<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خط قرمز در مذاکرات &#8211; سایت خبری تحلیلی رصد خبر</title>
	<atom:link href="https://rasadkhabar.ir/tag/%d8%ae%d8%b7-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://rasadkhabar.ir</link>
	<description>سایت خبری تحلیلی رصد خبر</description>
	<lastBuildDate>Wed, 18 Feb 2026 04:19:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.1.15</generator>

<image>
	<url>https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/12/cropped-رصد-32x32.png</url>
	<title>خط قرمز در مذاکرات &#8211; سایت خبری تحلیلی رصد خبر</title>
	<link>https://rasadkhabar.ir</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>انتصار: ورود به مرحله بعدی مذاکرات اجتناب‌ناپذیر است</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%86/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Feb 2026 04:19:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیپلماسی]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اتاق اصناف ایران]]></category>
		<category><![CDATA[حمله آمریکا به ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خط قرمز در مذاکرات]]></category>
		<category><![CDATA[دونالد ترامپ]]></category>
		<category><![CDATA[مذاکرات ایران و آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[نادر انتصار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=27369</guid>

					<description><![CDATA[<p>نادر انتصار، استاد بازنشسته دانشگاه آلابامای جنوبی معتقد است که « اگر مدل غنی‌سازی نزدیک به صفر در موضوع هسته‌ای ایران شکل بگیرد، طبیعتا مسیر برای طرح سایر مطالبات امریکا در مراحل بعدی مذاکرات باز خواهد شد، اما نباید فراموش کنیم که هدف اصلی امریکا تضعیف ایران به عنوان یک [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%86/">انتصار: ورود به مرحله بعدی مذاکرات اجتناب‌ناپذیر است</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نادر انتصار، استاد بازنشسته دانشگاه آلابامای جنوبی معتقد است که « اگر مدل غنی‌سازی نزدیک به صفر در موضوع هسته‌ای ایران شکل بگیرد، طبیعتا مسیر برای طرح سایر مطالبات امریکا در مراحل بعدی مذاکرات باز خواهد شد، اما نباید فراموش کنیم که هدف اصلی امریکا تضعیف ایران به عنوان یک قدرت اثرگذار در منطقه است».<br />
<span id="more-27369"></span></p>
<p><span style="color: #993300;"><strong>رصدخبر | دیپلماسی ؛</strong></span> نادر انتصار، استاد سابق دانشگاه آلابامای جنوبی آمریکا در گفت‌وگو با <em>روزنامه اعتماد</em> و در پاسخ به سوالی در خصوص چرایی بازگشت تهران به میز مذاکره با واشنگتن بعد از رویارویی تهران و تل‌آویو تشریح کرد: ایران هیچگاه میز مذاکره را ترک نکرد. در مقطعی که گفت‌وگوها در جریان بود، به ایران حمله شد؛ طبیعی است در شرایطی که کشور در میانه یک درگیری نظامی قرار دارد، امکان ادامه مذاکرات به همان روال سابق وجود ندارد. بنابراین توقف گفت‌وگوها در آن مقطع، تصمیمی قابل درک بود. با این حال، از همان ابتدا هم روشن بود که ایران مایل است اختلافات خود با امریکا را تا حد امکان از مسیر غیرنظامی مدیریت کند. حتی اگر همه اختلافات قابل رفع نباشد، دست‌کم می‌توان درباره برخی موضوعات به تفاهم‌های حداقلی دست یافت. مهم‌ترین موضوع برای ایران در این میان، مساله هسته‌ای است.</p>
<p>به باور انتصار به نظر می‌رسد ایران مدت‌هاست حتی پیش از حمله اخیر آمریکا به تاسیسات هسته‌ای به این جمع‌بندی رسیده که باید درباره ساختار و وضعیت برنامه هسته‌ای خود بازنگری جدی انجام بدهد. گزارش‌ها و اخباری هم مطرح شد مبنی بر اینکه ایران ممکن است سطح غنی‌سازی را به زیر یک درصد کاهش بدهد. البته از نظر فنی چیزی به نام «صفر مطلق» در غنی‌سازی وجود ندارد. بنابراین وقتی از غنی‌سازی صفر صحبت می‌شود، منظور در واقع کاهش میزان غنی‌سازی به پایین‌ترین سطح ممکن است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>اگر ایران غنی سازی پایین را بپذیرد&#8230;</strong></span></p>
<p>این استاد دانشگاه گفت: اگر ایران حتی غنی‌سازی در حد ۰.۱ درصد را بپذیرد، می‌تواند در داخل کشور استدلال کند که «حق غنی‌سازی» همچنان محفوظ است، در حالی که در عمل سطح غنی‌سازی به نزدیک صفر رسیده است. چنین مدلی می‌تواند راه‌حلی میانه باشد؛ بدان معنا که امریکا نیز بپذیرد ایران در سطح حقوقی اعلام کرده از حق غنی‌سازی برخوردار است، اما در عمل اقدام به غنی‌سازی موثر نکند. به اعتقاد من، اگر چنین چارچوبی مورد توافق قرار بگیرد، یکی از مهم‌ترین موانع اولیه در مسیر گفت‌وگوها برداشته خواهد شد و امکان حرکت به سمت تفاهم‌های گسترده‌تر فراهم می‌شود.</p>
