<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>اکبر هاشمی رفسنجانی &#8211; سایت خبری تحلیلی رصد خبر</title>
	<atom:link href="https://rasadkhabar.ir/tag/%d8%a7%da%a9%d8%a8%d8%b1-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://rasadkhabar.ir</link>
	<description>سایت خبری تحلیلی رصد خبر</description>
	<lastBuildDate>Tue, 22 Apr 2025 07:05:30 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.1.15</generator>

<image>
	<url>https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/12/cropped-رصد-32x32.png</url>
	<title>اکبر هاشمی رفسنجانی &#8211; سایت خبری تحلیلی رصد خبر</title>
	<link>https://rasadkhabar.ir</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>محسن هاشمی: ایران قدر این فرصت را بداند تا معیشت مردم بهبود پیدا کند</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%af/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 Apr 2025 07:05:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر هاشمی رفسنجانی]]></category>
		<category><![CDATA[برجام]]></category>
		<category><![CDATA[محسن هاشمى]]></category>
		<category><![CDATA[محمدجواد ظریف]]></category>
		<category><![CDATA[مذاکرات ایران و آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[معیشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=25466</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصدخبر &#124; محسن هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگو با اعتماد تاکید کرد که ایران باید قدر فرصت پیش آمده را بداند و از آن برای بهبود معیشت مردم بهره ببرد. متن کامل مصاحبه محسن هاشمی را می‌خوانید. دو دور مذاکره ایران و امریکا به پایان رسید و از فردا (چهارشنبه) تیم‌های [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%af/">محسن هاشمی: ایران قدر این فرصت را بداند تا معیشت مردم بهبود پیدا کند</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصدخبر | محسن هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگو با اعتماد تاکید کرد که ایران باید قدر فرصت پیش آمده را بداند و از آن برای بهبود معیشت مردم بهره ببرد.</p>
<p><span id="more-25466"></span><br />
متن کامل مصاحبه محسن هاشمی را می‌خوانید.</p>
<p><strong>دو دور مذاکره ایران و امریکا به پایان رسید و از فردا (چهارشنبه) تیم‌های کارشناسی دو کشور چارچوب مطالبات طرفین را تعیین خواهند کرد. در عین حال نگرانی‌هایی هم درباره تحرکات مخرب مخالفان مذاکرات و جنگ‌افروزان وجود دارد. تحلیل شما از مجموعه این تحولات چیست؟</strong></p>
<p>ایران دو هفته مناسب را پشت سر گذاشته که نشان میدهد با تخصص و تجربه تیم مذاکره‌کننده، تدابیر دولت و تصمیماتی که در سطوح عالی کشور اتخاذ شده، به نظر می‌رسد روند رو به جلویی برای کشور ایجاد شده باشد. این فرصت مناسبی است که باید از آن نهایت استفاده صورت گیرد. وقتی مطالب منتشر شده در رسانه‌های داخل و خارج کشور در خصوص مذاکرات را مرور میکنم، می‌بینم فضای مثبتی برای ورود عاقلانه ایران در فضای بین‌المللی و رفع تنازعات با امریکا ایجاد شده است. همه طرف‌ها هم معتقدند دست ایران پر و منطق ایران محکم و درست است. فضا به گونه‌ای است که دشمنان ایران و انقلاب که تندروهای صهیونیستی در راس آن قرار دارند، عصبانی شده‌اند. به همین دلیل هم تلاش‌های افراطی‌های خارجی برای مانع‌تراشی در مسیر مذاکرات بیشتر شده است.</p>
<p><strong>رفتار گروه‌های رادیکال داخلی را چطور ارزیابی میکنید؟ به نظر میرسد طیف‌های تندروی داخلی برخلاف دوران برجام مهار شده‌اند. شما چطور فکر می‌کنید؟</strong></p>
<p>خوشبختانه افراطیون داخلی کنترل شده‌اند و کم‌کم یک صدای واحد از داخل ایران به گوش میرسد. اگر این روند تداوم داشته باشد و تندرو‌های داخلی بهانه‌‌ای به دست افراطی‌های خارجی ندهند، دست جنگ‌افروزان و تندرو‌های خارجی هم خالی می‌شود و قادر نخواهند بود مذاکرات را به هم بزنند. امیدوارم این عقلانیت در داخل تداوم داشته باشد.</p>
<p><strong>ایران در سال‌های پس از انقلاب تجربه‌های مذاکراتی مختلفی را با امریکا داشته، از ماجرای آزادسازی گروگان‌ها تا ماجرای مک فارلین و برجام و&#8230; آیا بلوغی در مذاکرات ایران با امریکا مشاهده می‌کنید؟</strong></p>
<p>ایران اصرار دارد به حقی که بر اساس قانون به او تعلق دارد، برسد، این حق فعالیت صلح‌آمیز در راستای NPT و پروتکل‌های الحاقی است. بعید است امریکایی‌ها هم مخالفتی با استیفای این حق داشته باشند. البته فکر نمی‌کنم، در زمینه غنی‌سازی دستاوردی بالاتر از برجام به دست بیاوریم، اما با توجه به اینکه امریکا پای کار آمده و بیشتر تحریم‌های ایران هم تحریم‌های ثانویه مرتبط با امریکاست، گرفتن حق غنی‌سازی در حدی که مورد نیاز دانش هسته‌ای ایران است (۳٫۷درصد)، بسیار مهم است. موضوع مهم بعدی هم برداشتن تحریم‌هاست که مطالبه اصلی ایران است. برخی تحلیلگران معتقدند باید دو طرف تضامینی را ارایه کنند تا دیگر بن‌بستی در مسیر مذاکرات و توافق احتمالی ایجاد نشود. ایران باید مراقب باشد تا افراطیون خارجی با کمک تندروهای داخلی در مسیر توافق مشکل‌سازی نکنند.<br />
<strong><br />
شما از تضمین صحبت کردید. اخیرا برخی چهره‌های سیاسی و اقتصادی اعلام کرده‌اند، مهم‌ترین تضمین برای توافق، شکل‌گیری پیوست‌های اقتصادی در مناسبات ارتباطی و مذاکراتی با ایالات متحده است. اعداد و ارقامی هم درباره سرمایه‌گذاری امریکاییها در ایران مطرح میشود. نظر شما درباره این تضامین اقتصادی چیست؟</strong></p>
<p>این بحث‌ها، بحث‌های پساتوافق است. البته طرح این بحث‌ها باعث می‌شود توافق احتمالی زودتر به نتیجه برسد و جنگ‌افروزان خارجی را ساکت کند. اما سرمایه‌گذاریهای خارجی پس از توافق است که معنا و مفهوم پیدا میکند. البته اعداد بزرگی که در داخل درباره سرمایه‌گذاری خارجی مطرح می‌شود، خوش‌بینانه است. اما باید قبول کنیم سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ایران به اندازه‌ای که تولید نفت ایران را به ۲الی ۳میلیون بشکه بیشتر از ظرفیت فعلی برساند، نیازمند سرمایه‌گذاری قابل توجهی است. از طریق مذاکرات با اوپک میتوان به سمتی رفت که سهمیه ایران در اوپک بالا رود. سرمایه‌گذاری در نفت ایران درآمد جدیدی را ایجاد می‌کند که از طریق آن میتوان تضامینی برای سرمایه‌گذاری آتی شکل داد اینکه این سرمایه‌گذاری‌ها تنها اختصاص به کشورهای اروپایی یا امریکایی داشته باشد، هم عددی بزرگ و هم در کوتاه‌مدت بعید است محقق شود. ولی اگر برای ۲الی ۳دهه آینده برنامه‌ریزی شود، تحقق این اعداد و ارقام و حتی بیشتر از آن ممکن است. ایران باید فرض را بر این بگذارد که همه کشورها بتوانند در ایران سرمایه‌گذاری کنند و هیچ کشوری در بازار ایران حضور انحصاری نداشته باشد. هم اروپایی‌ها، هم امریکایی‌ها، هم کشورهای منطقه و هم چین و روسیه باید در بازار ایران امکان حضور داشته باشند. اما برای اینکه این همکاری‌ها شکل بگیرد و تضامینی برای تداوم این سرمایه‌گذاری‌ها ایجاد شود، لازم است سرمایه‌گذاریهای جدی در توسعه زیرساخت‌های نفت و گاز ایران شکل بگیرد. به گونه‌ای که ایران تولید نفت خود را به مرز ۴میلیون بشکه سهمیه اوپک بیشتر کرده و به ظرفیت‌های جدیدی برساند. این روند تضمین مناسبی برای جذب سرمایه‌های خارجی و فاینانس‌های خارجی درازمدت ایجاد خواهد کرد. در گذشته ایران فاینانس‌هایی در حد ۱۱سال داشته و میتواند این روند را تا فاینانس‌های ۲۰ساله هم ارتقا دهد. اما همان‌طور که گفتم این موضوعات مرتبط به دوران پساتوافق است.</p>
<p><strong>شما ترامپ را بماهو ترامپ به عنوان یک تهدید میبینید یا یک فرصت؟</strong></p>
<p>افراد تا زمانی که در شمایل اپوزیسیون حضور دارند با یک ادبیات صحبت میکنند، اما وقتی قدرت را به دست میگیرند، عاقلانه‌تر رفتار می‌کنند. ترامپ در دوره گذشته هم خواستار توجه بیشتر به خود بود. این یک ویژگی مهم است که می‌توان از آن بهره‌برداری درستی کرد. به نظرم در این نوبت، ایران در حال استفاده عاقلانه‌تر از ترامپی است که توسعه کیش شخصیت دارد. ترامپ متوجه است اگر خواسته‌های حداکثری داشته باشد، نمی‌تواند بهره‌ای از ایران داشته باشد، لذا خواسته‌های حداقلی خود را مطرح کرده است. ظاهرا قصد دارد گام به گام و مرحله به مرحله پیش برود. باید مراقب بود که در آینده شرایط به گونه‌ای نشود که زیاده‌خواهی خاصی صورت بگیرد. ایران باید از زمان نهایت استفاده را داشته باشد تا ترامپ احساس موفقیت کند و دیگر مطالبات بیشتری طرح نکند. ایران هم به خواسته خود برای تداوم غنی‌سازی و رفع تحریم‌ها برسد. نباید فراموش کرد که ایران با غنی‌سازی پایین هم می‌تواند نیازهای هسته‌ای خود را برطرف کند تا در آینده با اعتماد‌سازی با امریکا و آژانس، حتی سطح غنیسازی خود را بالا ببرد.</p>
<p><strong>گروهی از جامعه‌شناسان مذاکرات فعلی را یک مقطع تاریخی مهم برای ایران می‌دانند، در عین حال اما معتقدند سیستم باید سطح گفت‌وگوهای خارجی را به داخل نیز بکشاند و بتواند با طیف‌های مختلف مردمی، احزاب و گروه‌ها گفت‌وگو و مذاکره و تفاهم داشته باشد. در این خصوص چگونه می‌اندیشید؟</strong></p>
<p>در گفت‌وگویی که با شما در سالنامه نوروزی اعتماد با عنوان «ناترازی سیاسی» داشتم، تاکید کردم که پایه اصلی ناترازی‌های کشور مانند ناترازیهای اقتصادی، انرژی، تورم، معضل مسکن و&#8230; ناترازی سیاسی است، چراکه وقتی کشور با ناترازی سیاسی مواجه است، انتخابات پرشوری در کشور انجام نمی‌شود، فعالان سیاسی و اساتید منتقد از گردونه فعالیت خارج می‌شوند و ظرفیت‌های کارآمد کشور به کار گرفته نمی‌شوند، کشور با ناترازی‌های اقتصادی و اجتماعی و&#8230; مواجه می‌شود. اگر ناترازی‌های سیاسی رفع شده به خصوص انتخابات پرشور برگزار و تکثرگرایی در کشور اجرایی شود، نظرات به بحث گذاشته شده و مردم تفکر احسن را انتخاب کنند، مشکلات دیگر کشور و ناترازیهای اقتصادی هم حل می‌شوند.</p>
<p><strong>یکی از چهره‌هایی که طی دهه‌های متمادی برای حل معادلات میان ایران و امریکا تلاش بسیاری کردند، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی بودند. آخرین نمونه از این تلاش‌ها در زمان امضای برجام نمایان شد. فکر می‌کنید اگر آیت‌الله امروز حضور داشتند چه توصیه‌ای به دولت و مردان دیپلماسی کشورمان مطرح می‌کردند؟</strong></p>
<p>یکی از مباحثی که ایشان از سال‌های پس از جنگ و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به دنبال آن بودند، حل تخاصمات میان ایران و امریکا بود. اساسا یکی از مسائلی که ایشان با امام (ره) مطرح کردند، حل همین معادلات بود. در دولت خودشان هم سعی کردند به سمت حل این تنازعات حرکت کنند و روابط دو کشور منطقی شود تا توسعه ایران به دلیل این دشمنی‌ها متوقف یا کند نشود. ایشان نسبت به معیشت مردم و توسعه ایران بسیار حساسیت داشتند.<br />
بارها در طول عمر خود تلاش کردند این معادله را حل کنند. در سال‌های پایانی دولتشان در مسائل منطقه‌ای تلاش کردند مشکلات ایران و عربستان را حل کنند. بر اثر این تلاش‌ها بود که امیر عبدالله (ولیعهد و پادشاه عربستان) در کنفرانس اسلامی در سال ۷۶ در دولت آقای خاتمی شرکت کرد. طی سال‌های ۸۱ و ۸۲ پس از حمله امریکا به عراق و افغانستان و در شرایطی که غربیها تلاش می‌کردند پرونده ایران را به شورای امنیت سازمان ملل بکشانند، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، آقای خاتمی، آقای حسن روحانی و&#8230;تلاش کردند جلوی این روند را بگیرند. حتی در مرحله‌ای تعلیق تزریق گاز به سانتریفیوژها پذیرفته شد تا موضوع عادی‌سازی شود. اما در زمان احمدی‌نژاد به گونه‌ای عمل شد که پرونده ایران به سازمان ملل و شورای امنیت رفت و ایران از سوی سازمان ملل تحریم شد. در ادامه باز هم آیت‌الله در دولت آقای روحانی و تلاش‌های ظریف، برجام را کلید زدند. روندی که در سال ۹۷ با خروج ترامپ از برجام مختل شد. البته معتقدم حتی در زمان ترامپ هم می‌شد موضوع را مدیریت کرد تا دلار ۳هزار تومانی ایران به ۱۰۰هزار تومان نرسد&#8230; امروز اما با تلاش‌های دولت و رهنمودهای رهبری شرایط متفاوت شده و می‌توان این معادله قدیمی را حل کرد. ایران باید قدر این فرصت را بداند و نهایت استفاده را از آن بکند تا معیشت مردم اندکی بهبود پیدا کند.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%af/">محسن هاشمی: ایران قدر این فرصت را بداند تا معیشت مردم بهبود پیدا کند</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شمس‌الواعظین:دیپلماسی دولت چهاردهم بازگشت به سیاست هاشمی خواهد بود</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%b4%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%a7%d8%b9%d8%b8%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%b4%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%a7%d8%b9%d8%b8%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Jul 2024 05:52:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیپلماسی]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائيل]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر هاشمی رفسنجانی]]></category>
		<category><![CDATA[دولت چهاردهم]]></category>
		<category><![CDATA[فلسطین]]></category>
		<category><![CDATA[ماشاءالله شمس‌الواعظین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=23032</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; ماشاءالله شمس‌الواعظین روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل خاورمیانه معتقد است که دیپلماسی دولت چهاردهم با پیروزی مسعود پزشکیان بازگشتی به سیاست هاشمی‌رفسنجانی خواهد بود؛ یعنی بازتولید یک دولت توسعه‌گرا و تنش‌زدا. او در گفت‌وگویی که در شماره ۲۱ تیر شرق منتشر شد ، این دیدگاه را تشریح کرده [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b4%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%a7%d8%b9%d8%b8%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8/">شمس‌الواعظین:دیپلماسی دولت چهاردهم بازگشت به سیاست هاشمی خواهد بود</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | ماشاءالله شمس‌الواعظین روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل خاورمیانه معتقد است که دیپلماسی دولت چهاردهم با پیروزی مسعود پزشکیان بازگشتی به سیاست هاشمی‌رفسنجانی خواهد بود؛ یعنی بازتولید یک دولت توسعه‌گرا و تنش‌زدا.<br />
<span id="more-23032"></span><br />
او در گفت‌وگویی که در شماره ۲۱ تیر شرق منتشر شد ، این دیدگاه را تشریح کرده است که مشروح آن را می‌خوانید.<strong></p>
<p>اکنون که انتخابات ریاست‌جمهوری دوره چهاردهم به پایان رسیده و مسعود پزشکیان به‌عنوان نهمین رئیس‌جمهوری به پاستور راه پیدا کرده است،‌ تحولات غرب آسیا و مشخصا‌ جنگ اسرائیل و غزه و مهم‌تر از آن‌ احتمال جنگ گسترده و فراگیر بین حزب‌الله لبنان و اسرائیل را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا با پیروزی پزشکیان از خطر این جنگ کاسته شده است؛ چون فراموش نمی‌کنیم در زمان رقابت‌های انتخاباتی، پزشکیان صراحتا گفته بود که هرچه شمس‌الواعظین بگوید نظر و سیاست او است؟</strong></p>
<p>بله آقای دکتر پزشکیان لطف داشتند و گفته بودند که هرچه من بگویم سیاست ایشان است، اما واقعا من هم می‌خواستم بدانم که نگاه وی نسبت به خاورمیانه و مشخصا تحولات فلسطین و لبنان چیست. به هر حال آن زمان موضوع رقابت‌های انتخاباتی در میان بود و طبیعی هم بود که مواضع من و آقای پزشکیان کمابیش در رقابت‌های انتخاباتی شبیه هم باشد.</p>
<p><strong> این پاسخ سؤال من نبود. مشخصا اکنون با پیروزی مسعود پزشکیان می‌توان امیدی به پایان جنگ اسرائیل و حماس و از سوی دیگر عدم وقوع جنگ گسترده و فراگیر بین حزب‌الله لبنان و اسرائیلی‌ها داشت؟ به هر حال این را هم در مقابل باید در نظر گرفت که به گفته خود مقامات اسرائیلی، گزینه ایدئال آنها همیشه نیروهای رادیکال هستند&#8230;</strong></p>
<p>این سؤال شما برای من مفهوم نیست! یعنی چه که گزینه ایدئال اسرائیلی‌ها&#8230;</p>
<p><strong> یعنی اینکه اسرائیل همواره از به‌قدرت‌رسیدن گزینه‌های رادیکال در ایران استقبال می‌کند؛ چراکه به‌راحتی می‌تواند با موج‌سواری روی مواضع و تصمیمات آنها، سیاست ایران‌هراسی در منطقه و جهان را ‌پیش ببرد و در شرایط کنونی که اسرائیل به‌طور هم‌زمان با حماس و حزب‌الله درگیر است، پیروزی رادیکال‌ها بعید نبود ‌به‌راحتی پای ایران را به این منازعات بکشاند و در نهایت‌ تل‌آویو، جنگ مستقیم بین واشنگتن و تهران را ذیل حمله به حزب‌الله به مرحله عملیاتی نزدیک کند.</strong></p>
<p>آنچه گفتید یک برداشت است و من این برداشت شما را درست می‌دانم. برآورد همین است که تندروهای اسرائیل اساسا با تقویت رادیکالیسم در ایران به‌شدت موافق‌اند؛ کما‌اینکه در دوره محمود احمدی‌نژاد، آن جریان تندروی داخلی ایران خدمت بزرگی به ترویج هولوکاست برای اسرائیلی‌ها کرد و اساسا به باورم سیاست ایران‌هراسی اسرائیل در منطقه و جهان از دوره احمدی‌‌نژاد کلید خورد. یعنی در دوره احمدی‌‌نژاد با آن سیاست‌های رادیکال کار به جایی رسید که اسرائیل احساس کرد به جای صرف هزینه‌های گزاف در جهت مبارزه با جمهوری اسلامی ایران باید مواضع و اقدامات دولت احمدی‌‌نژاد با یک پروپاگاندا و بزرگ‌نمایی در منطقه و جهان انتشار پیدا کند و همین موضوع کافی است که سیاست‌های ضدایرانی اسرائیل به نتیجه مدنظر آنها برسد؛ همچنانی که مقامات اسرائیل همان زمان صراحتا اعتراف کرده بودند باید میلیاردها دلار هزینه می‌کردند تا حرف‌های احمدی‌‌نژاد از تهران زده شود، اما اکنون مجانی و رایگان، رئیس‌جمهور ایران با آن مواضع نسنجیده خود به‌راحتی سیاست‌های جهانی اسرائیل را نهادینه و پررنگ کرد و از آن سو به‌راحتی هرچه‌تمام‌تر سیاست ضدایرانی توسط اسرائیل در منطقه و جهان کلید خورد و آن سیاست تا امروز استمرار پیدا کرد؛ اما این مسئله یک بُعد دیگر هم دارد و می‌توان از منظری متفاوت آن را تحلیل کرد‌.</p>
<p><strong>چه منظری؟</strong></p>
<p>اینکه اسرائیل در قبال محور مقاومت با مرکزیت ایران در حال تجربه یک شکست بی‌سابقه در غزه و در مقابل حماس است.</p>
<p><strong> شکست اسرائیل؟ جناب شمس‌الواعظین با وضعیت امروز غزه آیا واقعا حماس پیروز است؟</strong></p>
<p>بله اکنون که مذاکرات بین حماس و اسرائیل در غزه برای پایان‌دادن به جنگ به شکل جدی‌تر پی گرفته شده، زمزمه شکست اسرائیل مطرح شده است. کما‌اینکه بتسلیل اسموتریج، وزیر دارایی اسرائیل معترف است آنچه در قاهره و ذیل مذاکرات آتش‌بس می‌گذرد، در نهایت یک پیروزی برای حماس و یک شکست بزرگ برای اسرائیل خواهد بود؛ چون ما نتوانستیم حماس را از بین ببریم. هم‌زمان با آن، اسرائیلی‌ها در جنگ با حزب‌الله لبنان دچار سردرگمی هستند و هیچ‌کدام از تهدیدهای اسرائیل تاکنون حزب‌الله را وادار به عقب‌نشینی به پشت رودخانه لیتانی نکرده است.</p>
<p><strong> درخصوص پیروزی اسرائیل یا حماس و تحولات بین حزب‌الله با اسرائیل با شما حرف و حدیث‌های بسیاری دارم، اما اجازه دهید مسیر مصاحبه از محور اصلی خود دور نشود. از همین تحلیل آخر شما وام می‌گیرم و سؤالم را طور دیگری می‌پرسم. اگر بپذیریم که گفته حضرت‌عالی نزدیک به واقعیت است، اساسا سیاست‌های ضدایرانی اسرائیل پس از پیروزی مسعود پزشکیان چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟</strong></p>
<p>در پاسخ به این سؤال مهم شما باید دید اسرائیل نسبت به قدرت‌گیری مجدد اصلاح‌طلبان و روی‌کارآمدن یک رئیس‌جمهور مانند دکتر پزشکیان از این جریان (اصلاح‌طلب) چه واکنشی دارد که این موضوع در گرو آن است که رفتار، تصمیمات و ادبیات ایران در منطقه خاورمیانه، مشخصا با تمرکز بر فلسطین و لبنان به کجا خواهد رسید. از طرف دیگر باید این را هم در نظر گرفت که اسرائیلی‌ها منتظر ورود جمهوری اسلامی ایران به فصل جدیدی از مذاکرات با اروپا و ایالات متحده آمریکا برای توافق و برجام هستند. آنچه مسجل است طبق وعده‌ها، شعارها و عهدی که آقای دکتر پزشکیان با مردم بسته است، وی یک سیاست خارجی تنش‌زدایانه در منطقه و جهان را با همه بازیگران خواهد داشت و این سیاست تنش‌زدایانه آقای دکتر پزشکیان در صورت تحقق کامل می‌تواند هراس‌افکنی شدید اسرائیلی‌ها نسبت به حماس و حزب‌الله لبنان را به شکست بکشاند و اگر هراس‌افکنی اسرائیل در غزه و شمال فلسطین اشغالی نسبت به حماس و حزب‌الله کاسته شود، به باورم، تل‌آویو راهی جز تغییر سیاست خود در قبال تهران ندارد.</p>
<p><strong> به چه دلیل چنین تحلیلی دارید؟</strong></p>
<p>چون اسرائیل نهایتا به این جمع‌بندی خواهد رسید که با پویایی‌های سیاسی در داخل ایران، ذیل پیروزی دکتر پزشکیان به‌عنوان یک گزینه اصلاح‌طلب، راهی جز تغییر سیاست خاورمیانه پیش‌روی آنها نیست&#8230;</p>
<p><strong> و این تغییر چه معنایی دارد؟ یعنی تل‌آویو به سمت انعطاف بیشتر یا تقویت رادیکالیسم پیش خواهد رفت؟</strong></p>
<p>من قائل به انعطاف بیشتر اسرائیل هستم.</p>
<p><strong> چرا ماشاءلله شمس‌الواعظین چنین باوری پیدا کرده است؟</strong></p>
<p>چون اگر اسرائیل بعد از پیروزی دکتر پزشکیان کماکان به سیاست ضدایرانی خود ادامه بدهد، در صورت پیگیری دیپلماسی تنش‌زدایانه دولت جدید اصلاح‌طلب و آغاز گفت‌وگوهای میان تهران با واشنگتن و کشورهای اروپایی و حصول توافق جدید و لغو تحریم‌های ایران، نهایتا شاهد انزوای مجدد اسرائیل خواهیم بود؛ کما‌اینکه در دوره روحانی و برجام شاهد انزوای اسرائیل بودیم. این را هم بگویم که ‌اسرائیل در دوره آقای رئیسی در جنگ منزوی شد و با پیروزی آقای دکتر پزشکیان، اسرائیل در دیپلماسی هوشمند، منعطف و فعال جمهوری اسلامی ایران منزوی خواهد شد‌. اینجاست که تل‌آویو مجبور به ایجاد یک بالانس جدید سیاسی و دیپلماتیک و امنیتی در منطقه در مقابل تهران است. نکته مهم‌تری که باید به آن اشاره کنم، این است که این موازنه از عهده بنیامین نتانیاهو برنمی‌آید.</p>
