبیعی اتفاق می‌افتد. عالم سیاست هم عرصه رقابت گفتمان‌های سیاسی است. یک شخص یا جریان سیاسی که حامل گفتمانی معین است، درصورتی‌که جامعه به کارآمدی گفتمان او به حل مشکلات و گشودن چشم‌اندازهای مثبت در آینده باور داشته باشد به او اقبال نشان می‌دهد. هر زمان که ناکارآمدی این گفتمان برای جامعه به اثبات رسید یا جامعه به چنین درکی رسید، خواه ناخواه آن گفتمان جای خود را به گفتمان دیگری می‌دهد. اما آنچه موجب اقبال جامعه به گفتمان سیاسی جدید می‌شود باز امید به کارآمدی آن است. این عرصه، عرصه عاملیت است نه آمریت. طرفداران یک گفتمان جای گفتمان دیگر را تنگ نمی‌کنند و نمی‌توانند تنگ کنند. اگر گفتمان کارآمدتری ممکن باشد قطعا ظهور خواهد کرد؛ بنابراین بهتر است به جای اینکه وقت خود را به جنگ‌های زرگری صرف کنیم در اندیشه اثبات گفتمان مورد نظر خود باشیم. با کمال تأسف در چند سال اخیر برخی نیروهای معترض و تحول‌خواه وقت و انرژی خود را صرف حمله و تهاجم علیه اصلاح‌طلبان و سران آنها می‌کنند و با جریان‌های ضد اصلاحات داخلی و گفتمان‌های دیگری که دیگر به درد موزه‌ها می‌خورند، در حمله علیه اصلاح‌طلبان هم‌داستان شده‌اند. مقصود من دفاع از کارآمدی گفتمان اصلاح‌طلبی نیست. ممکن است به این نتیجه رسیده باشیم که تجربه اصلاحات سیاسی تجربه‌ای شکست‌خورده است. اما تجربه شکست‌خورده را که نباید دشمن پنداشت و مسئله اصلی را به فراموشی سپرد. حتی می‌توان معتقد شد اصلاح‌طلبان فرصت‌سوزی کردند. بسیار خب اما این اصلاح‌طلبان هستند که اگر می‌خواهند همچنان در عرصه سیاسی کشور نقشی تعیین‌کننده داشته باشند باید به بازبینی و تجدیدنظر در عملکرد گذشته و اصلاح گفتمان خود بپردازند اما کسانی که معتقدند گفتمان اصلاحات یک گفتمان شکست‌خورده است و امکان بازسازی ندارد، دلیلی ندارد وقت خود را صرف حمله به اصلاح‌طلبان کنند. آنان باید خود به صحنه بیایند و گفتمان خود را در برابر انظار عمومی در عرصه عمل به آزمون بگذارند. طبیعتا اصرار بر حمله به اصلاح‌طلبان و اکتفاکردن به مخالف‌خوانی در برابر جریان‌های ضد اصلاحات، معنایی جز استیصال و تهی‌بودن چنته ندارد. نمی‌خواهم بگویم انبان این عزیزان تهی است، بلکه عرض می‌کنم تمرکز به حمله به اصلاحات و غفلت از خطر اصلی که کشور را تهدید می‌کند یک معنا بیشتر ندارد و آن پنهان‌کردن ناتوانی از ارائه یک گفتمان آلترناتیو کارآمد در سایه حمله به اصلاح‌طلبان است.</p>
<p><strong>‌این ناامیدی تا چه حد بخش‌های غیرسیاسی جامعه را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهد؟</strong></p>