<p>انتصار درخصوص دیگر شروط ادعایی واشنگتن تشریح کرد: به باور من اگر چنین مدلی یعنی غنی‌سازی نزدیک به صفر در موضوع هسته‌ای ایران شکل بگیرد، طبیعتا مسیر برای طرح سایر مطالبات آمریکا در مراحل بعدی مذاکرات باز خواهد شد. بدان معنا که اگر پرونده هسته‌ای عملا از دستور کار تنش خارج شود، امریکا تمرکز خود را بر موضوعات دیگر خواهد گذاشت. نباید فراموش کنیم که هدف اصلی امریکا، به عنوان یک قدرت بزرگ، صرفا مساله هسته‌ای نیست. مساله اصلی از نگاه واشنگتن، تضعیف ایران به عنوان یک قدرت اثرگذار در منطقه است. حتی برخی در امریکا فراتر از این نیز می‌اندیشند؛ چه در سطح نظری و چه در سطح عملی، ایده مهار حداکثری و حتی تجزیه ایران هم در برخی محافل مطرح است. بنابراین باید توجه داشت که منازعه صرفا بر سر غنی‌سازی نیست.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>فشارها در حوزه موشکی</strong></span></p>
<p>به گفته انتصار در این چارچوب، موضوع توان موشکی برای آمریکا اهمیت بسیار بالایی دارد. کشوری که دارای قدرت موشکی موثر در منطقه باشد، به ‌راحتی به کشوری «ضعیف» به معنایی که آمریکا مدنظر دارد تبدیل نمی‌شود. از این رو، حتی اگر توافق هسته‌ای حاصل شود و سطح غنی‌سازی به‌ طور عملی به حداقل برسد، فشارها در حوزه‌های دیگر، به‌ویژه در زمینه توان موشکی، می‌تواند ادامه پیدا کند. البته دستیابی به توافق در پرونده هسته‌ای می‌تواند تا حدی فضای تنفس در روابط ایران و آمریکا ایجاد کند. به باور من ایران در نهایت با مدلی از کاهش شدید غنی‌سازی موافقت خواهد کرد؛ شاید غنی‌سازی در حد آزمایشگاهی و لابراتواری باقی بماند، همان‌گونه که امروز بیش از صد کشور جهان فعالیت‌های محدود تحقیقاتی هسته‌ای دارند و این موضوع حساسیت‌زا تلقی نمی‌شود. در چنین حالتی، ایران می‌تواند اعلام کند که «حق غنی‌سازی» خود را که طبق معاهده ان‌پی‌تی برایش به رسمیت شناخته شده حفظ کرده است، اما در عمل برنامه هسته‌ای به آن شکلی که محل مناقشه بود، دیگر وجود نخواهد داشت.</p>
<p>این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در داخل کشور نیز احتمالا تأکید اصلی بر همین حفظ این «حق» خواهد بود؛ اینکه گفته شود ما حق غنی‌سازی را حفظ کرده‌ایم و بر اساس اراده خودمان سطح آن را کاهش داده‌ایم. در چنین سناریویی، امریکا نیز می‌تواند بگوید هدف اصلی محقق شده و مسیر را برای طرح مطالبات بعدی باز کند. به این ترتیب، اگرچه پرونده هسته‌ای ممکن است از مرحله بحرانی عبور کند، اما اختلاف و فشارها در سایر حوزه‌ها ادامه خواهد یافت.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>ورود به مرحله بعدی مذاکرات اجتناب‌ناپذیر است</strong></span></p>
<p>انتصار در پاسخ به پرسش دیگر درخصوص واکنش احتمالی تهران به دیگر شروط واشنگتن از جمله مسائل موشکی و منطقه‌ای تشریح کرد: به اعتقاد من در آینده‌ای نه چندان دور تهران در قبال چنین شروطی انعطاف‌هایی از خود نشان خواهد داد. اگر با دقت نگاه کنیم به نظر می‌رسد طی سال‌های گذشته خطوط قرمز اعلامی ایران به‌ تدریج دستخوش تغییر شده‌اند. در مقابل، طرف امریکایی عملا چنین چارچوب ثابتی برای خود تعریف نکرده و این پیام را منتقل کرده که «همه‌ چیز قابل» مذاکره است. لذا وقتی یک طرف می‌گوید خط قرمز مشخصی ندارد و همه موضوعات می‌تواند روی میز گفت‌وگو قرار بگیرد، طبیعی است که دامنه مذاکرات به‌ تدریج گسترش پیدا کند. در چنین شرایطی، اگر مرحله نخست یعنی پرونده هسته‌ای از حالت بحرانی خارج شود و توافقی در آن حوزه شکل بگیرد، ورود به مرحله بعدی مذاکرات تقریبا اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.</p>
<p>به گفته انتصار تجربه گذشته نشان داده است که هرگاه مذاکرات وارد فاز جدیدی شده، بخشی از خطوط قرمز قبلی تعدیل یا بازتعریف شده‌اند. بنابراین، این احتمال وجود دارد که در مراحل بعدی نیز ایران ناچار به نوعی عقب‌نشینی یا انعطاف در برابر مطالبات جدید شود. به بیان ساده، اگر گام اول برداشته شود و مساله هسته‌ای به توافق برسد، گفت‌وگوها متوقف نخواهد شد، بلکه به حوزه‌های دیگر تسری پیدا می‌کند. در آن صورت، چالش اصلی این خواهد بود که ایران تا چه میزان می‌تواند چارچوب‌های مورد نظر خود را حفظ کند و تا چه اندازه وارد مسیر بازتعریف خطوط قرمز خواهد شد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>تلاش برای احیای برجام، شلاق زدن «اسب مرده» است</strong></span></p>