<p><strong> یعنی شما تفاوتی بین سیاست و نگاه بنی گانتس و بنیامین نتانیاهو در قبال تهران قائل نیستید؟</strong></p>
<p>چرا یک تفاوت‌های تاکتیکی وجود دارد و اتفاقا به باور من اسرائیل در کوتاه‌مدت مجبور به برگزاری انتخابات زودهنگام، انحلال کنست و پایان دولت نتانیاهو خواهد بود؛ به‌خصوص آنکه اگر مذاکرات جاری در مصر برای آتش‌بس در غزه به نتیجه برسد، نتانیاهو به یک شکست در ائتلاف با راست‌گرایان افراطی خواهد رسید. در نتیجه من برداشتم این است که باید منتظر تحولات پیش‌رو در اسرائیل بود که به یک منازعه جدید داخلی و کنار رفتن صهیونیست‌های دینی به رهبری اسموتریج و بن گویر خواهد انجامید. اینجا مجبورم قدری از محور مصاحبه با شما دور شوم و به مسائل دیگر بپردازم تا موضوع روشن‌تر شود. در همین رابطه شما دیدید که جو بایدن چه موضعی در قبال انتخابات پارلمانی فرانسه گرفت و عنوان کرد «درست در زمانی که تصور می‌شد جریان راست رادیکال در فرانسه به قدرت برسد، چپ‌ها ورق انتخابات را برگرداندند». این اشاره رئیس‌جمهور دموکرات آمریکا فقط به فرانسه نیست، بلکه از یک سو او اشاره به شانس پیروزی‌اش در مقابل دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده دارد و در سوی دیگر می‌تواند به سرنوشت جریان‌های راست‌گرای افراطی دینی در اسرائیل هم اشاره داشته باشد. من خاطرم هست که با شما بحث مفصلی در این رابطه داشتم و حق هم با شما بود و درست می‌گفتید که افراطی‌ترین دولت تاریخ اسرائیل، دولت نتانیاهو بوده است. بنابراین اکنون سرنوشت بنیامین نتانیاهو بین ائتلاف با یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل از جریان سکولار و چپ‌گرا یا ائتلاف با راست‌گرایان افراطی و دینی در نوسان است.</p>
<p><strong> اگر بی‌بی در یک چرخش ۱۸۰‌درجه‌ای به سمت ائتلاف با لاپید برود، چه معنایی برای ایران و منطقه دارد؟</strong></p>
<p>در زودهنگام یعنی به نتیجه رسیدن مذاکرات آتش‌بس و تبادل اسرا و پایان جنگ غزه.</p>
<p><strong> تداوم ائتلاف بی‌بی با راست‌های افراطی و دینی چه معنایی دارد؟</strong></p>
<p>معنایش پایان عمر کنست و برگزاری انتخابات زودهنگام است.</p>
<p><strong> و به باورتان بی‌بی کدام‌یک را انتخاب می‌کند؟</strong></p>
<p>هنوز واقعا زود است به یک ارزیابی و جمع‌بندی قاطع برسیم که نتانیاهو کدام‌یک از این دو مسیر را انتخاب خواهد کرد. البته باید در نظر گرفت که خاستگاه سیاسی نتانیاهو همان جریان راست است، اما اکنون نتانیاهو به ‌دنبال یک وقت‌کشی است که تا دو هفته دیگر در کنگره آمریکا سخنرانی کند و نکته مهم‌تر آنجاست که به نظر من نتانیاهو دارد روی به‌قدرت‌رسیدن مجدد دونالد ترامپ شرط‌بندی می‌کند و با چنین نگاهی اختلاف‌نظر بین تل‌آویو و کاخ سفید طی هفته‌های آینده به‌شدت پررنگ خواهد شد.</p>
<p><strong> باز هم از موضوع اصلی دور شدیم که البته به قول حضرت‌عالی پرداختن به مسائل دیگر اجتناب‌ناپذیر بود. اما سراغ محور گفت‌وگو برویم. در زمانی که بیشتر توجه و تمرکز داخلی در ایران متوجه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری دوره چهاردهم بود، سایه وقوع جنگ گسترده و فراگیر بین حزب‌الله لبنان و اسرائیل سنگینی می‌کرد و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تداوم رشد نرخ ارز، سکه و طلا عمل کرده بود. اکنون از نگاه شما با پیروزی پزشکیان و به‌قدرت‌رسیدن مجدد اصلاح‌طلبان، اسرائیل جنگ گسترده با حزب‌الله را کلید خواهد زد؟</strong></p>
<p>من قبل‌تر با شما در این زمینه گفت‌وگوی جدی کرده بودم. خاطرم هست آن زمان بسیاری از رسانه‌ها معتقد بودند در ساعت‌ها و روزهای آینده این جنگ قطعی خواهد بود. اما بگذارید در این گفت‌وگو با شما مجددا بر این نکته تأکید کنم که من شانس وقوع جنگ گسترده و فراگیر را کمتر از قبل می‌دانم و چه‌بسا باور دارم اکنون امکان درگیری بین حزب‌الله لبنان و اسرائیل کمتر از هر زمان دیگری است.</p>
<p><strong> البته من برخلاف شما معتقدم که کماکان سایه جنگ حزب‌الله و اسرائیل وجود دارد که&#8230; ‌</strong></p>
<p>ببینید، من به طور کامل منکر وقوع این جنگ نیستم و شانس آن را صفر نمی‌دانم. اما تأکید می‌کنم احتمال وقوع آن کمتر از هر زمان دیگری است. این به معنای آن نیست که این جنگ اصلا اتفاق نمی‌افتد. به هر حال تحولات در خاورمیانه به‌شدت سیال است و امکان بروز هر اتفاقی وجود دارد. با این تفاسیر شاید گفته شما در نهایت به وقوع بپیوندد و شاهد جنگ گسترده بین حزب‌الله و اسرائیل هم باشیم. فعلا من چنین تصوری ندارم و شانس وقوع آن را کم می‌دانم.</p>
<p><strong> حتی اگر چنین باشد که شما می‌گویید، با پیروزی پزشکیان سیاست خارجی دولت چهاردهم چگونه خواهد بود؟ در منظومه راهبردی جمهوری اسلامی ایران، ظرفیت مسعود پزشکیان چقدر است؟</strong></p>
<p>سؤال بسیار مهمی را پرسیدید و اجازه دهید در پاسخ به این پرسش یک ارزیابی کلی از سیاست خارجی آقای دکتر پزشکیان داشته باشیم. به باور من دیپلماسی دولت چهاردهم با پیروزی آقای دکتر پزشکیان بازگشتی به سیاست مرحوم هاشمی‌رفسنجانی خواهد بود؛ یعنی بازتولید یک دولت توسعه‌گرا و تنش‌زدا که&#8230;</p>
<p><strong> جناب شمس‌الواعظین اقتضائات دهه ۷۰ دوره هاشمی‌رفسنجانی با سال ۱۴۰۳ زمین تا آسمان متفاوت است&#8230; ‌</strong></p>
<p>بله، متفاوت است.</p>
<p><strong> پس این رجعت و بازتولید چه معنایی می‌دهد؟</strong></p>
<p>من پاسخ به این سؤال شما را از یک نگاه کلان‌تر می‌دهم، چون معتقدم ‌سیاست خارجی ایران به طور کلی باید در چارچوب گزینه‌های تاکتیکی، ذیل گفته شما منظومه راهبردی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تعریف و مشخصا در قبال فلسطین و لبنان تعریف شود، یعنی دولت‌ها نباید فراتر از آن را تفسیر کنند‌.</p>
<p><strong> با این جمله شما به‌شدت موافقم، اما همین جمله به معنی آن نیست که حضرت‌عالی قائل به نبود اختیارات دولت و دستگاه سیاست خارجی در قبال تحولات فلسطین و لبنان هستید؟</strong></p>
<p>خیر، منظور من این است که اختیارات هر دولتی باید ذیل منظومه راهبردی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال فلسطین و لبنان تعریف شود، نه بیشتر. این به معنای نبود اختیارات لازم نیست. در نتیجه اگر من می‌گویم الگوی آقای هاشمی‌رفسنجانی در دولت آقای پزشکیان تکرار می‌شود، گویی من به شما می‌گویم که این الگو مورد پذیرش خود جمهوری اسلامی ایران است.</p>
<p><strong> این گفته شما چه معنایی در بطن خود دارد؟ عبور از خط قرمزها در آن مستتر است؟</strong></p>
<p>خیر، اگر من می‌گویم الگوی آقای هاشمی‌رفسنجانی در دولت آقای پزشکیان تکرار می‌شود، گویی من به شما می‌گویم که این الگو مورد پذیرش خود جمهوری اسلامی ایران خواهد بود؛ به این معناست که ‌اولا هرچه مورد پذیرش و اجماع فلسطینی‌ها باشد، در نهایت مورد تأیید رسمی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود و به چیزی بیشتر از آن نخواهند پرداخت و دوم آنکه اگر دولت و کشور مستقل فلسطینی، حتی در مرزهای ۱۹۶۷ تشکیل شود، ایران دیگر مخالفتی با آن نخواهد کرد و پیگیر سیاست از نهر تا بحر نخواهد بود‌.</p>
<p><strong> مگر می‌شود؟!</strong></p>
<p>بله، من معتقدم اگر دولت و کشور مستقل فلسطینی، حتی در مرزهای ۱۹۶۷ تشکیل شود، ایران دیگر مخالفتی با آن نخواهد کرد و پیگیر سیاست از نهر تا بحر نخواهد بود؛ یعنی اگر چنین کشور فلسطینی تشکیل بشود و ایده از نهر تا بحر مدنظر جمهوری اسلامی ایران اجرا نشود، تهران مخالفتی با تشکیل کشور فلسطینی نخواهد داشت‌.</p>
<p><strong> من اینجا با شما مخالفم، چون به نظر می‌رسد که این ایده (از نهر تا بحر)، اساس سیاست خارجی ایران در قبال فلسطین است؟</strong></p>
<p>بله، اینجا باید یک روشنگری صورت بگیرد. به نظر من با یک قرائت تاکتیکی شاید جمهوری اسلامی ایران آن را یک گام اول بداند؛ یعنی به رسمیت شناختن کشور فلسطینی‌ حتی در مرزهای ۱۹۶۷ یک گام اول باشد که باید مورد پذیرش و حمایت رسمی همه کشورهای جهان اسلام از‌جمله خود ایران قرار بگیرد.</p>
<p><strong> پس باید به قبل برگردم و سؤالم را این‌گونه بپرسم که در چنین منظومه‌ای قرائت دولت آقای پزشکیان چه خواهد بود. همان باز‌تولید سیاست خارجی اکبر هاشمی‌رفسنجانی؟</strong></p>
<p>بله، همان باز‌تولید سیاست خارجی هاشمی‌رفسنجانی به انضمام سیاست خارجی دولت آقای خاتمی که&#8230; .</p>
<p><strong> بگذارید که دوباره با شما مخالفت جدی داشته باشم. مگر در دولت رئیسی همان‌گونه که شما عنوان کردید، مطرح نشده بود که اگر خود فلسطینی‌ها قائل به راهبرد دو کشوری باشند، ایران فلسطینی‌تر از فلسطینی‌ها نخواهد بود؟! تا اینجای کار حق با شماست، اما من از ماشاءالله شمس‌الواعظین می‌پرسم که اینجا خط افتراق و خط تمایز دولت رئیسی با دولت پزشکیان کجاست؟ وقتی ما جلوتر از فلسطینی‌ها نباشیم و ایده از نهر تا بحر را به قیمت تشکیل کشور فلسطینی، حتی در مرزهای ۱۹۶۷ کنار بگذاریم، پس نتیجه آن‌همه هزینه مالی، انسانی، لجستیکی، امنیتی دیپلماتیک و&#8230; چه می‌شود؟</strong></p>
<p>اینجا تحلیل‌تان قدری رادیکال شده است. ببینید باید این‌گونه تفسیر کرد که «هر روایتی از طرف دولت‌ها در ایران در حقیقت دور یا نزدیک‌شدن به گزینه‌های درون منظومه راهبردی جمهوری اسلامی ایران است و این امر لزوما به معنای کنار‌گذاشتن آن سیاست‌ها نیست». من برای اینکه شما را روشن کنم، به همین تحولات فلسطین باز‌می‌گردم. مگر دولت بایدن نگفت که همسو با اسرائیل باید حماس در غزه نابود شود.</p>
<p><strong> بله&#8230; .</strong></p>
<p>اما اکنون می‌بینید که مذاکرات مصر با پیش‌فرض بقای حماس در غزه در حال جریان است. پس اکنون گزینه‌ها فرق کرده است، اما اسرائیل و آمریکا تأکید دارند که دیگر حماس نباید خطر و تهدیدی برای امنیت اسرائیل باشد. «پس ما در دیپلماسی و سیاست خارجی چیزی وحی منزل و یک امر قاطع و بدون تغییر نداریم. باید مجموعه‌ای از قطعات را در کنار هم بگذاریم که یک تصویر کلی را نمایندگی می‌کند و هرکدام از این قطعات تابعی از شرایط مکانی و زمانی است و این می‌تواند تفسیری از همان سیاستی باشد که در دوره آقای رئیسی هم پی گرفته شد؛ کمااینکه در دوره مرحوم هاشمی‌رفسنجانی، آقای خاتمی و حسن روحانی پی گرفته شد و در ادامه در دولت دکتر پزشکیان هم پی گرفته خواهد شد.</p>
<p><strong> باز هم مخالفم. به هر حال ما در دوره روحانی شاهد سطحی از قرائت دوگانه و دوقطبی‌سازی ناظر به میدان و دیپلماسی بودیم که در دوره رئیسی به هم‌پوشانی میدان و دیپلماسی رسید. اما در کل ثابت شد حیطه نقش‌آفرینی همه دولت‌ها در این منظومه راهبردی تقریبا نزدیک به صفر است که&#8230; .</strong></p>
<p>اشتباه نکنید، نزدیک به صفر نیست. دولت‌ها هم می‌توانند نقش‌آفرین باشند. من این را به شما بگویم که در قبال جنگ فلسطین و اسرائیل ما فقط دو راه پیش‌رو داریم؛ یا باید به سمت جنگ تمام‌عیار پیش برویم که تکلیف را یکسره کنیم یا اینکه به راه‌حل‌های مقطعی و کوتاه‌مدت دیپلماتیک، متناسب با ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها بسته به میزان مقاومت مردم فلسطین در برابر تهاجم وحشیانه اسرائیل قائل باشیم.</p>
<p><strong> و تصور شما چیست؟</strong></p>
<p>تصور من این است که، نه ایران، بلکه کل جامعه جهانی بعد از این جنگ ۹ماهه در غزه اکنون قائل به راهکار دوم است و سعی می‌کند راه‌حل‌های مقطعی و کوتاه‌مدت دیپلماتیک را در پیش بگیرد تا در نهایت به تشکیل کشور مستقل فلسطینی منجر شود. ضمنا گزینه دوم هم گزینه‌ای نیست که ایران از آن فاصله جدی داشته باشد.</p>
<p><strong> به چه دلیل؟</strong></p>
<p>چون اگر گزینه دوم را انتخاب نکنیم، یعنی اینکه ایران قائل به گزینه اول و جنگ گسترده در منطقه خاورمیانه و تقابل با اسرائیل است و این را برای اطلاع شما بگویم که سیاست ورود‌نکردن به جنگ‌ها ربطی به جمهوری اسلامی ایران، حاکمیت و نهادهای نظامی، امنیتی و دفاعی هم ندارد، بلکه ایران به‌عنوان یک مجموعه سرزمینی، حتی در دوره پهلوی هم خواهان ورود به جنگ‌ها نبوده است. من به تاریخ باز‌می‌گردم. ایران در دوره پهلوی با وجود آنکه اشغال شد، اما در جنگ جهانی دوم اعلام بی‌طرفی کرد، کما‌اینکه در جنگ اول و دوم خلیج فارس هم ایران در همین نظام جمهوی اسلامی ایران اعلام بی‌طرفی کرد. اما در زمانی که پای دفاع از تمامیت سرزمینی در هشت سال جنگ تحمیلی مطرح بود، ما وارد جنگ شدیم. پس منظومه راهبردی ایران، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب ورودنکردن به جنگ بوده و حیطه اختیارات دولت‌ها در نظام جمهوری اسلامی ایران هم متناسب با راهکار دوم به سمت پیروزی‌های مقطعی دیپلماتیک در جهت به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطینی، ذیل راهبرد دو کشوری خواهد بود.</p>
<p><strong> با این گفته‌تان هم مخالفم. من نیز مانند شما به تاریخ باز‌می‌گردم و شاهد مثال می‌آورم. مگر ایران به واسطه نگرانی از قدرت‌گیری مارکسیست‌ها به دستور محمدرضا پهلوی در ۱۹۷۳ میلادی (پاییز ۱۳۵۲ شمسی) در نبرد ظفار عمان ورود نکرد؟! پس می‌توان مشابه همین سناریو را برای وقوع جنگ گسترده بین حزب‌الله و اسرائیل در نظر گرفت&#8230; .</strong></p>
<p>ببینید، اساسا ورود ایران به جنگ ظفار در عمان متفاوت از تمام مسائل است.</p>
<p><strong> چرا؟</strong></p>
<p>چون همان‌طور که گفتید، یکی از مهم‌ترین متحدان استراتژیک منطقه ایران یعنی عمان مورد تهدید مارکسیست‌ها قرار گرفته بود و ایران باید در نطفه آن را خفه می‌کرد که این کار را هم کرد و بعد هم خود مارکسیست‌ها که یوسف بن علوی هم جزء آنها بود، با سطان قابوس به صلح رسیدند و در قدرت سهیم شدند و حتی وزیر امور خارجه عمان شد.</p>
<p><strong> این می‌تواند تأیید گفته من باشد که اگر ایران تهدیدی در جنوب لبنان احساس کند، شاید به این مسئله ورود کند. مگر غیر از این است؟!</strong></p>
<p>جنگ ظفار یک جنگ تمام‌عیار نبود، اما مسئله لبنان کاملا متفاوت است.</p>
<p><strong> تفاوتش در چیست؟</strong></p>
<p>در این است که جنگ در لبنان امتدادی از یک جنگ کلان منطقه‌ای خواهد بود. اینجا دیگر باید تفاوت و تمایز قائل شد. من گفتم و دوباره تأکید می‌کنم که باید ورود ایران در نبرد ظفار را کاملا فاکتور بگیریم. اگر ایران به نام مدافعین حرم یا زینبیون و فاطمیون در عراق و سوریه و لبنان و جاهای دیگر ورود کرده است، ذیل همان منظومه راهبردی است و ربطی هم به ورودنکردن به جنگ ندارد. ایران در همه ادوار آغاز‌کننده هیچ جنگی نبوده است و در دولت آقای پزشکیان می‌توان یک سیاست منطقی را برای اجرای این منظومه راهبردی بدون جنگ و خون‌ریزی بیشتر پیش برد.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b4%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%a7%d8%b9%d8%b8%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8/">شمس‌الواعظین:دیپلماسی دولت چهاردهم بازگشت به سیاست هاشمی خواهد بود</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%b4%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%88%d8%a7%d8%b9%d8%b8%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>توضیح علوی‌تبار درباره خاطرات هاشمی : سند براندازی نبود، کتاب هانتینگتون بود!</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad-%d8%b9%d9%84%d9%88%db%8c%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad-%d8%b9%d9%84%d9%88%db%8c%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Apr 2024 14:07:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهیم رئیسی]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح‌طلبان]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر هاشمی رفسنجانی]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا علوی تبار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=22084</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; عضو شورای سردبیری روزنامه &#8220;صبح امروز&#8221; در دهه۷۰، توضیحاتی درباره مساله مطرح شده در خاطرات مرحوم هاشمی درباره اعتراف به براندازی منتشر کرد. متنی توضیح علیرضا علوی‌تبار روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی را می‌خوانید. «در خاطرات نقل شده از مرحوم هاشمی رفسنجانی در تاریخ ۸۰/۱/۲۸ به نکته‌ای در [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad-%d8%b9%d9%84%d9%88%db%8c%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c/">توضیح علوی‌تبار درباره خاطرات هاشمی : سند براندازی نبود، کتاب هانتینگتون بود!</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | عضو شورای سردبیری روزنامه &#8220;صبح امروز&#8221; در دهه۷۰، توضیحاتی درباره مساله مطرح شده در خاطرات مرحوم هاشمی درباره اعتراف به براندازی منتشر کرد.<br />
<span id="more-22084"></span></p>
<p>متنی توضیح علیرضا علوی‌تبار روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی را می‌خوانید.</p>
<p>«در خاطرات نقل شده از مرحوم هاشمی رفسنجانی در تاریخ ۸۰/۱/۲۸ به نکته‌ای در مورد من (علیرضا علوی‌تبار) اشاره شده است. برای افزایش دقت و رفع سوء تفاهم توضیحی در مورد آن عرض می کنم.</p>
<p>در بازرسی نیروهای امنیتی از دفتر یکی از روزنامه‌ها خلاصه مکتوبی از کتاب هانتینگتون در مورد موج سوم گذار به دموکراسی و راههای مختلف آن که توسط من تهیه شده بود، به دست آنها افتاده بود.آقای مرتضوی (قاضی! مشهور) آن را به عنوان سند یک برنامه براندازی مبنایی برای برخورد قرار داده بود. من که از طریق زنده یاد غلامعلی ریاحی (وکیلم) از این جریان مطلع شدم، بلافاصل با محبت و همیاری دوستان گرداننده نشریه عصر ما به چاپ کامل آن همراه با توضیح اقدام کردم. مرتضوی پس مواجهه با چاپ آن زنده یاد ریاحی را به دفتر خود خوانده بود. قدری بدو بیراه نثار من و زنده یاد ریاحی کرده و پرونده مختومه شد. در جریان این اتفاق من نه بازجویی شدم و نه گفتگویی در مورد براندازی و لیبرال‌ها با من شد. متن خاطرات آقای رفسنجانی در این مورد مبهم و غیر دقیق است.</p>
<p>علی رضا علوی تبار»</p>
<p>به گزارش رصد، در خاطرات ۲۸بهمن ۱۳۸۰ هاشمی‌رفسنجانی آمده: آقای [سیدابراهیم] رییسی، رییس سازمان بازرسی ‌کل‌ کشور آمد.گفت، سندی از آقای [علیرضا] علوی‌تبار، [سردبیر روزنامه صبح امروز] گرفته‌اند و اعترافات از ادله قصد براندازی لیبرال‌هاست و از ضعف آقای [علی] مبشری، [رییس دادگاه انقلاب تهران]، در اطلاع‌رسانی گفت.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad-%d8%b9%d9%84%d9%88%db%8c%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c/">توضیح علوی‌تبار درباره خاطرات هاشمی : سند براندازی نبود، کتاب هانتینگتون بود!</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad-%d8%b9%d9%84%d9%88%db%8c%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>هاشمی: اصلاح‌طلبان نمی‌گویند با صندوق رای کاری نداریم</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%db%8c%da%af%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%86%d8%af%d9%88/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%db%8c%da%af%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%86%d8%af%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jan 2024 09:34:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح‌طلبان]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر هاشمی رفسنجانی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[حسن روحانی]]></category>
		<category><![CDATA[رهبر انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[محمد هاشمی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=21069</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; محمد هاشمی فعال سیاسی و از مدیران سابق ، شبهات درباره فوت هاشمی رفسنجانی را «فاقد سند» می‌داند. او از ارتباط صمیمی خود با رهبر انقلاب گفته و در پاسخ به سوالی درباره جلسات حسن روحانی با هاشمی رفسنجانی هم گفته که جلسات آنها خصوصی و در [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%db%8c%da%af%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%86%d8%af%d9%88/">هاشمی: اصلاح‌طلبان نمی‌گویند با صندوق رای کاری نداریم</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | محمد هاشمی فعال سیاسی و از مدیران سابق ، شبهات درباره فوت هاشمی رفسنجانی را «فاقد سند» می‌داند. او از ارتباط صمیمی خود با رهبر انقلاب گفته و در پاسخ به سوالی درباره جلسات حسن روحانی با هاشمی رفسنجانی هم گفته که جلسات آنها خصوصی و در منزل انجام می‌شد.<br />
<span id="more-21069"></span></p>
<p>گفتگو با محمد هاشمی در پروژه بیمارستان تخصصی سرطان انجام شد؛ ساختمانی که در حال تجهیز است و احتمالاً در ماه‌های آینده باید شاهد افتتاح آن باشیم؛ پروژه‌ای که صفر تا صد روند درمان سرطان در آن تجمیع شده و بیمار نیاز به مراجعه به مرکز دیگری ندارد ، اما او درباره سیاست و انتخابات گفتگو کرده است.</p>
<p>مشروح گفت‌وگو را می‌خوانید.</p>
<p><strong>مناقشه‌ای در مورد شورای نگهبان وجود دارد و این نهاد موافقان و مخالفانی دارد. شما به عنوان فردی که هم سابقه مدیریتی و اجرایی در کشور دارید و هم فعالیت حزبی و سیاسی داشتید، شورای نگهبان را در مجموع نهادی مفید می‌دانید یا خیر؟</strong></p>