<p>چنان‌که گفتم جامعه زودتر از کنشگران سیاسی خواهان اصلاح ناامید می‌شود و وقتی تلاش‌ها و ابتکارات و خلاقیت‌های کنشگران خواهان اصلاح، از طرف جامعه ناامید و مأیوس پالس مثبتی دریافت نمی‌کند، این ناامیدی به آنها هم سرایت می‌کند، زیرا حیات کنشگران سیاسی به اقبال و پشتیبانی جامعه بستگی دارد. در چنین شرایطی که جامعه سیاست‌گریز می‌شود، نوبت به متفکران و طبقه تولیدکننده فکر و اندیشه می‌رسد تا در تغییر پارادایم و گفتمان بکوشند و گفتمان جدیدی سر برآورد و جامعه را همراه کند. البته ممکن است جامعه از نعمت وجود چنین متفکرانی محروم باشد و چنین شانسی نداشته باشد، آن‌گاه باید منتظر دو پدیده بود؛ اول فروپاشی اخلاق اجتماعی و گسترش اگوئیسم و نوعی سیاست‌گریزی همراه با فرصت‌طلبی و منفعت‌طلبی فردی که هرکس می‌کوشد گلیم خود را از آب بیرون بکشد و سر دیگری و بیش از همه سر دولت کلاه بگذارد. این پدیده خود به ناکارآمدی بیشتر سیستم می‌انجامد، زیرا سیستم بدون همکاری و مشارکت جامعه قادر به حل مشکلات نخواهد بود. پدیده دوم گسترش عصیان و هرج‌ومرج است.</p>
<p><strong>‌این ناامیدی در طبقات مختلف جامعه به چه شکل بروز می‌کند؟ آیا طبقات فرودست زودتر به این ناامیدی دست می‌یابند؟ راهکار یک جامعه نیمه‌ناامید چیست؟</strong></p>
<p>اگر مقصودتان از واکنش، واکنش‌های کف خیابان باشد، طبیعتا طبقاتی که بیشترین بار ناکارآمدی سیستم را تحمل می‌کنند و بیشترین آسیب را از این ناکارآمدی می‌بینند، زودتر واکنش نشان می‌دهند که البته در فقدان یک نظام حزبی و جامعه مدنی توانمند این اعتراضات به نتیجه نخواهد رسید، زیرا یا خود به خشونت می‌انجامند یا خشونت بر‌ آنها تحمیل می‌شود؛ در هر صورت نتیجه یکی است: انباشته‌تر‌شدن و گسترده‌تر‌شدن خشم و کینه و نفرت. این مسیر نه‌تنها برای جامعه و دولت بلکه برای ایران و تمامیت ارضی کشور خطرناک است؛ بنابراین به نظر من بهترین و کم‌هزینه‌ترین و امیدبخش‌ترین راهکار در مقایسه با راهکارهای دیگر تلاش جامعه برای توانمندسازی خویش است. ما نیاز به یک جنبش برای ایجاد یک جامعه مدنی قدرتمند داریم. این راه وقتی هموار می‌شود که امید به آن معنایی که شما از این کلمه در نظر دارید نسبت به راهکارهای توهم‌آلود و بی‌نتیجه رنگ ببازد و جامعه به خود و توانمندی‌های خود اعتماد کند. خوشبختانه با وجود تمام برنامه‌ها و سیاست‌هایی که در سال‌های اخیر برای ناتوان‌سازی جامعه مدنی ایران اعمال شده، جامعه مدنی در ایران همچنان قوی است. جامعه‌ مدنی ایران اگر نمی‌تواند مطالبات خود را تحمیل کند اما در برابر اراده‌های ضد مردم‌سالار مقاومت می‌کند و اجازه تحقق آنها را در سطح اجتماعی نمی‌دهد. تقویت جامعه مدنی و تزریق حس خودباوری و اعتمادبه‌نفس می‌تواند جامعه را از این مقاومت منفی و موضع سلبی به کنشگری ایجابی و مثبت ارتقا دهد.</p>
<p><strong><br />
‌آیا روشنفکران و چهره‌های مطرح در تولید امید نقشی دارند؟ در شرایط فعلی که چهره‌های نمادین دچار انزوا شده‌اند و جامعه دیگر با کاریزماها مواجه نیست؛ آیا ناامیدی گسترش می‌یابد؟</strong></p>