<p>انتصار درخصوص مختصات هر نوع توافق احتمالی که به ادعای ناظران احتمالا مشابه توافق ۲۰۱۵ باشد، توضیح داد: به ‌طور کلی به باور من، به‌ویژه در شرایط فعلی، آمریکا و شخص دونالد ترامپ درک دقیق‌تری از وضعیت و شرایط ایران دارد تا اینکه ایران تصویر روشنی از محدودیت‌ها و خطوط واقعی طرف مقابل داشته باشد. به عبارت دیگر، واشنگتن بهتر می‌داند ایران تا چه اندازه مایل به عقب‌نشینی است و تا کجا امکان انعطاف دارد. در چنین فضایی، بازگشت به چارچوب‌های گذشته، به‌ویژه چارچوب برجام، دیگر واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد. شرایط بین‌المللی و منطقه‌ای به ‌کلی تغییر کرده است. تفکر برجامی، به معنای بازگشت به همان معادلات و همان ساختار توافق، عملا موضوعیتی ندارد.</p>
<p>به گفته این استاد دانشگاه، برجام متعلق به مقطع خاصی از تحولات جهانی تعلق داشت؛ زمانی که توازن قوا، فضای بین‌المللی، وضعیت منطقه و حتی معادلات داخلی آمریکا و ایران متفاوت از امروز بود. اکنون جهان تغییر کرده، آرایش قدرت‌ها دگرگون شده و اولویت‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی نیز تحول یافته است. در چنین شرایطی، تلاش برای احیای همان الگوی پیشین، شبیه به آن است که بخواهیم یک «اسب مرده» را با شلاق زدن دوباره به حرکت درآوریم؛ امری که طبیعتا ممکن نیست. بنابراین اگر قرار باشد گفت‌وگویی میان ایران و امریکا پیش برود، ناگزیر باید بر مبنای چارچوبی جدید و متناسب با واقعیت‌های امروز طراحی شود، نه با اتکا به مدلی که زمان آن گذشته است. از این منظر، برجام را باید توافقی متعلق به گذشته دانست؛ توافقی که در مقطع خود شاید کارکردی داشت، اما امروز دیگر نمی‌تواند مبنای حرکت آینده روابط ایران و امریکا باشد. به همین دلیل، هرگونه رویکرد در قبال واشنگتن نیازمند بازتعریف مفهومی و خروج کامل از ذهنیت برجامی است؛ چرا که ادامه دادن آن تفکر، با تحولات جاری نظام بین‌الملل و مناسبات فعلی دو کشور همخوانی ندارد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>شرکت‌های آمریکایی وارد بازاری با قوانین نامطمئن نمی‌شوند</strong></span></p>
<p>این تحلیلگر مسائل منطقه در پاسخ به پرسش دیگردرباره احتمال همکاری‌های اقتصادی میان تهران و واشنگتن به عنوان ابتکاری از سوی ایران تشریح کرد: در گذشته نیز تلاش‌هایی برای ایجاد همکاری‌های اقتصادی میان ایران و آمریکا انجام شد. حتی در مقطعی نمایندگان شرکت‌هایی مانند بوئینگ وارد گفت‌وگو شدند، اما در نهایت این تلاش‌ها به نتیجه نرسید. بنابراین صرف طرح موضوع سرمایه‌گذاری یا همکاری اقتصادی، تضمینی برای تحقق آن نیست. البته دونالد ترامپ شخصیتی غیرقابل پیش‌بینی دارد و در برخی موارد تصمیم‌های متفاوت از ساختار سنتی سیاست آمریکا اتخاذ کرده است. نقش نزدیکان او، به‌ویژه جرد کوشنر دامادش، نیز در برخی پرونده‌ها پررنگ بوده و ممکن است در روندهای پشت‌پرده تأثیرگذار باشد؛ هرچند معمولا در سکوت عمل می‌کنند. با این حال، حتی اگر اراده سیاسی در سطح کاخ سفید وجود داشته باشد، این به معنای تحقق سریع و گسترده همکاری‌های اقتصادی نیست.</p>
<p>به گفته انتصار، موضوع فقط این نیست که ایران بخواهد شرکت‌های آمریکایی وارد بازارش شوند. شرکت‌های بزرگ بین‌المللی بر اساس منطق سود و ریسک تصمیم می‌گیرند. آنها به سادگی وارد بازاری نمی‌شوند که نسبت به ثبات قوانین، پایداری توافق‌ها و افق بلندمدت روابط سیاسی آن اطمینان نداشته باشند. سرمایه‌گذاری خارجی نیازمند چارچوب حقوقی شفاف، تضمین‌های اجرایی و اعتماد متقابل در بلندمدت است؛ عناصری که بدون آنها ورود سرمایه جدی شکل نمی‌گیرد.</p>
<p>این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، حتی اگر در سطح دولت آمریکا تمایلی برای گسترش همکاری اقتصادی با ایران وجود داشته باشد، موانع داخلی قابل توجهی در واشنگتن مطرح است. کنگره آمریکا در بسیاری از موارد اختیار تعیین‌کننده دارد و بعید است به‌راحتی با باز شدن گسترده مسیر سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی در ایران موافقت کند. مخالفت‌های سیاسی داخلی می‌تواند دامنه هرگونه توافق اقتصادی را محدود کند.</p>
<p>به گفته انتصار، از طرفی دیگر امتیازاتی که آمریکا در گذشته روی کاغذ مطرح می‌کرد، لزوما به معنای تحقق کامل آنها در عمل نبود. تجربه نشان داده است که میان تعهدات مکتوب و اجرای واقعی آنها فاصله وجود دارد. بنابراین نباید انتظار داشت در چارچوب یک توافق جدید، تحول اقتصادی گسترده و فوری رخ بدهد. در بهترین حالت، ممکن است تخفیف‌هایی محدود و هدفمند در حوزه تحریم‌ها اعمال شود؛ تخفیف‌هایی که بیشتر جنبه مدیریت تنش و ایجاد فضای تنفس داشته باشد تا یک گشایش بنیادین. به بیان دیگر، نباید تصور کرد که با یک توافق، همه موانع اقتصادی برداشته خواهد شد. حتی اگر امریکا بخواهد امتیاز اقتصادی بدهد، احتمالا این امتیازها تدریجی، مشروط و قابل بازگشت خواهند بود. ممکن است در برخی حوزه‌ها کاهش قابل توجهی در فشارها اعمال شود، اما ساختار اصلی تحریم‌ها به‌ طور کامل از میان نخواهد رفت. در چنین شرایطی، اقتصاد ایران شاید از یک فشار حداکثری به وضعیتی با فشار کمتر منتقل شود، اما به معنای رفع کامل محدودیت‌ها نخواهد بود.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>واکنش احتمالی اسرائیل به مذاکرات ایران و آمریکا</strong></span></p>