<p>شورای نگهبان مفید است و مضر نیست. مفیدبودن آن مشروط است. رهبری از ابتدای سال نکات اساسی زیادی را برای افزایش مشارکت بیان کرده‌اند. چهار مؤلفه‌ای که فرموده‌اند در همین زمینه است؛ مشارکت، رقابت، سلامت و امنیت که با تحقق این مؤلفه‌ها ما شاهد انتخابات رقابتی و مشارکتی خواهیم بود. خطاب اصلی این مسائل شورای نگهبان است. در کشور ما شورای نگهبان صحنه سیاسی و صحنه انتخابات را تعیین می‌کند. وقتی قرار باشد افرادی که ثبت‌نام کرده‌اند ردصلاحیت شوند یا مثلاً صلاحیت آنان احراز نشود، دیگر رقابتی وجود ندارد. حالا مؤلفه‌های دیگر مثل امنیت و سلامت هم وجود داشته باشد، در مسئله مشارکت به اندازه رقابت تأثیرگذار نیست. در دموکراسی و نظام‌های مردم‌سالار همه چیز مبتنی بر رقابت و انتخابات است. در کشور ما نهاد و ارگانی که بیشترین سهم را در مسئله رقابت و مشارکت مردم بر عهده دارد، شورای نگهبان است. مردم وظیفه دارند شرکت کنند. فرض می‌کنیم که شما در انتخابات ثبت‌نام کنید، وقتی تأییدصلاحیت نمی‌شوید، خب چاره‌ای ندارید، بنابراین اصل شورای نگهبان مفید است، اما این مفید‌بودن مشروط است؛ مشروط بر اینکه این نهاد قواعد بازی را رعایت کند. نظارت شورای نگهبان بر انتخابات مفید است، البته در کشور ما مفهوم نظارت متأسفانه هم بد فهمیده شده است و هم بد عمل می‌شود. نظارت به معنی دخالت نیست. دخالت و نظارت دو مقوله جدا از هم هستند. نظارت بر انتخابات لازم و ضروری است. در همه کشور‌ها فرد یا نهادی با کارکرد شبیه شورای نگهبان ما وجود دارد که مسئولیت تأییدصلاحیت‌ها و نظارت بر انتخابات را بر عهده دارد.</p>
<p><strong>به نظرتان چرا برخی طیف‌های سیاسی این همه انتقاد به شورای نگهبان وارد می‌کنند و حتی برخی همواره مشغول تخریب این نهاد هستند؟</strong></p>
<p>از خود این افراد بپرسید، من که انتقادی به شورای نگهبان نکرده‌ام، حتی وقتی هم کاندیدای ریاست جمهوری شدم و ردصلاحیتم کردند، اعتراضی نکردم. آقای جنتی گفته بود محمد هاشمی سابقه اجرایی ندارد، در حالی که من هفت سال معاون اجرایی رئیس‌جمهور بودم و ۱۳ سال هم ریاست صداوسیما را بر عهده داشتم.</p>
<p><strong>پس به شورای نگهبان انتقاد دارید؟</strong></p>
<p>انتقاد دارم، اما هیچ‌وقت تخریب نکرده‌ام، حتی ردصلاحیت شدم، اعتراض نکردم. می‌دانستم که مسئله، سابقه اجرایی نداشتنم نیست. اعضای شورای نگهبان در دوران مسئولیتم با من کار کرده و در جریان سوابق اجرایی‌ام بودند.</p>
<p><strong>پس چرا ردصلاحیت شدید؟‌</strong></p>
<p>نمی‌دانم این را باید از شورای نگهبان بپرسید.</p>
<p><strong>خود شما حدسی در این زمینه نداشتید؟</strong></p>
<p>چرا ولی نمی‌خواهم حدس خودم را بگویم، به خاطر اینکه ما معتقد هستیم همیشه در مملکت باید تفاهم و انسجام ملی باشد. حالا فرض کنید من تأیید بشوم یا نشوم، چه تأثیری در کشور یا نظام دارد. اصل آن است که به تعبیر حضرت امام، همه وظیفه داریم وحدت کلمه را در کشور حفظ کنیم. زمانی که حزب جمهوری اسلامی فعال بود، اختلافاتی بین دو جناح این حزب ایجاد شده بود. اعضای حزب دیداری با امام داشتند، امام فرمودند شما همه در یک کشتی نشسته‌اید، اگر کشتی سوراخ شود، همه شما غرق خواهید شد و فکر نکنید که فقط یک جناح آسیب می‌بیند. شرایط کشور ما اینگونه است. کسانی که تخریب یا سوژه‌سازی می‌کنند که انسجام ملی در کشور به هم بریزد، این‌ها مقصر هستند.</p>
<p><strong>خب پیشنهاد شما برای کاهش انتقادات در این زمینه چیست. بالاخره یک عده‌ای مصرانه شورای نگهبان را مقصر می‌دانند؟ آیا جایگزینی برای شورای نگهبان دارید؟</strong></p>
<p>شورای نگهبان اول آمد اعلام کرد که اکثر یا همه نمایندگان فعلی مجلس که ثبت‌نام کرده‌اند، ردصلاحیت شده‌اند. دوباره اعلام کرد که تمام نمایندگانی که ثبت‌نام کرده‌اند، تأیید شده‌اند. این تناقض است. یک دفعه همه رد می‌شوند، بعد اعلام می‌شود همه تأیید شدند، این تناقض به این امر دامن می‌زند که بررسی صلاحیت‌ها منطقی و معقول نیست یا دستوری است یا اینکه در این زمینه بی‌توجهی صورت می‌گیرد. این نقد به شورای نگهبان وارد است و عدول از وظایف این نهاد تلقی می‌شود. نباید در رفتار شورای نگهبان این تناقضات دیده شود. برای نهادی که داور و ناظر انتخابات و فعالیت سیاسی مبتنی بر صندوق رأی است، این رویه خوب نیست.</p>
<p><strong>برخی هم معتقد هستند اصلاح‌طلبان تا زمانی که در همین ساختار تأیید می‌شوند، هیچ اعتراضی ندارند، اما همین که خود این افراد رد می‌شوند، شروع به اعتراض می‌کنند، حتی در مسئله ردصلاحیت آقای لاریجانی هم ما این امر را مشاهده کردیم. خود مرحوم هاشمی‌رفسنجانی هم همین مسیر را رفتند.</strong></p>
<p>این کلام شما خیلی صحیح نیست، این گونه نیست که هر کسی را شورای نگهبان رد کند، به شورای نگهبان معترض شود، خیلی‌ها هم بوده‌اند که رد شده‌اند، اما اعتراضی نکرده و به خدا واگذار کرده‌اند. اصولاً در کشور ما کسانی که ظلم به خود را به خدا واگذار می‌کنند، زیاد هستند، اما چرا بعضی‌ها هستند که وقتی این رفتار دوگانه را می‌بینند، زبان به انتقاد می‌گشایند که فرض کنید من یک سال قبل تأیید شدم و چرا امسال تأیید نشدم. خب این افراد باید به درون خود نگاه کنند که در این فاصله چه رفتار‌هایی انجام داده‌اند. شورای نگهبان هم باید فرایند‌های خود را شفاف کند و تا جای ممکن خود را از نزدیک شدن به هر جریان سیاسی دور نگه دارد.</p>
<p><strong>یک بحثی هم که مطرح می‌شود بحث مهندسی انتخابات است. برخی از اندیشمندان غربی هم نقد‌هایی به دموکراسی دارند، به این مبنا که ممکن است به پوپولیسم بینجامد. آیا در کشور‌های دیگر مهندسی انتخابات نداریم و با یک دموکراسی ناب و خالص مواجه هستیم؟</strong></p>
<p>آزادی در اسلام مشروط است. آزادی با بی‌بند‌وباری یکی نیست. حالا فرض کنید در یک کشور لیبرالیستی وقتی بی‌بند‌وباری ایجاد می‌شود، می‌گویند که این آزادی است. اسلام این شیوه را قبول ندارد. آزادی فرد محدود است. رویکرد کلیت نظام این است، اما وقتی بحث‌های انتخاباتی مطرح می‌شود، قدری ابهام دارد. حالا اینکه مردم‌سالاری دینی چطور می‌شود، در کنار مسائلی که فرمودید، ما پیرو حضرت امیر (ع) هستیم. حضرت رسول (ص) به امام علی (ع) فرمودند: اگر مردم تو را نخواستند با اینکه تو منتخب خداوند هستی، کنار برو. زمانی که مردم دنبال او آمدند، امام حکومت را پذیرفت. ما باید به خواست مردم توجه کنیم، نمی‌توانیم خواست مردم را کنار بگذاریم چراکه ما خود را پیرو امام علی (ع) می‌دانیم که خواست مردم برای او مهم بود.</p>
<p><strong>تحلیل شما از فعالیت انتخاباتی طیف‌های مختلف اصلاح‌طلبی چیست؟ با توجه به اینکه خود شما قبلاً در حزب کارگزاران سازندگی فعالیت داشتید.</strong></p>
<p>من نمی‌دانم. چراکه ارتباطی با این احزاب و حتی کارگزاران ندارم.</p>
<p><strong>تحلیل خود شما را به عنوان فعال سیاسی می‌خواهم بدانم.</strong></p>
<p>من متناقض شنیده‌ام، بعضی‌ها گفتند که ما شرکت می‌کنیم، مثلاً آقای مرعشی گفتند که در ۱۶۰ شهر یا شهرستان کاندیدا داریم. بعضی‌ها هم گفتند که شرکت نمی‌کنیم، بنابراین روایت‌های متناقضی وجود دارد، البته این نکته را خدمت شما بگویم که هر کسی هم صحبت کرده، فعالیت خود را مشروط کرده به بعد از اعلام نظر نهایی شورای نگهبان که در صحنه انتخابات کاملاً روشن می‌شود. در حال حاضر احزاب اصلاح‌طلب نمی‌خواهند از کسی حمایت کنند تا بعد از نظر شورای نگهبان. آن وقت افراد را ارزیابی می‌کنند که در فهرست خود قرار دهند یا خیر. فعلاً خیلی زیاد وارد مقوله انتخابات نشده‌اند، چون معلوم نیست که در نهایت چه کسانی تأیید می‌شوند.</p>
<p><strong>به نظر شما جبهه اصلاحات به یک سیاست واحد در این انتخابات می‌رسد؟</strong></p>
<p>من نمی‌دانم. همه این‌ها بیان‌شان این است که وقتی شخصیتی مثل علی لاریجانی که رئیس مجلس بود و الان هم مشاور رهبری است، تأییدصلاحیت نمی‌شود، چه اطمینانی وجود دارد که افراد دیگر تأیید شوند؟ برای همین گفتم که بستگی به شورای نگهبان دارد. وقتی افراد اجازه حضور در انتخابات را پیدا نمی‌کنند، خب طبیعی است که دلسرد شوند.</p>
<p>به فرض اینکه شورای نگهبان همه افراد اصلاح‌طلب و معتدلین را تأیید کند، آیا رأی می‌آورند؟ چون برخی معتقد هستند بدنه اصلاحات دچار ریزشی سنگین در پایگاه اجتماعی شده است؟<br />
من اطلاعی ندارم، چون ارتباط تشکیلاتی با هیچ سازمان و حزبی ندارم.</p>
<p><strong>به نظر شما اصلاح‌طلبان تأیید شوند، مردم اقبال نشان می‌دهند؟</strong></p>
<p>من نظرسنجی نکرده‌ام، آن‌هایی که نظرسنجی کرده‌اند، می‌گویند که اقبال وجود دارد. بالاخره معمول است که احزاب و تشکیلات سیاسی نظرسنجی می‌کنند. نظرسنجی‌ها هم بعضی نظرسازی و بعضی نظرسنجی است. بالاخره یک‌درصدی قابل اعتماد است. حتماً اصلاح‌طلبان نظرسنجی دارند، حالا اینکه نظرسنجی چه نتایجی را نشان داده است نمی‌دانم، ولی معتقد هستند اقبال مردمی دارند.</p>
<p><strong>چرا از کارگزاران خارج شدید و ترجیح دادید در این حزب فعالیت نکنید؟</strong></p>
<p>این‌ها مربوط به هفت سال قبل است، مربوط به امروز نیست.</p>
<p><strong>اما در طول این هفت سال خیلی صریح در مورد این مسئله صحبت نکرده‌اید.</strong></p>
<p>ضرورتی نداشت. بالاخره سلیقه و سلایق متفاوت است. اصولاً من توانایی کار حزبی و تشکیلاتی به آن معنایی که باید را ندارم. بالاخره سنی از ما گذشته است.</p>
<p><strong>اما انگار اختلاف‌نظر‌ها باعث این جدایی شده است؟</strong></p>
<p>حالا اختلاف سلیقه هم بود. اختلاف سلیقه هم همه جا هست، اما خروج من از کارگزاران بیشتر به توانایی‌ام مرتبط است. شما در کوچک‌ترین مسائل مثل انتخاب پیراهن بین افراد اختلاف سلیقه می‌بینید، معلوم است که در مسائل سیاسی و حزبی هم طبیعی است اختلاف سلیقه وجود داشته باشد.</p>
<p><strong>الان در جلسات حزب کارگزاران شرکت نمی‌کنید؟</strong></p>
<p>خیر.</p>
<p><strong>با دوستان سابق قهر کرده‌اید؟</strong></p>
<p>خیر، در میهمانی‌ها و مجالس غیرحزبی که به خاطر حزب نیست، شرکت می‌کنم و این افراد هم به خانه ما و مراسمات ما می‌آیند، اما در جلسات حزبی شرکت نمی‌کنم.</p>
<p><strong>رویکرد‌های حزب کارگزاران چقدر به آن رویکرد‌هایی که موقع تأسیس آن در نظر داشتید، نزدیک است؟ چون بالاخره جنابعالی جزو مؤسسان این حزب بودید.</strong></p>
<p>من رصد نمی‌کنم. کار حزبی را کنار گذاشته‌ام تا خودم را درگیر این مسائل نکنم.</p>
<p><strong>شما اخیراً در جلسه‌ای که آقای رئیس‌جمهور با فعالان سیاسی و نمایندگان احزاب سیاسی داشتند، شرکت کردید. گویا بگومگو‌هایی هم در این جلسه اتفاق افتاده است. شما البته در مصاحبه با جماران روایتی از جلسه را بیان کردید، اگر نکته جدیدی هم هست بفرمایید.</strong></p>
<p>بگومگو مربوط به آقای صادق محصولی و یک نفر از این طرف فکر کنم آقای امام [جواد امام، فعال سیاسی اصلاح‌طلب]انجام شد که مسئله‌ای جدی هم نبود. دقیق یادم نیست، اما فکر کنم در مورد مسائل اقتصادی و عملکرد دولت بود. خب اصل جلسه بعد از صحبت‌های رهبری بود که در مورد مسئله مشارکت صحبت کردند و تأکید داشتند در این زمینه همه فعال شوند. اعضای جلسه هم از همه طیف‌ها بودند و این امر خوب بود. عمده صحبت‌ها در مورد مسائل اقتصادی بود و برخی هم به نقش شورای نگهبان اشاره کردند. صحبت من این بود که سیاست رسانه‌ای نظام درست نیست و اشاره به سرنوشت رؤسای جمهور کردم. خب هر کدام از این‌ها پایگاهی دارند و اگر به آن‌ها توجه کنیم، در مسئله مشارکت مهم است. آقای رئیسی هم گفتند که بررسی می‌کنند و کلی حرف زدند. نتیجه مهم جلسه این بود که دیدگاه‌ها و افراد طیف‌های مختلف سیاسی به‌هم نزدیک می‌شوند. عقاید و خواسته‌ها یکی است.</p>
<p><strong>شما اصلاح‌طلب هستید یا اصولگرا یا معتدل، در کدام طیف‌بندی سیاسی قرار می‌گیرید؟<br />
</strong><br />
من هیچی (با خنده).</p>
<p><strong>ولی به نظر می‌رسد، بیشتر به اعتدالی‌ها و کارگزاران نزدیک هستید درست است؟</strong></p>
<p>چون آقای هاشمی واقعاً عدالتخواه و عدالت‌طلب بود و در حقیقت سمت ولایت را بر من داشت، من از ۱۳ سالگی تحت مسئولیت ایشان بودم. گرایش فکری من به طرف آقای هاشمی بود. آقای هاشمی نماد اعتدال است، ولی هیچ وقت تبلیغ‌کننده کسی نبوده‌ام، از نظر فکری خود را پیرو آقای هاشمی می‌دانم.</p>
<p><strong>حالا می‌توانیم بگوییم روحانی میراث‌دار فکری آقای هاشمی است؟</strong></p>
<p>من نسبت به اشخاص خیلی صحبت نمی‌کنم. جریان‌ها خودشان ادعا‌هایی دارند. بر اساس عملکرد خود باید قضاوت شوند.</p>
<p>ت<strong>فکرات آقای روحانی به مرحوم هاشمی چقدر نزدیک است؟</strong></p>
<p>من به آن معنا با آقای روحانی ارتباط ندارم. در هشت سالی که آقای روحانی رئیس‌جمهور بود، من یک بار هم با ایشان همکلام نشدم. فقط در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام آقای روحانی را می‌دیدم که ایشان در رأس جلسه و من ذیل جلسه می‌نشستم، ولی خب با برخی از اعضای دولت مثل آقای جهانگیری، زنگنه و دیگر وزرا رفاقت و ارتباط داشتم.</p>
<p><strong>بعد از ریاست جمهوری هم هیچ جلسه‌ای با آقای روحانی نداشتید؟</strong></p>
<p>نه جلسه‌ای نداشتم، فقط زمانی که آقای روحانی به ریاست‌جمهوری انتخاب شد، تلفنی تبریک گفتم.</p>
<p><strong>برخی مسائل مطرح بود که آقای روحانی بعد از ریاست جمهوری خیلی به توصیه‌های آقای هاشمی گوش نمی‌‎داد، چقدر این مسائل صحت دارد؟</strong></p>
<p>من با اینکه دفتر آقای هاشمی بودم، اطلاعی ندارم. جلسات این دو نفر در منزل آقای هاشمی بود. اصلاً جلسه‌ای در دفتر نداشتند یا خیلی کم داشتند. من اطلاعی از مسائل این جلسات نداشتم، چون این جلسات به صورت خصوصی برگزار می‌شد.</p>
<p><strong>بعد از فوت مرحوم هاشمی، فرزندان ایشان شبهاتی در مورد این فوت مطرح کردند. در این زمینه اطلاعات جدیدی وجود دارد یا خیر؟ باتوجه به اینکه اخیراً خانم فاطمه هاشمی هم در این زمینه مصاحبه‌ای انجام دادند و آقای شمخانی هم تکذیب کردند.</strong></p>
<p>من که همان نظری را که قبلاً داشتم، دارم که پزشک تأیید کرد که ایشان سکته کرده است. من همان شبی که فوت کردند تا عصر با ایشان بودم. ایشان حرکت کردند به طرف کوشک که استخر بروند. من هم به سمت خانه حرکت کردم که در خیابان بهمن مسئول تیم حفاظت زنگ زد و اطلاع داد برای آقای هاشمی مشکلی پیش آمده است.</p>
<p>در مورد مسئله فوت آقای هاشمی و شبهات مطرح‌شده باید بگویم که از این حرف‌ها زیاد می‌زنند، من شخصاً به حرف کسی که سند ندارد، گوش نمی‌دهم، ما که سندی نداریم و من سندی ندیده‌ام. نظریه پزشکی اعلام شده است، وزیر بهداشت هم که آنجا بود و همه مقامات بودند. اگر مسئله‌ای بود که این‌ها دیگر کتمان نمی‌کردند. شبهات خیلی قابل اتکا نیست و من سندی در این زمینه ندیده‌ام. مسئله دیگر هم این است که آقای هاشمی حقیقتاً عمر خود را صرف نظام و مبارزه کرد و طبق فرمایش حضرت امام، وحدت کلمه، انسجام و دوری از تفرقه، مشی همیشگی ایشان بود. قطعاً آقای هاشمی راضی نیست که من نوعی حرفی بزنم که دوگانگی در جامعه ایجاد شود. این در مکتب هاشمی پذیرفته نیست. هاشمی همیشه دنبال وحدت و انسجام بود، نه اینکه با حرف خود در جامعه دوقطبی ایجاد کند.</p>
<p><strong>سؤال آخر را در مورد بحث انتخابات می‌پرسم. خب رهبر معظم انقلاب بر مسئله مشارکت و رقابت تأکید دارند، به نظر شما مشخصاً برای تحقق این دو مؤلفه چه اقداماتی باید صورت گیرد. بخش دوم سؤال هم در مورد کسانی است که به دنبال تحریم انتخابات هستند. نظر شما در مورد این افراد و این رویکرد چیست؟ چون طیفی از اصلاح‌طلبان مسئله تحریم انتخابات را دنبال می‌کنند.</strong></p>
<p>تحریم که غلط است. چیزی ندارد و تحریم‌کردن اثری ندارد. حالا حتی فردی موافق نظام هم نباشد، در کشور زندگی می‌کند و زیر سایه جمهوری اسلامی از امنیت، از خدمات و نعمات مختلف کشور استفاده می‌کند. تحریم کردن به زیان خود فرد و جریان سیاسی است و این راهبرد، محروم‌کردن خود از یک حق مسلم قانونی است. انتخابات یک حق است. تحریم‌کننده حق خود را از بین می‌برد. همه مردم و جریانات باید شرکت کنند، اما گفتم این مسئله شرط دارد و شرط آن هم این است که امکان رقابت وجود داشته باشد و در انتخابات رقابت باشد. رقابت هم به این بستگی دارد که در یک حوزه انتخابیه دو تا رقیب هم‌وزن وجود داشته باشند، نه اینکه یکی را الکی تأیید کنیم که اصلاً کسی او را نمی‌شناسد و سابقه خوبی ندارد و از طرف مقابل، فرد اصلی آن جریان را تأیید نکنیم. این رقابت نیست. کسی را کنار فردی می‌گذارند که هم‌وزنش نیست، رقابت باید به معنی واقعی کلمه باشد، یعنی رقبا هم‌وزن باشند، همانند یک رقابت کشتی که آدم‌های هم‌وزن مقابل هم قرار می‌گیرند. انتخابات هم همین است. باید هم‌وزن باشند نه اینکه یک جا وزیر را مقابل یک فرد ناشناخته بگذارند. این هم شرط رقابت است.</p>
<p><strong>اینکه برخی می‌گویند ما با صندوق رأی و حکومت کاری نداریم و می‌خواهیم با حکومت حرف بزنیم و خود را تحت عنوان اصلاح‌طلبان ساختاری تقسیم‌بندی می‌کنند، نظر شما در مورد این افراد چیست؟‌</strong></p>
<p>نمی‌دانم، من از شما می‌شنوم.</p>
<p><strong>کسانی مثل آقای تاج‌زاده همین حرف‌ها را می‌زنند.</strong></p>
<p>من نشنیده‌ام که بگویند ما کاری به صندوق نداریم و جامعه و مردم که از حکومت جدا نیستند. مجلس و ساختار رسمی حکومت هم تبلور مردم است و جامعه و این نهاد‌ها که از هم جدا نیستند.</p>
<p><strong>آخرین باری که با رهبری دیدار داشتید کی بود؟</strong></p>
<p>خیلی وقت نیست. ما بعد از رحلت اخوی دیدار داشتیم، قبل از کرونا دیدار داشتیم، بعد از کرونا دقیقاً یادم نیست که دیدار داشتیم یا نه، چون یک مطلبی بود، محسن آقا با رهبری دیدار کرده بود، بعد ایشان نکاتی در مورد بنده گفته بودند که من به خدمت ایشان رسیدم. بعد از نماز ظهر در اتاقی رفتیم و بیشتر از یک ساعت صحبت کردیم. ما با رهبری سال‌هاست دوست هستیم و روابط شخصی داریم. با رهبری خیلی نزدیک هستیم. قبل از انقلاب ایشان را نمی‌شناختم، فقط اسم ایشان را شنیده بودم. من با امام آمدم ایران و قبل از انقلاب ایران نبودم و دیدار حضوری با رهبری نداشتم. من با امام ۱۱۴ روز پاریس بودم. رابطه ما با رهبری انقلاب یک رابطه صمیمی و دوستانه است.</p>
<p>منبع: جوان</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%db%8c%da%af%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%86%d8%af%d9%88/">هاشمی: اصلاح‌طلبان نمی‌گویند با صندوق رای کاری نداریم</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%db%8c%da%af%d9%88%db%8c%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%86%d8%af%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرنوشت چهره‌هایی که از مجلس به دولت رفتند</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b1%d9%81/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b1%d9%81/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 01 May 2023 04:05:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهیم رئیسی]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر هاشمی رفسنجانی]]></category>
		<category><![CDATA[حسن روحانی]]></category>
		<category><![CDATA[سید محمد خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[مجلس‌ شورای‌ اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[هیات دولت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=13448</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; سیدرضا فاطمی‌امین استیضاح شد و مجلس رای اعتماد خود را از او سلب کرد. به بهانه این اتفاق و نیز کنار رفتن سیدجواد ساداتی‌نژاد، وزیر جهاد کشاورزی دولت سیزدهم ، مروری بر وزیرانی دولت‌ها در ایران شده که از مجلس برخاسته بودند. در این گزارش نگاهی به [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b1%d9%81/">سرنوشت چهره‌هایی که از مجلس به دولت رفتند</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | سیدرضا فاطمی‌امین استیضاح شد و مجلس رای اعتماد خود را از او سلب کرد. به بهانه این اتفاق و نیز کنار رفتن سیدجواد ساداتی‌نژاد، وزیر جهاد کشاورزی دولت سیزدهم ، مروری بر وزیرانی دولت‌ها در ایران شده که از مجلس برخاسته بودند.<br />
<span id="more-13448"></span></p>
<p>در این گزارش نگاهی به وزیرانی شده که از سال ۱۳۶۸ تا به امروز از مجلس به‌صورت مستقیم به قوه مجریه رفته‌اند.</p>
<p>در بررسی وزرایی که از مجلس به دولت آمدند، نکات جالب‌توجهی مشخص شده است که ویژه‌ترین آنها به شرح زیر هستند:</p>
<p><strong>۱ </strong>دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی را می‌توان ویژه‌ترین دوران از این حیث تلقی کرد، او هیچ انتخابی در بین نمایندگان مجلس برای حضور در کابینه‌اش طی ۸ سال نداشت.</p>
<p><strong>۲</strong> از سال ۱۳۶۸ تا به امروز ۱۴ بار نماینده‌های مجلس به‌عنوان وزیر وارد کابینه شده‌اند که در این بین مصطفی معین دارای یک ویژگی خاص بوده و تنها فردی است که ۲ بار از مجلس جدا شده و به‌عنوان وزیر به دولت رفته است.</p>
<p><strong>۳</strong> در بررسی ادوار مختلف رکورد در اختیار گرفتن نماینده‌های مجلس به‌عنوان وزیر با محمود احمدی‌نژاد است که طی ۸ سال ریاستش بر دولت، ۵ نماینده مجلس را به پاستور آورد. هاشمی‌رفسنجانی هم با ۴ انتخاب دومین فرد در این مسیر است، البته با این تفاوت که هر ۴ انتخاب هاشمی مربوط به دوره اول ریاست‌جمهوری او بوده‌اند.</p>
<p><strong>۴ </strong>در بین دولت‌های مورد بررسی قرار گرفته، ۴ دولت در کابینه خود وزیری را نداشته‌اند که از مجلس آمده باشد. دولت ششم به ریاست هاشمی‌رفسنجانی، دولت هشتم به ریاست خاتمی و دولت یازدهم و دوازدهم به ریاست حسن روحانی در این لیست قرار دارند.</p>