<p>به نظرم در این شرایط ما بیش از هر چیز نیازمند نظریه‌پردازی و گفتمان‌سازی هستیم. خیلی هم عجول نباشیم. ایران ما از این حیث در حال طی‌کردن شرایط گذار است. تلاش‌های فکری و اندیشه‌ورزانه با توجه به مشکلات و بحران‌ها و بن‌بست‌ها، می‌تواند رهیافت‌های امیدبخشی را در چشم‌انداز جامعه قرار دهد. اینکه می‌گویم «می‌تواند» به این دلیل است که در صورت عدم درک حساسیت و مسئولیت تاریخی از سوی روشنفکران و جامعه و عدم حرکت در این مسیر ممکن است سرنوشت نافرجامی در انتظار جامعه باشد.<br />
‌روشنفکران و تولیدکنندگان اندیشه در این شرایط با راهگشایی‌های نظری و عملی می‌توانند در بازگشت امید به جامعه ایران نقشی مهم ایفا کنند. ناامیدی یک فرد می‌تواند ناشی از عدم آگاهی از توانمندی‌ها و فرصت‌ها و امکانات خود باشد. این امر درباره جامعه ایران تا حدود زیادی صادق است. چنان‌که گفتم جامعه مدنی ایران ظرفیت‌های زیادی دارد؛ آگاهی از این ظرفیت‌ها می‌تواند اعتمادبه‌نفس و خودباوری و در نتیجه امید را به جامعه بازگرداند. همچنین ظرفیت‌های حقوقی موجود هم کم نیستند. با وجود اشکالات، ابهامات و تناقضات انکارناپذیر، ظرفیت‌های دموکراتیک قانون اساسی نه قابل انکار است و نه باید نادیده انگاشته شوند. متأسفانه برخوردهای احساسی و مطلق‌گرایانه موجب غفلت از این ظرفیت‌ها شده است. حقوق‌دانان خوش‌فکر و خردمند ما باید در تبیین این ظرفیت‌ها و آموزش جامعه در این زمینه بکوشند. من نمی‌دانم در شرایطی که ما توان تغییر قانون انتخابات خبرگان یا اجتهادهای در مقابل نص شورای نگهبان از قانون اساسی را نداریم چطور عده‌ای شعار تغییر قانون اساسی می‌دهند. چنان که گفتم قانون اساسی اشکالات و ابهاماتی دارد که زمینه را برای برداشت‌های ضد دموکراتیک و سوء‌استفاده برخی جریان‌ها فراهم آورده است اما تا زمانی که مطمئن نیستیم این تغییر به سود سویه‌های دموکراتیک این قانون انجام خواهد شد، نباید این سویه‌ها که کم هم نیستند مغفول واقع شوند و محور مطالبات و مبنای عمل اجتماعی قرار نگیرند.</p>
<p>فضای مجازی از دیگر فرصت‌ها و ظرفیت‌های موجود است به شرط آنکه اولا درباره میزان نقش آن بیش از آنچه هست غلو نشود و ثانیا به نحوی هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده از آن استفاده شود. استفاده از این فضا برای گله‌ها و شکوه‌های بی‌حاصل که فقط به عصبانیت و انفعال بیشتر کمک می‌کند، یا جوک‌های سیاسی که فقط موجب تشفی خاطر کاربران می‌شود، در واقع به معنای هدردادن این ظرفیت است. ظرفیت فضای مجازی به جای جدل‌های بی‌حاصل باید در جهت تمرین گفت‌وگو و آموزش جامعه و مشارکت در خلق ایده‌های نو به کار گرفته شود. این مسیر طبعا با هزینه‌های احتمالی همراه خواهد بود اما در صورت گسترش، مواجهه با آن کار ساده‌ای نیست. بنابراین روشنفکران و کنشگران سیاسی ما باید هرچه زودتر از حالت انفعالی کنونی که به نظرم تا حدودی هم طبیعی است خارج شوند و با برقرارکردن ارتباط با جامعه به آگاه‌سازی و آموزش مردم بپردازند. در این میان بزرگ‌ترین اشتباه آن است که فکر کنیم کنشگران سیاسی باید در صحنه فعالیت‌های مدنی و ایجاد نهادهای مدنی پیشگام باشند. این امر بر عهده فعالان اجتماعی است. فعالان سیاسی البته باید در حمایت سیاسی از این حرکت مجدانه بکوشند و در ارتباط و آگاه‌سازی جامعه فعال باشند، اما انتظار اینکه آنان خود در این عرصه آستین بالا بزنند چندان منطقی نیست.</p>