<p>انتصار درخصوص واکنش احتمالی اسراییل به مذاکرات ایران و ایالات متحده و همچنین احتمال شکل‌گیری توافق تشریح کرد: یکی از ابزارهای مهم فشار بر ایران را باید در چارچوب سیاست خارجی امریکا و رابطه راهبردی این کشور با اسراییل تحلیل کرد. ممکن است در آمریکا روسای جمهور تغییر کنند، ترکیب وزارت خارجه دگرگون شده یا اولویت‌های داخلی جابه‌جا شود، اما یک متغیر تقریبا ثابت در سیاست خارجی ایالات متحده وجود دارد و آن، رابطه ویژه واشنگتن با اسراییل است. به نظر من، این رابطه یک اصل ساختاری در سیاست امریکا محسوب می‌شود و به سادگی دستخوش تغییر نخواهد شد.</p>
<p>به باور انتصار، آمریکا اسراییل را رها نخواهد کرد و اسراییل نیز نفوذ و جایگاه خود در ساختار سیاسی امریکا را از دست نخواهد داد. بنابراین تحلیل‌هایی که بر وجود شکاف عمیق و راهبردی میان دو طرف تأکید می‌کنند، نباید بیش از حد جدی گرفته شوند. در مقاطعی ممکن است اختلاف‌نظرهایی تاکتیکی یا حتی رسانه‌ای میان واشنگتن و تل‌آویو دیده شود، اما این اختلاف‌ها در چارچوب یک همکاری راهبردی تعریف می‌شوند. به بیان دیگر، ما با دو بازیگری مواجهیم که در زمین واحدی بازی می‌کنند. ممکن است نقش خود را تقسیم کنند، ممکن است در شیوه بیان یا زمان‌بندی مواضع تفاوت‌هایی دیده شود، اما هدف کلان مشترک است. اختلاف در تاکتیک به معنای اختلاف در استراتژی نیست. از این رو، بزرگ‌نمایی شکاف میان آمریکا و اسراییل در قبال ایران می‌تواند خطای محاسباتی ایجاد کند. در مجموع، باید این واقعیت را پذیرفت که هماهنگی نزدیک میان آمریکا و اسراییل در موضوع ایران ادامه خواهد داشت. هر تحلیلی که این پیوند ساختاری را نادیده بگیرد، تصویر دقیقی از معادلات فشار بر ایران ارائه نخواهد داد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>مذاکره از نگاه ترامپ بخشی از راهبرد فشار حداکثری است</strong></span></p>
<p>این استاد دانشگاه در پاسخ به سوال دیگر درباره تعیین ضرب‌الاجل یک ماهه از سوی دونالد ترامپ برای رسیدن به توافق با ایران گفت: دونالد ترامپ از همان دوره نخست ریاست‌جمهوری خود نشان داده که در حوزه سیاست خارجی، به‌ویژه در قبال ایران، بیش از آنکه بر الگوهای کلاسیک دیپلماسی تکیه کند، از رویکرد فشار و ارعاب استفاده می‌کند. به نظر من، اگر در واشنگتن و به ‌طور مشخص در تیم ترامپ این جمع‌بندی شکل بگیرد که گفت‌وگو با ایران می‌تواند در نهایت به پذیرش مطالبات اصلی امریکا منجر شود، واشنگتن همچنان مسیر مذاکرات را ادامه خواهند داد. اما شرط کلیدی از نگاه ترامپ این است که اطمینان حاصل شود طرف مقابل در نهایت به همان نقطه‌ای خواهد رسید که او می‌خواهد. اگر چنین برداشتی شکل بگیرد که ایران آماده پذیرش چارچوب‌های مورد نظر امریکاست، احتمال پیشبرد گفت‌وگوها افزایش می‌یابد. در غیر این صورت، ابزار فشار بار دیگر فعال خواهد شد. اساسا یکی از ویژگی‌های رفتاری ترامپ، استفاده همزمان از مذاکره و تهدید است. او معمولا در حالی وارد گفت‌وگو می‌شود که اهرم‌های فشار را نیز به ‌طور علنی پشت سر خود نگه می‌دارد. این رویکرد بیشتر شبیه شیوه یک مذاکره‌کننده تهاجمی است که تلاش می‌کند با نمایش قدرت، طرف مقابل را در موقعیت تدافعی قرار بدهد.</p>
<p>به گفته انتصار ، در این چارچوب، ترامپ تلاش می‌کند این پیام را منتقل کند که هم آماده توافق هستم و هم آماده اعمال فشار بیشتر. به بیان دیگر، مذاکره از نگاه او نه نشانه کاهش فشار، بلکه بخشی از راهبرد فشار حداکثری است. این ترکیب تهدید و پیشنهاد، ابزاری برای واداشتن طرف مقابل به انعطاف بیشتر محسوب می‌شود. بنابراین اگر تیم ترامپ به این نتیجه برسد که ایران در نهایت حاضر به پذیرش مطالبات کلیدی است، مسیر گفت‌وگو را باز نگه می‌دارد؛ اما همزمان همواره این تصویر را حفظ می‌کند که گزینه‌های سختگیرانه‌تر نیز روی میز قرار دارند.</p>
<p>این تحلیلگر مسائل منطقه با اشاره به تحولات داخلی ایالات متحده بالاخص انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره تشریح کرد: در مقطع کنونی، بخش قابل توجهی از پایگاه اجتماعی دونالد ترامپ از نظر فکری با جنگ‌های خارجی گسترده موافق نیستند و به ‌طور سنتی گرایش‌های ضدمداخله‌گرایانه دارند. با این حال، تجربه سال‌های گذشته نشان داده که همان پایگاه رأی که حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد رأی‌دهندگان را شامل می‌شود در نهایت از تصمیم‌های ترامپ حمایت می‌کند، حتی اگر آن تصمیم‌ها با مواضع پیشین اعلامی فاصله داشته باشد. به بیان دیگر، اگر ایالات متحده در شرایطی خاص به اقدام نظامی علیه ایران دست بزند، بخش سرسخت و وفادار هواداران ترامپ احتمالا در کنار او خواهند ایستاد. مخالفان سیاسی او به‌ویژه در میان دموکرات‌ها طبیعتا واکنش نشان خواهند داد، اعتراض خواهند کرد و این اقدام را زیر سوال می‌برند، اما پایگاه اصلی رأی ترامپ به ‌سادگی از او جدا نخواهد شد.</p>