<p><strong>۵ </strong>در بین نماینده‌های مجلس که به دولت رسیده‌اند، پس از پایان کار وزارت ۳ نفر باز هم به مجلس برگشتند که اولین آنها مصطفی معین بود که البته بازگشت او به مجلس در دوره پنجم کوتاه‌مدت شد و باز هم صندلی وزارت را در اختیار گرفت. دو فرد بعدی که همچنان هم در مجلس حضور دارند از کابینه احمدی‌نژاد هستند. عبدالرضا مصری و حمیدرضا حاجی‌بابایی دو وزیر سابقی هستند که این روزها در مجلس یازدهم حضور دارند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong> عصر هاشمی</strong></span></p>
<p><strong>دولت پنجم (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲)</strong></p>
<p>در این دوره از دولت که همزمان با مجالس سوم و چهارم بود، هاشمی‌رفسنجانی که پیش از این، رئیس مجلس بود و آشنایی کاملی با نماینده‌ها داشت، در همان ابتدای کار ۴ نماینده را به مجلس سوم معرفی کرد و هر ۴ وزیری که از مجلس به دولت رفته بودند، هم رای اعتماد گرفتند و هم تا پایان کار دولت پنجم صندلی وزارت را در اختیار داشتند.</p>
<p><strong>سیدمحسن نوربخش</strong></p>
<p>او یک سال و ۳ ماه سابقه نمایندگی مجلس را داشت که از مجلس سوم به هیئت دولت راه یافت. نوربخش پیش از نمایندگی در سال ۵۹ به مدت ۶ماه سرپرستی وزارت اقتصاد و امور دارایی را برعهده گرفت و سپس راهی بانک مرکزی شد تا در دولت میرحسین موسوی، ریاست بانک مرکزی را به مدت ۵ سال از سال ۶۰ تا ۶۵ بر عهده داشته باشد. در سال ۶۷ کاندیدای حضور در مجلس شد و توانست از حوزه انتخابیه تهران، راهی مجلس سوم شود اما یک سال و ۳ ماه بعد از آغاز به کار مجلس سوم، با تشکیل دولت اکبر هاشمی‌رفسنجانی، او توسط رئیس‌جمهور جدید ایران به‌عنوان گزینه وزارت اقتصاد معرفی شد و توانست رای اعتماد مجلس را با ۱۹۵ رای موافق به‌دست آورد و به صورت کامل در دولت پنجم وزیر شود. با شروع به کار دولت ششم، او به مدت یک سال از سال ۷۲ تا ۷۳ معاونت اقتصادی رئیس‌جمهور (هاشمی‌رفسنجانی) را برعهده داشت تا در سال ۷۳ یک‌بار دیگر راهی بانک مرکزی شود و جای سیدمحمدحسین عادلی را در ریاست این بانک بگیرد؛ جایگاهی که مجموعا ۹ سال و تا آخرین روز عمرش در اختیار او بود (از سال ۷۳ تا ۷۶ دولت ششم به ریاست‌جمهوری هاشمی‌رفسنجانی و از سال ۷۶ تا ۸۲ دولت هفتم‌وهشتم به ریاست سیدمحمد خاتمی) و سرانجام او در تاریخ ۲ فروردین ۱۳۸۲ به علت سکته قلبی در سن ۵۵ سالگی درگذشت.</p>
<p><strong>مصطفی معین</strong></p>
<p>او تنها فردی است که در این گزارش طی دو مقطع مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در سال ۵۹ به‌عنوان نماینده شیراز به اولین دوره مجلس راه یافت و در همین دوره به عضویت شورای عالی انقلاب فرهنگی درآمد؛ جایگاهی که از سال ۶۲ تا ۸۲ به مدت ۲۰ سال در اختیارش بود. در سومین دوره مجلس این‌بار از حوزه تهران نامزد شد و به نمایندگی رسید. البته تنها یک سال و ۳ ماه در مجلس حضور داشت. با تشکیل دولت هاشمی‌رفسنجانی، به‌عنوان وزیر پیشنهادی فرهنگ و آموزش عالی به مجلس معرفی شد و با ۲۳۷ رای موافق به وزارت رسید و به صورت کامل در دولت پنجم وزیر بود، اما در دولت ششم از ترکیب هیئت‌دولت خارج شد تا مقطع دیگری در زندگی‌اش آغاز شود که در بخش مربوط به دولت هفتم ادامه فعالیت او مورد بررسی قرار خواهد گرفت.</p>
<p><strong>حسین کمالی</strong></p>
<p>با سابقه طولانی نمایندگی به دولت پنجم راه یافت و دوران وزارت خود را آغاز کرد. او که در دوره‌های اول، دوم و سوم مجلس نماینده تهران بود، در شهریور ۶۸ پس از ۹ سال و ۳ ماه از مجلس جدا شد و توسط اکبر هاشمی‌رفسنجانی راهی مجلس شد تا با کسب ۲۲۴ رای، به‌عنوان وزیر کار و امور اجتماعی معرفی شود؛ جایگاهی که در دولت‌های ششم و هفتم هم در اختیار او ماند و تجربه ۴ سال کار با سیدمحمد خاتمی هم برایش به ثبت رسید. اما پس از پایان کار دولت هفتم، او در سال ۸۰ پس از ۱۲ سال از ترکیب هیئت دولت خارج شد و پس از آن تنها به فعالیت سیاسی پرداخت و در جریان مستقیم قدرت حضور نداشت.</p>
<p><strong>حسین محلوجی</strong></p>
<p>او که فعالیت خود پس از انقلاب را با استانداری لرستان آغاز کرده بود (از سال ۵۹ تا ۶۰ به‌مدت یک سال و ۴ ماه)، در سال ۶۰ پس از عزل بنی‌صدر به‌عنوان قائم‌مقام وزیر معادن و فلزات معرفی شد تا اینکه در سال ۶۱ محمد امامی‌کاشانی از نمایندگی مردم کاشان در مجلس اول استعفا کرد و محلوجی از طریق انتخابات میان‌دوره‌ای به مجلس اول راه یافت و این جایگاه را به مدت ۸ سال در مجالس اول، دوم و سوم در اختیار داشت تا اینکه او نیز در لیست نماینده‌هایی قرار گرفت که توسط هاشمی‌رفسنجانی برای دریافت رای اعتماد به مجلس سوم معرفی شدند و در نهایت توانست با دریافت رای اعتماد، به‌عنوان وزیر معادن و فلزات معرفی شود. در دولت‌های پنجم و ششم به مدت ۸ سال این جایگاه را در اختیار داشت، اما پس از پایان دوره وزارت، او دیگر در عرصه قدرت حضور نداشت.</p>
<p><strong>دولت ششم</strong></p>
<p>در این دوره که با مجالس چهارم و پنجم همزمان بود، برخلاف دولت پنجم، هاشمی هیچ‌کدام از نماینده‌های مجلس را به ترکیب هیئت دولت اضافه نکرد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong> <a href="https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/05/55.png"><img decoding="async" loading="lazy" class="aligncenter size-full wp-image-13449" src="https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/05/55.png" alt="" width="905" height="344" srcset="https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/05/55.png 905w, https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/05/55-300x114.png 300w, https://rasadkhabar.ir/wp-content/uploads/2023/05/55-768x292.png 768w" sizes="(max-width: 905px) 100vw, 905px" /></a></p>
<p>عصر خاتمی</strong></span></p>
<p><strong>دولت هفتم</strong></p>
<p>در اولین دوره ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی که با مجلس پنجم آغاز و به مجلس ششم منتهی شد، ۳ نماینده مجلس پنجم به‌عنوان وزیر راهی هیئت دولت شدند که از بین آنها تنها مصطفی معین توانست دوره ۴ساله را به پایان برساند و به دولت هشتم هم برود. اما دو نفر بعدی در همان ابتدای راه از دولت جدا شدند و عمر همکاری کوتاهی به‌عنوان وزیر داشتند.</p>
<p><strong>مصطفی معین</strong></p>
<p>وزیر سابق فرهنگ و آموزش عالی که پیش از این سابقه ۵ سال نمایندگی مجلس در دوره‌های اول و سوم را در اختیار داشت، در انتخابات مجلس پنجم از حوزه اصفهان کاندیدا شد و برای سومین بار به مجلس راه یافت، اما این‌بار هم توسط سیدمحمد خاتمی به‌عنوان وزیر فرهنگ و آموزش عالی به مجلس پنجم معرفی شد و با تغییر نام این وزارت‌خانه به وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری در این پست به‌مدت ۶ سال در دولت‌های هفتم و هشتم باقی ماند تا اینکه سرانجام خاتمی در ۲ تیر ۱۳۸۲ استعفای او از وزارت را پذیرفت و با جداشدنش از دولت، به‌عنوان مشاور رئیس‌جمهور انتخاب شد. در سال ۸۴ هم نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شد که نتوانست به پاستور برسد.</p>
<p>قربانعلی دری‌نجف‌آبادی</p>
<p>او که در ابتدای انقلاب به‌عنوان امام‌جمعه شهرکرد انتخاب شده بود، در دوره اول مجلس (سال‌های ۵۹ تا ۶۳) و دوره چهارم (سال‌های ۷۱ تا ۷۵) نماینده مجلس بود. در سال ۷۵ به مجلس پنجم هم راه یافته بود، اما با حضور سیدمحمد خاتمی در دولت، دری نجف‌آبادی به‌عنوان گزینه حضور در وزارت اطلاعات به مجلس معرفی شد و رای اعتماد هم گرفت، اما حضور وی در وزارت اطلاعات کوتاه‌مدت بود و در بهمن ۱۳۷۷ به‌دنبال قتل‌های زنجیره‌ای از سمت خود استعفا کرد و جای خود را به علی یونسی داد. پس از دوره کوتاه وزارت، او از سال ۷۸ تا ۸۳ رئیس دیوان عدالت اداری و از سال ۸۳ تا ۸۸ دادستان کل کشور بود و سرانجام از سال ۸۸ امام‌جمعه اراک شد.</p>
<p><strong>عبدالله نوری</strong></p>
<p>او که فعالیت خود را با سرپرستی صداوسیما در سال ۵۹ آغاز کرده بود، در سال ۶۰ به‌عنوان نماینده ولی‌فقیه در جهاد سازندگی انتخاب شد و تا سال ۶۸ در این سمت حضور داشت. در سال ۶۳ به مجلس دوم راه یافت و ۴ سال نماینده این مجلس بود تا اینکه در سال ۶۸ توسط هاشمی‌رفسنجانی به‌عنوان وزیر کشور معرفی و رای اعتماد گرفت و ۴ سال وزیر بود. پس از آن نماینده مجلس پنجم شد و در رقابتی نزدیک ریاست مجلس را به ناطق نوری واگذار کرد. با سابقه‌ای که داشت، از سوی سیدمحمد خاتمی به‌عنوان وزیر پیشنهادی کشور به مجلس پنجم معرفی شد و رای اعتماد این دوره از مجلس را به‌دست آورد اما درحالی‌که از سال ۷۶ برای دومین بار کارش را در وزارت کشور به‌عنوان وزیر آغاز کرده بود، توسط همین مجلس در تاریخ ۳۰ خرداد ۷۷ استیضاح و از کار برکنار شد. پس از استیضاح، به معاونت رئیس‌جمهور رسید و سپس در اولین دوره شورای شهر تهران، به این نهاد راه یافت و رئیس شد اما حضور او در صندلی ریاست کوتاه بود و تنها ۴ ماه از اردیبهشت تا شهریور ۱۳۷۸ در این سمت حضور داشت و به علت کاندیداتوری در مجلس ششم، از سمت خود استعفا کرد. هر چند به علت منع قانونی ناشی از داشتن پرونده در قوه قضائیه، نتوانست به مجلس راه یابد و پس از آن هم دیگر در جریان قدرت حضور ندارد.</p>
<p><strong>دولت هشتم</strong></p>
<p>در این دوره که مصادف با ایام فعالیت مجلس ششم و هفتم بود، همان رویه دومین دوره ریاست‌جمهوری اکبر هاشمی‌رفسنجانی تکرار شد و هیچ‌یک از نماینده‌های مجلس به ترکیب کابینه سیدمحمد خاتمی راه نیافتند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>عصر احمدی‌ نژاد</strong></span></p>
<p><strong>دولت نهم</strong></p>
<p>در این دوره، محمود احمدی‌نژاد ۴ نماینده از مجلس هفتم را به‌عنوان گزینه پیشنهادی وزارت به مجلس معرفی کرد که از بین این گزینه‌ها ۳ نفر دولت نهم را با احمدی‌نژاد به پایان رساندند و یک نفر هم با او به اختلاف‌نظر خورد و مسیر خود را جدا کرد.</p>
<p><strong>داوود دانش‌جعفری</strong></p>
<p>پس از ۴ سال نمایندگی مجلس در دوره پنجم از سال ۷۵ تا ۷۹، او در دوره هفتم نیز در سال ۸۳ به مجلس راه یافت و از سوی محمود احمدی‌نژاد به‌عنوان گزینه وزارت اقتصاد به مجلس معرفی شد و توانست رای اعتماد بگیرد، اما دوره اول احمدی‌نژاد را به پایان نرساند و در سال ۸۷ به‌دنبال اختلافاتی که با رئیس دولت پیدا کرده بود، از سمت خود استعفا کرد و تا پایان دوره احمدی‌نژاد جایی در دولت نداشت تا حسن روحانی به ریاست‌جمهوری رسید. زمان حضور روحانی با صدور دو حکم برای او همراه شد. ابتدا عنوان مشاور عالی وزیر بهداشت را در سال ۹۲ به‌دست آورد و سپس در سال ۹۳ با دریافت حکمی از سوی علی ربیعی، وزیر کار به‌عنوان عضو هیئت نظارت سازمان بیمه سلامت ایرانیان منصوب شد و اکنون نیز رئیس صندوق توسعه حمل و نقل کشور است.</p>
<p><strong>منوچهر متکی</strong></p>
<p>فعالیتش را با حضور در مجلس اول طی سال‌های ۵۹ تا ۶۳ آغاز کرد و سپس وارد وزارت امور خارجه شد و در سال ۶۴ اولین حکم خود را دریافت کرد تا به‌عنوان سفیر ایران در ترکیه معرفی شود. با آغاز دوره ریاست‌جمهوری هاشمی‌رفسنجانی، او به ایران برگشت و به ترتیب مدیرکل اروپای غربی، معاونت امور بین‌الملل، معاون حقوقی کنسولی و امور مجلس شد تا اینکه در سال ۷۳ دومین حکم سفارت خود را دریافت کرد و این‌بار به ژاپن رفت. حضور او به‌عنوان سفیر در ژاپن تا سال ۷۸ ادامه داشت و با حضور سیدمحمد خاتمی در دولت، او پست مهمی را در وزارت خارجه دریافت نکرد. با نزدیک شدن به انتخابات مجلس هفتم توانست برای دومین بار راهی نهاد قانونگذاری کشور شود، اما این حضور برای او کوتاه بود. درحالی‌که در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۴، ریاست ستاد انتخاباتی علی لاریجانی را در اختیار داشت، با رسیدن احمدی‌نژاد به پاستور، نام او به‌عنوان گزینه وزارت خارجه به مجلس هفتم معرفی شد و ۵ سال وزیر بود تا اینکه در ۲۲ آذر ۸۹ به شکل عجیبی درحالی‌که به ماموریت رفته بود، توسط احمدی‌نژاد از کار برکنار شد. پس از برکناری دیگر در عرصه قدرت حضور نداشت، البته در سال ۹۲ سودای ریاست‌جمهوری به سرش زد و نامزد انتخابات شد، اما تایید صلاحیت شورای نگهبان را دریافت نکرد.</p>
<p><strong>محمد عباسی</strong></p>
<p>بعد از اینکه محمد ناظمی‌اردکانی از وزارت تعاون برکنار شد، محمود احمدی‌نژاد برای جانشینی او، محمد عباسی یکی از نماینده‌های مجلس هفتم را انتخاب کرد و او که اولین تجربه نمایندگی و پست سیاسی بالا را سپری می‌کرد، تنها ۲ سال بعد از آغاز دوره نمایندگی مجلس، در سال ۸۵ به هیئت دولت راه یافت و ۵ سال صندلی این وزارت را در اختیار داشت. در سال ۹۰ به‌دنبال ادغام وزارت تعاون و وزارت کار، او هم موقتا از هیئت دولت جدا شد اما در سال ۹۰ یک‌بار دیگر به‌عنوان وزیر به دولت احمدی‌نژاد برگشت و تا آغاز دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی، وزیر ورزش و جوانان بود. سپس با پایان دوره ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد، در سال ۹۳ با دریافت حکمی عضو هیئت امنای بنیاد مستضعفان شد و با آغاز دوره ریاست دولت ابراهیم رئیسی، به‌عنوان رئیس سازمان امور اجتماعی کشور منصوب شد و فعلا هم در این سمت حضور دارد.</p>
<p><strong>عبدالرضا مصری</strong></p>
<p>او که حضور در قدرت سیاسی را با نمایندگی مجلس هفتم آغاز کرد، ۲ سال بعد از شروع به کار این دوره از مجلس یعنی در سال ۸۵ آماده ورود به دولت شد و پس از استعفای پرویز کاظمی، او توانست از مجلس رای اعتماد بگیرد و تا پایان دولت نهم این صندلی در اختیارش باشد. اما در دوره دوم ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد او که مدرک تحصیلی دکترای زمین‌شناسی دارد، به‌عنوان سفیر ایران در ونزوئلا انتخاب شد. از سال ۸۸ تا ۹۱ دوره سفارت را پشت سر گذاشت، اما با نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس نهم، تصمیم گرفت به مجلس برگردد و از سال ۹۱ تاکنون نماینده مجلس است.</p>
<p><strong>دولت دهم</strong></p>
<p>در این دوره که مجالس هشتم و نهم روی کار بودند، محمود احمدی‌نژاد تنها یک انتخاب از بین نمایندگان مجلس برای حضور در کابینه به‌عنوان وزیر داشت که این گزینه هم تا پایان دوره ریاست‌ احمدی‌نژاد بر دولت، در این سمت حضور داشت.</p>
<p><strong>حمیدرضا حاجی‌بابایی</strong></p>
<p>یکی از باسابقه‌ترین نماینده‌های تاریخ مجلس ایران، پس از اینکه در دوره‌های پنجم تا هشتم از سال ۷۵ تا ۸۸ نماینده شهر همدان در مجلس بود، با آغاز به کار دومین دوره ریاست احمدی‌نژاد بر دولت، به‌عنوان وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش انتخاب و به مجلس معرفی شد تا از مجلس جدا شود. او تا پایان دوره حضور احمدی‌نژاد در پاستور وزیر آموزش و پرورش بود و پس از پایان دوره هم، یک‌بار دیگر در اولین انتخابات مجلس که پیش رویش بود ثبت‌نام کرد و از سال ۹۵ تاکنون در بهارستان حضور دارد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong> عصر روحانی</strong></span></p>
<p><strong>دولت یازدهم</strong></p>
<p>اولین دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی که با مجلس نهم و دهم همراه بود، تفاوتی آشکار با ادوار گذشته داشت. در لیستی که او به مجلس نهم ارائه کرد، نام هیچ‌یک از نماینده‌ها به‌عنوان گزینه پیشنهادی وزارت وجود نداشت.</p>
<p><strong>دولت دوازدهم</strong></p>
<p>در این دوره نیز، حسن روحانی سیاست دوره گذشته خود را دنبال کرد و نامی از بین نمایندگان دوره‌های دهم و یازدهم در بین گزینه‌های حسن روحانی برای حضور در صندلی وزارت دیده نمی‌شد.</p>
<p><strong> عصر رئیسی</strong></p>
<p><strong>دولت سیزدهم</strong></p>
<p>ابراهیم رئیسی کارش را به‌عنوان رئیس قوه مجریه با معرفی دو نماینده مجلس به‌عنوان گزینه‌های وزارت آغاز کرد که فعلا از بین آنها یک نفر را برکنار کرده و یک نفر همچنان در صندلی وزارت حضور دارد.</p>
<p><strong>سیداحسان خاندوزی</strong></p>
<p>بدون کمترین سابقه حضور در عرصه مدیریت، درحالی‌که در سال ۹۹ توانسته بود به مجلس یازدهم راه یابد، در سال ۱۴۰۰ از سوی ابراهیم رئیسی به‌عنوان گزینه پیشنهادی حضور در وزارت اقتصاد، به مجلس یازدهم معرفی شد و توانست از مجلس رای اعتماد گرفته و همچنان در این سمت حضور دارد.</p>
<p><strong>سیدجواد ساداتی‌نژاد</strong></p>
<p>رئیس اسبق دانشگاه کاشان که در دوره ریاست دولت محمود احمدی‌نژاد این سمت را در اختیار داشت، در سال ۹۵ اولین دوره نمایندگی مجلس را در دوره دهم تجربه کرد و درحالی‌که در دوره یازدهم نیز توانسته بود به بهارستان برسد، با رسیدن ابراهیم رئیسی به پاستور، نام او به‌عنوان گزینه پیشنهادی وزارت جهاد کشاورزی مطرح شد و توانست رای اعتماد بگیرد اما چند روز پیش در تاریخ ۲۲ فروردین ۱۴۰۲ از کار برکنار شد.</p>
<p>هم‌میهن</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b1%d9%81/">سرنوشت چهره‌هایی که از مجلس به دولت رفتند</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%da%86%d9%87%d8%b1%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%b1%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>می‌خواستم‌خاتمی را با خودم منفجرکنم</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85-%d9%85%d9%86%d9%81%d8%ac%d8%b1%da%a9%d9%86%d9%85/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85-%d9%85%d9%86%d9%81%d8%ac%d8%b1%da%a9%d9%86%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Apr 2023 06:34:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح‌طلبان]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر هاشمی رفسنجانی]]></category>
		<category><![CDATA[تروريسم]]></category>
		<category><![CDATA[سید محمد خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشاد طولابی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=12752</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; یکی از اعضای تیم حفاظتی سید محمد خاتمی که از استان لرستان به نزدیک‌ترین فاصله با او رسیده بود،برنامه‌ریزی برای ترور خاتمی را در دستور کار قرار می‌دهد. تنها در خاطرات ۴ فروردین هاشمی‌رفسنجانی که جماران آن را منتشر کرده ، اشاره‌های کوتاهی به ماجرای ترور سید [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85-%d9%85%d9%86%d9%81%d8%ac%d8%b1%da%a9%d9%86%d9%85/">می‌خواستم‌خاتمی را با خودم منفجرکنم</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | یکی از اعضای تیم حفاظتی سید محمد خاتمی که از استان لرستان به نزدیک‌ترین فاصله با او رسیده بود،برنامه‌ریزی برای ترور خاتمی را در دستور کار قرار می‌دهد.<br />
<span id="more-12752"></span></p>
<p>تنها در خاطرات ۴ فروردین هاشمی‌رفسنجانی که جماران آن را منتشر کرده ، اشاره‌های کوتاهی به ماجرای ترور سید محمد خاتمی توسط فرشاد طولابی می‌شود.</p>
<p>هاشمی‌رفسنجانی می‌نویسد: «پیش از ظهر دکتر حسن روحانی (دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی) از قول آقای علی ربیعی گفت یکی از محافظان آقای خاتمی، قصد ترور ایشان را داشته و دستگیر شده است.» این فرد که حسن روحانی به نقل از علی ربیعی به آن اشاره می‌کند، فرشاد طولابی یکی از اعضای سپاه استان لرستان است که نقشه ترور خاتمی را در سال‌های ابتدایی پس از دوم خرداد ۷۶ می‌چیند.»</p>
<p>دست روزگار فرشاد طولابی را از لرستان به نزدیک‌ترین فاصله با رییس دولت اصلاحات می‌کشاند.</p>
<p>طولابی در گفت‌وگویی که بهمن‌ماه ۱۴۰۱ صورت گرفت، به ابعاد گوناگون برنامه‌ریزی‌هایش برای ترور خاتمی اشاره می‌کند.</p>
<p>جالب اینجاست فردی که پس از دستگیری زمینه آزادی او از زندان را فراهم می‌کند سید محمد خاتمی یعنی همان فردی است که نقشه ترور او را بارها مرور کرده است</p>
<p>. سید محمد خاتمی به محض آگاهی از دستگیری طولابی طی نامه‌ای اعلام می‌کند که هیچ شکایتی از نامبرده ندارد. با گذشت بیش از ۲دهه از موضوع، طولابی در دفتر روزنامه اعتماد نوری به ابعاد پنهان تلاش‌هایی می‌تاباند که برای ترور خاتمی انجام داده است.</p>
<p>مشروح گفت و گو را بخوانید:</p>
<p><strong> ‌در خاطرات آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به نقل از افرادی چون حسن روحانی و&#8230; به ماجرای ترور سید محمد خاتمی اشاره شده است. این اظهارات به نقل از شخص شما بیان شده است. لطفا بفرمایید ایده ترور خاتمی از کجا به ذهن شما خطور کرد؟ </strong></p>
<p>از سال ۷۶ و ۷۷ بود که تقابل فکری و عملی من با جریان اصلاحات آغاز شد. این تنفر و تقابل بسیار هم شدید بود. در آن سال‌ها احساس کردم انحرافات جدی در ساختار اجرایی در حال وقوع است. تصور می‌کردم مهره‌چینی‌هایی با اهداف خاصی در حال انجام است.</p>
<p>در آن ایام من آقای هاشمی‌رفسنجانی را نماد اُمویت دوران جدید می‌دانستم، تصورم این بود که این جریان برای به دست گرفتن ساختارهای قدرت تلاش می‌کند. آقای خاتمی هم بعد از هاشمی با شعار اصلاح‌طلبی و توسعه روی کار آمد و به تعبیر من تکمیل‌کننده پازلی بود که آقای هاشمی‌رفسنجانی برنامه‌ریزی کرده بود. مثلا تلاش می‌کرد وزارت اطلاعات را تحت سیطره بگیرد. سپس مجلس را هم با حضور جبهه مشارکت و آقای کروبی در اختیار گرفتند و حتی برنامه‌ریزی برای نفوذ در سپاه هم در آن زمان آغاز شد.</p>