<p><strong>‌ در ۱۰ سال اخیر این وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا امید باعث ایجاد نوعی مانع شده است؟</strong></p>
<p>شخصا با مخالف‌خوانی و به تعبیر عامیانه خودزنی موافق نیستم. گذشته تاریخ و هویت و انباشت تجربه‌ زیسته ما و نتیجه توان و سطح آگاهی‌های ماست. در نگاه به گذشته به جای «اگر» و «شاید» که هیچ حاصلی جز افسوس و تشدید منفی‌گرایی ندارد، باید از آن پشتوانه‌ای محکم برای اکنون و آینده ساخت. استمرار و تداوم رو به رشد تلاش براساس تجارب گذشته نعمتی است که روند مبارزات معاصر جامعه ایران از آن محروم بوده است. تاریخ معاصر ما صحنه گسست‌ها و انقطاع‌های پی‌درپی است. شاید راز ناکامی از دستیابی به آرمان‌هایمان همین باشد. وقتی شما می‌گویید امید باعث ایجاد نوعی مانع شده است من از این سخن تمایل به تکرار انقطاع و گسست می‌فهمم و از گسترش چنین تمایلی در جامعه احساس خطر می‌کنم. البته امیدوارم استنباط من غلط باشد در هر حال چه مقصود شما این باشد چه نباشد، تصمیمات ۱۰ساله گذشته را باید با توجه به شرایط ۱۰ساله گذشته ارزیابی کرد. نه باید خودفریبی کرد و فقط کامیابی‌ها را دید و نه باید خودزنی کرد و فقط ناکامی‌ها را دید؛ برای مثال فرض کنیم اگر در آمریکا دیوانه‌ای مانند ترامپ بر سر کار نمی‌آمد و آمریکا از برجام خارج نمی‌شد و بی‌سابقه‌ترین تحریم‌ها علیه ایران اعمال نمی‌شد، اگر بلایای طبیعی پیاپی و گسترده در شمال و جنوب و شرق و غرب کشور در این مدت نداشتیم و اگر&#8230; آیا وضعیت ما همین بود که امروز هست و ارزیابی ما نسبت به انتخابی که در هشت سال پیش در انتخابات ۹۲ کردیم همین‌قدر منفی بود که امروز هست؟ آیا ما باید چنان علم غیبی می‌داشتیم که چنین حوادثی را پیش‌بینی می‌کردیم و چون نکردیم آن تصمیم سزاوار انتقاد است؟ اگر چنین بنگریم هم انتخاب خود را در ۱۰ سال پیش انتخابی درست متناسب با آن شرایط ارزیابی می‌کنیم و هم موضع اصلاح‌طلبان را در قبال قصورها و تقصیرهای روحانی و دولتش واقع‌بینانه‌تر نقد می‌کنیم و هم دچار خودزنی نمی‌شویم که هیچ‌گاه تصمیم درست و بایسته‌ای نگرفته‌ایم.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d9%88%d8%b3-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b4%d9%88%db%8c%d9%85/">آرمین: اسیر افسوس نمی‌شویم</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%a2%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d9%88%d8%b3-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b4%d9%88%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