<p>به گفته انتصار از سوی دیگر، در سیاست داخلی آمریکا پدیده‌ای شناخته‌ شده وجود دارد که در شرایط بحران خارجی یا اقدام نظامی، میزان حمایت عمومی از رییس‌جمهور افزایش می‌یابد. در سال‌های اخیر نیز شاهد بودیم که در برخی موارد، حتی اقدامات بحث‌برانگیز یا پرهزینه خارجی لزوما به تضعیف فوری موقعیت سیاسی رییس‌جمهور منجر نشده است. البته یک استثنا وجود دارد، اگر یک اقدام نظامی به شکست آشکار، تلفات سنگین یا درگیری فرسایشی طولانی منجر شود، آن‌گاه پیامدهای سیاسی می‌تواند معکوس باشد. اما اگر سناریو به ‌گونه‌ای طراحی شود که ایالات متحده بدون اعزام گسترده نیروی زمینی و صرفا از طریق حملات محدود یا هوایی اقدام کند، احتمالا هزینه سیاسی داخلی آن برای رییس‌جمهور پایین‌تر خواهد بود. در چنین حالتی، نه‌تنها لزوما به موقعیت انتخاباتی حزب جمهوری‌خواه آسیب جدی وارد نمی‌شود، بلکه حتی ممکن است در کوتاه‌مدت به تقویت انسجام پایگاه رأی آنها بینجامد. بنابراین ارزیابی پیامدهای داخلی هرگونه اقدام نظامی امریکا باید با در نظر گرفتن رفتار رأی‌دهندگان، ساختار دوحزبی و تجربه‌های پیشین انجام شود، نه صرفا بر اساس این فرض که هر درگیری خارجی الزاما به تضعیف حزب حاکم منجر خواهد شد.</p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>سبک ترامپ ترکیبی از تهدید و مذاکره است</strong></span></p>
<p>انتصار درباره سناریوهای احتمالی درباره ادامه مذاکرات طی روزها و هفته‌های آینده گفت: دونالد ترامپ در سال‌های اخیر نشان داده که یکی از جنگ‌طلب‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین روسای جمهور آمریکا است. تجربه این سال‌ها نشان می‌دهد که تقریبا هیچ محدودیتی در استفاده او از ابزارهای نظامی وجود نداشته و کسی نتوانسته جلوی تصمیم‌گیری‌هایش در این حوزه را بگیرد. به همین دلیل به نظر می‌رسد اگر اراده کند، اقدام نظامی را در دستور کار قرار خواهد داد. با این حال، سبک ترامپ ترکیبی از تهدید و مذاکره است. او تمایل دارد هم گفت‌وگوها ادامه یابد و هم از اهرم نظامی برای تأثیرگذاری استفاده کند. به بیان دیگر، اگر گفت‌وگوها نتیجه‌بخش نباشد، ممکن است پس از گذشت چند ماه، اقدام محدود دیگری انجام بدهد و از طریق آن پیام قدرت منتقل کند و مدعی شود که من آماده‌ام و توان اقدام دارم، بیایید بنشینیم و مذاکره کنیم. به این ترتیب، او هم گفت‌وگو را زنده نگه می‌دارد و هم از تهدید نظامی برای فشار استفاده می‌کند.</p>
<p>به گفته انتصار هدف ترامپ از این اقدامات محدود، ایجاد ضعف یا اختلال در سیستم دولت مقابل است، بدون آنکه منجر به تغییر ساختاری کامل شود. تاکنون هیچ نشانه‌ای وجود نداشته که او بخواهد یک حمله گسترده و تمام‌عیار انجام بدهد. حتی اگر روزی شرایط مهیا شود تا گروه یا فردی که مورد نظر دونالد ترامپ باشد در ایران قدرت را به دست بگیرد که با اهداف امریکا هماهنگ باشد، آن زمان ممکن است اقدامات وسیع‌تری در دستور کار قرار بگیرد. در چارچوب همین تحلیل، دلیل عمده اینکه تاکنون حمله گسترده‌ای به ایران رخ نداده، این است که امریکا هنوز نتوانسته نقطه یا فردی را در داخل ایران شناسایی کند که بتواند جایگزین مناسبی برای دولت فعلی باشد و اهداف آنها را پیش ببرد. بنابراین تاکنون تصمیم به حمله کامل گرفته نشده و احتمالا تا زمانی که این شرایط مهیا نشود، اقدامات محدود و کنترل‌ شده ادامه خواهد داشت. مانند شرایطی که اخیرا در ونزوئلا شاهد بودیم و معاون رییس‌جمهور سابق و فردی از درون ساختار سیاسی این کشور را در راس کار قرار داد.</p>
<p><em><strong>اعتماد</strong></em></p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%86/">انتصار: ورود به مرحله بعدی مذاکرات اجتناب‌ناپذیر است</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b1-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فکوهی: ورود به مذاکره با آمریکا عقلانی‌ترین تصمیم سال‌های اخیر است</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d9%81%da%a9%d9%88%d9%87%db%8c-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d9%81%da%a9%d9%88%d9%87%db%8c-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Apr 2025 06:42:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیپلماسی]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اپوزیسیون]]></category>
		<category><![CDATA[خط قرمز در مذاکرات]]></category>