<p><strong> ‌به هر حال بیش از ۲۰ میلیون ایرانی به آقای خاتمی رای داده بودند تا تغییراتی را در نظام حکمرانی اعمال کند. طبیعی بود که ایشان کابینه (از جمله وزارت اطلاعات و&#8230;) را بچینند، ترکیب مجلس پنجم و ششم هم با رای مردم شکل گرفت. آیا تلاش قانونی برای کسب قدرت و پاسخگویی به مطالبات مردم ایرادی دارد؟</strong></p>
<p>وقتی انتخابات سال ۷۶ پیش آمد، خانم عفت مرعشی همسر آقای هاشمی اعلام کردند هاشمی‌رفسنجانی، سید محمد خاتمی را رییس‌جمهور کرده. تدابیری که آقای هاشمی اتخاذ کرد، کک تقلبی که به جان مردم انداخت، سخنرانی که در نمازهای جمعه داشتند و&#8230; باعث شد تا نام خاتمی از صندوق‌های رای بیرون بیاید. در حالی که ناطق نوری و خاتمی دو روی یک سکه بودند. هر دو هم دو انگشتر انگشت آقای هاشمی بودند. در کل متوجه شدم خاتمی به دنبال استحاله نیمه تند انقلاب و مبانی نظام هستند.</p>
<p><strong> ‌شما در آن زمان در سپاه لرستان خدمت می‌کردید؟ چرا از خاتمی گلایه داشتید؟</strong></p>
<p>بله، آقای خاتمی می‌گفت: «ما که نمی‌توانیم دور آسمان دیوار بکشیم تا امواج ماهواره نیاید. ما باید به فکر مصونیت باشیم، نه ممنوعیت. باید کاری کنیم که جوان ایرانی دنبال لاابالی‌گری نرود.» ظاهر صحبت‌ها ایرادی ندارد، اما اگر به لایه‌های عمیق‌تر موضوع دقت شود، ایرادات نمایان می‌شود، چرا که حوزه متافیزیک شبیه فیزیک انسان نیست.</p>
<p><strong> ‌مگر در دهه‌های بعد مسوولان توانستند جلوی رشد ماهواره، اینترنت، فضای مجازی و&#8230; را بگیرند؟</strong></p>
<p>به هر حال بحث اینترنت ملی و محدودسازی‌های اخیر بحث خوبی است.</p>
<p><strong> ‌ببینید، من با شما بحث‌های عقیدتی ندارم، موضوع این گفت‌وگو بحث تصمیم شما برای ترور آقای خاتمی است. درباره شرایطی که منجر به این تصمیم شد، توضیح می‌دهید؟</strong></p>
<p>پس از اینکه متوجه خطرات فراوان اصلاح‌طلبی برای کشور شدم، سال۷۷ نامه‌ای ناشناس به آقای خاتمی ارسال کرده و در آن صریحا ایشان را خطری برای مملکت خطاب کردم و او را مرید شیطان دانستم. در آخرین جمله این نامه هم تاکید کردم: «یقین بدانید اگر تا به حال برای خاتمه دادن به حیات دنیوی‌تان اقدام نکرده‌ام به این دلیل بوده که هنوز ایشان را امیدوار به اصلاح می‌دانم.» در غیر این صورت این تهدید را مقید کردم به بقا و عدم بقای ایشان. در واقع ایشان را تهدید به ترور کردم.</p>
<p><strong> ‌یعنی شما معتقد بودید سید محمد خاتمی به‌رغم تایید شورای نگهبان، رای بالای مردم و تنفیذ رهبری، شایسته حذف فیزیکی و ترور است؟</strong></p>
<p>در مورد بنی‌صدر هم این مراحل طی شد اما امام(ره) فرمودند اگر شما (بنی‌صدر) را خطری برای اسلام و کشور بدانم، تنفیذ خودم را پس می‌گیرم. من هم فکر می‌کردم در خصوص آقای خاتمی اگر قیدهای شرعی و قانونی صریحا یا قریب به تصریح از بین برود، باید وارد عمل شوم. یعنی اگر مشکلاتی چون حوادث کوی دانشگاه ادامه یابد و مسوولان دولت اصلاحات به جای خاموش کردن آتش اعتراضات، آتش بیار معرکه شوند، برای ترور رییس دولت اصلاحات راسا وارد عمل می‌شوم.</p>
<p><strong> ‌این نامه در چه تاریخی به دفتر آقای خاتمی ارسال شد؟</strong></p>
<p>در ۳۰دی‌ماه ۷۷ این نامه با نام مستعار عبدالله فانی ارسال شد. ۲نسخه از این نامه هم به دفاتر دیگری ارسال کردم تا از نامه من سوءاستفاده نشود.</p>
<p><strong> ‌چه شد که محافظ آقای خاتمی شدید؟</strong></p>
<p>حفاظت سپاه انصار، یکسری نیروی ثابت داشتند و گروهی از نیروها هم متغیر بودند. این نیروهای متغیر را به صورت دوره‌ای از برخی سپاه‌های استانی تامین می‌کردند. ماموریت‌های یکساله، دو ساله و بیشتر به این نیروهای استانی محول می‌شد. هر بار هم یکی از استان‌ها این نیروها را تامین می‌کردند. من در تیمی ۲۰نفره از استان لرستان انتخاب شدم. ابتدا مردد بودم که بروم یا نروم، چون نامه تهدید برای آقای خاتمی فرستاده بودم و نمی‌دانستم رفتنم به صلاح است یا نه؟</p>
<p><strong> ‌چه شد که تصمیم گرفتید بروید؟</strong></p>
<p>به خاطر اوضاع اقتصادی بدی که داشتم و حضور در این ماموریت اضافه‌کاری‌ها و مزایای مالی خاصی داشت و حقوقی ۲برابری را به دریافتی‌ام اضافه می‌کرد، قبول کردم. در اردیبهشت ماه ۷۸ عضو تیم حفاظتی آقای خاتمی شدم. جالب اینجاست در حوزه مسوولیت‌هایی که سپاه انصار در خصوص حفاظت از مجلس، ریاست‌جمهوری، قوه قضاییه و&#8230; دارد، قرعه حلقه حفاظتی فیزیکی شخص سید محمد خاتمی به نام من افتاد. البته ابعاد حفاظتی رییس‌جمهوری شامل حلقه حفاظت فیزیکی و حلقه حفاظت ویژه می‌شود. من در آن زمان ۳۰سال سن و با درجه سروانی سپاه فعالیت داشتم.</p>
<p><strong> ‌حلقه فیزیکی با حلقه ویژه حفاظتی چه تفاوتی دارد؟</strong></p>
<p>تفاوت حلقه ویژه و حلقه فیزیکی، طول مداومت همراهی با ایشان و گستره تسلط و نزدیکی به ایشان بود. مسوول تیم حفاظتی ویژه سید محمد خاتمی، محمد صفوی بود و مسوول حلقه فیزیکی ایشان هم آقای علی اکبر هدیه‌لو بودند. دست بر قضا من در تیم حفاظتی فیزیکی ایشان افتادم و در ماموریت‌های داخل شهر و سفرهای استانی همراه ایشان بودم. از نظر مجاورت و اشراف هم در کنار آقای خاتمی بودم. به ایشان بسیار نزدیک بودم و در دسترس من قرار داشتند.</p>
<p><strong> ‌در آن زمان آیا هرگز فرصتی رخ داد تا با آقای خاتمی صحبتی داشته باشید؟</strong></p>
<p>اتفاقا به دنبال این بودم که سر صحبت را با ایشان باز کنم و بگویم آقای خاتمی دنیایی که اینقدر بی‌ارزش است و بدون اینکه بدانی و بفهمی، خداوند اجل را بیخ گوشت می‌گذارد، آیا بهتر نیست دست از اعمالت ‌برداری. من اگر اراده می‌کردم می‌توانستم سید محمد خاتمی را از طریق روش‌هایی چون مسمومیت، انفجار، اسلحه کمری، قناصه و دورزن و&#8230; ترور کنم. اگر بگویم از رگ گردن تا چند کیلومتری می‌توانستم ایشان را ترور کنم به گزاف سخن نگفته‌ام.</p>
<p><strong> ‌آیا هیچ‌وقت به ذهن‌تان خطور کرد که ایده ترور را عملی کنید. آیا با خودتان درگیری ذهنی داشتید؟</strong></p>
<p>اتفاقا نیروهای حفاظت اطلاعات که بعدها مرا بازداشت کردند، عین این پرسش‌های شما را مطرح کردند. گفتم، خیر. خیلی راحت کنار ایشان می‌ایستادم و همراهی‌اش می‌کردم. هیچ وقت به چنین فکری نیفتادم. تنها فکری که داشتم، این بود که چطور دست قضا چنین شرایطی را شکل داده است. گاهی اوقات می‌خواستم به ایشان بگویم من نویسنده نامه تهدید جانی‌اش هستم، اما سکوت کرده و به دنبال فرصت مناسب بودم.</p>
<p><strong> ‌آیا می‌دانید دولت آقای خاتمی بهترین آمارهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و دیپلماسی را در میان همه دولت‌های پس از انقلاب ثبت کرده است.</strong></p>
<p>بله از نظر من این‌طور بود. تجربه هم ثابت کرد که شاید درست فکر نمی‌کردم. در این برهه احساس کردم تحولاتی در حال وقوع است، ۲ماه پس از حضور در تیم حفاظتی ایشان، ماجرای کوی دانشگاه در سال ۷۸ شکل گرفت. در همان اوایل رخداد کوی دانشگاه، یک بار پوستری از عکس میرزا رضای کرمانی در بساط دستفروشان روبه‌روی دانشگاه تهران دیدم. تصویری که در آن میرزا رضا با غل و زنجیر روی پله‌ای نشسته و جمله‌ای بالای سر ایشان ثبت شده که می‌گوید: «این‌ دار را به یادگار نگه دارید. من اولین نیستم و آخرین هم نخواهم بود.» این پوستر را خریدم و به صورت جدی پیروی نامه قبلی برای آقای خاتمی فرستادم. شماره تلفن مسوول دفتر ایشان را هم پیدا کردم و به نحوی که قابل کشف و ردیابی نباشد، تماس گرفتم که این نامه را به شوخی نگیرند.</p>
<p><strong> ‌پس از سال ۷۸ است که تصمیم شما برای ترور جدی‌تر می‌شود. درست است؟</strong></p>
<p>پس از ارسال پوستر، مرحوم ری‌شهری، آقای خاتمی را برای کمک به توسعه حرم به شاه عبدالعظیم دعوت کرد. در این سفر من به عنوان محافظ همراه آقای خاتمی بودم. برای خود من این سفر طنز ذهنی بود. با خودم می‌گفتم، از یک طرف نامه تهدید به ترور برای ایشان فرستادم، از سوی دیگر هم پوستر میرزا رضای کرمانی را داده‌ام، حالا همراه ایشان به محل ترور ناصرالدین‌شاه (حرم عبدالعظیم) آمده‌ام، به نظرم بهترین مکان برای ترور بود. وقتی متوجه پروژه برخی افراد و جریانات برای به آشوب کشاندن کشور شدم، انگیزه‌ام برای ترور بیشتر شد. افرادی مانند عبدالله نوری، موسوی لاری، تاجزاده و&#8230;مقابل دانشگاه تهران می‌رفتند و بر آتش مشکلات می‌افزودند.</p>
<p><strong> ‌اتفاقا بررسی‌های دقیق‌آماری نشان می‌دهد با تدابیر وزارت کشور دولت اصلاحات مهار رخداد اعتراضی کوی دانشگاه به‌رغم اینکه وسعت بسیاری داشت به نسبت رخدادهای اعتراضی ۹۶، ۹۸ و۱۴۰۱ بسیار معقول‌تر و با تلفات کمتر انجام شد. </strong></p>
<p>پشت صحنه جمع‌آوری رخدادهای اعتراضی کوی دانشگاه خود آقای خاتمی بودند. برخی اصلاح‌طلبان که به دنبال عبور از خاتمی بودند، می‌خواستند از ایشان سوءاستفاده کنند.<br />
در این زمان اتفاقات مشکوکی در حول و حوش زندگی من رخ داد.</p>
<p><strong> ‌اتفاقات مشکوکی که فکر می‌کردید برای شما رخ داده، چه مواردی بودند؟</strong></p>
<p>چند گلوله کلاشینکف و مقداری تی‌ان‌تی و&#8230; تعدادی رونوشت نامه که طی سال‌های ۷۶ و ۷۸ برای ائمه جمعه و نمایندگان و سایر مسوولان فرستاده بودم را جایی در کوه در خرم‌آباد پنهان کرده بودم. این نامه‌ها را با دستگاه کپی محل خدمتم در خرم‌آباد آماده می‌کردم. البته بعدها دادسرای نظامی ۷۵هزار تومان بابت این کپی‌ها از من گرفت. این اقلام گم شدند و من نگران شدم. احساس می‌کردم زباله‌های منزل من کنکاش می‌شود. مسائل مشکوک دیگری هم اتفاق افتاده بودند که باعث هراس من شده بودند. اینجا بود که به دو دلیل از طریق حفاظت اطلاعات بیت تلاش می‌کردم، رهبری را ببینم. یکی اینکه پس از استغاثه‌ای که به امام زمان داشتند، خون گریه کردم و می‌خواستم با ایشان صحبت کنم. دومین موضوع هم مربوط به ترور آقای خاتمی بود. در آن زمان مسوول حفاظت ایشان شخصی به نام سردار باقر بودند، از ایشان خواستم اجازه دیدار را بدهند. حریف ایشان نشدم و ایشان گفتند ابتدا باید به من بگویی. ماجرا را برای ایشان شرح دادم. گفت من این اختیار را ندارم باید از فرد دیگری کسب تکلیف کنم.</p>
<p><strong> ‌آیا هیچ‌وقت درباره نحوه ترور خاتمی فکر کردید؟</strong></p>
<p>در سال‌های بعد که توسط حفاظت اطلاعات دستگیر شدم، از من سوال کردند که اگر قرار بود چنین اقدامی کنی، چگونه و چه نوع این کار را می‌کردی؟ گفتم برای من تفاوتی نداشت، اما زیباترین نوع ترور برای من این بود که خاتمی را بغل کنم و با خودم منفجر کنم. تا بگویند این فرد چقدر باور به این مساله داشت. در نامه‌ای هم که به خاتمی نوشتم، گفتم که می‌آیم و شما را با خود به محکمه عدل عدالت می‌برم.</p>
<p><strong> ‌در مراحل بعدی شما دستگیر شدید و مشکلات فراوان را تجربه کردید.</strong></p>
<p>در چتر اطلاعاتی قرار گرفتم، دستگیر شدم و در دادسرای نظامی ۱۸ماه بازجویی‌های گسترده‌ای را تجربه کردم. دو سال و نیم جنبه‌های قضایی و انتظامی را پشت سر گذاشتم تا اینکه آزاد شدم. مسوولان حفاظت به دنبال این بودند، متوجه شوند که آیا من ذیل یک تیم فعالیت دارم یا اینکه قصد ترور سایر مدیران و مقامات کشور را دارم یا نه؟</p>
<p><strong> ‌ظاهرا آقای خاتمی هم در آزادی شما نقش داشتند؟</strong></p>
<p>بله پس از اینکه آقای خاتمی متوجه این ماجرا می‌شوند، فردی را مامور می‌کنند که از جانب ایشان اعلام کند، شکایتی از من ندارند. این نامه عامل اصلی آزادی من بود. طی سال‌های گرفتاری و زندان بودنم، همسر و فرزندانم شرایط نابسامانی را از نظر مالی داشتند، آقای خاتمی ۵۰۰ هزار تومان برای خانواده من ارسال کردند که بسیار به کار آنها آمد و با اعلام رضایت‌شان زمینه آزادی مرا فراهم کردند.</p>
<p><strong> ‌یعنی همان فردی که قصد ترور او را داشتید، باعث و بانی آزادی شما شد؟</strong></p>
<p>بله، متاسفانه رفتار مناسبی با من و خانواده‌ام صورت نگرفت. از همسر اولم جدا و مجبور شدم تنها خانه‌ام را به عنوان مهریه به همسر دومم منتقل کنم. پس از ماجرایی که در سال‌های ۷۷ و ۷۸ برای من رخ داد، سرنوشت روی تاریک خود را به من نشان داد. امروز پسر بزرگم با مشکلات فراوانی دست به گریبان است و از من گلایه می‌کند که چرا به فکر آینده او نبوده‌ام.</p>
<p><strong> ‌امروز هم درباره اصلاح‌طلبان همان‌گونه می‌اندیشید که ۳دهه قبل فکر می‌کردید؟</strong></p>
<p>بحرانی در کشورمان از ابتدای انقلاب داریم که من اسم آن را بحران مبناها می‌گذارم. بسیاری از مشکلات مملکت ما ناشی از نداشتن مبناهاست. انگار که موضوعات سیال رها می‌شوند و هر کسی می‌تواند تعریف خاص خود را از گفتمان‌ها ارایه کند. بسیاری از مفاهیم اگر سیال رها شوند، خطرناک می‌شوند و افراط به وجود می‌آورند. ماجرای تصمیم من برای ترور آقای خاتمی هم از چنین بستری بیرون آمده است.</p>
<p><strong> ‌در پایان اگر صحبتی باقی مانده بفرمایید.</strong></p>
<p>از شما و مخاطبان شما ممنونم، امیدوارم هیچ فرد و جریاناتی به مرض تندروی و افراط دچار نشود. اما بسیار علاقه‌مندم آقای خاتمی را ملاقات کرده و از ایشان حلالیت بطلبم، به خاطر زحماتی که برای آزادی من کشیدند از ایشان قدردانی کنم و&#8230;</p>
<p><strong> ‌امروز که قصد ترور ایشان را ندارید؟</strong></p>
<p>ممکن است با دیدگاه‌های ایشان مخالفتی داشته باشم، اما ترور را راه مناسبی نمی‌دانم. امروز به گفت‌وگو و تعامل اعتقاد پیدا کرده‌ام.</p>
<p><strong> ‌فکر نمی‌کنید همین که شما (به عنوان فردی که به دنبال ترور بوده) به دنبال تعامل و گفت‌وگو هستید، برای گفتمان اصلاحات و شخص سید محمد خاتمی یک پیروزی باشد. مگر هدف گفتمان اصلاحات غیر از این است؟</strong></p>
<p>ان‌شاء‌الله که همین‌طور است. لطفا اگر می‌توانید زمینه دیداری میان من و آقای خاتمی را فراهم کنید&#8230;</p>
<p>اعتماد</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85-%d9%85%d9%86%d9%81%d8%ac%d8%b1%da%a9%d9%86%d9%85/">می‌خواستم‌خاتمی را با خودم منفجرکنم</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85-%d9%85%d9%86%d9%81%d8%ac%d8%b1%da%a9%d9%86%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مک فارلین و دیبلماسى پنهان</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d9%85%da%a9-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%af%db%8c%d8%a8%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%89-%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d9%85%da%a9-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%af%db%8c%d8%a8%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%89-%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 May 2022 13:00:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیپلماسی]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[آمريكا]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر هاشمی رفسنجانی]]></category>
		<category><![CDATA[ايران كنترا]]></category>
		<category><![CDATA[محسن هاشمى]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=11267</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; محسن هاشمی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران به بهانه درگذشت رابرت مک فارلین شرحى از ماجراى ایران کنترا ارائه داده است. متن یادداشت محسن هاشمى که در شماره روز یکشنبه ٢۵ اردیبهشت روزنامه اعتماد منتشر شد را بخوانید: روز گذشته رسانه‌های امریکایی از مرگ «رابرت [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%85%da%a9-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%af%db%8c%d8%a8%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%89-%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%86/">مک فارلین و دیبلماسى پنهان</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | محسن هاشمی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران به بهانه درگذشت رابرت مک فارلین شرحى از ماجراى ایران کنترا ارائه داده است.</p>
<p><span id="more-11267"></span></p>
<p>متن یادداشت محسن هاشمى که در شماره روز یکشنبه ٢۵ اردیبهشت روزنامه اعتماد منتشر شد را بخوانید:</p>
<p>روز گذشته رسانه‌های امریکایی از مرگ «رابرت مک‌فارلین» مشاور امنیت ملی دولت «رونالد ریگان» رییس‌جمهور اسبق امریکا در سن ۸۴ سالگی به دلیل مشکلات ریوی خبر دادند.</p>
<p>چهره‌ای که مرتبط با یکی از خبرسازترین پرونده‌های حوزه سیاست خارجی ایران (ایران کنترا) در سال ۱۳۶۵ خورشیدی محسوب می‌شود.</p>
<p>پرونده‌ای که خط افراط در کشور، تلاش زیادی کرد تا به بهانه آن نیروهای انقلاب و یاران نزدیک امام را تحت فشار قرار بدهد که با ورود امام(ره) این تلاش‌ها بدون نتیجه پایان گرفت.</p>
<p>به‌ طور کلی در تاریخ دیپلماسی هر کشوری گاهی به ‌طور ناگهانی اتفاقی رخ می‌دهد و بدل به نقطه عطفی اثرگذار می‌شود. این رخدادهای نادر گاه حتی طومار یک دولت را نیز می‌توانند در هم بپیچند.‌</p>
<p>اگر چه برخی بر این اعتقادند که نوشتن درباره وقایع گذشته بهتر است زمانی انجام بگیرد که حب و بغض‌هایی که ممکن است درباره یک پدیده یا اشخاص تأثیرگذار وجود دارد، از میان رفته باشد و اسناد و مدارک اعم از محرمانه و غیرمحرمانه نیز اجازه انتشار یافته باشند؛ اما همواره نمی‌‌‌توان به انتظار آینده نشست و از امروز و گذشته نزدیک به این بهانه سخن نگفت.</p>
<p>به بهانه مقاله‌های پی‌درپی در مورد خطر افراط و همزمان با انتشار خبر فوت مک‌فارلین بررسی ابعاد گوناگون ماجرای مک‌فارلین، که در روایت ایرانی‌اش به «رسوایی مک فارلین» و نزد رسانه‌های امریکایی به ماجرای «ایران &#8211; کنترا» معروف شده نشان می‌دهد که برخی تحلیلگران هدف نهایی دولت امریکا را از فروش سلاح و سفر مک‌‌فارلین به ایران، تضعیف وجهه ضدامریکایی یا ضدامپریالیستی انقلاب اسلامی در جهان می‌دانند و استدلال می‌کنند که امریکا همواره ‌کوشیده است با جاذبه ضدامپریالیستی جنبش‌ها و کشورهای مخالف ایالات متحده مبارزه کند و ضمن محدود کردن اولیه، آنها را از اهداف انقلابی‌شان به تدریج منحرف کند.</p>
<p>گروه دوم از منظر دیگری به ماجرا ورود می‌کنند و آزادی گروگان‌‌های امریکایی در لبنان را هدف اصلی عملیات کاخ سفید دانسته و عنوان می‌‌دارند که امریکایی‌ها از گروگان گرفته شدن دیپلمات‌ها و نیروهای برجسته اطلاعاتی خود در خاورمیانه به ویژه در بیروت، صدمه روحی و روانی سختی خورده بودند.</p>
<p>همچنین آزادی گروگان‌ها برای تبلیغات انتخاباتی و حیثیت دستگاه‌های اطلاعاتی امریکا اهمیت ویژه داشت.</p>
<p>گروه سوم، این موضوع را چنین تحلیل می‌کنند که دلالان اسلحه و امریکایی‌ها در آغاز با شیوه‌ای فریبکارانه کوشیدند آزادی گروگان‌ها را در برابر سلاح انباری کم‌ارزش محقق سازند؛ امریکا اگرچه سرانجام توانست با تحویل موشک‌های مورد نیاز به ایران &#8211; که واسطه‌های ایرانی نمی‌توانستند در هیچ جا و حتی در بازار قاچاق آنها را تهیه کنند &#8211; تعدادی از گروگان‌ها را آزاد کند، در نهایت این ایران بود که توانست در رسوایی کاخ ‌سفید، امریکا را در بعد سیاسی شکست بدهد.</p>
<p>متاسفانه در برخی تحلیل‌های داخلی نیز با هدف تخریب سیاسی کوشش شده است واقعیت به گونه دیگری جلوه داده شود. لذا هم در خارج و هم در داخل با استفاده از تبلیغات ژورنالیستی سعی شده فضایی پرابهام پیرامون این ماجرا ایجاد شود.</p>
<p>و سرانجام نکته مهمی که عامل اساسی بهره‌گیری ایران و خسارت امریکا از این جریان بود، این است که در ایران سران قوا و شخص امام راحل از ابتدا تا ‌آخر در جریان امور بودند و هیچ اقدامی برخلاف مقررات کشور انجام ندادند؛ ضمن اینکه دو هدف اساسی تامین نیازهای دفاعی و رفع گرفتاری گروگان‌ها را دنبال می‌کردند.</p>
<p>اما امریکا در این جریان علاوه بر اینکه از سیاست‌های رسمی‌ خود تخلف کرد، با پنهانکاری و فریبکاری در معاملات نیز نقاط ضعف فاحشی در کارنامه خود ثبت کرد که در نهایت بخشی از این تخلفات با تلاش رقبای سیاسی دولت وقت امریکا فاش گردید که منجر به بحرانی واقعی در این کشور شد. امام راحل نیز در پاسخ به سوال ۸ تن از نمایندگان جلسه شورای اسلامی از وزیر خارجه در رابطه با جنجال تبلیغاتی در داخل و خارج از کشور فرمودند شما را چه شده است؟! کجا دارید می‌روید؟ این تذهبون؟! شما دو دستگی ایجاد نکنید. کندرو و تندرو ایجاد نکنید و تفرقه ایجاد نکنید.</p>
<p>با این همه، بالاخره اطمینان به دست نیامد که قصد واقعی امریکا از این حرکت چه بوده و مدارکی وجود داشت که امریکا به خاطر بی‌آینده بودن دولت صدام و نیز وابسته بودن رژیم بعث عراق به اردوگاه شرق و جلوگیری از نزدیک شدن ایران به اردوگاه شرق، به خاطر نیاز تسلیحاتی و جلوگیری از قطع وابستگی ایران به سلاح‌های غربی درصدد تغییر اساسی در تامین نیازهای جنگی ایران است، اما در عمل با رفتار قطره‌چکانی تحویل سلاح و آلوده کردن جریان با دخیل کردن اسراییل و نیز سوءاستفاده از گرانفروشی برای تامین طرفدارانش در نیکاراگوئه، تردیدها را بیشتر می‌کرد و به‌خصوص که احتمال انتخاباتی بودن اصل حرکت هم وجود داشت.</p>
<p>ولی مدیریت خوب ایران بر مساله، نتیجه کار را تا حدودی به نفع ایران و ضرر امریکا تمام کرد. اما آیت‌الله هاشمی‌ رفسنجانی در خاطره‌ای از سال ۱۳۶۵ به وقایع پیرامون ماجرای سفر مک‌فارلین به ایران و پاسخ قاطع حضرت امام خمینی(ره) به جریانی که در داخل قصد سوءاستفاده سیاسی از آن را داشت، اشاره کرده است.</p>
<p>آیت‌الله هاشمی ‌رفسنجانی در بخشی از این خاطرات می‌نویسند: «قبل از جلسه گزارش‌ها را خواندم و به اظهارات رادیوهای امریکا (VOA) و انگلیس (BBC) گوش دادم‌. هنوز هم مهم‌ترین مساله‌، رسوایی امریکاست (اشاره به موضوع مک‌فارلین) و به نظر می‌رسد به طرف بحران سیاسی می‌روند. خبر حمله موشکی ما به بغداد هم توجه را جلب کرده است. در جلسه علنی‌، نمایندگان با اهرم سخنان امام‌، تهاجم شدیدی به ۸ نفر سوال‌ کننده و خط آنها داشتند. من پیش از دستور‌، صحبت ملایمی در این باره نمودم.»</p>