		<category><![CDATA[مذاکرات ایران و آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[ناصر فکوهی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=25674</guid>

					<description><![CDATA[<p>ناصر فکوهی انسان‌شناس معتقد است:یکی از تصمیم‌هایی که در سال‌های اخیر، یا دقیق‌تر بگوییم پس از ورود ایران به مذاکرات «برجام» و امضای آن، از سوی مسئولان کشور، گرفته شد، ورود به مذاکرات با آمریکا بر سر توافق جدید هسته‌ای بود که باید آن را بهترین و عقلانی‌ترین تصمیمی دانست [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%81%da%a9%d9%88%d9%87%db%8c-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c/">فکوهی: ورود به مذاکره با آمریکا عقلانی‌ترین تصمیم سال‌های اخیر است</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ناصر فکوهی انسان‌شناس معتقد است:یکی از تصمیم‌هایی که در سال‌های اخیر، یا دقیق‌تر بگوییم پس از ورود ایران به مذاکرات «برجام» و امضای آن، از سوی مسئولان کشور، گرفته شد، ورود به مذاکرات با آمریکا بر سر توافق جدید هسته‌ای بود که باید آن را بهترین و عقلانی‌ترین تصمیمی دانست که در این مدت گرفته شده است.<span id="more-25674"></span></p>
<p><span style="color: #993300;"><strong>رصدخبر | دیپلماسی ؛</strong></span> متن یادداشت ناصر فکوهی انسان‌شناس که در شماره ۹ اردیبهشت روزنامه هم‌میهن منتشر شده را می‌خوانید.</p>
<p>یکی از تصمیم‌هایی که در سال‌های اخیر، یا دقیق‌تر بگوییم پس از ورود ایران به مذاکرات «برجام» و امضای آن، از سوی مسئولان کشور، گرفته شد، ورود به مذاکرات با آمریکا بر سر توافق جدید هسته‌ای بود که باید آن را بهترین و عقلانی‌ترین تصمیمی دانست که در این مدت گرفته شده است. در این یادداشت قصد داریم برای درک این موضوع نگاهی به طیف‌های مخالف آن یا به شدت مشکوک به فایده‌مند بودن آن بیاندازیم. طیف «غریب» مخالفان این مذاکرات را به صورت نسبی می‌توان در سه رده مشاهده کرد. بدون آنکه البته این مخالفان با یکدیگر و یا درون خود لزوماً بر سر مسائل دیگر نیز توافق کامل داشته باشند.</p>
<p><strong>۱ </strong>جناح تندرو و جنگ‌طلب غرب و اسرائیل که از آغاز با برجام هم مخالف بود و به دنبال تغییر نظام در ایران بوده و هست. در این جناح چهره‌های شاخصی چون جان بولتون و مایک پمپئو (مشاور امنیت ملی و وزیر امور خارجه پیشین آمریکا در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ)، مارکو روبیو (وزیر امور خارجه کنونی در ریاست‌جمهوری دوم ترامپ) و سنارتورهای جمهوری‌خواه از جمله تام کاتن و لیندسی گراهام قرار می‌گیرند که با برجام نیز مخالف بودند؛ و در اسرائیل به روشنی احزاب راست افراطی و راست نظیر لیکود و شخص بنیامین نتانیاهو. انگیزه‌های این جریان‌ها هرچند متفاوت است اما یک وجه مشترک دارد و آن این است که به هیچ رو نه عقلانیت ژئوپلیتیک در آن وجود دارد و نه هیچ دغدغه‌ای نسبت به سرنوشت ایران و منطقه و حتی جهان پس از حمله احتمالی به ایران و تبعات آتی آن. این امر یعنی نبود دغدغه نیز تازگی ندارد و از جنس همان سودجویی و کوته‌بینی است که در طول یکصد سال گذشته بر روابط آمریکا با جهان سوم به طور کلی مشاهده شده است. اگر نگاهی به جهان سوم بیاندازیم می‌بینیم که امروز بخش بزرگی از آن در دست دیکتاتورهایی است که بلای جان مردم کشورهای خود شده‌اند و این دیکتاتورها را تقریباً همیشه آمریکا بر سر کار آورده است.</p>
<p>این کوته‌بینی، سودجویی و عدم عقلانیت بود که به ایجاد اسلام‌گرایی تندرو سلفی و گسترش آن و سپس تروریسم طالبان و القاعده و داعش دامن زد و همین چند روز شاهد آن بودیم که پاکستان اذعان کرد به دستور کشورهایی چون آمریکا، عربستان و اسرائیل تروریسم اسلامی را تقویت می‌کرده است. نتیجه را نیز کاملاً می‌بینیم: تخریب عمومی خاور‌میانه، کشته شدن و آوارگی میلیون‌ها انسان و چندین کشور: عراق، افغانستان، سوریه، لیبی، سودان،&#8230; امروز نیز جنگ تمام‌عیار و تغییر رژیم به هر قیمتی، و البته به بهانه خوشبختی و آزادی ملت ایران (همان چیزی که برای عراق و لیبی نیز می‌گفتند). برای این گروه بدون توجه به هرگونه چشم‌اندازی برای کشور ما و نه حتی براساس منافع مردم آمریکا و اسرائیل، بلکه صرفاً در جهت منافع مراکز مالی و فروشندگان تسلیحات و لابی‌های جنگ‌طلب در این دوکشور و در جهان گرفته شده و بر آن اصرار می‌شود.</p>
<p>در این میان ترامپ نه ایدئولوژیک است و نه عقیده و نظری خاص و واقعی دارد و به عنوان یک دلال میلیاردر صرفاً به دنبال سود‌جویی و ارضای خودشیفتگی بیمارگونه‌اش است؛ به صورتی که خود از برجام خارج شد و اکنون در حال ساختن یک برجام جدید است (البته با تغییراتی ناگزیر). نتانیاهو نیز هرچند متعلق به جناح راست افراطی لیکود است و ایدئولوژیک‌تر از ترامپ است اما هدفش از ادامه جنگ در غزه و لبنان و اصرارش به ایجاد جنگی بی‌پایان یا درازمدت با ایران، بیرون کشیدن گلیم رسوایی‌های قضایی خود و باقی ماندن در قدرت و گریز از زندان است.</p>
<p>ناگفته نگذاریم که آنچه بر سر اوکراین هم آمد، بدون آنکه چیزی از سهم دولت استبدادی &#8211; مافیایی و نظامی‌گرای پوتین را فراموش کنیم، و بدون آنکه تجاوز و حمله و اشغال و کشتار هزاران نفر بیگناه و تخریب کامل آن را به دست روس‌ها نادیده‌ بگیریم، باز تا حد زیادی نیز ناشی از رادیکالیسم جنگ‌طلب آمریکایی است و عدم تعهد آمریکا به آنچه در پیمان‌های پیشین برای پیشروی ناتو به طرف شرق به آن اعلام تعهد کرده بود، همچنان که به حفظ بی‌طرفی گروهی از کشورها از خلال عدم ورود آن‌ها به پیمان ناتو. بنابراین صلح در اوکراین با پس گرفتن حداکثر اراضی اشغال شده هنوز هم بهترین راه‌حل است و نه جنگ به هر قیمتی.</p>
<p><strong>۲</strong> گروه دوم، تندروهای اپوزیسیون به‌ویژه سلطنت‌طلب‌ها هستند.</p>
<p>این گروه‌ها به مثابه تنها گروه‌هایی قابل ذکرند (از لحاظ تاریخی) که خود را «ملی‌گرا» می‌دانند، ولی طرفدار بمباران و دخالت قدرت نظامی خارجی برای «حل مشکلات» از طریق«براندازی» کامل هستند. استدلال این گروه در آن است که موقعیت ایران در حال حاضر شبیه به یک کشور «اشغال‌شده» است که صرفاً با دخالت خارجی ممکن است «تغییر» کند. سال‌هاست این گروه بر «اصلاح‌ناپذیر بودن» موقعیت ایران تاکید دارند.</p>
<p>سخن بر سر آن است که مراد از «اصلاح» چیست؟ آیا اعتراضات فردی و گروهی و جنبش‌های سراسری و مبارزه متعهدانه روزمره مردم برای بهبود موقعیت‌شان، در جهت اصلاح نیستند؟ بنابراین مسئله نه نفی فشار و سرکوب و سیاسی و اجتماعی، بلکه بر سر آن است که چگونه باید از این وضعیت بیرون آمد؟ با شیوه‌ای خشونت‌آمیز یا با شیوه‌ای مسالمت‌آمیز؟ در برابر کسانی که می‌گویند اعتراض و مبارزه مسالمت‌آمیز ممکن نیست یا تاثیری ندارد نیز باید پرسید: منظور از تاثیر چیست؟ آیا در جامعه کنونی ایران و به‌رغم همه فشارها و موجود، وضعیت آزادی بیان یا میزان دخالت دولت در حریم خصوصی مردم یا حتی وضعیت حجاب اختیاری، آزادی مطبوعات یا انتشارات و&#8230; همان است که مثلاً در دهه ۶۰ بود؟ فکر نمی‌کنم کسی چنین ادعایی را بکند، ادعا بیشتر آن است که ما با موقعیت آرمانی یا «بالقوه» فاصله زیادی داریم، که بی‌شک درست است اما بحث بر سر چگونگی رسیدن به این «موقعیت آرمانی» بر اساس یک نقشه راه است.</p>
<p>دست‌کم تجربه قرن نوزدهم و بیستم نشان می‌دهد که انقلاب، حرکت‌های خشونت‌آمیز، حتی جنبش‌های آزادی‌بخش خشونت‌آمیز هرگز نتوانسته‌اند به اهداف ادعایی خود برسند و جای خشونت پیشین را به استبداد و خشونتی بالاتر و بدتر داده‌اند. بنابراین چه تضمینی وجود دارد که خشونت ِ جدیدی چه از راه یک انقلاب اجتماعی، چه از راه دخالت خارجی، موقعیت بهتری ایجاد کند. در حقیقت، اپوزیسیون رادیکال، برای توجیه رادیکالیسم خود که نمی‌تواند جز از خلال یک جریان خشونت‌آمیز امکان بیابد، درِ باغ سبزی را نشان می‌دهد که باید کور بود که ناممکن بودن تحقق کوتاه‌مدت آن را ندید: در جهانی با گرایش شدید فاشیستی و راست افراطی و ضددموکراتیک، در منطقه‌ای به شدت ضددموکراتیک، ناگهان با حرکتی خشونت‌آمیز و انفجار همه نفرت‌ها و انتقام‌جویی‌ها که آنچه از مدنیت بر جای مانده است را نیز از میان برده و فضا را صرفاً برای تندروها از هرگروهی باز می‌کند، به چه چیزی جز شرایطی مشابه عراق و لیبی و سوریه می‌توان رسید؟ معجزه انقلابی را لیبرال‌های ما از لنینیسم و تجربه انقلاب روسیه به عاریت می‌گیرند و به چپ‌ها دشنام می‌دهند که رادیکال هستند.</p>
<p>این معجزه یعنی آنکه با تغییر سیاسی یک نظام جامعه‌ای در موقعیتی که می‌بینیم یکباره به یک جامعه مدنی و دموکراتیک در منطقه‌ای ضد دموکراتیک و در جهانی ضد دموکراتیک تبدیل شود. ناممکن بودن اتحاد میان گروه‌های مختلف اپوزیسیون ناشی از آن است که همگی نه در پی دگرگونی ریشه‌ای، یعنی فرهنگی جامعه، بلکه در پی «کسب قدرت» و تبدیل کسب قدرت به راه گریزناپذیر رسیدن به فضای باز اجتماعی مورد ادعای خود هستند.</p>
<p>این گروه‌ها و به‌ویژه سلطنت‌طلب‌ها و ملی‌گرایان افراطی اقتدارگرای داخلی، می‌خواهند با نفرت و انتقام‌جویی و دشنام و کینه‌جویی و وعده مرگ و خشونت دادن و با روش‌های خشونت‌آمیز همه‌چیز را یک‌شبه تغییر دهند و با رها کردن پتانسیل خشونت و انتقام‌جویی مردمی که سال‌هاست تحقیر شده‌اند به امری ناممکن با راه‌حل آن‌ها یعنی امکان همزیستی میان سلایق و سبک‌های زندگی متفاوت برسند.</p>