<p>در بخشی از این نطق آیت‌الله هاشمی ‌رفسنجانی آمده است: «حضرت امام همان طور که معمول‌شان است‌، به صورت یک طبیب حاذق و استاد و معلم وارد‌، هر لحظه‌ای که تشخیص می‌دهند ممکن است فتنه‌ای بروز کند خودشان دخالت می‌فرمایند&#8230; ما متاسفیم از اینکه در شرایطی که شیرینی این پیروزی می‌توانست همه ملت ما را شاداب بکند‌، به گونه‌ای مسائل مطرح شود که شیرینی این پیروزی را که امام فرمودند‌: «بزرگ‌ترین پیروزی سیاسی تاریخ اخیر ماست»، در این شرایط که می‌بینیم دشمنان ما مثل اسپند روی آتش‌، در مقابل یک حادثه مضطرب هستند‌، خواستند این شیرینی را برای ملت ما تلخ کنند که الحمدالله‌، امام با تذکرات‌شان جلوی این مساله را گرفتند‌.»</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%85%da%a9-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%af%db%8c%d8%a8%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%89-%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%86/">مک فارلین و دیبلماسى پنهان</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d9%85%da%a9-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%af%db%8c%d8%a8%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%89-%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فراز و فرود هاشمی رفسنجانی در سیاست خارجی</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Jan 2022 09:05:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیپلماسی]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر هاشمی رفسنجانی]]></category>
		<category><![CDATA[جاوید قربان]]></category>
		<category><![CDATA[فریدون مجلسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=6997</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; روزنامه شرق در سالگرد درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت و گویی با برخی چهره‌های سیاسی و بین المللی انجام داده است. فریدون مجلسی و جاوید قربان اوغلی دو تن از مصاحبه شوندگان هستند که ارزیابی آنها از فراز و فرود این چهره انقلاب در عرصه سیاست [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d8%b1/">فراز و فرود هاشمی رفسنجانی در سیاست خارجی</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | روزنامه شرق در سالگرد درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت و گویی با برخی چهره‌های سیاسی و بین المللی انجام داده است. فریدون مجلسی و جاوید قربان اوغلی دو تن از مصاحبه شوندگان هستند که ارزیابی آنها از فراز و فرود این چهره انقلاب در عرصه سیاست خارجی را می خوانیم.</p>
<p><span id="more-6997"></span></p>
<p><strong><br />
روایت فریدون مجلسی</strong></p>
<p>فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، درباره نقش هاشمی در حوزه سیاست خارجی به «شرق» گفت: «آقای هاشمی پیش از انقلاب برای ما چهره‌ای ناشناس بود. او تحصیلات حوزوی داشت و وقتی وارد عرصه سیاست شد، بسیاری از مسائل را نمی‌دانست، اما به سرعت متوجه شد تصوراتی که در دوران طلبگی از اداره کشور داشته با واقعیت موجود کشورداری کاملا متفاوت است.</p>
<p>من آقای هاشمی را فرد بسیار باهوشی می‌دانم؛ زیرا به محض آنکه در قدرت مستقر شد، شروع به آموختن کرد و کاملا می‌بینیم او بعد از ۱۰ سال از سیاست‌ورزی فردی نیست که با انتقادهای طلبگی با رژیم قبل مواجه می‌شد. هاشمی‌رفسنجانی روز‌به‌روز به سمت واقع‌گرایی رفت و کسب اطلاعات کرد و فهمید کشور را با شعار نمی‌شود اداره کرد و دریافت که نمی‌توان گفت ما آمده‌ایم سیاست‌های کلی جهانی را تغییر دهیم.<br />
او متوجه شد سیاست خارجی کسب منافع ملی است.</p>
<p>به یاد دارم او در گفت‌وگویی در پاسخ به این پرسش که چرا جنگ را پایان نمی‌دهید، گفت باید به جایی برسیم که دستمان در جنگ پر باشد تا با قدرت جنگ را به پایان برسانیم. گرچه من با این نظر مخالفم و باور دارم جنگ تحت هر شرایطی باید تمام شود، اما به هر حال او تفکری برای خود داشت و هرچند هاشمی را می‌توان در طولانی‌شدن جنگ مؤثر دانست، اما در خاتمه جنگ هم -ولو دیرهنگام- بسیار مؤثر بود».</p>
<p>او ادامه داد: «آقای هاشمی فرد جاه‌طلبی بود؛ چه در حوزه شخصی و چه در حکومتی. با ویژگی‌های شخصی‌اش کاری نداریم، اما در حکومت‌داری جاه‌طلب بود. به این معنا که می‌خواست از خود میراث‌هایی به جای بگذارد؛ مانند تمام پروژه‌های عمرانی و پتروشیمی.</p>
<p>به هر حال همه نشانه‌ها حاکی از باهوش‌بودن او است که با این هوشش هر کاری خواست کرد؛ از کنارزدن دولت موقت و به‌دست‌گرفتن قدرت کامل در حکومت تا قدرت فرماندهی جنگ و اختیارش در پایان‌دادن به جنگ». ‌<br />
مجلسی در پایان در پاسخ به این پرسش که مهم‌ترین فراز و فرود سیاست خارجی هاشمی را چه می‌دانید، گفت: «مهم‌ترین فرودش حمایت از اشغال سفارت آمریکا بود و مهم‌ترین فرازش نقش او در ماجرای مک‌فارلین است که البته لو رفت».</p>
<p><strong>روایت جاوید قربان‌اوغلی</strong></p>
<p>جاوید قربان‌اوغلی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی نیز درباره این موضوع به «شرق» گفت: «هاشمی چند ویژگی داشت که او را کاملا از دیگران متمایز می‌کرد. اولین وجه تمایز هاشمی واقع‌گرایی بود. در گذشته توقف نمی‌کرد و با توجه به شرایط تصمیم‌گیری می‌کرد. چند نمونه را ذکر می‌کنم. نخست آنکه دوره هشت‌ساله جنگ تحمیلی بدترین دوره روابط ما با آمریکا بود. شکاف‌های بین ایران و آمریکا آن‌چنان عمیق با احساسات و افکار عمومی در هم تنیده بود که کمتر سیاست‌مداری جرئت می‌کرد وارد سناریویی ولو تاکتیکی با آمریکا شود. ملاحظات متعددی سیاست‌مداران رده اول کشور را از ورود به پرونده‌هایی که احتمال داشت به اعتبار سیاسی آنها لطمه بزند، منع می‌کرد. شرایط سال‌های اول انقلاب و جنگ را مرور کنید؛ همه بر این باور بودند که همه مشکلات کشور زیر سر آمریکاست، کودتای نوژه، مسائل کردستان، ترکمن‌صحرا، خوزستان، شروع جنگ که باور بر این بود که با چراغ سبز آمریکا صدام به ایران حمله کرد و قس‌علیهذا.</p>
<p>در چنین فضایی، موضوع مک‌فارلین را داریم. کسانی که در جزئیات قرار دارند، می‌دانند که تسلیحاتی که ما دریافت کردیم، چه نقشی در جنگ فاو و حدود ۹۰ روز پاتک‌های سنگین عراق داشت. اگر اشتباه نکرده باشم، نزدیک به ۶۷ جنگنده عراق با موشک‌های ضدهوایی که در همان پرونده گرفتیم، ساقط شد. به‌ همان دلیلی که ذکر کردم، جریانی در داخل برای ضربه‌زدن به هاشمی، موضوعی را که کاملا سری بود به روزنامه الشراع لبنان داد. امام تمام‌قد به میدان آمد و از هاشمی دفاع کرد. قصه پرغصه‌ای است و در این مختصر بیشتر نمی‌توان به آن پرداخت».</p>
<p>او ادامه داد: «دوم آنکه کشورهای پولدار منطقه همه‌گونه حمایت‌های مالی و لجستیکی را از صدام کردند. فرقی نمی‌کند از سر ترس و باج‌خواهی رژیم بعث عراق یا به دلیل مسئله عروبت و فارس. کارنامه عربستان بسیار سیاه بود، از کمک‌های مالی تا لجستیکی و اطلاعاتی که اواکس‌های عربستان اطلاعات به عراق می‌دادند. طبیعی بود که پس از پایان جنگ مسئله انتقام از حامیان صدام مطرح شود. هاشمی با درکی واقع‌بینانه خلاف جریان آب حرکت کرد. به سمت ترمیم روابط با دشمن دیروز رفت؛ چون از نفوذ این کشور در جهان اسلام و عرب و نقش ریاض در لابی جهانی به دلیل مسئله نفت و خریدهای کلان تسلیحاتی اطلاع داشت. هاشمی مبدع بازسازی و ترمیم روابط با عربستان شد. با آن سابقه تاریک در کنفرانس سران اسلامی در سنگال به سمت عبدالله که ولیعهد بود، رفت و در کنفرانس اسلام‌آباد این پروژه را نهایی کرد. برگزاری کنفرانس سران در تهران که در اولین سال خاتمی اتفاق افتاد، محصول همین دیپلماسی واقع‌گرایانه هاشمی بود. تردید نداشته باشید که اگر آن کار هاشمی نبود هرگز شاهد چنین رخداد بزرگ دیپلماتیکی در کشور نبودیم».</p>
<p>قربان‌اوغلی در پایان درخصوص نقش هاشمی‌رفسنجانی در به ‌پایان ‌رسیدن جنگ تصریح کرد: «سوم هم نقش منحصربه‌فرد هاشمی در پایان جنگ و پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ است. امروز همه بر این مسئله متفق‌القول‌اند که این تصمیم و اقدام، کشور و انقلاب را از فاجعه بزرگی نجات داد. در این پرونده نیز هاشمی مرد اول میدان بود که با بازی مرگبار با آبرو و اعتبار خود مصلحت کشور را بر مصالح شخصی خود ترجیح داد.</p>
<p>در این مورد نیز مسائل زیادی برای گفتن وجود دارد که مجال آن نیست. دومین ویژگی هاشمی در عرصه دیپلماسی، نقش بی‌بدیل او در روابط با قدرت‌های بزرگ جهان بود. هاشمی بنیان‌گذار روابط با اتحاد جماهیر شوروی بود. سفر تاریخی او به مسکو و توافقات آن سفر روابط ما را در سال‌های بعد رقم زد که با سفر جناب خاتمی ادامه یافت. رابطه با چین و ژاپن نیز حاصل تیزبینی به ظاهر رئیس مجلس شورای اسلامی ولی در واقع قدرتمندترین سیاست‌مدار کشور بود. البته این تمام ماجرا نیست و هیچ سیاست‌مداری هم مصون از خطا نیست».</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d8%b1/">فراز و فرود هاشمی رفسنجانی در سیاست خارجی</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سخنی با رئیس مجلس جناب آقای قالیباف</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%a7%d9%81/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%a7%d9%81/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Dec 2021 05:27:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر هاشمی رفسنجانی]]></category>
		<category><![CDATA[سید محمد خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[مترو]]></category>
		<category><![CDATA[مجلس‌ شورای‌ اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[محسن هاشمی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدباقر قاليباف]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=6516</guid>

					<description><![CDATA[<p>رصد خبر &#124; محسن هاشمی رفسنجانی در یادداشتی خطاب به محمدباقر قالیباف نقش دولت های قبلی در توسعه متروی تهران را غیرقابل انکار دانست و به او توصیه کرد اکنون که در کسوت ریاست مجلس است در تنظیم بودجه مترو بکوشد. در یادداشت محسن هاشمی رفسنجانی که در شماره روز [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%a7%d9%81/">سخنی با رئیس مجلس جناب آقای قالیباف</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رصد خبر | محسن هاشمی رفسنجانی در یادداشتی خطاب به محمدباقر قالیباف نقش دولت های قبلی در توسعه متروی تهران را غیرقابل انکار دانست و به او توصیه کرد اکنون که در کسوت ریاست مجلس است در تنظیم بودجه مترو بکوشد.<br />
<span id="more-6516"></span></p>
<p>در یادداشت محسن هاشمی رفسنجانی که در شماره روز ۴ دی روزنامه شرق منتشر شده است، می خوانیم:</p>
<p>چند روز پیش که سخنان جناب‌عالی با سفرا که بخشی از آن مربوط به تلاش شما برای توسعه مترو بود، منتشر شد، من را بر آن داشت تا چند کلمه‌ای بنویسم؛ ولی شرایط سیاسی و مشکلات ناشی از تحریم و سوابق مثبت همکاری با شما و البته حرمت ریاست مجلسی من را باز‌داشت.</p>
<p>با انتشار پیش‌نویس بودجه ۱۴۰۱ دولت و اعتراض اعضای شورای شهر ششم به بخش مربوط به حمل‌ونقل عمومی، چه مترو و چه اتوبوس و البته تصادف در خط ۵ مترو که در طول ۲۳ سال بهره‌برداری بی‌سابقه بود، لزوم این مکتوب سرگشاده را دو‌چندان کرد؛ چرا‌که فرصت تا تصویب بودجه کم است و لزوم حرکت حمایتی جدی از طرف شما را می‌طلبد.</p>
<p>مستحضرید که آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در کسوت ریاست مجلس و رئیس مجمع نمایندگان تهران که هم‌اکنون هر دو موقعیت در اختیار جناب‌عالی است، به بازدید مکرر مترویی رفت که توسط دلواپسان آن زمان به ساخت آن پایان داده شده بود.</p>
<p>با پیگیری‌های مجدانه او از‌جمله خطبه نماز جمعه سال ۶۳، شرکت در جلسه هیئت دولت سال ۶۴ و جلسات پیاپی با مقامات دولت و بانک‌ها پروژه ساخت مترو در سال ۶۵ دوباره در اوج جنگ تحمیلی فعال شد. خود در کسوت ریاست‌جمهوری از آن حمایت جدی‌تری کرد، به‌ صورتی‌ که در طول دوران سازندگی و اصلاحات مجموعا ۱٫۵ میلیارد دلار و ۲۵۰ میلیارد تومان به آن اختصاص داده شده بود که حدود ۷۰۰ واگن برای آن تأمین شد.</p>
<p>طبیعتا در این شرایط سخت اقتصادی که موجب مشکلات معیشتی و نارضایتی عمومی مردم نسبت به تأمین‌نشدن نیازهای اولیه زندگی خود شده است، انتظار افکار عمومی از مسئولان پاسخ‌گویی نسبت به مشکلات و پذیرش مسئولیت کمبودها‌ یا حداقل سکوت است و اینکه مسئولی تمام مشکلات و کمبودها را متوجه دیگران کرده و موفقیت‌ها را ناشی از عملکرد خود بداند، طبیعتا از نظر افکار عمومی پذیرفته نیست.</p>
<p>همان‌گونه که سفیدنمایی کارنامه خود ناپسند است، سیاه‌نمایی عملکرد دیگران هم اخلاقی نیست و از‌ این‌رو توصیه مداوم آشکار و پنهان من به همکارانم در شورای شهر تهران در دوره گذشته این بود که عملکرد مدیریت شهری در دوره جناب‌عالی با دیده انصاف مورد بررسی و نقد قرار گیرد و در کنار پیگیری تخلفات، دستاوردها نیز مورد توجه قرار گیرد.</p>
<p>پروژه متروی تهران با همه نقاط قوت و ضعف‌هایش حاصل عملکرد مسئولان جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته است و نمی‌توان نقاط مثبت را به حساب یک نفر و کاستی‌ها را به حساب دیگران گذاشت، حتی اگر بخواهیم نقش آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را در فعال‌کردن متروی تهران در اوج جنگ و بدون بودجه دولتی و همچنین پیشرفت این پروژه در دولت سازندگی را نادیده بگیریم، نمی‌توانیم کمک‌ها و اقدامات مثبت دولت‌های آقایان خاتمی و احمدی‌نژاد و مدیریت‌های شهری پیشین تهران را انکار کنیم.</p>
<p>هم‌اکنون در تهران حدود ۱۶۰ کیلومتر خط متروی زیرزمینی، ۶۰ کیلومتر خط متروی روزمینی، ۱۳۰۰ واگن فعال و ۱۴۰ ایستگاه مترو وجود دارد. این در مجموع در ۲۳ سال گذشته به افتتاح رسیده است و طبیعتا به دلیل آنکه بیش از نیمی از این مدت در دوران مسئولیت جناب‌عالی در شهرداری تهران سپری شده است، فعالیت انجام‌شده در این دوران نیز بیشتر از سایر مسئولان بوده است و البته این به معنای نقش‌نداشتن دولت‌های گذشته در دستاوردهای مترو نیست. به‌ طور نمونه کارخانه واگن‌سازی تهران که مورد اشاره حضرت‌عالی قرار گرفت، در دوران دولت اصلاحات و شهرداری دکتر احمدی‌نژاد تأسیس شد و اعتبار ارزی قرارداد ۶۰۰ واگن مترو که دو دوران شهرداری جناب‌عالی خریداری و وارد متروی تهران شد، از طرف بانک مرکزی دولت آقای احمدی‌نژاد تأسیس یافت؛ بنابراین نقش همه دولت‌ها و شهرداران تهران در موفقیت به‌دست‌آمده و همچنین مشکلات و کمبودها قابل بررسی است.</p>
<p>امروز انتظار افکار عمومی از مسئولان، پاسخ‌گویی نسبت به عملکرد خود در برابر نقدهای کارشناسی است و طبیعی است که پذیرش مسئولیت و واقع‌بینی و انصاف نسبت به کارنامه خود و دیگر مسئولان زمینه قضاوتی منصفانه مردم نسبت به مسئولان نظام را فراهم می‌کند.از جنابعالی که نقش مثبت و ارزنده ای در توسعه متروی تهران در دوران مسئولیت خود در شهرداری ایفا کردید انتظار می رود در مقام ریاست مجلس، اقدامات لازم مبنی بر اختصاص بودجه ارزی و ریالی لازم جهت تجهیز متروی تهران را صورت دهید تا وضعیت نامناسب ازدحام مسافران مترو در شرایط کرونایی یا سوانح ناشی از فرسودگی و عدم نوسازی تجهیزات را شاهد نباشیم.</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%a7%d9%81/">سخنی با رئیس مجلس جناب آقای قالیباف</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%a7%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روایت یک انشعاب که زمینه‌ساز چپ و راست شد</title>
		<link>https://rasadkhabar.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%a8/</link>
					<comments>https://rasadkhabar.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[report1]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Dec 2021 05:16:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[احزاب و تشکل ها]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح‌طلبان]]></category>
		<category><![CDATA[اکبر هاشمی رفسنجانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://rasadkhabar.ir/?p=6250</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از مهم‌ترین انشعابات سیاسی در تاریخ ایران در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی رخ داد که دسته‌بندی‌های چپ و راست و سپس اصلاح‌طلبی و اصولگرایی را شکل داد. ‌ به‌دلیل اهمیت موضوع و برای کسب روایت دقیق‌تری از این واقعه میزگردی با حضور محمد عطریانفر (توحیدی صف اصفهان)، فیض‌الله عرب‌سرخی [&#8230;]</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%a8/">روایت یک انشعاب که زمینه‌ساز چپ و راست شد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از مهم‌ترین انشعابات سیاسی در تاریخ ایران در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی رخ داد که دسته‌بندی‌های چپ و راست و سپس اصلاح‌طلبی و اصولگرایی را شکل داد.</p>
<p><strong>‌<br />
</strong>به‌دلیل اهمیت موضوع و برای کسب روایت دقیق‌تری از این واقعه میزگردی با حضور محمد عطریانفر (توحیدی صف اصفهان)، فیض‌الله عرب‌سرخی (امت واحده)، صادق نوروزی (امت واحده) و محسن آرمین (توحیدی صف) داشتیم که مشروح آن را می‌خوانیم: این میزگرد روز درگذشت بنی‌صدر در روزنامه «شرق» برگزار شد.ابتدا  درباره شکل‌گیری سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مبانی فکری  و  مرام‌نامه آن  توضیحاتی  بفرمایید.<span id="more-6250"></span></p>
<p>صادق نوروزی: گروه‌هایی که برای انقلاب تلاش کرده بودند، بعد از پیروزی انقلاب به‌دنبال این بودند که تشکیلاتی ایجاد کنند. حزب جمهوری اسلامی که تشکیل شد، خیلی‌ها ثبت‌نام کردند اما در جلسه‌ای که با حضور عسکراولادی برگزار شد، متوجه شدیم حزب جواب‌گوی تشکیلات مدنظر ما نیست. در‌پی آن میان گروه‌های مختلفی که در سال‌های پیش از انقلاب فعال بودند، ارتباط‌هایی برقرار شد و ایده تشکیل یک سازمان سیاسی مرکب از این گروه‌ها شکل گرفت. اول قرار بود تشکل جدید به شکل فدراتیو باشد، بعد از اینکه مدتی کار شد، تصمیم به ادغام هفت گروه گرفتیم. این هفت گروه عبارت بودند از امت واحده (آقایان نبوی و سلامتی)، گروه صف (آرمین، بروجردی، عطریانفر)، فلق، بدر (علی عسگری، حسین فدایی)، منصورون (محسن رضایی، تحویل‌زاده)، موحدین، فلاح (الویری، منتظرقائم) درهرحال اساسنامه‌ای نوشته شد. به موجب این اساسنامه یک شورای مشورتی در رأس تشکیلات وجود داشت که از هر گروه یک یا دو نماینده عضو آن بودند و یک شورای هماهنگی که زیرمجموعه‌هایش شاخه‌های اجرائی بودند. مطابق این اساسنامه پنج اصل اعتقادی و راهبردی محور وحدت این هفت گروه بود. این پنج اصل عبارت بودند از: رهبری امام، مبارزه سیاسی با گروه‌هایی که مبارزه سیاسی می‌کنند و مبارزه مسلحانه با کسانی که با جمهوری اسلامی برخورد مسلحانه می‌کنند، پذیرش رهبری امام و دو اصل دیگر که در جزوات هست. بر این اساس تصمیم به اعلام موجودیت گرفتیم که در دانشگاه تهران آقای بنی‌صدر هم در حمایت از تشکیل سازمان سخنرانی کرد. البته آقایان بنی‌صدر و جلال‌الدین فارسی از‌طریق دوستان با سازمان مرتبط بودند، اما توقع داشتند در رهبری سازمان باشند.</p>
<p>فیض‌الله عرب‌سرخی: مجاهدین روی نام سازمان به شکل پررنگی تبلیغات کردند و گفتند اینها برای اینکه از نام ما سوءاستفاده کنند، از این نام استفاده کردند، درحالی‌که چون مشی این گروه‌ها در سال‌های پیش از انقلاب عمدتا مبارزه مسلحانه بود، به این اسم تعلق خاطری وجود داشت.</p>
<p>محسن آرمین: اساس ایده شکل‌گیری سازمان این بود که یک انقلابی با یک سرعت غیرقابل پیش‌بینی به پیروزی رسیده است و خلاف دیگر انقلاب‌های دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی هیچ تشکیلات و سازمان سیاسی و نظامی نداشت. بعد از سال۵۲ در‌پی انحراف مجاهدین خلق یا منشعب از آن یا مستقل از آن گروه‌های مبارزی تشکیل شده بودند. اینها در جریان انقلاب به‌تدریج هم دیگر را پیدا کردند و ایده این بود که تشکیلاتی را به وجود آوریم که بتواند از انقلاب دفاع کند و این ایده اصلی تشکیل سازمان بود. اولین جلسات نیز بهمن ۵۷ در مدرسه رفاه تشکیل شد، من و مرحوم بروجردی و آقای نبوی از طرف امت واحده به آنجا می‌رفتیم. بعد هم به ساختمان کیا پایین‌تر از خیابان ملک منتقل شدیم، آن زمان برخی از نیرو‌ها با مرحوم آقای مطهری، آقای امامی‌کاشانی و&#8230; ارتباط داشتند. این فکر به امام منتقل می‌شود که عده‌ای از طرفداران انقلاب قصد ایجاد سازمان دارند که ایشان استقبال کردند.</p>
<p>محمد عطریانفر: پاتوق اول در خیابان زیبا در منزل یک حاجی بود.</p>
<p>آرمین: بله اما یک الی دو جلسه در آنجا تشکیل شد. بحث‌ها ادامه داشت تا به ۱۶ فروردین ۵۸ رسیدیم. از بین دوستان گروه‌ها فقط امت واحده بود که در زندان چالش‌های سخت با مجاهدین خلق داشت و دیگر گروه‌ها این برخورد‌ها را نداشتند. هرچند برخی از این گروه‌ها در مقابله با تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین در سال ۵۳ به وجود آمدند؛ اما مسئله اصلی همه بچه‌ها ایجاد تشکیلاتی به‌عنوان بازوی انقلاب بود.</p>
<p>نوروزی: آقایان بنی‌صدر و جلال‌الدین فارسی نیز با سازمان در تماس بودند، اما خود را به‌عنوان یک عضو برابر با دیگران تلقی نمی‌کردند؛ مثلا آقای نبوی هم سابقه مبارزاتی زیادی داشت اما اصل حقوق برابر با دیگران را قبول داشت.</p>