<p>در آنچه نیز به عنوان تشبیه موقعیت کنونی به یک «کشور اشغال‌شده» گفته می‌شود که باید همچون آلمان نازی، متفقینی بیایند تا آزادش کنند. این یک تصویر پوپولیستی است که تنها برای کسانی می‌تواند عقلانی باشد که نه تاریخ بشناسند و نه وضعیت کنونی جهان و حتی منطقه را؛ نه ژئوپلیتیک بین‌المللی را بشناسند و نه سیاست و هزارتوهایش را و نه جامعه‌شناسی کشور خود را. آلمان دهه ۱۹۳۰ کشوری بود بیرون آمده از سنت پروس، کل اروپا را اشغال کرده بود، میلیون‌ها نفر را در اردوگاه‌های مرگ به صورت صنعتی می‌کشت، هیچ حتی شبه‌مخالفی در کل خود نداشت که زنده مانده باشد و همه آن‌ها را پیش از یهودیان روانه مرگ کرده بود و اکثریت مطلق مردمش نیز دچار این بیماری ایدئولوژیک بودند، کدام‌یک از این شرایط را می‌توان در ایران کنونی مشاهده کرد؟ ایران کشوری است که به‌رغم تمام فشارهای چهار دهه اخیر هنوز در آن یک دینامیسم زنده و جدی وجود دارد، سرمایه فرهنگی و جامعه مدنی در آن نمرده و در گوشه گوشه آن جوانان و هرکسی در حد و توانی باشد در حال آفرینش و زیستن و ایجاد فضای آزاد با کُنش و دخالت اجتماعی زنده و پویاست.</p>
<p>جشنواره‌ای که اخیراً در بوشهر برگزار شد و پس از ممنوعیت رسمی در یک محله و یک تالار، به کل شهر گسترش یافت تنها یک نمونه از هزاران نمونه‌ای است که امروز در ایران شاهدش هستیم. زندگی، نپذیرفتن زور و پویایی اجتماعی و فرهنگی تنها برون‌رفت تدریجی از وضع موجود بدون خشونت است؛ به عبارت دیگر همان چیزی که بارها به گونه‌ای دیگر در نظریه اولویت دموکراسی فرهنگی- اجتماعی بر دموکراسی سیاسی گفته‌ایم.</p>
<p><strong>۳ </strong>اما گروه سومی که می‌توان به مخالفان این مذاکرات افزود کسانی هستند که هرچند برای این مخالفت خود دلایل بسیار متفاوتی می‌آورند از پایبند نبودن ترامپ به تعهداتش (و خروج نخستین بار او از برجام) تا اهمیت سیاست «نگاه به شرق» که باید آن را نزدیکی به چین و روسیه بدون نزدیکی به آمریکا دانست؛ حتی رادیکالیسم انقلابی و پیمانی که باید با میراث انقلابی حفظ کرد. اما در واقعیت قضیه این‌ها همه مباحثی بود که در پایان جنگ با عراق نیز مطرح می‌شد و در آن زمان نیز، مسئله یا فروپاشی بود یا تداوم حیات کشور. مسئله فروپاشی یک کشور را نباید با تغییر یک رژیم یا حکومت اشتباه گرفت.</p>
<p>بدترین سناریوی ممکن برای ایران فروپاشی کشور است و فرو افتادن آن در موقعیتی همچون لیبی یا سوریه و غیره. هرچند احتمال این امر بسیار کم است اما با تداوم فشار مالی ناشی از تحریم‌ها ناممکن نیست. از این رو، اگر به لایه‌های عمیق‌تر این تمایل ‌مخالفان ‌نگاه کنیم می‌بینیم که مسئله بسیار بیشتر از آنکه ایدئولوژیک باشد یا وابستگی به همان شرق است و یا سودجویی اقتصادی از موقعیت فقر و نیازمندی کشور به دلایل اقتصادی. در طول سال‌های تحریم، ایران صدها و میلیاردها دلار زیان دید و این پول‌ها اغلب به جیب همین کاسبکاران تحریم رفت.</p>
<p>وگرنه چه دلیلی دارد که کشوری با ثروت ایران چنین وضعیتی داشته باشد. اختلاس‌ها، فساد گسترده و آسیب‌های ناشی از آن در سطح بالارفتن همه شاخص‌های منفی توسعه از کاهش ازدواج و باروری گرفته تا افزایش خشونت‌ و جنایت‌های اجتماعی و فساد گسترده اخلاقی و خُرد شدن طبقه متوسط و از میان رفتن اعتماد اجتماعی چه میان مردم و چه میان مردم و مسئولان و&#8230; از جمله زیان‌هایی است که این شرایط حتی در همین یک سال اخیر داشته است.</p>
<p>بنابراین از هر لحاظ به موضوع بنگریم مذاکره و توافق با آمریکا و اروپا و حفظ بی‌طرفی منطقه‌ای به سود منافع ملی، با تاکید سرسختانه بر حفظ قابلیت‌های دفاعی نظامی و وحدت ملی و عدم هرگونه دخالت خارجی و به‌ویژه تاکید و سرسختی نشان دادن درمورد هرگونه نزاع درونی، مناقشه‌های بین‌قومی، دامن زدن به نژادپرستی و قوم‌گرایی و قدم برداشتن در راه هرگونه تضعیف حاکمیت و تمامیت ملی، این‌ها تنها خط قرمزهایی است که باید برای مذاکره وجود داشته باشد.</p>
<p>ما نه توان آن را داریم و نه امکانش را که خواسته باشیم از طرقی به جز قوانین و نهادهای قانونی بین‌المللی که اجماع مردمی و قانونی مردم‌مان را داشته باشند مبارزه کنیم. هرگونه تلاشی در راهی سوای این راه، بارها و بارها دست‌کم در چند قرن اخیر با شکست و تخریب کشورهای مختلف به پایان رسیده است. نمونه آلمان نازی، شوروی سوسیالیستی و امروز آمریکای ترامپ گویای آن‌ هستند که حتی ابرقدرت‌ها نیز نمی‌توانند در درازمدت چنین سیاست‌هایی را دنبال کنند و پی‌آمد‌های این امر برای آن‌ها نیز کُشنده خواهد بود.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%81%da%a9%d9%88%d9%87%db%8c-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c/">فکوهی: ورود به مذاکره با آمریکا عقلانی‌ترین تصمیم سال‌های اخیر است</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d9%81%da%a9%d9%88%d9%87%db%8c-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