<p><strong>‌ریشه انشعاب سال ۶۱ سازمان ناشی از چه دوره تاریخی‌ای بود؟ طبیعتا اختلاف‌نظر‌ها یک‌شبه شکل نگرفته بود، در ریشه‌های تاریخی این اتفاق را در زندان‌های شاه می‌بینید یا در انقلاب مشروطه؟</strong></p>
<p>عرب‌سرخی: اگر بخواهیم به این پرسش در سطح عام بپردازیم، البته ریشه‌های آن را باید در تاریخ معاصر و جریان روشنفکری و دوگانه سنت و مدرنیته جست‌وجو کرد و سابقه آن را تا دوران انقلاب مشروطه و پیش از آن پی‌ گرفت. آنچه به سازمان مربوط است این است که سازمان حول یک اصول کلی به تفاهم رسیده بود اما به مسائل جزئی‌تر نگاهی نشده بود. وقتی وارد فعالیت شدیم در همان گام‌های اول اختلافات بروز کرد. در اردیبهشت ۵۸، یعنی کمتر از یک ماه بعد از موجودیت سازمان به‌مناسبت اطلاعیه روز کارگر اختلاف دیدگاه‌ها خود را نشان داد. خرداد ۵۸ درباره دکتر شریعتی نیز اختلاف ایجاد شد. هرچه آمدیم جلو‌تر حساسیت‌ها خود را بیشتر نشان می‌دادند. دوره‌ای هم بود که مسائل اقتصادی در قالب چپ و راست خود را نشان می‌داد و به‌ویژه زمانی که دولت شهید رجایی شروع به کار کرد و آقای سلامتی و نبوی در دولت مسئولیت داشتند دیدگاه‌های این دو کاملا مورد اعتراض مرحوم آقای راستی بود. آنچه به‌عنوان کلیات مورد توافق قرار گرفت، این مسائل را پوشش نمی‌داد. ما توافق کرده بودیم که همه ما مسلمانیم و از انقلاب و اسلام و امام حمایت می‌کنیم، اما این اصول موجب وحدت دیدگاه‌ها در حوزه‌های مختلف به‌ویژه حوزه اقتصادی نبود. اختلاف بر سر دیدگاه‌‌های اقتصادی در دولت نیز بروز کرد. اصلا علت اینکه جناح‌بندی نیروهای انقلاب عنوان چپ و راست به خود گرفت این بود که مسائل اقتصادی بروز و ظهور بیشتری داشت، هرچند در جهات دیگر نیز اختلاف وجود داشت؛ مثلا بحث شریعتی اقتصادی نبود یا اختلافات بر سر مقولاتی مانند آزادی بیان، روشنفکری و&#8230; که اختلافات آغاز شد و با گستردگی دایره این اختلافات به انشعاب منجر شد.</p>
<p><strong>‌ </strong><strong>همان‌طورکه آقای عرب‌سرخی هم اشاره کردند، عمده اختلاف‌ها اقتصادی بود. انشعاب بسیار مهم دیگری نیز در جامعه روحانیت داریم که در تفکیک نفرات روحانیون نزدیک به تفکرات چپ اقتصادی بیشتر به سمت مجمع روحانیون می‌روند، این مسئله به‌طور‌کلی چپ و راست را چقدر واقعی می‌بینید؟</strong></p>
<p>عطریانفر: من به اعتبار اینکه کمترین عمر همکاری با سازمان را داشتم، به‌اندازه دوستان صاحب تجربه و اطلاعات نیستم اما همان فرصت اندک هم شاید مقداری باعث شود صحبت‌های بنده در زمینه‌هایی راهگشا باشد.</p>
<p>البته از زمانی‌که ارتباط تشکیلاتی بنده با دوستان در سازمان قطع شد، مسائل داخلی و فرازوفرودهای سازمان را دنبال می‌کردم. فعالیت‌ها و رفتارهای سیاسی در ایران نوعا تابع مبانی عقیدتی نیست و معمولا تحت تأثیر روابط شخصی و عواطف انسانی و بعضا تابع رویکرد‌های قبیله‌ای و محفلی است. مناسبات سیاسی فی‌مابین روحانیون و روحانیت نیز متأثر از همین مسئله است، اگرچه مجموعه‌های همبسته محفلی در گام‌های بعد از تشکیل یا بعد از انشعاب، سعی می‌کنند بنیان‌های فکری خود را روی اصولی که به آن بیشتر تمایل دارند بنا کنند، اما در آغاز هم‌گرایی‌ها نوعا براثر رویکرد‌های احساسی و شخصی شکل می‌گیرد. البته سازمان مجاهدین انقلاب این‌گونه نبود؛ بنابراین در بحث انشعاب باید دانست که دوگانگی و انشعاب به تبار شکل‌گیری اولیه سازمان برمی‌گردد و برخی گرفتاری‌ها به این برمی‌گردد که سازمان در تشکیل روز نخست مقدمات و پیش‌نیازهای اولیه را طی نکرد.</p>
<p>اگر روایت تاریخی درستی داشته باشیم می‌رسیم به آنچه شما اشاره کردید. بد نیست از باب آسیب‌شناسی بکوشیم شکل‌گیری سازمان مجاهدین خلق و فرازوفرودهای آن از ۴۴ تا ۵۴ و سپس مشکلات درونی آن را از خلال کتاب‌های زیادی که درباره سازمان نوشته شده مطالعه کنیم که در بحث ما راهگشاست. فرجام مطالعات تاریخ شفاهی مدون این واقعیت را به ما می‌فهماند که جز محمد حنیف‌نژاد دیگر نیرو‌ها عموما تحت‌تأثیر احساسات رادیکالیستی زمان با سازمان همراهی کرده و جذب یا دفع شدند. به نظر می‌رسد شکل‌گیری سازمان مجاهدین انقلاب نیز بی‌تأثیر از ضرورت تقابل با انحراف سازمان مجاهدین خلق در سال ۵۴ نبود. شاید درست باشد که دوستان الزاما تحت‌تأثیر آن دوران و به‌منظور جلوگیری از مصادره بی‌جهت نام مجاهدین توسط سازمان مجاهدین خلق، نام مجاهدین انقلاب را برای خود برگزیده باشند. به‌هرحال ولو‌ کسی این عرض بنده را نپذیرد اما خواه ناخواه حوادث پیشین در شکل‌گیری این نام مؤثر بوده است.</p>
<p>من به اعتبار اینکه در بدو شکل‌گیری سازمان از طرف دوستانِ گروه صف اصفهان نمایندگی داشتم تا در جمع دوستان تهران و تصمیمات آنها شرکت کنم، خاطرم هست بر سر این نام مدتی متوقف می‌شدیم و گفت‌وگو می‌کردیم که لفظ «مجاهد» عام است و نباید این نام را به نفع آنها رها کنیم و نباید عده‌ای آن را مصادره کنند. احساس عمومی ما این بود که این نام را اگر برگزینیم، جامعه جوان دانشگاهی که نسبت به این واژگان ارزشی حس عاطفی دارد به سمت ما جذب می‌شود. ضمن آنکه می‌خواستیم با لفظ «انقلاب» به انتهای عنوانمان‌ نشان دهیم که خط ما فارق از خط آنهاست. مشکلی که انقلابیون اصیل مذهبی با مجاهدین خلق پیدا کردند به این برمی‌گشت که این سازمان دچار انحراف ایدئولوژیک شده بود و روحانیت را که نقش مهم و سنتی در جامعه شهری و روستایی داشت، کنار گذاشته و مشخصا رهبری امام خمینی را باور نداشتند. اگرچه برخی از گروه‌های سیاسی هفت‌گانه بیرون زندان/ به‌جز امت واحده/ به‌صورت پیشینی تأثیری از سازمان مجاهدین نداشتند، اما واقعیت این‌که انحراف ۵۴ به همه ما گوشزد می‌کرد که خط مبارزه مسلحانه و رویکرد مارکسیستی آن وجهی پیدا کرده که با فرایند مطالبه عمومی مبارزه که سیاسی و مذهبی است نسبتی ندارد و حقیقتی است که ما را با آن فاصله انداخته است.</p>
<p>بی‌تردید همه مبارزان سیاسی مسلمان قبل از ۵۴ تحت‌ تأثیر سازمان مجاهدین خلق بودند. وقتی این را می‌گوییم منظور سازمان امروز نیست که نهادی تروریستی است، به قبل از ۵۴ برمی‌گردیم. مطابق با ادبیات آیت‌الله طالقانی، مجاهدین قبل از ۵۴ کسانی بودند که «انهم فتیه آمنوا بربهم و زدناهم هدی»؛ آن مرحوم در دفاع از سازمان نامه‌ای در تأیید و توثیق برای حسین روحانی و تراب حق‌شناس به امام در نجف نوشت و این آیه شریفه را در وصف آنها در مطلع نامه آورد. مرحوم آیت‌الله منتظری و آقای رفسنجانی تا قبل از ۵۴ به اینها کمک می‌کردند. از ۵۴ دچار مشکل شدیم. در مقام‌ مخالفت با سازمان، تمامی گروه‌های هفت‌گانه مجاهدین انقلاب موضع مشترک داشتند و احساس می‌شد با گذشته تاریخی آنها به صفت پدیدارشناسانه آن باید انقطاع کنند و در وجه اثباتی، جریان روحانیت به محوریت امام را زبان مشترک همه قرار دهند. سازمان مجاهدین انقلاب با این مقدمه و تفصیلاتی که ذکر شد، سامان یافت و در آستانه پیروزی انقلاب و تأسیس نظام، این جماعت رکن مهمی در تقویت و حراست از نظام داشت. سازمان مجاهدین انقلاب از عناصر مقوم‌ نظام بود. امروز را ملاک نگیریم که کسی به حسابشان نمی‌آورد. در اول انقلاب سازمان مجاهدین انقلاب و حزب جمهوری، سازمان‌های مؤثر پیرامونی و حلقه نخست حواری امام بودند. مجاهدین انقلاب حتی در مقایسه با همزاد سیاسی خود یعنی حزب موقعیت منضبط‌تر و توانمندتری را در مقام تأسیس دولت و سامانه‌های نظام داشت. گروه‌های هفت‌گانه تا آن مقطع زمانی در مقام سلب نسبت به گذشته سیاسی و مرزبندی با مجاهدین خلق وجه اشتراک داشتند، اما در مقام اثبات دچار مشکل بودند.</p>
<p>در محافل نخستین و نشست‌های اولیه گروه‌ها، بحث این بود که با عبور از گذشته که در نقد مجاهدین زبان مشترک داشته‌ایم اما برای آینده مبانی مشترک ما چیست و کجاست؟ حتی خارج از اختلافات در تقدیر بین گروه‌ها، در درون هرکدام از گروه‌های هفت‌گانه اختلاف نظر مشهود بود. ازجمله اختلافاتی که شخصا با برخی دوستان و هم‌رزمان درون تشکیلات داشتم این بود که برخی رفقا می‌گفتند گام نخستین را برداشتیم، رژیم تغییر پیدا کرد و چون هدف ما ضد امپریالیستی است باید از ایران هجرت کنیم و به کشور‌های دیگر برویم و مبارزه را آنجا ادامه دهیم. یکی از این عزیزان حتی در تدارک منابع مالی بود و با آقای بنی‌صدر گفت‌وگو می‌کرد تا با حمایت عمومی مقامات مسئول در ایران به خارج از کشور برویم، البته بنده مخالف هرگونه اقدام از این دست بودم و پس از گفت‌وگوی بسیار رأی دوستان و نظر آنها را برگرداندم. می‌خواهم تأکید کنم نه‌تنها در فرایند تحرکات و دیدگاه‌های سیاسی هفت‌گانه بلکه در فرایند درون هر گروه دچار تحول شده بودیم. ما از سنخی و جهتی دور هم جمع شده بودیم که مربوط به دوران غربت انقلاب بود. درحالی‌که در بهمن ۵۷ به عرصه قدرت ورود کرده بود باید در این قضیه متوقف می‌شدیم و مبانی مشترکی را تدوین می‌کردیم. خاطرم هست در این قضیه عرض من این بود که چرا باید به این سرعت اعلام مواضع مشترک کنیم؟ من جزء آن دسته از کسانی بودم که می‌گفتم زمان اعلام موجودیت علنی را به بحث سیاسی بگذاریم. استدلال دیگر دوستان این بود که یک رقیب گردن‌کلفت به نام سازمان مجاهدین خلق داریم که گذشته‌ای دارد و نیرو‌های آن به عرصه اجتماعی می‌آیند و از نظر قدرت اجتماعی از ما قوی‌ترند و فرصت را نباید از دست می‌دادیم. واقعیت اجتماعی هم البته نشان می‌داد اگر در قضیه اعلام موجودیت علنی تأخیر داشته باشیم چه‌بسا که بستر اجتماعی را از دست ما بگیرند و خسارت ببینیم. در ساختمان کیا یک روز در فروردین‌ماه ۵۸ حدود ۷۰ نفر برای اعلام مواضع جمع شدیم و متنی نوشته بودیم در آن پیش‌نویس مقدماتی که دست بر قضا من و محسن مخملباف در تدوین محورهای آن دستی داشتیم. اما چون من پاسخی به اشکال خودم در بحث ضرورت تأخیر در اعلام موجودیت تا به وقت یکسان‌سازی دیدگاه‌ها، نگرفتم در مخالفت با آقا مصطفی تاجزاده که به نمایندگی از جمع می‌خواست بیانیه مواضع و موجودیت علنی را اعلام کند برخاستم و با صدای بلند معترض شدم و البته سرکوب شدم. سرکوب نه به معنای بد آن بلکه به این معنا که در اقلیت بودم و صدایم پژواکی نیافت. معتقد بودم حرفم درست است لذا پافشاری می‌کردم که البته در روند دموکراتیک تشکیلاتی مقاومت اقلیت چندان درست نبود و انتظارمان هم به جایی نمی‌رسید. در این رابطه یک دلیل ثانوی هم داشت که برای اولین‌بار می‌گویم؛ در آن مقطع شخصا اطلاعاتی از برخی اعضای دیگر گروه‌ها و محافلی که با قم در ارتباط با مرحوم سید منیرالدین شیرازی داشتند از‌طرق غیررسمی اطلاعاتی به من می‌رسید و این واقعیت ارتباطات را برای دیگران مشکل می‌دانستم. بر این اساس حس می‌کردم قاطبه‌ای از دوستان با این طیف دچار مشکل خواهند شد. خاطرم هست یک‌بار در همین فراز‌و‌فرود‌ها به مرحوم حسن منتظرالقائم که صمیمیتی با او داشتم گفتم شما دچار دوگانگی می‌شوید البته او نگاهی از بالا به پایین به من کرد و سخنی در پاسخ نگفت. این داستان گذشت تا دو سه سال بعد حسن به من زنگ زد. آن زمان در کیهان با آقای خاتمی کار می‌کردم. به دیدن من آمد و گفت آن حرف‌ها را از کجا می‌گفتی؟ یک مقدار برای او توضیح دادم. از من خواست از آقای خاتمی فرصتی برای او ‌و یکی، دو نفر از دوستان بگیرم تا در کیهان بیایند و آقای خاتمی را نسبت به آنچه در جریان تحولات و دوگانگی درون سازمان بود، توجیه کنند. عرض آخر تأکید بر اینکه بسیاری از دوگانگی‌ها که منجر به انشعاب می‌شود، تابع تحولات احساسی و منافع موردی و تمامیت‌خواهی است شاید از نوادر انشعاب‌هایی که بنا به عقلانیت سیاسی و اختلاف در مبانی و فهم مشترک به مرحله بروز و ظهور رسیده باشد، انشعاب درون سازمان مجاهدین انقلاب است که اختلافات، ریشه اعتقادی و سیاسی واضحی دارد.</p>
<p>عرب‌سرخی: این صحبت‌ها فهم امروزی آقای عطریانفر نسبت به وقایع است. آن زمان به تناسب فهم آن موقع تصمیماتی می‌گرفتند. آیا آن موقع نیز فهم امروزی را داشتیم؟</p>
<p>نوروزی: از مرحوم طالقانی نقل می‌کنند که در آستانه انقلاب در زندان گفته بود پشت‌سر این الله‌اکبری که همه می‌گویند اختلاف نظرات زیادی وجود دارد.</p>
<p>آرمین: فرصت خوبی است ما در این مدت حتی یک‌بار هم با آقای عطریانفر سوابق تاریخی انقلاب و سازمان را مرور نکرده‌ایم لذا طبیعی است که دیدگاه‌ها متفاوت می‌شود. آقای عطریانفر به‌درستی گفتند که اساسا مبارزه مسلحانه به‌خصوص در بخش روشنفکری جامعه با مجاهدین خلق شروع شد و آنها دست‌کم در سال‌های آغازین دهه ۵۰ تا سال ۵۳ نماد هویت مبارزاتی نیرو‌های مسلمان بودند و فضای دانشگاه‌ها و محافل روشنفکری اسلامی تحت‌تأثیر مجاهدین خلق بود. شاید علت این امر آن بود که طرف مقابلی به نام چریک‌های فدایی خلق وجود داشت. یعنی در مقابل جریان مارکسیستی افتخار نیروهای مسلمان این بود که یک تشکیلات مسلح و مسلمان دارند اما بحث این است که آیا شکل‌گیری سازمان مجاهدین انقلاب تحت‌تأثیر مجاهدین خلق بود؟ آنچه قطعی‌ است این است که تمام گروه‌هایی که سازمان مجاهدین انقلاب تشکیل دادند در یک چیز مشترک بودند و آن، این بود که مارکسیست‌شدن سازمان مجاهدین خلق ریشه‌های ایدئولوژیک است. مجاهدین خلق می‌گفتند انحراف در سازمان در سال ۵۴ یک حرکت اپورتونیستی است چون حاضر نبودند بپذیرند که این مسائل ناشی از ریشه‌های فکری است. سازمان مجاهدین انقلاب از همان مشکلی رنج می‌برد که انقلاب رنج می‌برد. همه در مبارزه با رژیم پهلوی مشترک بودیم اما اینکه الگوی اداره‌کننده بعد از انقلاب چیست، مشخص نبود. به‌تدریج حتی در سازمان جمهوری اسلامی با سعی و خطا پیش رفتیم. ما در وجه سلب و نفی مشترک بودیم اما اینکه جایگزین نظام گذشته چیست اشتراک نظر نداشتیم و هر کسی از ظن خود شد یار من! در همین رابطه باید عرض کنم البته تجربه آقای عطریانفر با ما متفاوت است و شاخه صف اصفهان اصلا با شاخه صف تهران متفاوت بود. شاخه تهران به رهبری مرحوم بروجردی بود به همین دلیل نیز در سال اول شاخه صف اصفهان مواضعی داشت که برای دوستان تهران قابل توجیه نبود چون خیلی تندرو بودند و حتی مرحوم بهشتی را آمریکایی می‌دانستند. آنها بیشتر تحت‌تأثیر مرحوم محمد منتظری بودند آن مرحوم هم در اوایل همین نظر را داشت.</p>
<p>نوروزی: آنها بهزاد را هم آمریکایی می‌دانستند!</p>
<p>آرمین: ما نگران بودیم شاخه صف اصفهان با این مواضع دست به کاری بزند چون از آنجا اخبار خوبی به ما نمی‌رسید. لذا سازمان تصمیم گرفت شاخه اصفهان خود را منحل اعلام کند. به‌هر‌حال می‌خواهم بگویم سازمان از همان آغاز فاقد انسجام فکری و تئوریک بود. آقای نبوی همان ماه‌های اول می‌گفت که روند سریع تشکیل سازمان مشکل‌ساز می‌شود. اولین اختلاف نیز در ارگان ایدئولوژی بروز کرد که من ناظر آن بودم. ما وقتی مشکلات را مطرح می‌کردیم تلاش آقای صادق نوروزی این بود که این اختلافات را به نحوی حل کند. اما اختلافات ریشه فکری داشته و به‌سادگی قابل حل نبود. من و آقای ذوالقدر با هم حسابی مشکل داشتیم. من از اینجا می‌خواهم این نتیجه را بگیرم که آنچه در جامعه بعد‌ها به وجود آمد یعنی چپ و راست؛ خیلی زود‌تر از جامعه در سازمان بروز پیدا کرد یعنی مشکل سازمان اختصاصی به سازمان نداشت اما سازمان زودتر با این مشکل مواجه شد.</p>
<p><strong>‌  </strong><strong>به اتفاقات درون‌سازمانی برگردیم. در بحث انشعاب شنیده می‌شود که بین مسئولان آن زمان کشور و امام دیدارهایی شده است. دراین‌باره توضیح دهید</strong><strong>.</strong></p>
<p>نوروزی: ما خود را تابع امام می‌دانستیم. در مواردی که مشکل پیدا می‌کردیم از جمله مشکلات شرعی به ایشان مراجعه می‌کردیم. پس از چند ملاقات به این نتیجه رسیدیم که با توجه به مشغله‌های امام به‌عنوان رهبر انقلاب به‌طور مرتب نمی‌توانیم به ایشان رجوع کنیم. البته آن زمان بیشتر سؤال‌های ما سؤال‌های شرعی در رابطه با روابط درون سازمان بود. پیش از انقلاب برخی از گروه‌های تشکیل‌دهنده سازمان بعضا با برخی از آقایان روحانی رابطه داشتند مثلا گروه منصورون با مرحوم آقای راستی ارتباط داشت، برخی با مرحوم آقای مهدوی و امامی‌کاشانی و مطهری ارتباط‌هایی پراکنده داشتند. به هر حال در یکی از جلسات با امام قرار شد از امام بخواهیم برای سؤال‌های ما فردی را معرفی کنند. آقای ذوالقدر در آن جلسه اشاره کرد ما با آقای راستی در تماسیم و امام گفتند همین آقای راستی برای مسائل شرعی خوب است. در مسائل فکری نیز بنا شد به آقای مطهری رجوع کنیم. ارگان ایدئولوژی سازمان مسئولیت تدوین دیدگاه‌های فکری و اعتقادی سازمان را برعهده داشت که آقای آرمین عضو آن بود. در جلسه‌ای که با‌ مرحوم آقای مطهری داشتیم قرار شد ایشان در این زمینه به سازمان کمک کنند. اما ایشان خیلی زود شهید شد و بعد سراغ آقای جوادی‌آملی رفتیم. ماهی یک‌بار هم برای سؤال‌های شرعی خدمت مرحوم آقای راستی می‌رسیدیم. البته آن زمان حساسیتی وجود نداشت که مثلا ارتباط ما با ایشان محدود به پرسش‌های شرعی باشد. لذا مثلا گزارشی از سازمان و بیانیه‌ها خدمت ایشان نشان می‌دادیم. ایشان در آن اوایل فعال برخورد نمی‌کرد و صرفا به توصیه‌های اخلاقی بسنده می‌کرد.</p>
<p><strong>‌ </strong><strong>یعنی سازمان تشکیل شد و بعد مواضع ایدئولوژیک مطرح شد؟</strong></p>
<p>نوروزی: بله تدوین مسائل فکری به‌ویژه با توجه به مشکلات فکری درون سازمان کار ساده‌ای نبود؛ تا آخر نیز نتوانستیم یک جزوه مشترک تهیه کنیم. به‌هرحال این جریان ادامه داشت تا آقایان نبوی و سلامتی به دولت رفتند و مسائل مختلف اقتصادی پیش آمد. البته از همان جلساتی که با امام داشتیم اختلافات را به اطلاع ایشان می‌رساندیم مثلا اختلاف نظر بر سر اعلامیه مرحوم شریعتی را نیز با امام مطرح کردیم که ایشان فقط گفتند وحدت داشته باشید و اختلاف نکنید تا اینکه مسئله طرح اصلاحات ارضی که توسط شورای سه‌نفره مرحومان آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله منتظری و آیت‌الله مشکینی تهیه شد و به اجرا درآمد حساسیت‌ها اوج گرفت. این اختلافات در دولت و شورای اقتصاد نیز وجود داشت. مثلا بحث کوپنی‌کردن کالا‌ها و قیمت‌گذاری کالاها و نظارت دولت بر توزیع آن از جمله ماجرای توزیع برنج ایرانی پیش آمد. برخی معتقد بودند این کارها شرعی نیست و مخالف آزادی مالکیت است. اما مثلا امام می‌گفت دولت چون نقش حاکمیتی دارد و به تولیدکنندگان اعم از کشاورزان و صاحبان صنایع امکاناتی مثل آب و برق و&#8230; می‌دهد می‌تواند در مواقع لزوم که مصالح جامعه اقتضا می‌کند برای نحوه توزیع یا حتی روابط میان کارفرما و کارگر ضوابطی مثل حداقل دستمزد، حداکثر ساعت کار و&#8230; وضع کند اما آقایان این کارها را غیراسلامی و خلاف شرع می‌دانستد. بخش راست سازمان نیز به مواضع آقایان نبوی و سلامتی در دولت به‌شدت انتقاد داشت. مرحوم آقای راستی از این زمان فعال شد مثلا نظر مرحوم مشکینی در هیئت سه‌نفره اصلاحات ارضی را رد می‌کرد و می‌گفت ایشان نظر ثابتی ندارد. یا می‌گفتند که ما آقای بهشتی را در برابر آقای بنی‌صدر از باب دفع&#8230;  تأیید می‌کنیم وگرنه دیدگاه‌های اقتصادی ایشان اسلامی نیست. در دیدارهای هیئت اجرائی سخنان ایشان ضبط می‌شد و پس از پیاده‌شدن در اختیار اعضا قرار می‌گرفت و بعضا مورد اعتراض برخی از اعضا قرار می‌گرفت. مثلا آقای آرمین مواضع تندتری می‌گرفت و می‌گفت این‌ چه حرف‌هایی است ایشان می‌زند. ایشان می‌خواهد سازمان را بازوی سیاسی حوزه علمیه کند. آقای ذوالقدر و زیبایی‌نژاد در رأس جریان راست سازمان بودند و باقی تبعیت می‌کردند. آن جناح دوستانی بودند که از نظر فکری ضعیف بودند و در ارگان‌های تصمیم‌گیر که مواضع فکری سیاسی سازمان را تعیین می‌کردند حضور نداشتند. لذا مسائل شخصی هم به آن مسائل فکری اضافه شد. به نظر ما دیدگاه‌های مرحوم آقای راستی با نظرات امام همخوانی نداشت اما آن دوستان این نظر را نمی‌پذیرفتند و می‌گفتند ایشان نماینده امام است و وظیفه ما اطاعت از ایشان است نه تردید در موضع ایشان. ما نیز مسائل را بدون اینکه علنی کنیم با مرحوم آقای بهشتی، و آقایان خامنه‌ای، مهندس موسوی و&#8230; در میان می‌گذاشتیم. مثلا آقایان دیدگاه ایشان را می‌‌شناختند و تعجب می‌کردند چگونه ایشان که دارای دیدگاهی کاملا سنتی است نماینده امام در سازمان شده است.</p>
<p>در این زمان با حزب نیز جلساتی داشتیم چون این اختلافات در آنجا نیز بین بخش روشنفکر حزب ازجمله میرحسین موسوی و بخش بازار حزب از جمله آقای بادامچیان وجود داشت. می‌خواهم عرض کنم جنس اختلافات سازمان همان اختلافاتی بود که در بخش‌های دیگر جامعه وجود داشت و به تدریج پررنگ شد. در این مقطع مرحوم راستی برخلاف گذشته در رابطه با سازمان کاملا فعال شده بود. نهایتا قرار شد یک جلسه عمومی در تهران با حضور آقای راستی برگزار کنیم و دوستان نظرات خود را بگویند. و طبق ضوابط رأی‌گیری شود که اجازه رأی‌گیری ندادند. این جلسه هم‌زمان بود با صحبت امام که نیروهای نظامی را از فعالیت سیاسی منع کردند و گفتند افراد شاغل در نیروهای نظامی که در احزاب فعال‌اند یک‌کدام را انتخاب کنند. برخی از دوستان ما که در سپاه بودند یا از سپاه استعفا دادند و به کار سیاسی پرداختند یا از سازمان استعفا دادند اما دوستان جناح مقابل که در سپاه و کمیته فعال بودند با استناد به نظر مرحوم راستی همچنان در سازمان ماندند. تا مبادا وزن طرف دیگر در سازمان سنگین‌تر شود. خلاصه اینکه در آن جلسه نتیجه‌ای به دست نیامد که به شکل دموکراتیک اختلافات حل شود. در این مرحله مرحوم راستی پنج نفر از دوستان جناح راست را که مورد تأییدشان بودند برای اداره سازمان مشخص کردند. که در واقع نوعی کودتا بود و اطلاعیه‌ای صادر کردند و تغییرات درون سازمان را به اطلاع جامعه رساندند.</p>
<p>در آن زمان مرحوم موسوی‌اردبیلی از طرف امام مأمور رسیدگی به اختلافات سازمان شدند. ایشان دیدارهایی با طرف‌های مختلف سازمان انجام دادند و نتیجه را به امام منعکس کردند. ایشان بعدا به ما گفتند امام نظرشان این است که اختلاف نکنید. بر این اساس ما از سازمان استعفا دادیم. از آن پس فعالیت سازمان رو به افول رفت چون اداره‌کنندگان اصلی سازمان دوستان ما بودند و با خروج ما از سازمان توان فکری سازمان کاملا تحلیل رفت و سازمان عملا به دامن جناح راست آن زمان افتاد و پس از مدتی به درخواست امام، مرحوم راستی سازمان را منحل اعلام کرد.</p>
<p><strong>‌انحلال به درخواست امام بود؟</strong></p>
<p>عرب‌سرخی: امام گفته بودند بنا ندارم در سازمان‌ها نماینده داشته باشم و شما به شکلی که می‌دانید مسئله را حل کنید. آقای راستی که نگران بود شاید با کناررفتن سازمان به دست دوستان ما بیفتد یا ما با نام سازمان اعلام فعالیت کنیم، در نامه‌ای به امام انحلال سازمان را رسما اعلام کرد.</p>
<p>نوروزی: مرحوم راستی در نامه خود به امام تأکید کرده بود جریان‌التقاطی و منحرف از سازمان پاک‌سازی شده است، انحلال سازمان و کناره‌گیری خود را اعلام می‌کنم. امام هم طی پیامی انحلال سازمان و کناره‌گیری ایشان را پذیرفت. پاسخ امام می‌توانست چنین فهمیده شود که نظر آقای راستی مبنی‌بر انحراف دوستان ما را تأیید کرده است، بنابراین آقای نبوی متعاقب آن نامه‌ای به امام نوشت که برخی چنین تبلیغ می‌کنند شما نظر ایشان را تأیید کرده‌اید؟ امام در پاسخ آقای نبوی به صراحت اعلام کرد من فقط با انحلال سازمان و کناره‌گیری ایشان موافقت کردم و دیگر اظهارات نام‌برده را تأیید نکردم.</p>
<p>آرمین: مرحوم راستی مورد احترام امام بودند، به‌هرحال ایشان یکی از حامیان اصلی امام در نجف به‌شمار می‌آمدند و امام نمی‌خواست ایشان را عزل کند، بلکه نظرش این بود که آقای راستی خودش کنار بیاید. آقای راستی که احساس می‌کردند اگر کنار بیاید احتمال دارد باز سازمان مشکل پیدا کند اعلام انحلال کردند و گفتند که یک جریان انحرافی تصفیه شده‌اند و الان این عزیزانی که در سازمان هستند در سنگر‌های دیگری برای انقلاب خدمت می‌کنند و انحلال سازمان را اعلام می‌کنم.</p>
<p>عرب‌سرخی: اگر شما فهرست مباحث اختلافات را بررسی کنید می‌شود همان فهرست را در قالب اصولگرا- اصلاح‌طلب دید. مثلا در بحث ولایت فقیه، ما آن موقع متهم به عدم اعتقاد به ولایت فقیه شدیم، زیرا معتقد بودیم ما باید به فرامین ولی‌فقیه عملا ملتزم باشیم اما در سطح عقیده و نظر می‌توانیم نظر خود را داشته باشیم. آنها می‌گفتند شما نه تنها در عمل ملتزم باشید، بلکه باید ذهن خود را نسبت‌به نظرات مخالف با ولی‌فقیه بتراشید و واژه ذهن‌تراشی در برابر ولی‌فقیه از همان زمان مطرح شد در حالی که باور ما این بود در یک سیستم سیاسی مبتنی‌بر اصل ولایت فقیه وظیفه مدیران و نیروهای سیاسی تبعیت عملی از مواضع اعلامی رهبری است نه تراشیدن ذهن و تغییر رأی و نظر. اما دوستان ما می‌گفتند ما باید شیعه تنوری باشیم، همان‌طورکه امام صادق(ع) به یکی از یارانش گفت برو توی تنور و رفت ما هم باید نسبت‌به ولی‌فقیه همین‌طور تابع باشیم. البته این حرف‌ها را می‌زدند اما خودشان به آن ملتزم نبودند.</p>
<p><strong>‌ </strong><strong>به احیای سازمان در دهه ۷۰ می‌رسیم که واژه فولکسی‌ها نسبت‌به سازمان مطرح شد اما ازنظر تأثیر‌گذاری در دهه ۷۰ همچنان قوی است. درباره شکل‌گیری سازمان دوم توضیحاتی بفرمایید</strong><strong>.</strong></p>
<p>عطریانفر: فولکس از واژگان سعید حجاریان است که هیچ‌وقت هم صحت ادعای سعید اثبات نشد.</p>
<p>نوروزی: ما بعد از اینکه از سازمان بیرون آمدیم جلسات خود را بدون تابلو در روز‌های دوشنبه داشتیم منتهی شرایط بعد از مجلس چهارم بود و فضای سیاسی کشور برای اعلام موجودیت یک تشکل سیاسی آمادگی نداشت. در آن دوره مرحوم آقای رفسنجانی به آقای نبوی پیشنهاد داد چین سفیر شود که نپذیرفت وقتی آقای نبوی گفت: تصمیم داریم تشکیلاتی سیاسی تأسیس کنیم آقای رفسنجانی گفته بود اگر این کار را بکنید شما را می‌گیرند و اگر با شما برخورد کنند من کاری برایتان نمی‌توانم انجام دهم. در اوایل دهه ۷۰ که فضا تا حدودی تعدیل شد با احتیاط تشکیلات سازمان را با افزودن نام ایران به آن تأسیس کردیم. برای اینکه حساسیتی به وجود نیاید نام برخی دوستان ازجمله آقای نبوی را به‌عنوان هیئت مؤسس به وزارت کشور ندادیم.</p>
<p>آرمین: سازمان دوم را جمع مستعفی سازمان اول به وجود آوردند؛ همان جمعی که معروف به اصحاب دوشنبه بودیم. آن جمع جلسات مرتب هفتگی داشت و در این جلسات مباحث و موضوعات مختلف کشور مطرح و تحلیل می‌شد. گاه این تحلیل‌ها ازطریق ملاقات‌ها به مسئولان منتقل می‌شد برخی موارد نیز به‌صورت مقاله در روزنامه‌ای منتشر می‌شد البته نه به نام جمع. این تجربه تقریبا از سال ۶۰ به مدت ۱۰ سال ادامه داشت. این زمان طولانی بحث و گفت‌وگو درباره مسائل مختلف موجب شده بود جمع مبانی مشترک و انسجام فکری زیادی پیدا کند. بار‌ها اتفاق افتاد یکی از ما در جمعی اظهارنظری می‌کرد و یکی از حضار می‌گفت فلانی از دوستان شما در جمعی دیگر همین حرف را زد. معلوم است شما سازمانی‌ها همه‌چیز را با هم هماهنگ می‌‌کنید درحالی‌که چنین نبود، بلکه علت این هم‌نظری این بود که شاکله فکری ما خیلی به هم نزدیک شده بود، به همین سبب سازمان دوم منسجم‌ترین تشکیلات در جمهوری اسلامی به شمار می‌آمد.</p>
<p>در مورد دولت آقای هاشمی در دو جناح راست و چپ آن زمان دیدگاه‌های مختلفی وجود داشت جناح راست سنتی دو دوره کاملا‌ متضاد را با مرحوم آقای هاشمی طی کرد. در آغاز یعنی اواخر سال ۶۰ و سال‌های اول دهه ۷۰ متحد و حامی آقای هاشمی علیه جریان چپ عمل می‌کردند. دوران پس از امام و دوره اول ریاست‌جمهوری هاشمی بود. اتفاق نظری وجود داشت که جریان خط امام از قدرت کنار گذاشته شود و نهایتا به حذف جریان چپ در مجلس چهارم انجامید. آن زمان جریان راست متحد مرحوم آقای هاشمی بود و شعار می‌دادند «مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است»، کار به جایی رسید که مجمع روحانیون مبارز اعلام تعطیلی دفتر سیاسی و توقف فعالیت کرد و این وضعیت ادامه داشت و بعد در دوره دوم دولت آقای هاشمی جریان راست ضدهاشمی شد، چون احساس می‌کردند به پایان دوره ریاست‌جمهوری مرحوم هاشمی نزدیک می‌شوند باید با انتقاد از هاشمی و اتخاذ موضع اعتراضی نسبت‌به مشکلات و نارسایی‌ها، مقدمات را برای تصاحب کرسی ریاست‌جمهوری فراهم کنند و تا کربلا یک یاحسین دیگر مانده تا ریاست‌جمهوری را هم تصاحب کنند.</p>
<p>نوروزی: کاری که تا الان طول کشید.</p>
<p>آرمین: بله این پروژه تا خرداد ۱۴۰۰ طول کشید. در میان جریان خط امام آن زمان و اصلاح‌طلبان بعدی در قبال مرحوم آقای هاشمی دو دیدگاه هم‌زمان وجود داشت یک بخش از دوستان هم فکر ما با ایشان سخت مشکل داشتند و عمدتا در روزنامه سلام و روزنامه بیان فعالیت می‌کردند؛ برای مثال یادم هست وقتی آقای مهاجرانی پیشنهاد برداشتن محدودیت دوره‌های ریاست‌جمهوری را داد که البته مشکل قانون اساسی داشت و آقای هاشمی هم با این پیشنهاد موافق نبود، اما برخی دوستان ما آن را زمینه‌سازی برای ریاست‌جمهوری مادام‌العمر و دیکتاتوری تحلیل می‌کردند و می‌گفتند آقای هاشمی دنبال دیکتاتوری است و ما می‌گفتیم شما اشتباه می‌کنید. در جمهوری اسلامی رئیس‌جمهور و دولت نمی‌تواند دیکتاتور شود، چون ابزار لازم برای این کار را ندارد. اما سازمان موضع دیگری داشت، سازمان به مواضع اقتصادی هاشمی نقد داشت که در نشریه عصر ما نیز منعکس شده است، ما الگوی توسعه دولت آقای هاشمی را به‌خاطر توجه‌نداشتن به عدالت اجتماعی و نیز بی‌توجهی به آزادی‌های سیاسی و اجتماعی نمی‌پسندیدم، اما درعین‌حال سازمان وجود آقای هاشمی را یک ظرفیت بزرگ برای انقلاب تحلیل می‌کرد و با تخریب ایشان مخالف بود؛ یعنی سازمان با وجود انتقاد، آقای هاشمی را قبول داشت.</p>
<p><strong>‌ </strong><strong>مواجهه سازمان با دولت هاشمی را چگونه می‌بینید و موضع ایشان نسبت به گروه‌های چپ چگونه بود؟</strong></p>
<p>عطریانفر: من موقع نماز در حال استراق سمع بودم {عطریانفر در میانه میزگرد به نماز ظهر ایستاد}و دو نکته درباره بحث گذشته به ذهنم رسید. درخصوص مرحوم آیت‌الله راستی چون تصویر نابهنجاری در سازمان از ایشان داده می‌شود، اما درواقع باید بدانیم راستی که بود. مرحوم‌ حسین راستی نزد امام شخصیت موجهی داشت. امام در سال ۴۴ که به نجف رفتند موقعیت ضعیفی داشتند و در طراحی‌ای که ساواک کرده بود، قرار این بود امام زیر چرخ دهنده‌های سنگین آخوند‌های نجف از بین می‌رفت. آنجا رفتار هوشمندانه‌ای ازسوی امام صورت گرفت که اسیر بازی‌های طراحی‌شده ساواک نشد. البته طرف مقابل که بالقوه مخالف امام بودند، با توجه به تأیید مرجعیت ایشان نیز با احتیاط رفتار کردند. در آن ایام ودر میانه میدان رقیب که حول محور مرحوم آیت‌الله خویی امکان رویارویی داده می‌شد، دو شخصیت مراقب بودند حادثه‌ای رخ ندهد، یکی شهید مدنی و دیگر مرحوم راستی؛ این دو شخصیت، فقهای نامدار و تمام‌قدی بودند که در حوزه مکتب آیت‌الله خویی نقش کلیدی داشتند. در آنجا حضور و نحوه رویکرد آقای راستی و شهید مدنی بسیاری از معادلات را می‌توانست به‌هم بزند. آن دو بزرگوار از مکتب خویی فاصله گرفته و به مکتب خمینی پیوستند. حضور آقای مدنی و راستی بر سر درس آقای خمینی مثل حضور آقای منتظری در درس امام بود. همان‌طور که آقای منتظری نیاز مبرم به درس امام در قم نداشت اما از باب ترویج ایشان به محفل درس ایشان پیوست. اینها هم برای صیانت و تقویت امام و ترویج ایشان به درس خارج فقه امام پیوستند و این اقدام نقش مهمی در تثبیت امام داشت. مرحوم امام خیلی حسن‌نیت داشت و نمی‌دانست داستان‌های قدرت چه فرازوفرودهایی در پیش دارد. نکته دوم طبق فرمایش آقای آرمین درباره گروه صف تهران و اصفهان است. این نکته راجع به مواضع رادیکال فقط متعلق به یکی از اعضای صف بود که تأثیرپذیری جدی از شهید محمد منتظری داشت و محمد نیز آتشی از انقلاب بود، از شهید بهشتی دل خوشی نداشت و احساسش این بود که اینها عافیت‌طلب هستند و به آقای بهشتی می‌گفت راسپوتین. معتقد بود باید در صحنه انقلاب سینه‌چاک بود. شهید محمد یکبار از ایران به نجف رفته بود. از ایران پیام دادند به بیت امام که محمد به نجف آمده، بعد از چندی از بیت امام خبر به ایران داده شد که وی نیامده و دو ماه دنبال او می‌گشتند بعد رد او را در زندان پیدا کردند. به او گفتند خب به مأموران می‌گفتی متعلق به بیت امام هستی و آزاد می‌شدی گفته بود لازم نبود می‌خواستم در زندان باشم تا مناسبات و روابط زندان‌های عراق را متوجه شوم؛ یعنی برای درگیری سرش درد می‌کرد. خاطرم هست در اتاقی که در مجلس خبرگان آقای منتظری استقرار داشتند به‌همراه شهید محمد منتظری وارد شدیم که ایشان به زبان انگلیسی در حال صحبت با یک سیاه پوست آمریکایی بود صحبتشان که تمام شد همان لحظه روی زمین خوابیدند. محمد اصرار کرد پدر بلند شوید ما کار داریم اما آیت‌الله توجهی به ایشان نکردند. با محمد اختلاف نظر داشتند. در اصفهان یکی، دو نفر مصداق صحبت آقای آرمین‌اند اما دیگران چنین تفکری نداشتند. لذا دوستان نسبت‌به دفتر اصفهان حرفشان درمورد اندک‌افرادی درست است نه همه. منظور این است که در اصفهان فرضا بنده اگر می‌خواستم تحلیلم حاکم بود. البته آن زمان سازمان این‌گونه نبود که انضباط خاصی داشته باشند، هرچند اصفهان مدعی بود مرکز صف، اصفهان است. تحلیلی که در این قضایا ارائه کردم بخشی به تحلیل من برمی‌گردد اما نوعا سعی کردم متکی بر اسناد و فکت اشاره کنم و خلاف نظر برادر فیض‌الله صرفا روایت امروز من نیست.</p>
<p>مجاهدین انقلاب (دوم) جزء نهاد‌های سیاسی معنادار و ریشه‌دار و قابل ستایش‌اند، امروز ما در یک نقطه تاریخی قرار گرفته‌ایم. همفکران و دوستان بزرگ‌مردی چون بهزاد نبوی انسان‌های سلیم و مخلص و فداکاری هستند که سیاست‌ورزی‌شان واقع‌بینانه و رویکردشان به هاشمی نیز همین‌گونه بوده است. آقای هاشمی جزء تعلقات روحی و همواره مورداحترام من هست. در کارگزاران متهم به نفوذی مجاهدین انقلاب (دوم) در حزب هستم. واقعیت این‌ که ماندگاری جریان دوم در سازمان دلالت بر جنبه‌های اصیل‌ و واقع‌بینی آنها دارد. آنها از رادیکالیسم فاصله دارند. یک عنصر سیاسی باید باقتضای زمان و تحلیل شرایط سیاست‌ورزی کند. مهم‌ترین رکن و جهت‌گیری جریانات سیاسی آینده‌نگری است. بخش بزرگی از فشارهایی که سازمان مجاهدین انقلاب تحمل کرد، به خاطر همین آینده‌نگری‌ها بوده و هست و من با بخش بزرگی از تحلیل‌های دوستان همراهی دارم.</p>
<p>آرمین: من فکر نمی‌کردم ما اینقدر خوب باشیم!</p>
<p>عرب‌سرخی: در زندان به من گفتند با کدام کارگزارانی رفیق هستی؟ گفتم محمد عطریانفر. گفتند چرا؟ گفتم چون می‌گویند او بهترین کارگزارانی روی زمین است.</p>
<p><strong> </strong><strong>مقداری درباره نشریه «عصر ما» و ساختار آن توضیح دهید</strong><strong>.</strong></p>
<p>عرب‌سرخی: این نشریه دو هفته یک‌بار منتشر می‌شد و هر هفته دو جلسه پنج‌ساعته داشتیم که آقایان نبوی، آقاجری، تاجزاده، مزروعی، حجاریان، جلایی‌پور، علوی‌تبار و&#8230; حضور داشتند. موضوعاتی که قرار می‌شد در عصر ما منعکس شود به تفصیل مورد بحث قرار می‌گرفت و محورهای آن تعیین و تصویب می‌شد و یک نفر مأمور نوشتن آن می‌شد.</p>
<p>نوروزی: پیش از نوشتن مباحث محور‌بندی می‌شد و بعد که مقاله نوشته می‌شد اعضا درباره آن نظر می‌دادند و پس از تصویب در عصر ما منتشر می‌شد.</p>
<p>آرمین: آن انسجام فکری که قبلا عرض کردم در عصر ما بازتاب داشت. معمولا سازمان از بیرون یک تشکیلات بسیار بسته و با سانترالیسم غیردموکراتیک تصور می‌شد اما این تصور نسبت به سازمان درست نبود. عصر ما ارگان سازمان بود اما ما غیر از خودمان از دیگر نظرات نیز استفاده می‌کردیم و عصر ما هم قلب سازمان بود. آن موقع ما دنبال گسترش سازمان نبودیم و عضوگیری نمی‌کردیم البته آن زمان فضای سیاسی جامعه هم فضای پویا و پررونقی نبود و از فعالیت سیاسی استقبال چندانی نمی‌شد. لذا برای جبران محدودیت‌های ناشی از کوچک‌بودن تشکیلات و به‌منظور ارتباط بیشتر با جامعه و طرفداران عصر ما را منتشر کردیم. عصر ما ویترین و هویت سازمان بود ارگان سازمان بود و درعین‌حال به نحوی کاملا دموکراتیک اداره می‌شد. در هیئت تحریریه دوستانی بودند که عضو سازمان نبودند. همه بدون کمترین چشم‌داشت مادی یا بهره سیاسی وقت می‌گذاشتند مقالات همگی بدون نام نویسنده منتشر می‌شد کسی دنبال نام نبود.</p>
<p><strong><em>محمد سلامتی: انشعاب با روز کارگر آشکار شد</em></strong></p>
<p>مدیرمسئول نشریه عصر ما و از سران سازمان مجاهدین انقلاب در دو دوره نیز به سؤال‌های «شرق» درباره انشعاب سال ۶۱ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کتبا پاسخ داد که مشروح آن را می‌خوانیم.‌</p>
<p><strong>این گزاره که انشعاب سازمان مجاهدین انقلاب در سال ۶۱ مبدأ تقسیم‌بندی جناح‌های سیاسی درون حاکمیت و در ادامه اصلاح‌طلبی و اصولگرایی بود، چقدر صحیح است؟ ریشه این تضاد میان نیروهای مذهبی آیا در زندان‌های شاه ایجاد شد؟</strong><br />
تضاد نیروهای مذهبی در زندان شاه، بیشتر از نوع ایدئولوژیک، سیاسی و تا حدودی فرهنگی بود؛ اما بعد از انقلاب ابتدا تضاد سیاسی بروز کرد و سپس تضاد اصلی با محور اقتصاد و پوشش ایدئولوژیک نمایان شد. البته بعد از انقلاب، ابتدا همه نیروها تقریبا با هم بودند؛ اما با گام‌برداشتن دولت موقت در عرصه اجرا و عمل، بین نیروهای مذهبی شکاف ایجاد شد. طیف معتقد به مشی امام از یک طرف و لیبرال‌ها از طرف دیگر در مقابل هم قرار گرفتند. این تقابل بیشتر جنبه سیاسی داشت. بعد از حذف لیبرال‌ها، تضاد بین نیروهای مذهبی عمدتا ریشه اقتصادی داشت که توجیه قوی ایدئولوژیکی آن را پشتیبانی می‌کرد. در این زمان بود که «اسلام فقاهتی» از سوی جناح راست مطرح شد و «فقه پویا» و «اسلام پیشرو» از‌سوی جناح خط امام. جناح راست سرسختانه با تصویب قوانینی مثل اصلاحات ارضی، تعاونی‌ها، سهمیه‌بندی کالاهای اساسی در زمان جنگ، قیمت‌گذاری کالاهای اساسی و بعد‌ها قانون کار، بیمه بی‌کاری و شوراهای اسلامی کار مخالف بود و برعکس جناح خط امام با تصویب همه اینها موافق بود. همین جناح‌بندی بعدها نام اصولگرا و اصلاح‌طلب را به خود گرفتند. شروع این تقسیم‌بندی‌های جناحی، به‌دلیل حساسیت‌های شدیدتر ایدئولوژیکی و ضرورت‌های عاجل اجرائی، از «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» نشئت گرفت.<br />
<strong>‌ </strong><strong>تضاد درون‌سازمان ناشی از اختلاف دیدگاه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی یا ایدئولوژیک بود؟ دخالت‌های بیرون از سازمان تا چه حد در این اتفاق مؤثر بود؟</strong><br />
تضاد در درون «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» ابتدا بیشتر جنبه ایدئوژیک داشت. این تضاد خود را موقعی آشکار کرد که در آستانه روز جهانی کارگر در سال ۱۳۵۸، پیشنهاد شد بیانیه‌ای در حمایت از کارگران و گرامیداشت این روز صادر شود؛ اما عده‌ای با آن مخالفت کردند و مناسبت این روز را وابسته به کمونیست‌ها دانستند. البته این روز ربطی به کمونیست‌ها ندارد. در اول ماه می‌۱۸۸۶میلادی، کارگران در شیکاکوی آمریکا که از ستم کارفرمایان به ستوه آمده بودند، تظاهرات کردند که با سرکوب شدید مواجه شده و تعدادی از آنها کشته شدند. از آن سال به بعد، اول ماه «می» ‌توسط بسیاری از تشکل‌های کارگری بزرگداشت گرفته شده و به‌عنوان روز کارگر معرفی شد. کمونیست‌ها نیز بعدها این روز را به رسمیت شناختند؛ اما بعضی اعضای سازمان به‌هرحال با گرامیداشت این روز موافق نبودند. در نهایت بیانیه صادر شد، ولی اختلاف‌نظر باقی ماند. این اختلاف در آستانه سالگرد فوت دکتر شریعتی نیز ظاهر شد. همان‌ها که درباره بیانیه‌دادن برای روز کارگر مخالفت کردند، با بیانیه به مناسبت سالگرد فوت دکتر شریعتی نیز مخالف بودند؛ اما این اختلاف‌نظرها طوری نبود که کار را با بن‌بست مواجه کند. تا اینکه در سال ۱۳۵۹، من و آقای نبوی که در کابینه شهید رجائی وارد شدیم، در جریان کار اجرائی با اموری مسئله‌ساز و اختلاف‌برانگیز سروکار پیدا کردیم. من موضوع اصلاحات ارضی و تشکیل تعاونی‌ها را باید پیگیری کنم و آقای نبوی کوپنی‌کردن کالاهای اساسی را. این کارها از زاویه دید بعضی اعضا، کاری کمونیستی و خلاف شرع محسوب می‌شد؛ بنابراین اختلاف نظر خود را در قالب اقتصادی ظاهر کرد. این اختلاف‌نظر هم‌زمان در دولت، مجلس شورای اسلامی، حزب جمهوری اسلامی و تشکل‌های روحانیون نیز بروز کرد.<br />
<strong>‌در ماجرای انشعاب آیا دیداری با امام یا دیگر مسئولان انجام شد؟ نظر امام درباره انشعاب سازمان و به‌طورکلی احزاب سیاسی چه بود؟</strong><br />
ازآنجاکه من از مردادماه ۱۳۵۹، درگیر کار اجرائی در وزارت کشاورزی شدم، ارتباطم با سازمان بسیار کم شد؛ بنابراین در جریان دقیق فرایند انشعاب قرار نداشتم؛ بنابراین در این زمینه نظر مبتنی‌بر ناظر وقایع نمی‌توانم بدهم.‌<br />
<strong>راستی‌کاشانی را برخی عامل دامن‌زدن به تضاد درون سازمان تحلیل می‌کنند. نظر شما درباره نقش او در سازمان چیست؟</strong><br />
آقای راستی‌کاشانی تا قبل از بروز و تشدید تضادها در درون سازمان به نظر من عنصری باصفا، قابل انعطاف و همراه بود؛ برای مثال ایشان حتی در جلسه‌ای که در نیمه دوم سال ۱۳۵۹ در منزل خود با حضور جمعی از مراجع و فقهای حوزه علمیه قم و این‌جانب برای حل مسئله اختلاف‌برانگیز اصلاحات ارضی گذاشت، با وجود اختلاف‌نظری که با هم داشتیم، برای ایجاد جوی آرام و اطمینان‌بخش، در مقابل آنها از من تعریف و تمجید کرد. این روحیه را برای همه اعضای سازمان تا مدت‌ها حفظ کرد؛ اما طبق گزارشاتی که مرتب می‌رسید، به‌تدریج به موضع تحکمی، سرسختانه و انعطاف‌ناپذیر گرایش پیدا کرد و دخالت در همه مسائل را جزء وظایف خود و با بینش خود می‌شمرد که البته در این زمان من در سازمان حضور فعال نداشتم که بتوانم ظرافت آن را بیشتر بیان کنم. طبیعی است که با این روش تنها می‌توانست اختلافات را تشدید کند.<br />
<strong>‌با وجود اینکه سازمان عمدتا با تلاش‌های جناح چپ از جمله آقای بهزاد نبوی و شما شکل گرفته بود، چرا در زمان انشعاب عده محدودی با جناح چپ سازمان خارج شدند؟</strong><br />
از بدو شروع فعالیت سازمان، تعدادی از اعضا جذب ارگان‌های مختلف شدند. ضرورت‌های اجرائی و بروز تضادها، باعث شد آنها به‌تدریج ارتباطشان را با سازمان کم و در نهایت قطع کنند. در زمان اوج بحران در سازمان تنها حدود ۷۰ نفر عضو باقی ماندند. از این تعداد فقط ۳۰ درصد (حدود ۲۰نفر) طرفدار تفکر آقای راستی بودند. به‌طوری‌که در تیرماه سال۱۳۶۱، هفتاد درصد اعضا که حدود ۵۱ نفر می‌شدند، تصمیم بر تغییر ترکیب و اصلاح ساختار ارکان سازمان گرفتند و در نامه‌ای به آقای راستی به این مهم اشاره کردند. البته چند روز بعد از اجرا آقای راستی‌کاشانی آن را وتو کرد. ضمنا از همین ۷۰ نفر تا نامه استعفا در دی‌ماه ۱۳۶۱، تعدادی دیگر از اعضا نیز کنار کشیدند؛ بنابراین ۳۷ نفر از اعضا که نامه استعفا را امضا کرده‌اند، اکثریت را شامل می‌شد.<br />
<strong> </strong><strong>‌آیا سازمان دستاورد سیاسی مشخصی در آن سال‌ها داشت؟</strong><br />
سازمان بعد از انشعاب طی بیانیه‌ای که داد، ضمن کنارگذاشتن وظایف نظامی و امنیتی، از حالت نیمه‌مخفی و نیمه‌علنی خارج شد و صرفا به فعالیت سیاسی پرداخت. نقد سیاست‌ها و عملکرد دولت مهندس موسوی به موازات مخالفان دولت، یکی از کارهای سازمان بود. در این زمان به نظر من کار چشمگیری که تضمین‌کننده تداوم آن باشد انجام نداد. همین امر به‌تدریج فلسفه وجودی آن را از بین برد و موجب شد در سال ۱۳۶۵، با تأیید امام منحل شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>The post <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%a8/">روایت یک انشعاب که زمینه‌ساز چپ و راست شد</a> appeared first on <a rel="nofollow" href="https://rasadkhabar.ir">سایت خبری تحلیلی رصد خبر</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://rasadkhabar.ir/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
